کشف ارتباط شگفتانگیز بین ترتیب تولد با احتمال ابتلا به بیماریها
ترتیب تولد در خانواده ممکن است بیش از آنچه تصور میشد، بر سلامت افراد اثر بگذارد. پژوهشی گسترده که دادههای بیش از ۱۰ میلیون خواهر و برادر را بررسی کرده، نشان میدهد اینکه فرزند اول باشید یا دوم، میتواند احتمال ابتلا به بیش از ۱۵۰ بیماری و اختلال مختلف را تغییر دهد.
موضوع «ترتیب تولد» بیش از یک قرن است که توجه دانشمندان را به خود جلب کرده و پژوهشهای زیادی تلاش کردهاند آن را به ویژگیهایی مانند شخصیت یا بهره هوشی (IQ) مرتبط کنند. بااینحال، بسیاری از مطالعات قدیمی به دلیل انتخاب گزینشی دادهها یا در نظر نگرفتن عوامل مداخلهگر، مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
در مطالعهای در سال ۲۰۱۵ به سرپرستی یولیا روهرر در دانشگاه لایپزیگ آلمان، دادههای حدود ۲۰هزار کودک با در نظر گرفتن محدودیتهای یادشده تحلیل شد. نتایج نشان داد ترتیب تولد تقریباً تأثیری بر شخصیت ندارد و تنها ارتباط اندکی با IQ دارد؛ بهطوریکه میانگین بهره هوشی بین فرزند اول و آخر خانواده حدود ۱ تا ۲٫۵ واحد اختلاف دارد.
مطالعه جدید نشان میدهد فرزندان اول بیشتر در معرض اختلالاتی مانند اوتیسم، آلرژی و اضطراب قرار دارند
پژوهش جدید رویکرد متفاوتی در پیش گرفته و بهجای شخصیت، بر احتمال ابتلا به بیماریها تمرکز کرده است. بنجامین کرامر از دانشگاه شیکاگو و همکارانش ابتدا ۱٫۶ میلیون جفت خواهر و برادر را بررسی کردند. آنها برای کاهش اثر عوامل دیگر، فرزند اول یک خانواده را با فرزند دوم خانوادهای دیگر مقایسه کردند، بهگونهای که جنسیت، سال تولد، سن والدین و فاصله سنی بین فرزندان در دو گروه مشابه باشد. سپس دادههای ۵٫۱ میلیون خانواده دارای فرزندان خونی نیز تحلیل شد.
به گزارش نیوساینتیست، در مجموع ۴۱۸ وضعیت پزشکی بررسی شد که از میان آنها، ۱۵۰ مورد با ترتیب تولد ارتباط نشان دادند. در این میان، ۷۹ مورد در فرزندان اول شایعتر بود و ۷۱ مورد در فرزندان دوم.
در میان فرزندان اول، بیشترین ارتباط با اختلالات عصبی-رشدی مانند اوتیسم و سندرم تورت و همچنین برخی موارد روانپریشی در کودکی دیده شد. این گروه همچنین بیشتر در معرض آکنه، آلرژی، تب یونجه و اختلالات اضطرابی قرار داشتند. در مقابل، فرزندان دوم بیشتر در معرض سوءمصرف مواد، زونا، بیماریهای مجاری صفراوی (مانند سنگ کیسه صفرا)، گاستریت (التهاب معده) و میگرن بودند.
روهرر درباره نتایج میگوید این مطالعه از نظر روششناسی بسیار دقیق است، اما تأکید میکند که ارتباطها معمولاً ضعیفاند و نباید آنها را قطعی تلقی کرد. بهعنوان مثال، خطر افسردگی در فرزندان اول تنها حدود ۳٫۶ درصد افزایش نسبی نشان میدهد. به گفته او، هر فرد تنها یک ترتیب تولد را تجربه میکند و نمیتوان متوجه شد که اگر در جایگاه دیگری در خانواده به دنیا میآمد، زندگیاش چه مسیری را طی میکرد.
پژوهشگران همچنین برای توضیح تفاوتها به چند سازوکار احتمالی اشاره کردهاند. بر این اساس، یکی از توضیحات مطرح این است که فرزندان بعدی به دلیل تماس بیشتر با میکروبها از طریق خواهر یا برادر بزرگتر، در سالهای اولیه زندگی سیستم ایمنی مقاومتری پیدا میکنند. به همین دلیل، افزایش خطر آلرژی و تب یونجه در فرزندان اول دیده میشود. همچنین هرچه فاصله سنی بین دو فرزند بیشتر باشد، احتمال ابتلای فقط فرزند اول به آلرژی کاهش پیدا میکند.
الگوی مشابهی در مورد سوءمصرف مواد نیز مشاهده شد؛ بهطوریکه افزایش خطر در فرزندان دوم با افزایش فاصله سنی کمتر میشود. پژوهشگران این موضوع را به رفتارهای پرخطرتر در فرزندان بعدی نسبت میدهند، هرچند روهرر معتقد است شواهد این فرضیه چندان قوی نیست و شاید توضیح سادهتر این باشد که فرزندان بعدی بیشتر در محیطهای شغلی یا اجتماعی قرار میگیرند که در آنها مصرف مواد رایجتر است.
در مورد اوتیسم نیز پژوهشگران ترکیبی از عوامل زیستی و محیطی را مطرح میکنند. برخی مطالعات نشان دادهاند که سیستم ایمنی مادر در بارداری اول واکنش قویتری دارد و این موضوع میتواند بر رشد مغز جنین اثر بگذارد. از سوی دیگر، گاهی خانوادههایی که یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارند، از داشتن فرزند دوم صرفنظر میکنند که میتواند به نوعی سوگیری در دادهها منجر شود.
روهرر همچنین به این نکته اشاره میکند که نوع تشخیص برخی اختلالات مانند ADHD و اوتیسم میتواند تا حدی تحت تأثیر نتایج آزمونهای شناختی مثل IQ باشد. در چنین شرایطی، ممکن است یک الگوی رفتاری مشابه در کودکی با بهره هوشی پایینتر بهعنوان ناتوانی ذهنی تشخیص داده شود، اما همان رفتار در کودکی با بهره هوشی متوسط بهعنوان ADHD یا اوتیسم تشخیص داده شود. از آنجا که فرزندان اول بهطور میانگین کمی بهره هوشی بالاتری دارند، احتمال دارد در آنها یک نوع تشخیص بیشتر به چشم آید و در فرزندان بعدی تشخیص دیگر حتی با وجود علائم مشابه، ثبت شود.
فرزندان بعدی به دلیل تماس بیشتر با میکروبها از طریق خواهر یا برادر بزرگتر، در سالهای اولیه زندگی سیستم ایمنی مقاومتری پیدا میکنند
در همین حال، ری بلانچارد از دانشگاه تورنتو معتقد است نتایج ممکن است با در نظر گرفتن جنسیت خواهر و برادرها یا تکفرزندی تغییر کند. برای مثال، پژوهشهای او نشان دادهاند که داشتن برادران بزرگتر میتواند احتمال همجنسگرایی را در پسران بعدی کمی افزایش دهد. یکی از توضیحات پیشنهادی این است که بدن مادر در بارداریهای اول، پادتنهایی علیه پروتئینهای خاص مردانه تولید میکند که در بارداریهای بعدی بر رشد جنین اثر میگذارد.
در مجموع، یافتهها که به شکل پیشانتشار در پایگاه داده medRxiv منتشر شده است، نشان میدهد ترتیب تولد میتواند با طیف گستردهای از وضعیتهای سلامتی مرتبط باشد، اما این ارتباطها پیچیده، چندعاملی و اغلب ضعیف هستند. بنابراین، نباید آنها را بهعنوان سرنوشت قطعی افراد در نظر گرفت، بلکه باید بهعنوان یکی از عوامل احتمالی در کنار سایر عوامل ژنتیکی و محیطی دیده شوند.