آیا فناوری می‌تواند نئاندرتال‌ها را دوباره به زندگی بازگرداند؟

پنج‌شنبه 25 تیر 1405 - 22:30
مطالعه 5 دقیقه
صحنه مفهومی و هنری از پروژه فرضی شبیه‌سازی نئاندرتال
شبیه‌سازی نئاندرتال‌ها دیگر فقط یک ایده علمی‌تخیلی نیست و برخی پژوهشگران آن را از نظر تئوری ممکن می‌دانند.

خلاصه مقاله:

  • دانشمندان می‌گویند شبیه‌سازی نئاندرتال‌ها از نظر تئوری ممکن است، اما با فناوری‌های امروزی هنوز قابل انجام نیست. برخلاف تصور رایج، دانشمندان DNA کامل و سالم نئاندرتال را در اختیار ندارند و به همین دلیل شبیه‌سازی مستقیم آن امکان‌پذیر نیست.
  • یکی از ایده‌های مطرح‌شده این است که با ویرایش ژنتیکی سلول‌های انسان، ژنومی بسیار شبیه به نئاندرتال ساخته و سپس جنین در رحم مادر جایگزین پرورش داده شود. اما حتی در صورت موفقیت این روش، خطرهایی مانند ناسازگاری بارداری، سقط جنین، زایمان دشوار و مشکلات جسمی برای نوزاد و مادر وجود خواهد داشت.
  • دانشمندان همچنین درباره تغذیه، رشد، سلامت، حقوق قانونی و سازگاری اجتماعی یک نئاندرتال در دنیای امروز پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی دارند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند بازگرداندن نئاندرتال‌ها بیش از آنکه چالشی علمی باشد، مسئله‌ای اخلاقی و انسانی است که فعلاً پاسخ روشنی برایش وجود ندارد.

شبیه‌سازی گوسفند دالی در دهه ۱۹۹۰ نقطه عطفی در علم زیست‌شناسی بود؛ اما اگر صحبت از شبیه‌سازی نئاندرتال‌ها، نزدیک‌ترین خویشاوندان منقرض‌شده انسان، باشد ماجرا به‌مراتب پیچیده‌تر می‌شود.

در نگاه اول شاید به نظر برسد اگر دانشمندان توانسته‌اند ژنوم نئاندرتال را رمزگشایی کنند، پس بازگرداندن آن نیز فقط به پیشرفت فناوری وابسته است. اما در عمل، این ایده با انبوهی از موانع علمی، پزشکی و اخلاقی روبه‌رو است که باعث می‌شود بسیاری از پژوهشگران حتی مطرح شدن چنین پروژه‌ای را نیز بحث‌برانگیز بدانند.

در سال ۲۰۱۲ جورج چرچ، ژنتیک‌دان مشهور دانشگاه هاروارد، در گفت‌وگویی اظهار کرد که از نظر تئوری شاید بتوان روزی یک نئاندرتال را شبیه‌سازی کرد. این اظهارنظر در آن زمان بیشتر شبیه فرضیه‌ای علمی بود، اما با ظهور شرکت کلوسال که روی پروژه‌های احیای گونه‌های منقرض‌شده کار می‌کند، دوباره مورد توجه قرار گرفت.

احیای گونه‌های منقرض‌شده چگونه انجام می‌شود؟

کولوسال در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد که موفق شده سه گرگ وحشت، شکارچی افسانه‌ای عصر یخبندان را که حدود ۱۰ هزار سال پیش منقرض شد، به حیات برگرداند. این خبر بازتاب گسترده‌ای داشت و بسیاری تصور کردند دانشمندان واقعاً حیوانی منقرض‌شده را دوباره زنده کرده‌اند.

اما واقعیت کمی متفاوت است. به نوشته آی‌اف‌ال ساینس، پژوهشگران در حقیقت گرگ وحشی منقرض‌شده را شبیه‌سازی نکرده‌اند، بلکه ژن‌های گرگ خاکستری امروزی را تغییر داده‌اند تا حیوان حاصل از نظر ظاهر و برخی ویژگی‌ها به گرگ وحشت شباهت بیشتری پیدا کند. بنابراین این جانور، نسخه اصلی گرگ وحشت نیست؛ بلکه حیوانی مهندسی‌شده است که برخی صفات آن گونه را تقلید می‌کند.

پروژه ماموت پشمالو نیز بر همین اساس پیش می‌رود. هدف دانشمندان شبیه‌سازی ماموت واقعی نیست، بلکه آن‌ها ژن‌های فیل آسیایی را دستکاری می‌کنند تا ویژگی‌هایی مانند موهای بلند، لایه ضخیم چربی و تحمل سرما در آن ایجاد شود.

چرا شبیه‌سازی واقعی نئاندرتال تقریباً غیرممکن است؟

برای شبیه‌سازی یک موجود، باید نسخه تقریباً سالم و کاملی از DNA آن در اختیار داشت و این همان کاری است که در دهه ۱۹۹۰ برای گوسفند دالی انجام شد. در آن پروژه، هسته یک سلول زنده گوسفند به تخمکی بدون هسته منتقل شد و جنین حاصل در رحم مادر جایگزین رشد کرد.

اما درباره نئاندرتال‌ها چنین نمونه‌ای وجود ندارد. بقایای آن‌ها ده‌ها هزار سال قدمت دارند و DNA موجود در استخوان‌ها طی هزاران سال به قطعات کوچک شکسته و آسیب دیده است. بنابراین هیچ سلول زنده یا ژنوم کاملاً سالمی برای شبیه‌سازی مستقیم وجود ندارد.

البته در سال ۲۰۱۰ دانشمندان موفق شدند با کنار هم قرار دادن میلیون‌ها قطعه DNA استخراج‌شده از فسیل‌ها، توالی تقریباً کامل ژنوم نئاندرتال را بازسازی کنند. این دستاورد به معنای داشتن یک سلول زنده نیست، اما اطلاعات ژنتیکی ارزشمندی در اختیار پژوهشگران قرار داد.

براساس ایده‌ای که جورج چرچ مطرح کرده است، شاید روزی بتوان با فناوری ویرایش ژن، ژن‌های انسان امروزی را به‌تدریج تغییر داد تا به ژنوم نئاندرتال شباهت پیدا کند. سپس این DNA اصلاح‌شده درون یک تخمک قرار گیرد و جنین در رحم یک مادر جایگزین رشد کند. با‌این‌حال، این فرایند دیگر شبیه‌سازی به معنای واقعی کلمه نیست؛ بلکه نوعی مهندسی ژنتیک بسیار پیچیده خواهد بود.

آیا بدن یک زن امروزی می‌تواند جنین نئاندرتال را حمل کند؟ پاسخ این سؤال را هیچ‌کس نمی‌داند. از آنجا که تاکنون چنین آزمایشی انجام نشده، مشخص نیست سیستم ایمنی بدن مادر، جنین را به‌عنوان بافتی ناسازگار شناسایی و رد می‌کند یا خیر. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، احتمال سقط جنین و بروز آسیب‌های جسمی و روانی برای مادر وجود خواهد داشت.

نئاندرتال‌ها حیوان نبودند؛ آن‌ها گونه‌ای از انسان بودند و به همین دلیل شبیه‌سازی آن‌ها پرسش‌های اخلاقی بی‌سابقه‌ای ایجاد می‌کند

حتی اگر بارداری بدون مشکل ادامه پیدا کند، زایمان نیز می‌تواند بسیار خطرناک باشد. ساختار لگن و کانال زایمان انسان امروزی برای نوزادانی با اندازه مشخص تکامل یافته است، درحالی‌که نئاندرتال‌ها جمجمه بزرگ‌تر، بدن تنومندتر و استخوان‌بندی متفاوتی نسبت به انسان خردمند داشتند. این تفاوت‌ها ممکن است زایمان طبیعی را با خطرهای جدی همراه کند.

برخلاف تصور عمومی، شبیه‌سازی حتی در حیوانات نیز فناوری کاملاً موفقی نیست. بسیاری از جنین‌های شبیه‌سازی‌شده هرگز به دنیا نمی‌آیند. نرخ سقط جنین، مرده‌زایی و ناهنجاری‌های مادرزادی در این روش بسیار بیشتر از تولیدمثل طبیعی است. حیوانات شبیه‌سازی‌شده همچنین بیشتر درمعرض بیماری قرار دارند و در برخی موارد طول عمر کوتاه‌تری دارند.

اگر فناوری شبیه‌سازی حتی در حیواناتی مانند گوسفند، گاو و اسب نیز هنوز با مشکلاتی مانند سقط جنین، ناهنجاری‌های مادرزادی و کاهش طول عمر همراه است، اجرای همین روش برای گونه‌ای از انسان می‌تواند خطرها و پیامدهایی به‌مراتب پیچیده‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر داشته باشد.

چرا مسئله نئاندرتال فقط یک پروژه علمی نیست؟

اینجا دیگر بحث تنها درباره فناوری نیست. نئاندرتال‌ها حیوان نبودند؛ آن‌ها گونه‌ای از انسان بودند که تا حدود ۴۰ هزار سال پیش در اروپا و بخش‌هایی از آسیا زندگی می‌کردند. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد آن‌ها ابزار می‌ساختند، شکار می‌کردند، از آتش استفاده می‌کردند، مردگان خود را دفن می‌کردند و احتمالاً زبان و فرهنگ نیز داشتند. به همین دلیل، بسیاری از دانشمندان معتقدند شبیه‌سازی نئاندرتال در عمل همان شبیه‌سازی انسان است؛ موضوعی که در بسیاری از کشورها ممنوع یا تحت سخت‌گیرانه‌ترین قوانین قرار دارد.

حتی اگر تمام مشکلات پزشکی برطرف شوند، تازه دشوارترین پرسش‌ها آغاز می‌شوند. دانشمندان هنوز نمی‌دانند نوزادان نئاندرتال دقیقاً چگونه رشد می‌کردند یا چه نیازهای تغذیه‌ای داشتند. برخی مطالعات نشان می‌دهد آن‌ها در سال‌های نخست زندگی سریع‌تر از کودکان انسان امروزی رشد می‌کردند؛ بنابراین معلوم نیست شیر مادر انسان یا شیرخشک بتواند تمام نیازهای تغذیه‌ای آن‌ها را تأمین کند.

از سوی دیگر، بدن نئاندرتال‌ها برای زندگی در اقلیم بسیار سرد عصر یخبندان تکامل یافته بود. اندام‌های کوتاه‌تر، بدن عضلانی و لایه ضخیم‌تر چربی به حفظ گرما کمک می‌کرد. اما چنین موجودی در دنیای امروز که هر سال گرم‌تر می‌شود، چگونه زندگی خواهد کرد؟

اگر روزی یک نئاندرتال متولد شود، شاید بزرگ‌ترین چالش او زندگی کردن در جامعه انسان‌های امروزی باشد

یکی از مهم ترین سوال ها این است که آیا یک نئاندرتال می‌تواند زندگی عادی داشته باشد؟ فرض کنید دانشمندان موفق شوند یک نئاندرتال سالم به دنیا بیاورند. او تنها عضو گونه خود روی زمین خواهد بود؛ نه خانواده‌ای هم‌نوع دارد، نه جامعه‌ای که به آن تعلق داشته باشد و نه فرهنگی که در آن رشد کند.

چنین فردی ممکن است با انزوای اجتماعی، بحران هویت و مشکلات شدید روانی روبه‌رو شود. حتی مشخص نیست از نظر حقوقی چه جایگاهی خواهد داشت؛ آیا تمام حقوق یک انسان امروزی را خواهد داشت؟ یا قوانین باید برای او تعریف تازه‌ای ارائه کنند؟

آیا احیای نئاندرتال‌ها درست است؟

در حال حاضر پاسخ بیشتر دانشمندان منفی است. از نظر علمی هنوز فناوری لازم برای انجام چنین کاری وجود ندارد و حتی اگر روزی فراهم شود، مسائل اخلاقی، حقوقی و انسانی آن به‌قدری گسترده است که احتمالاً اجرای چنین پروژه‌ای را غیرممکن خواهد کرد.

شاید احیای گونه‌هایی مانند ماموت یا گرگ وحشت صرفاً یک چالش فناورانه باشد، اما نئاندرتال‌ها موجوداتی بودند که به ما شباهت بسیار زیادی داشتند. به همین دلیل، بازگرداندن آن‌ها دیگر فقط یک آزمایش علمی نیست، بلکه تصمیمی درباره سرنوشت یک انسان خواهد بود.

نظرات

از دیگر اعضاء خانواده قلم