نقشه مرکاتور که مردم اغلب برای دیدن جهان از آن استفاده می‌کنند، در نمایش اندازه واقعی کشورها و قاره‌ها خطا دارد. اکنون، سازمان ملل خواستار استفاده از نقشه‌ی جایگزینی شده است که اندازه واقعی خشکی‌های زمین را بهتر نشان دهد.

قطعنامه‌ای غیرالزام‌آور با عنوان «اصلاح نقشه» که جمعه ۱۳ شهریور در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد، به مشکل اصلی نقشه مرکاتور اشاره می‌کند: در این نقشه، آفریقا تقریباً هم‌اندازه گرینلند دیده می‌شود، در حالی که در واقعیت مساحت آفریقا حدود ۱۴ برابر بیشتر از گرینلند است.

سازمان ملل نقشه «زمین‌برابر» را به‌عنوان جایگزینی دقیق‌تر معرفی کرده است؛ نقشه‌ای که اندازه قاره‌ها را منصفانه‌تر نمایش می‌دهد و هرچند می‌تواند مشکل آفریقا و گرینلند را حل کند، مانند همه نقشه‌های تخت، محدودیت‌های خودش را دارد.

مشکل اصلی این است که هیچ راهی وجود ندارد که سطح یک کره سه‌بعدی مانند زمین را بدون هیچ تغییر و تحریفی روی یک صفحه صاف نمایش داد. به همین دلیل، هر روش نقشه‌کشی مجبور است بین حفظ اندازه، شکل، فاصله یا جهت یکی را انتخاب کند.

نقشه مرکاتور

نقشه مرکاتور از قرن شانزدهم استفاده می‌شود و زمانی ابزار مهمی برای دریانوردان در پیداکردن مسیرهای اقیانوسی بود.

هیچ روش کاملاً بی‌نقصی برای تبدیل سطح کروی زمین به یک نقشه تخت وجود ندارد

نقشه مرکاتور در سال ۱۵۶۹ توسط ژراردوس مرکاتور، نقشه‌نگار فلاندری طراحی شد. هدف اصلی او ساخت نقشه‌ای نبود که اندازه واقعی کشورها را نشان دهد؛ بلکه این نقشه برای کمک به دریانوردان طراحی شده بود تا بتوانند مسیرهای خود را با قطب‌نما روی نقشه دنبال کنند.

جیمز چشر، استاد جغرافیا در دانشگاه کالج لندن، توضیح می‌دهد: «مرکاتور می‌خواست خط مستقیمی که روی نقشه کشیده می‌شود، در دنیای واقعی هم هنگام حرکت با جهت ثابت قطب‌نما، مسیری مستقیم باشد. این دقیقاً همان کاری است که این نقشه به‌خوبی انجام می‌دهد.»

برای رسیدن به این هدف، مرکاتور مجبور شد خطوط نقشه را هرچه از خط استوا به سمت قطب‌ها دورتر می‌شوند، بیشتر از هم فاصله دهد. نتیجه این شد که مناطق نزدیک استوا کوچک‌تر از اندازه واقعی دیده شوند و کشورهای نزدیک قطب‌ها بزرگ‌تر و کشیده‌تر به نظر برسند. این تغییر اندازه مشکل ذاتی در نقشه‌کشی است؛ چون نمی‌توان سطح یک کره را بدون هیچ تغییری روی صفحه دوبعدی منتقل کرد.

با وجود این محدودیت، نقشه مرکاتور بیش از ۴۵۰ سال است که استفاده می‌شود و هنوز پایه بسیاری از نقشه‌های آموزشی، تلویزیونی و آنلاین، از جمله گوگل مپس است.

منتقدان نقشه مرکاتور می‌گویند تحریف اندازه‌ها فقط یک مشکل فنی نیست و می‌تواند روی برداشت مردم از اهمیت مناطق مختلف جهان اثر بگذارد. انسان‌ها معمولاً چیزهای بزرگ‌تر را مهم‌تر تصور می‌کنند؛ بنابراین نمایش کوچک‌تر آفریقا یا بزرگ‌تر نشان دادن مناطق نزدیک قطب‌ها ممکن است روی نگاه سیاسی و اقتصادی ما تأثیر بگذارد.

کیوکو مواندو، جغرافی‌دان کنیایی می‌گوید: «نقشه‌ها فقط ابزار مسیریابی نیستند؛ آن‌ها روی درک ما از جایگاه مناطق مختلف از نظر سیاسی و اقتصادی تأثیر می‌گذارند.»

نقشه زمین‌برابر

هدف نقشه زمین‌برابر این است که اندازه واقعی قاره‌ها و خشکی‌های زمین را دقیق‌تر و عادلانه‌تر نشان دهد.

در نقشه مرکاتور، آفریقا تقریباً هم‌اندازه گرینلند دیده می‌شود، در حالی که مساحت واقعی آفریقا حدود ۱۴ برابر بیشتر از گرینلند است

نقشه زمین‌برابر با هدف اصلاح یکی از مهم‌ترین مشکلات نقشه مرکاتور ساخته شد: نمایش نادرست اندازه قاره‌ها. این نقشه در سال ۲۰۱۸ توسط گروهی از نقشه‌نگاران طراحی شد تا مساحت و شکل خشکی‌های زمین را به شکل دقیق‌تری نمایش دهد. طراحی آن از نقشه رابینسون در سال ۱۹۶۳ الهام گرفته شده است؛ روشی که تلاش می‌کند کل سطح زمین را در یک تصویر نشان دهد.

کشورهای عضو اتحادیه آفریقا در ماه فوریه استفاده از نقشه زمین‌برابر را تصویب کردند. با‌این‌حال، این نقشه نیز بدون نقص نیست. زمین‌برابر نمی‌تواند خطوط مستقیم مناسب برای مسیریابی را مانند نقشه مرکاتور حفظ کند و فاصله واقعی میان نقاط مختلف جهان را هم دقیق نشان نمی‌دهد.

چشر می‌گوید: «نمی‌توان همه ویژگی‌های زمین، مثل اندازه، شکل، فاصله و جهت را هم‌زمان روی یک نقشه تخت کاملاً دقیق حفظ کرد؛ چون در این صورت دیگر با یک نقشه روبه‌رو نیستیم، بلکه باید دوباره به شکل کروی خود زمین برگردیم.»

نقشه پیترز

نقشه پیترز مساحت واقعی خشکی‌ها را منصفانه‌تر نشان می‌دهد، اما شکل قاره‌ها را تغییر می‌دهد.

نقشه پیترز توسط آرنو پیترز، تاریخ‌دان آلمانی در اوایل دهه ۱۹۷۰ معرفی شد. این نقشه براساس روشی ساخته شده که نخستین بار جیمز گال، نقشه‌نگار اسکاتلندی در سال ۱۸۵۵ پیشنهاد کرده بود. در این روش، حفظ اندازه واقعی مناطق مهم‌تر از حفظ شکل آن‌ها است. به همین دلیل، مناطق نزدیک قطب‌ها فشرده‌تر دیده می‌شوند و بخش‌های نزدیک خط استوا کشیده‌تر به نظر می‌رسند.

مزیت اصلی نقشه پیترز این است که مقایسه اندازه واقعی کشورها و قاره‌ها را آسان‌تر می‌کند. در نقشه پیترز، آفریقا دیگر کوچک‌تر از واقعیت دیده نمی‌شود و اختلاف واقعی اندازه آن با گرینلند مشخص‌تر است. اما این دقت در اندازه به قیمت تغییر شکل کشورها به دست می‌آید.

قاره‌ها در نقشه پیترز ظاهر طبیعی خود را از دست می‌دهند و برخی کشورها بسیار متفاوت از شکل واقعی‌شان دیده می‌شوند. برای مثال، روسیه در نقشه پیترز کوچک‌تر از چیزی به نظر می‌رسد که در نقشه مرکاتور دیده می‌شود. همچنین خطوط مستقیم در این نقشه مسیر واقعی حرکت با قطب‌نما را نشان نمی‌دهند و برای دریانوردی مناسب نیستند.

روش‌های دیگر نمایش جهان

پرچم سازمان ملل با مرکزیت قطب شمال طراحی شده است.

روش‌های دیگری هم برای نمایش سطح زمین وجود دارند. یکی از آن‌ها تصویرسازی هم‌فاصله آزیموت است. در این روش، فاصله مناطق مختلف جهان نسبت به یک نقطه مرکزی به شکل دقیق‌تری نمایش داده می‌شود.

نقشه پیترز اندازه خشکی‌ها را بهتر مقایسه می‌کند، اما شکل واقعی کشورها و قاره‌ها را تغییر می‌دهد

پرچم سازمان ملل نمونه‌ای از روش فواصل مساوی آزیموت است که در آن، نقشه جهان با قرار گرفتن قطب شمال در مرکز نمایش داده می‌شود. در این نوع نقشه، جهت هر نقطه نسبت به مرکز نقشه به‌درستی حفظ می‌شود.

روش دیگری هم وجود دارد که در آن نقشه جهان وارونه نمایش داده می‌شود؛ یعنی مناطق جنوبی جهان در بالای تصویر قرار می‌گیرند. این نقشه در واقع همان نقشه معمولی جهان است که ۱۸۰ درجه چرخیده است.

قرار گرفتن شمال در بالای نقشه قراردادی تاریخی است، نه یک قانون علمی. زمین در فضا بالا و پایین ندارد و می‌توان آن را از جهت‌های مختلف نمایش داد.

در نهایت، هیچ نقشه‌ای نمی‌تواند همه ویژگی‌های زمین را هم‌زمان و کاملاً دقیق نشان دهد. هر نقشه باید بین حفظ اندازه، شکل، فاصله و جهت، انتخاب کند که کدام ویژگی برای هدف موردنظر مهم‌تر است.