معمای رنگ اتمسفر؛ چرا آسمان همه‌جا به یک اندازه آبی نیست؟

شنبه 5 اردیبهشت 1405 - 17:00
مطالعه 5 دقیقه
آسمان آبی با ابرهای سفید و اشعه‌های نور
علم می‌گوید تفاوت میان آبی خالص و آسمانی غبارآلود، راوی تقابل آلاینده‌های انسانی با پدیده‌های فیزیکی است که می‌تواند سرنوشت اقلیمی سیاره را تغییر دهد.
تبلیغات

تصور کنید در روزی معمولی، در پهنه‌ای یخی در جنوبگان ایستاده‌اید. چشمان شما به آسمان می‌افتد و با رنگی آبی، خالص و درخشان روبه‌رو می‌شوید. حالا در مقابل، طوفانی از غبار را بر فراز رشته‌کوه‌های هیمالیا تجسم کنید؛ در حالی که برای یافتن ردی از رنگ آبی به آسمان نگاه می‌کنید، تنها با توده‌ای کدر و سفید مواجه می‌شوید. در اینجا، پرسشی کلیدی مطرح می‌شود: چرا آسمان در برخی نقاط زمین نسبت به مناطق دیگر آبی‌تر به نظر می‌رسد؟

شاید بارها این مصرع آشنای مهدی اخوان ثالث را شنیده باشید که می‌پرسد: «آسمان هرکجا آیا همین رنگ است؟» و اکنون فیزیک، پاسخی صریح و تکان‌دهنده برای این پرسش دارد: خیر، آسمان هرکجا همین رنگ نیست. از آبیِ شفاف جنوبگان تا سپید کدر غبارهای هیمالیا، رنگ اتمسفر زمین در واقع شناسنامه‌ی نوری ذراتی است که در آن لحظه تنفس می‌کنیم.

رنگ اتمسفر زمین شناسنامه‌ نوری ذراتی است که تنفس می‌کنیم

گروهی از دانشمندان در پژوهشی تازه که هنوز تحت داوری همتا قرار نگرفته است، به یافته‌های جدیدی دست یافته‌اند که نشان می‌دهد پدیده‌ی تفاوت رنگ اتمسفر زمین، بسیار فراتر از جلوه‌ی بصری ساده است. در واقع، رنگ آسمان حکم کارنامه‌ای دقیق را دارد که محتویات معلق در هوای اطراف ما را افشا می‌کند.

رنگ آبی آسمان نتیجه‌ی مستقیم پدیده‌ای فیزیکی به نام «پراکندگی رایلی» (Rayleigh scattering) است. در این فرآیند اتمسفر زمین مانند یک فیلتر عمل می‌کند؛ وقتی نور خورشید وارد جو می‌شود، میدان الکتریکی نوسانی نور، الکترون‌های موجود در مولکول‌های هوا (عمدتاً نیتروژن و اکسیژن) را به ارتعاش درمی‌آورد.

الکترون‌های در حال نوسان، خود به منبع تابش تبدیل می‌شوند و نور را در تمام جهات بازتاب می‌دهند. هرچه شتاب این الکترون‌ها توسط نور خورشید بیشتر باشد، نور بیشتری تابش می‌کنند. از آنجایی که طول‌موج‌های کوتاه‌تر (مانند آبی و بنفش) با فرکانس بالاتری نوسان می‌کنند، باعث شتاب بیشتر الکترون‌ها شده و در نتیجه، این رنگ‌ها با قدرت بسیار بیشتری در آسمان پخش می‌شوند و به چشم ما می‌رسند.

نمایی از کوه و برف و آسمان سفید روز در هیمالیا
هیمالیا
نمایی از برف و آسمان آبی و ابری روز در جنوبگان
جنوبگان

شاید بپرسید اگر طول‌موج‌های کوتاه‌تر بیشتر پراکنده می‌شوند، پس چرا آسمان به رنگ بنفش نیست؟ از منظر فیزیک محض، آسمان واقعاً بنفش است؛ چراکه طول‌موج بنفش حتی از آبی هم کوتاه‌تر است و پراکندگی بیشتری دارد. اما دو دلیل اصلی باعث می‌شود ما آن را آبی ببینیم. اول اینکه بخش زیادی از نور بنفش در لایه‌های فوقانی جو جذب می‌شود و دوم، ساختار چشم انسان نسبت به رنگ آبی حساسیت بسیار بیشتری دارد.

در نتیجه، سیستم بینایی ما خروجی اتمسفر را به رنگ آبی درک می‌کند. اما زمانی که هوا به اصطلاح «سنگین» و مملو از ذرات درشت‌تر هواپخش یا آئروسل‌ها (مانند رطوبت، دوده و دود) می‌شود، مکانیسم فیزیکی تغییر می‌کند و پدیده‌ی پراکندگی می (Mie scattering) وارد عمل می‌شود.

ترکیب غبار صحرا با آلاینده‌های انسانی با پراکندگی نور در طیف وسیع‌تری از طول‌موج‌ها، آسمان را به رنگ سفید کدر درمی‌آورد

ذرات بزرگ‌تر برخلاف مولکول‌های ظریف هوا، به‌صورت نقاط منفرد با نور برخورد نمی‌کنند؛ در این وضعیت بخش‌های مختلف یک ذره به نقاط مختلف موج ورودی واکنش نشان می‌دهند و الگوی پیچیده‌ای از نور پراکنده را ایجاد می‌کنند. در این حالت، تمام طول‌موج‌های نور خورشید تقریباً به‌طور یکسان پراکنده می‌شوند و ترکیب آن‌ها باعث می‌شود آسمان سفید و غبارآلود به نظر برسد. دقیقاً به همین علت است که ابرها هم سفید دیده می‌شوند، زیرا از قطرات ریز آب تشکیل شده‌اند.

تیم دانشمندان در پژوهش خود موفق شدند پدیده‌ی مذکور را به‌صورت زنده و در ابعاد واقعی مشاهده کنند. آن‌ها با مطالعه‌ی طوفان گرد‌و‌غبار بر فراز هیمالیا، ویژگی‌های نوری آن را هنگام عبور از منطقه به دقت واکاوی کردند.

یافته‌ها نشان داد که طوفان گردوغبار در طول مسیر خود با ذرات آلاینده ترکیب می‌شود. تیم پژوهش با اندازه‌گیری میزان پراکندگی و جذب نور، «ضریب شکست مختلط» این ذرات را محاسبه کردند؛ عددی که نشان می‌دهد ماده چگونه با نور برهم‌کنش دارد. نتایج حاکی از آن است که ترکیب غبار صحرا با آلاینده‌های انسانی، باعث پراکندگی نور در طیف وسیع‌تری از طول‌موج‌ها می‌شود و آسمان را به رنگ سفیدِ کدر درمی‌آورد.

آمیت سینگ چاندل، نویسنده‌ی اصلی پژوهش، در گفتگو با رسانه‌ی علمی ریفراکتور توضیح داد: «در هیمالیای غربی به ندرت با گردوغبار معدنی خالص روبه‌رو می‌شویم. در عوض، شاهد غبارهای آلوده‌ای هستیم که مخلوطی پیچیده‌اند؛ ذرات معدنی در اینجا به‌عنوان بستری برای نشست آلاینده‌های انسانی، مانند کربن سیاه و سولفات‌ها، عمل می‌کنند. این وضعیت ترکیبی، سطح مقطع جذب و پراکندگی ذرات را به‌کلی تغییر می‌دهد.»

آمیت سینگ چاندل می‌افزاید وقتی آلاینده‌ها به ذرات غبار می‌چسبند، مخلوط حاصل نور خورشید را بسیار بیشتر از غبار خالص جذب می‌کند که نتیجه، کاهش شفافیت اتمسفر و کدرشدن آسمان است.

پیامدهای زیست‌محیطی

تغییر رنگ آسمان شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما پیامدهای زیست‌محیطی آن بسیار عمیق است. فرانک رابینسون، دانشیار فیزیک در دانشگاه ساکرد هارت، می‌گوید: «ذرات آئروسل به‌عنوان هسته‌های تشکیل‌دهنده‌ی ابر عمل می‌کنند و توانایی تغییر الگوهای آب‌و‌هوایی را دارند.»

فرانک رابینسون توضیح می‌دهد که تأثیر آئروسل‌ها بر تشکیل ابرها، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها و فقدان قطعیت‌ها در مدل‌سازی‌های اقلیم جهانی است. ابرهای ارتفاع پایین (کومولوس) که تحت تأثیر این آلاینده‌ها شکل می‌گیرند، نور خورشید را به فضا بازتاب می‌دهند و زمین را خنک می‌کنند، در حالی که ابرهای ارتفاع بالا (سیروس) دقیقاً اثر معکوس دارند.

فرآیند یادشده با نام خنک‌کنندگی ماسک‌شده (Masked cooling) شناخته می‌شود؛ پدیده‌ای که به‌طور موقت بخشی از اثرات گرمایش زمین را از دید ما پنهان و تسکینی کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند. اما چالش اصلی اینجاست که اگر روزی تصمیم بگیریم هوا را کاملاً از آلودگی پاک کنیم، سپر خنک‌کننده ظرف چند دهه ناپدید می‌شود، در حالی که دی‌اکسیدکربن انباشته‌شده برای قرن‌ها در جو باقی می‌ماند. نتیجه‌ی این اتفاق می‌تواند شتاب ناگهانی و شدید در گرمایش سیاره باشد.

در نهایت، رنگ آبی آسمان تنها جلوه‌ای بصری برای لذت‌بردن نیست، بلکه پیامی آشکار از خلوص هوا و وضعیتی است که ذرات نامرئیِ معلق در جو برای سیاره‌ی ما رقم می‌زنند.

نسخه‌ی پیش‌انتشار پژوهش در پایگاه ریسرچ‌گیت در دسترس قرار دارد.

نظرات