ساخت کلونهای بدون مغز؛ تلاش مخفیانه یک استارتاپ برای تحقق آینده بدون پیری
از اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی، دانشمندان به ایدهی کلونکردن یا شبیهسازی حیوانات علاقهمند بودهاند. مشهورترین نمونهی این تلاشها، گوسفند دالی بود که در سال ۱۹۹۶ بهعنوان اولین پستاندار از سلولهای غدهی پستانی یک گوسفند بالغ شبیهسازی شد.
انتقال فناوری شبیهسازی از جنین حیوانات به انسان بسیار بحثبرانگیزتر بوده و نهتنها به دلیل خطرات متعدد، بلکه به دلایل اخلاقی مورد انتقاد قرار گرفته است. تاکنون، دانشمندان تنها توانستهاند مدلهای رویانی انسانی را با استفاده از سلولهای بنیادی خلق کنند یا نخستیسانان را از سلولهای جنینی و نه سلولهای بالغ مانند دالی، کلون کنند.
اما چه میشود اگر شبیهسازی انسان را به روشی جایگزین برای فناوریهای ضدپیری تبدیل کرد؛ فناوری جاهطلبانهای که گویی از رمانهای علمیتخیلی آخرالزمانی بیرون آمده است. بهنظر میآید گروهی از افراد در قالب پروژهای مخفیانه درصدد دستیابی به همین فناوری هستند.
استارتاپ کالیفرنیایی R3 Bio بهتازگی اعلام کرده است که قصد دارد با جمعآوری سرمایه، ساختارهایی معروف به کیسههای اندامی میمونها را بسازد. این ساختارها شامل تمام اندامهای معمول به جز مغز هستند و در نهایت بهعنوان منبعی برای اهدای اندامها و بافتها عمل خواهند کرد.
اما طبق تحقیقات گستردهی منتشرشده توسط مجلهی امآیتی تکنولوژی ریویو، بنیانگذاران R3 Bio بهطور مخفیانه هدف بلندپروازانهتری را دنبال میکنند: ساخت کلونهای کامل بدون مغز از بدن انسان که افراد مسن یا بیمار بتوانند در آینده مغز خود را به آنها پیوند بزنند. یکی از مزایای پرهیز از رشد مغز در این نوع بدنهای اهدایی، این است که چنین کلونی بهطور مؤثر برخی معضلات اخلاقی مربوط به مفهوم آگاهی و حقوق موجودات زنده را دور میزند.
بااینحال، توصیف ایدهی یادشده به عنوان «بحثبرانگیز از نظر اخلاقی» کافی نیست؛ چرا که ابعاد نگرانیها بسیار فراتر از ملاحظهای ساده است. یکی از منابع آگاه در مصاحبه با مجلهیTech Review، ایدهی مطرحشده توسط جان شلوندورن، بنیانگذار R3 Bio را یادآور فیلمهای علمی-تخیلی «برخورد نزدیک از نوع سوم» و «دکتر استرنج لاو» دانسته که در آنها به موضوعات بحثبرانگیز و غیرمعمول پرداخته میشود. بااینحال، R3 Bio بهطور رسمی از ایده کلونسازی انسان بدون مغز فاصله گرفته و هرگونه قصد برای پیادهسازی چنین طرحی را تکذیب کرده است.
شرکت R3 Bio در بیانیهای برای مجلهی تک ریویو تاکید کرد بنیانگذار این شرکت، هرگز ادعایی مبنی بر باردارکردن «کلونهای انسانی فرضی و فاقد حس» از طریق رحم جایگزین نداشته است. همچنین، این شرکت بهطور قاطع هرگونه اتهام مبنی بر داشتن نیتی برای ایجاد کلون انسان یا انسانهایی با آسیب مغزی را رد کرد.
نکتهی قابل توجه این است که آلیس گیلمن، یکی از بنیانگذاران شرکت R3 Bio، در مصاحبهای تأکید کرده است که تیم تحقیقاتی این شرکت همچنان حق بررسی و تبادل نظر دربارهی ایدههای فرضی و آیندهنگرانه مرتبط با کلونهای بدون مغز انسان را برای خود محفوظ میداند.
درحالیکه R3 Bio قصد کلونسازی انسان را رد میکند، بنیانگذارانش همچنان حق بررسی ایدههای فرضی و آیندهنگرانه در این زمینه را برای خود محفوظ نگه داشتهاند
علاوه بر نگرانیهای اخلاقی، کارشناسان در مورد امکانپذیری عملی جایگزینی کامل بدن نیز تردید دارند. خوزه سیبلی، پژوهشگر دانشگاه ایالتی میشیگان و یکی از پیشگامان تلاش برای کلونسازی جنینهای انسانی با استفاده از سلولهای بنیادی در اوایل دهه ۲۰۰۰، به مجلهی تک ریویو گفته است که موانع متعددی بر سر راه این ایده وجود دارد. وی به غیرقانونی بودن این فرآیند، مسائل ایمنی و بهویژه نیاز به رحم مصنوعی اشاره کرد. او افزود: «باید زنی را راضی کنید جنینی را حمل کند که قرار است ناهنجار باشد.»
خوزه سیبلی میگوید با وجود احساسهای ناخوشایند، بهنظر میرسد بنیانگذاران R3 Bio از پیگیری ایده منصرف نشدهاند. گزارشها حاکی از آن است که شلوندورن، از سالها پیش ایدهی جایگزینی انسان را مورد بررسی قرار داده و بهطور مرتب در سمینارهای غیررسمی به ارائه آن به سرمایهگذاران میپردازد.
شلوندورن در پستی که سال ۲۰۲۴ در لینکداین منتشر کرد، اطمینان داد که شرکت تلاش خواهد کرد این پروژه را تنها در صورتی پیش ببرد که «مزایای اجتماعی مشخصی» داشته باشد و آمادگی پذیرش پاسخ «منفی» را در صورت اثبات ناامنی فرآیند دارد. وی همچنی توضیح داد که ترجیح میدهد تا زمانی که R3 Bio به طور رسمی فعالیتهای خود را آغاز کند، نشان دهد مزایای این پروژه «در واقعیت قابل دستیابی» هستند.