ما انسانها معمولاً به توانایی فکرکردن و سبکسنگینکردن گزینهها افتخار میکنیم و خودمان را در بالاترین جایگاه تواناییهای شناختی میبینیم. بااینحال، فکرکردن طولانی همیشه به تصمیم درست منجر نمیشود. قضاوت ما خطاپذیر است و بارها پیش میآید که با وجود بررسی و تحلیل، انتخاب اشتباهی انجام میدهیم.
حشرات وضعیت متفاوتی دارند. مغز بعضی از آنها بهاندازه دانهای بسیار کوچک است، اما همین دستگاه عصبی ساده میتواند از پس تصمیمهایی پیچیده برآید. شیوههای حل مسئله در برخی حشرات آنقدر کارآمد است که پژوهشگران از آنها برای طراحی الگوریتمهای تصمیمگیری و بهینهسازی در مسائل واقعی، از حملونقل گرفته تا مدیریت شبکهها، الهام گرفتهاند.
در ادامه با زومیت همراه باشید تا با پنج نمونه از رفتار حشرات آشنا شوید که میتوانند نکات جالبی درباره انتخاب و تصمیمگیری بهتر به ما بیاموزند.
۱. مورچهها و یافتن بهترین مسیر
انتخاب بهترین راه برای انجام یک کار همیشه ساده نیست؛ بهویژه وقتی گزینههای زیادی پیش رو داریم. روانشناسان این وضعیت را «اضافهبار انتخاب» مینامند؛ زمانی که تعدد گزینهها بهجای کمک، تصمیمگیری را دشوارتر میکند.
مورچهها هم هنگام انتخاب محل مناسب برای یافتن غذا با مسئلهای مشابه روبهرو میشوند، اما بسیاری از گونهها راهکاری ساده و بسیار کارآمد برای حل آن تکامل دادهاند.
در ابتدا، تعدادی از مورچهها لانه را ترک میکنند و تقریباً بهصورت تصادفی در مسیرهای مختلف به جستوجوی غذا میروند. آنها هنگام حرکت و بازگشت، رد ضعیفی از مواد شیمیایی موسوم به «فرومون» روی زمین باقی میگذارند. سایر مورچهها میتوانند این رد را دنبال کنند، اما فرومونها بهتدریج تبخیر میشوند و معمولاً مسیرهایی که بوی قویتری دارند، بیشتر مورد توجه قرار میگیرند.
مورچهها: برای پیدا کردن بهترین راه، لازم نیست رهبر همهچیز را بداند؛ گاهی کافی است مسیرهای بهتر بهمرور تقویت شوند
مورچهای که از مسیری کوتاهتر و کارآمدتر به غذا برسد، زودتر به لانه برمیگردد. در نتیجه، پیش از آنکه رد فرومونی مسیرش از بین برود، دوباره همان راه را میپیماید و آن را تقویت میکند. مورچههای دیگر هم با احتمال بیشتری وارد این مسیر میشوند و با رفتوآمدهای مکرر، فرومون بیشتری روی آن باقی میگذارند.
به این ترتیب، مسیرهای کوتاهتر بهمرور تقویت و رد مسیرهای نامناسبتر کمکم محو میشود. درنهایت، کلونی میتواند کوتاهترین و مؤثرترین راه را پیدا کند، بدون اینکه هیچ مورچهای بهتنهایی تصویر کاملی از مسئله داشته باشد یا حتی بداند کدام مسیر واقعاً بهترین گزینه است.
مارکو دوریگو، یکی از مدیران آزمایشگاه هوش مصنوعی دانشگاه آزاد بروکسل در بلژیک، میگوید مهمترین درس این رفتار آن است که تصمیمگیری جمعی کارآمد میتواند بدون وجود یک مرکز فرماندهی شکل بگیرد. هر مورچه توانایی محدودی دارد و فقط از محیط نزدیک خود اطلاعات میگیرد، اما مجموعه آنها میتواند بهصورت هماهنگ مسائل پیچیده را حل کند.
این سازوکار بعدها الهامبخش روشی محاسباتی با نام «بهینهسازی کلونی مورچهها» شد. از این الگوریتمها برای حل مسائل واقعی در برنامهریزی، مخابرات، حملونقل و لجستیک استفاده شده است. برای مثال، پژوهشگران آنها را در برنامهریزی شبکههای ریلی به کار گرفتهاند و دوریگو نیز سامانهای به نام AntNet توسعه داده است که با الهام از رفتار مورچهها، مسیر جابهجایی اطلاعات در شبکههای ارتباطی را بهینه میکند.
۲. دموکراسی زنبورهای عسل
زنبورهای عسل هنگام انتخاب محل جدید برای ساخت لانه، از روشی استفاده میکنند که شباهت زیادی به جستوجوی بهینه مورچهها دارد.
چند زنبور پیشاهنگ از کندو خارج میشوند و بهصورت پراکنده به دنبال گزینههای مناسب میگردند. تفاوت اینجاست که زنبورها بهجای باقیگذاشتن رد فرومون، به کندو برمیگردند و ارزیابی خود را مستقیماً به دیگران منتقل میکنند.
ابزار ارتباطی زنبورهای عسل رقص لرزشی است. زنبور پیشاهنگ با حرکات منظم بدن، اطلاعاتی درباره کیفیت محل پیشنهادی منتقل میکند؛ از میزان امنیت و فاصله گرفته تا اندازه فضا و موقعیت آن. هرچه محل مناسبتر باشد، رقص طولانیتر و پرانرژیتر میشود.
زنبورهای عسل: تصمیم جمعی خوب زمانی شکل میگیرد که گزینهها بررسی شوند و حمایت واقعی از یک انتخاب به حد نصاب برسد
رقص زنبور حتی آدرس محل را هم منتقل میکند؛ یعنی مشخص میکند زنبورهای دیگر باید در چه جهتی و چه مسافتی پرواز کنند. سپس گروه دیگری از زنبورها برای بررسی مستقل همان محل اعزام میشوند. آنها پس از بازگشت، نظر خود را با رقص اعلام میکنند؛ ممکن است گزینه قبلی را تأیید کنند یا محل تازهای پیشنهاد دهند.
با گذشت زمان، یکی از گزینهها حمایت بیشتری پیدا میکند. وقتی چند ده زنبور پس از بررسی مستقل یک محل، همگی با رقص خود از همان گزینه حمایت کنند، کلونی به نوعی «حد نصاب» میرسد و تصمیم نهایی شکل میگیرد.
به این ترتیب، انتخاب محل جدید حاصل فرمان یک زنبور مشخص نیست؛ تصمیم از جمعشدن ارزیابیهای مستقل اعضای کلونی به دست میآید، روشی که از بعضی جهات به رأیگیری در جوامع انسانی شباهت دارد.
۳. ملخها و قدرت بیطرف ماندن
تغییردادن نظر افراد کار سادهای نیست، بهویژه وقتی یک گروه میان دو گزینه کاملاً مخالف تقسیم شده باشد. در چنین شرایطی، بحث خیلی زود به دو اردوگاه «این یا آن» تبدیل میشود و هر طرف بیشتر از قبل روی موضع خود پافشاری میکند.
اما پژوهشی تازه روی ملخها نشان میدهد که شاید راهی ساده برای شکستن این بنبست وجود داشته باشد: برای مدتی تصمیم نگیریم.
کریستین کیت ییتس، استاد زیستشناسی ریاضی در دانشگاه باث بریتانیا، در آزمایشی گروهی از ملخهای نابالغ را در محوطهای حلقهای قرار داد. این ملخها هنوز توانایی پرواز ندارند و به همین دلیل بهصورت گروهی روی زمین حرکت میکنند. ییتس میخواست ببیند آنها چگونه درباره جهت حرکت جمعی تصمیم میگیرند.
ملخها: بیطرف ماندن همیشه نشانه دودلی نیست؛ گاهی همین مکث کوتاه میتواند بنبست را بشکند
کیت ییتس متوجه شد که گروه ملخها گاهی پس از مکثی کوتاه، ناگهان جهت حرکت خود را عوض میکند. نکته مهم همین وقفه بود: در لحظهای که تعداد بیشتری از ملخها از حرکت میایستادند و عملاً موضعی خنثی پیدا میکردند، گروه راحتتر میتوانست از تصمیم قبلی فاصله بگیرد و به جهت دیگری حرکت کند.
ییتس برای بررسی اینکه آیا پدیدهای مشابه در انسانها هم دیده میشود، آزمایشی با ۱۹ نفر انجام داد. شرکتکنندگان در یک بازی باید میان دو گزینه X و Y انتخاب میکردند، اما در برخی مراحل امکان رأیندادن یا ممتنعماندن هم وجود داشت. نتیجه نشان داد وقتی افراد اجازه داشتند موقتاً از انتخاب میان دو گزینه خودداری کنند، گروه سریعتر و با اختلاف کمتری به تصمیم مشترک میرسید.
دلیل احتمالی این رفتار به اندازه گروه فعال در تصمیمگیری مربوط میشود. وقتی افراد زیادی با جدیت از یکی از دو موضع دفاع میکنند، اثر تغییر نظر چند نفر ناچیز است و جهت کلی گروه بهسختی تغییر میکند. اما اگر بخشی از افراد موقتاً بیطرف شوند، تعداد رأیهای فعال کاهش پیدا میکند و همان تغییر کوچک میتواند اثر بسیار بیشتری بر نتیجه نهایی بگذارد.
ییتس توضیح میدهد که در چنین وضعیتی، حتی تغییر نظر چند نفر، شکلگیری یک گروه کوچک با دیدگاه متفاوت یا ورود اطلاعات تازه میتواند نسبت نیروها را سریعتر تغییر دهد.
درس ملخها شاید این باشد که بیطرف ماندن همیشه نشانه سردرگمی نیست. گاهی مکثی کوتاه و کنارکشیدن موقت از موقعیت دو قطبی موجود، فرصتی ایجاد میکند تا اعضای گروه دوباره گزینهها را ارزیابی کنند و راحتتر به توافق برسند. اگر هدف تغییر وضع موجود باشد، افراد مردد الزاماً مانع تصمیمگیری نیستند؛ گاهی حضور بیشتر آنها میتواند همان چیزی باشد که بنبست را میشکند.
۴. سوسکها و نقش تفاوتهای شخصیتی
رسیدن به تصمیم جمعی زمانی دشوارتر میشود که افراد حاضر در بحث شخصیتهای بسیار پررنگ و اثرگذاری داشته باشند. در گروههای انسانی، گاهی چند نفر با اعتمادبهنفس بالا یا تمایل شدید به هدایت بحث، میتوانند مسیر تصمیم را به سمت نظر خود بکشانند. بااینحال، پژوهشی روی سوسکها نشان میدهد تفاوتهای شخصیتی درون یک گروه همیشه مانع نیست و حتی ممکن است تصمیمگیری جمعی را سریعتر کند.
برخی سوسکها جسور و ماجراجو هستند و برخی دیگر رفتاری محتاط و ترسو دارند. آیزاک پلاناس-سیتخا، استادیار دانشگاه متروپولیتن توکیو، برای بررسی اثر این تفاوتها شبیهسازیهای رایانهای انجام داد تا رفتار جمعشدن سوسکها را بازسازی کند؛ رفتاری شبیه زمانی که آنها برای پنهانشدن، گوشهای تاریک پشت یخچال را انتخاب میکنند.
سوسکها: تفاوتهای شخصیتی لزوماً مانع تصمیمگیری نیست و حتی میتواند به هوش جمعی کمک کند
پلاناس-سیتخا در مدلهای مختلف میزان تفاوت شخصیتی را تغییر داد. در یک حالت همه سوسکها تقریباً یکسان رفتار میکردند، در حالت دیگر مقداری تفاوت میان آنها وجود داشت و در مدل سوم تنوع رفتاری بسیار بیشتر بود.
نتایج نشان داد مدلهایی که در آنها همه سوسکها دقیقاً رفتار مشابهی داشتند، حتی نمیتوانستند رفتار واقعی این حشرات را بهخوبی بازسازی کنند. در مقابل، گروههایی که اعضای آنها تفاوتهای رفتاری بیشتری داشتند، سریعتر به تصمیم جمعی میرسیدند؛ یکی از دلایل احتمالی این بود که میان اعضای چنین گروههایی تعاملات اجتماعی بیشتری شکل میگرفت.
پلاناس-سیتخا میگوید این نتیجه برای خودش هم غافلگیرکننده بود، زیرا انتظار داشت اثری دیده شود، اما نه الگویی تا این اندازه روشن و تکرارپذیر.
به گفته پلاناس-سیتخا، اگر یک گروه فقط از سوسکهای جسور و کاوشگر تشکیل شده باشد، احتمالاً انتخاب پناهگاه مناسب برایش دشوارتر میشود، چون اعضای گروه بیش از حد در حرکتاند. درمقابل، گروهی که بیشتر اعضایش بسیار محتاط باشند ممکن است خیلی سریع در جایی مستقر شود، اما احتمال انتخاب پناهگاهی نامناسب هم افزایش پیدا میکند.
پلاناس-سیتخا میگوید هوش جمعی درواقع از تعادل میان همکاری و تنوع رفتاری شکل میگیرد. اگر تفاوتهای شخصیتی حتی در جانوران کوچکی مانند سوسکها بر تصمیمهای گروهی اثر بگذارد، میتوان تصور کرد که در جوامع پیچیدهتر، این تفاوتها چه نقش بزرگی در رفتار جمعی خواهند داشت.
۵. مگسها و توجه به وضعیت درونی
گاهی هنگام تصمیمگیری، احساس درونی خود را نادیده میگیریم چون فکر میکنیم انتخاب منطقی باید چیز دیگری باشد. گاهی هم برعکس، آنقدر به برداشت و باور اولیه خود تکیه میکنیم که حتی از اشتباههای قبلی درس نمیگیریم.
مگسهای میوه نشان میدهند که شاید تصمیمگیری خوب به ترکیبی از اطلاعات بیرونی، تجربههای گذشته و وضعیت درونی بدن نیاز داشته باشد.
پژوهشها نشان دادهاند مگسهای میوه در ترکیب این اطلاعات با یکدیگر عملکرد چشمگیری دارند. برای مثال، وقتی باید میان دو بو انتخاب کنند، هرچه دو بو شبیهتر باشند، مدت بیشتری برای تصمیمگیری مکث میکنند؛ رفتاری که نشان میدهد تشخیص گزینه بهتر برایشان دشوارتر شده است.
مگسهای میوه: احساسات و وضعیت درونی را نباید نادیده گرفت، اما نباید هم بدون ارزیابی به آنها اعتماد کرد
مگسهای میوه حتی میتوانند میان خوشایندبودن و ارزش غذایی نوعی مصالحه برقرار کنند. اگر خوراکی طعم خوبی داشته باشد اما ارزش غذایی چندانی نداشته باشد و گزینه دیگر تلختر اما مغذیتر باشد، مگسها میتوانند ارزش کلی دو گزینه را بسنجند و در برخی شرایط، طعم نامطلوب را در ازای دریافت مواد مغذی تحمل کنند.
رفتار آنها در مواجهه با خطر نیز ثابت نیست. مگسها معمولاً پاداش کوچکتر اما مطمئن را به پاداش بزرگتری که با تهدید همراه است ترجیح میدهند. بااینحال، گرسنگی یا استرس میتواند این الگو را تغییر دهد.
در آزمایشهایی که مگسها یاد گرفته بودند برخی بوها با پیامدهای مثبت و برخی دیگر با پیامدهای منفی همراهاند، وضعیت جسمی و روانی آنها بر واکنش به بوهای مبهم اثر گذاشت. مگسهای سالم بیشتر حاضر بودند به یک بوی ناشناخته یا مبهم نزدیک شوند و نتیجه را بررسی کنند، درحالیکه مگسهای تحت استرس تمایل بیشتری به اجتناب از ریسک نشان میدادند.
این یافتهها یادآوری میکنند که وضعیت درونی ما هم میتواند قضاوتمان را مخدوش کند و هم اطلاعات مفیدی در اختیارمان بگذارد. احساسات، تجربههای آموختهشده و برداشتهای لحظهای از محیط، همگی بخشی از فرایند تصمیمگیری هستند. نکته مهم شاید این باشد که نه آنها را کاملاً نادیده بگیریم و نه بدون ارزیابی به آنها اعتماد کنیم.