کابل چندهزار دلاری در برابر موز؛ کدامیک صدای باکیفیتتری منتقل میکند؟
بازار تجهیزات صوتی حرفهای سالهاست بر یک ادعا تأکید میکند: اگر میخواهید از سیستم صوتی گرانقیمت خود بهترین صدا را بگیرید، باید کابلهای بسیار باکیفیت و اغلب بسیار گران بخرید. از کابلهای مانیتور استودیویی گرفته تا کابلهای HDMI با روکش طلا، تبلیغات این محصولات معمولاً وعده میدهند که با استفاده از مس فوقخالص، روکش نقره، عایقهای ویژه و طراحیهای پیچیده، کیفیت صدا را به سطحی بالاتر میبرند.
در دنیای علاقهمندان حرفهای و لوکسپسند صدا، که به قیمتهای سرسامآور مشهور است، قیمت برخی کابلها به دهها هزار دلار میرسد. سازندگان ادعا میکنند استفاده از مس بدون اکسیژن، نقره با خلوص ۹۹٫۹۹۹۹ درصد، سیمهای لیتز با رشتههای متعدد و ساختارهای چندلایه باعث میشود کوچکترین جزئیات صوتی نیز بدون افت منتقل شود، آن هم برای سیستمهایی که معمولاً در خانههای فوقثروتمندان نصب میشوند.
در آزمایشی کور، شنوندگان نتوانستند تفاوت میان صدای عبور کرده از کابل حرفهای و موادی مانند موز یا گل خیس را بهدرستی تشخیص دهند
اما از دیدگاه فیزیک، موضوع سادهتر از این حرفهاست. در انتقال سیگنال صوتی آنالوگ، سه عامل اصلی اهمیت دارند: مقاومت الکتریکی، ظرفیت خازنی و اندوکتانس. اگر کابل در محدوده استاندارد قرار داشته باشد و طول آن هم غیرعادی نباشد، تفاوت قابلشنیدن میان کابلهای مختلف معمولاً بسیار ناچیز است. به بیان ساده، تا زمانی که کابل بیش از حد نازک، بسیار بلند یا بیکیفیت نباشد، قوانین الکترومغناطیس اجازه نمیدهند معجزهای رخ دهد.
برای آزمودن همین ادعا، مدیری با نام کاربری «پانو» در انجمن تخصصی علاقهمندان صدا diyAudio در سال ۲۰۲۴ آزمایشی غیرمعمول طراحی کرد؛ آزمایشی که بعدتر وبسایتهای فناوری «هدفونستی» و «تامز هاردور» دوباره آن را مطرح کردند و باعث شدند توجه بیشتری جلب کند.
پانو تصمیم گرفت بهجای بحثهای تئوریک، یک آزمایش کور انجام دهد. در آزمایش کور، شنونده نمیداند دقیقاً چه چیزی را میشنود؛ به این ترتیب اثر «سوگیری انتظار» حذف میشود. این همان پدیدهای است که باعث میشود اگر فرد بداند از یک وسیله گرانقیمت استفاده میکند، ناخودآگاه کیفیت را بهتر ارزیابی کند.
پانو سیگنالهای صوتی باکیفیت (شامل قطعات موسیقی از نسخههای رسمی سیدی) را از رسانههای مختلف عبور داد: سیم مسی حرفهای مخصوص صدا، یک موز کال، کابل قدیمی میکروفن که به سکههای مسی لحیم شده بود و حتی گلِ خیس. سپس فایلهای خروجی را منتشر کرد و از اعضای انجمن خواست حدس بزنند هر فایل از چه «کابلی» عبور کرده است.
نتیجه برای بسیاری شگفتآور اما برای برخی قابل پیشبینی بود. از میان ۴۳ حدس ثبتشده، تنها شش مورد درست بود؛ آماری که براساس تحلیل وبسایت «تامز هاردور» با نتایج کاملاً تصادفی سازگار است. به بیان دیگر، شرکتکنندگان عملاً نمیتوانستند تفاوتی میان صدایی که از یک موز عبور کرده و صدایی که از سیم مسی حرفهای گذشته بود تشخیص دهند.
پانو پس از انتشار نتایج نوشت: «شگفتانگیز است که این فایلها چقدر شبیه هم هستند. صدای گل باید کاملاً افتضاح به نظر برسد، اما اینطور نیست. همه بازضبطها باید واضح باشند، اما نیستند.»
پانو توضیح داد که موز، گل یا حتی سیبزمینی (که در آزمایشهای قدیمیتر استفاده شده بود) در عمل مانند قرار دادن یک مقاومت ساده در مسیر سیگنال عمل میکنند. یعنی بیشتر باعث کاهش سطح سیگنال میشوند، نه تغییر چشمگیر در کیفیت یا رنگ صدا. از نظر فنی، وقتی یک مقاومت بهصورت سری در مدار قرار میگیرد، دامنه سیگنال کاهش مییابد اما شکل موج تا حد زیادی حفظ میشود، مگر آنکه مقادیر به حدی بالا باشد که اعوجاج ایجاد کند.
در شرایط معمول، کیفیت شنیداری بیشتر به استاندارد بودن کابل و جلوگیری از نویز وابسته است تا قیمت بسیار بالای آن
البته نتایج به آن معنا نیست که میتوان بهجای کابل از موز استفاده کرد. پانو بعدتر تأکید کرد آنچه در کابلهای رابط واقعاً اهمیت دارد، مقاومت جریان مستقیم (DC Resistance) و شیلدینگ یا همان محافظت در برابر نویزهای الکترومغناطیسی است. گل و موز باعث افت سطح سیگنال میشوند و حداقل یکی از آنها پاسخ فرکانسی کاملاً یکنواختی ندارد؛ یعنی ممکن است برخی فرکانسها را اندکی بیشتر تضعیف کند. همچنین چنین موادی دوام، ایمنی و پایداری لازم برای استفاده عملی را ندارند.
بااینحال، نکته کلیدی آزمایش چیز دیگری بود: جنس رسانا، مثلاً مس بسیار خالص یا نقره فوقخالص، در شرایط معمول تفاوت محسوسی در کیفیت صوتی ایجاد نمیکند. پانو نوشت: «نیازی به مس بدون اکسیژن، نقره فوقخالص یا سیم لیتز ویژه نیست؛ همان سیم مسی معمولی هم کار را راه میاندازد و احتمالاً فولاد، آهن یا آلومینیوم هم میتوانند جواب دهند.»
آزمایش پانو خیلی زود در شبکههای اجتماعی و چند انجمن تخصصی ردیت دستبهدست شد و موجی از شوخی و انتقاد نسبت به شرکتهایی ایجاد کرد که همچنان برای یک کابل ساده بلندگو بیش از ۱۰۰هزار دلار قیمت تعیین میکنند.
در نهایت، این آزمایش نهتنها یک شوخی اینترنتی، بلکه یادآور یک اصل علمی قدیمی بود: وقتی پای انتقال سیگنالهای الکتریکی در میان است، قوانین فیزیک مهمتر از برچسب قیمت عمل میکنند. اگر کابل استاندارد و باکیفیت معمولی داشته باشید، احتمالاً گوش شما حتی اگر آدیوفایل حرفهای باشید، تفاوتی میان آن و گزینههای بسیار گرانقیمت تشخیص نخواهد داد.
