وقتگذرانی با افراد سمی ممکن است موجب پیری زودرس شود
همهی ما در زندگی افرادی را داریم که تعامل با آنها دشوار است؛ کسانی که ناخواسته یا آگاهانه انرژی ما را تحلیل میبرند و احساس خستگی و بیارزشی به ما میدهند. شاید فکر کنیم کنارآمدن با این افراد بخشی اجتنابناپذیر از زندگی است، اما آیا میدانستید که روابط سمی میتوانند فراتر از آسیبهای روانی، بر سلامت جسمی شما نیز تاثیر بگذارند؟
مطالعهای جدید با کشف ارتباطی مستقیم، نشان میدهد که گذراندن وقت با «آزاردهندهها» یا همان افراد سمی نه تنها کیفیت زندگی را کاهش میدهد، بلکه میتواند روند زیستی پیری جسم را نیز تسریع کند و شاخصهای بیولوژیکی کهولت سن را افزایش دهد.
محققان آمریکایی در پژوهش خود، «آزاردهندهها» را افرادی تعریف کردهاند که تعامل با آنها توام با خصومت، تنش مداوم یا ایجاد فشار روانی است؛ به گونهای که زندگی فرد را دشوار میسازد. فرضیهی اصلی پژوهش بر آن بود که حضور چنین افرادی در دایرهی اجتماعی نزدیک، میتواند پیامدهای نامطلوبی برای سلامت و تندرستی افراد داشته باشد.
بسیاری از ما میتوانیم با این موضوع همذاتپنداری کنیم؛ شاید عضوی در هر خانوادهای وجود داشته باشد که به دلیل تعهدات خانوادگی مجبور به دیدار او هستیم، اما پس از هر تعامل احساس ناامیدی، ناراحتی و بیارزشی میکنیم. یا دوستی که همواره انرژی ما را تحلیل میبرد و کمتر به تقویت آن کمک میکند. همانطور که دکتر بیونگکیو لی، سرپرست مطالعه از دانشگاه نیویورک، در گفتوگو با واشنگتن پست اشاره کرده است: «همهی روابط اجتماعی لزوماً در راستای حمایت از ما نیستند».
ارتباطات اجتماعی بیشتر لزوماً بهتر از دایره اجتماعی کوچک نیست
تصور رایج بر آن است که کنارآمدن با افراد آزاردهنده بخشی اجتنابناپذیر از زندگی است، اما یافتهها نشان میدهد که بازنگری در ارتباط و کاهش تعامل با این افراد میتواند فواید جسمانی چشمگیری داشته باشد. تیم تحقیقاتی دادهها را از بیش از دوهزار شرکتکننده در طیف سنی گستردهای (۱۸ تا ۱۰۳ سال) جمعآوری کردند و سپس سوالاتی دربارهی زندگی اجتماعی و تجربیاتشان با افراد آزاردهنده پرسیدند. میانگین اندازهی دایرهی اجتماعی حدود ۵ نفر بود، اما در برخی موارد به ۲۵ نفر نیز میرسید.
حدود ۲۹ درصد از شرکتکنندگان گزارش دادند که حداقل یک فرد آزاردهنده در زندگی خود دارند و ۱۰ درصد نیز اذعان داشتند که دو یا چند نفر را میشناسند. برای سنجش سن بیولوژیکی در مقابل سن تقویمی، تیم تحقیقاتی از دو ابزار پیشرفته استفاده کردند: GrimAge2 و DunedinPACE. ابزار اخیر که به دلیل آزمایش توسط خانوادهی کارداشیانها مشهور شده است، با استفاده از متیلاسیون DNA (اتصال مولکولهای کوچک به رشتههای DNA) بهعنوان نشانگری دقیق از پیری عمل میکند. این تغییرات اپیژنتیکی شناخته میشوند، یعنی نحوهی خواندهشدن DNA توسط سلول را بدون ایجاد تغییر در توالی اساسی آن دگرگون میکنند.
بهطور خلاصه، دانشمندان تلاش داشتند ارزیابی کنند که آیا زیستشناسی داخلی هر شرکتکننده نسبت به سن واقعی او پیرتر به نظر میرسد یا خیر. نتایج نشان داد افرادی که آزاردهندههای بیشتری را در زندگی خود گزارش میکنند، تفاوتهای معناداری در سرعت و شتاب پیری بیولوژیکی نشان میدهند. برای ابزار PACE، هر فرد آزاردهندهی اضافی در زندگی یک نفر به افزایش ۱٫۵ درصدی سرعت پیری منجر میشد. نویسندگان توضیح میدهند که این موضوع طی دورهای ۱۰ ساله به معنای ۱٫۸ ماه پیری بیشتر بهازای هر فرد آزاردهنده است.
در میان شرکتکنندگانی که سن یکسانی داشتند، هر فرد آزاردهنده اضافی با ۹ ماه پیری بیولوژیکی بیشتر همراه بود. علاوه بر پیری زودرس، شرکتکنندگانی که تعداد افراد آزاردهندهی بیشتری را در زندگی خود گزارش کردند، نمرات پایینتری را برای طیف وسیعی از شاخصهای سلامتی، از جمله نشانگرهای روانی و جسمی، به خود اختصاص دادند.
لازم به ذکر است که با توجه به ماهیت دادهها نمیتوان اثبات کرد که حضور افراد آزاردهنده بهطور مستقیم به کاهش سلامت منجر میشود. دکتر لی تاکید میکند: «آنچه مشاهده میکنیم نوعی ارتباط بین حضور افراد سمی و سرعت پیری است». اما یافتهها منطقی به نظر میرسد؛ استرس مزمن با پیری زودرس مرتبط است، چه چیزی استرسزاتر از گذراندن وقت با اقوامی متوهم و توطئهگر است؟
پژوهشگران توضیح میدهند: «قرارگیری مکرر در معرض افراد آزاردهنده ممکن است سیستمهای حساس به استرس را بهطور مزمن فعال کند و باعث ایجاد التهاب سیستمیک، اختلالات اپیژنتیکی و فشار متابولیکی شود».
اگرچه اثرات منفی تنهایی و انزوا اهمیت بسیاری دارد، همیشه بیشازحد مورد توجه قرار گرفته است. ارتباطات اجتماعی بیشتر لزوماً بهتر از دایرهی اجتماعی کوچک نیست. گاهی اوقات ارتباطات بیشتر افراد آزاردهندهی بیشتری را هم وارد زندگی ما میکند. بنابراین، اگر از قبل فکر میکردید که قطع ارتباط یا کاهش تعداد دفعات دیدوبازدید با بعضی از دوستان یا اقوام سمی کار درستی است، یافتههای این پژوهش میتواند بهانهای موجه برای تصمیم شما باشد.
مطالعه در مجلهی PNAS منتشر شده است.