هوش مصنوعی احتمالا عصر طلایی مشاوران مدیریتی را به پایان میرساند
ظهور هوش مصنوعی، آیندهی شغلی بسیاری از متخصصان را در سراسر جهان با ابهام روبرو کرده است. در میان تمامی حرفهها، مشاوران استراتژیک که وظیفهی فروش ایدههای گرانقیمت به مدیران ارشد را بر عهده دارند، بیش از دیگران در معرض این تحول قرار گرفتهاند.
برخلاف حوزههایی مانند حقوق و حسابداری که ارائهدهندگان خدمات بخشی از مسئولیت حقوقی کار را بر عهده میگیرند، ارزش توصیههای استراتژیک صرفا به کارآمدی آنها بستگی دارد. اگر هوش مصنوعی بتواند این توصیهها را سریعتر، ارزانتر و با کیفیت بهتر ارائه دهد، نیاز به مشاوران انسانی بهشدت کاهش خواهد یافت.
به روایت فایننشال تایمز، غولهای بزرگ این صنعت نظیر مککینزی، بین اند کمپانی و گروه مشاوره بوستون که بهطور مستقیم با مدیران اجرایی برای حل چالشهای کلان همکاری میکنند، اکنون با تهدیدی جدی مواجه هستند.
هوش مصنوعی در زمینههایی مانند پژوهشهای صنعتی، شناسایی الگوهای استراتژیک میان شرکتهای مختلف و ارائهی پیشنهادهای عملیاتی عملکرد فوقالعادهای دارد. این ابزارها کارهایی را که پیشتر مشاوران برای انجام آنها هزینههای هنگفتی دریافت میکردند، به نوعی خدمت عمومی و ارزان تبدیل کردهاند.
با وجود تهدیدها، بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند که ارزش واقعی کارشان فراتر از تحلیلهای فنی است. بخش دشوار کار، متقاعدکردن سازمانها و مدیریت فرآیند تغییر است که به تعاملات انسانی پیچیده نیاز دارد.
کریستی المر، یکی از مدیران ارشد و شرکای گروه مشاوره بوستون، میگوید: «هوش مصنوعی مسیر سادهسازی استراتژی و ارائهی پیشنهادها را هموارتر میکند؛ اما مزیت رقابتی اصلی در این است که شما چگونه فرآیند تغییر را در یک سازمان هدایت و هماهنگ میکنید.»
لوئیس گاریکانو، اقتصاددان برجسته، چالش مشاوران را یک مسئلهی اطلاعاتی میداند. اطلاعات مورد نیاز برای تحول یک شرکت، در میان افراد مختلف پراکنده است و بسیاری از کارکنان ممکن است این دادهها را برای منافع شخصی پنهان کنند. این دانش تنها از طریق گفتوگوهای حضوری و فرآیندهای گروهی پدیدار میشود. به همین دلیل، دیتاستهای لازم برای آموزش هوش مصنوعی در این زمینه اصلا وجود خارجی ندارد و تنها در جریان تعاملات انسانی شکل میگیرد. در عصر جدید، مشاوران استراتژیک در واقع نه هوش و تحلیل، بلکه یک فرآیند انسانی را به فروش میرسانند.
حتی با پذیرش این استدلال، کوچکترشدن صنعت مشاوره اجتنابناپذیر به نظر میرسد. کارهای تحلیلی که بخش عمدهی درآمد این شرکتها را تشکیل میداد، اکنون به حاشیه رفته است. چالش بزرگ بعدی، نحوهی آموزش نیروهای جوان و تغییر مدلهای درآمدی خواهد بود. برخی از این مؤسسات تغییرات را آغاز کرده و بهجای دریافت هزینه بر اساس ساعت کار، دستمزد خود را بر پایهی نتایج نهایی کار تعریف میکنند.