گاهی یک دکمه، یک چک یا نگاه‌کردن از فراز کوه برای تغییر مسیر جهان کافی است. رویدادهای پیش رو از لحظه‌هایی می‌گویند که کنجکاوی به ابزار، نهاد و دانشی ماندگار بدل شد.

در امتداد روایت، دو دانشمند نیز دیده می‌شوند که سراغ پرسش‌های بزرگ رفتند؛ یکی اندازه‌ی زمین را سنجید و دیگری نشان داد تغییرات زیستی پیش از رویارویی با خطر پدید می‌آیند.

گوگل، ۲۸ سال پس از تولد

نامی که امروز با جست‌وجوی اینترنت گره خورده، ۲۸ سال پیش از دل همکاری لری پیج و سرگئی برین بیرون آمد. پروژه‌ی دانشگاهی آن‌ها در استنفورد ابتدا BackRub نام داشت و اهمیت صفحه‌ها را از روی لینک‌های ورودی می‌سنجید؛ رویکردی که میان انبوه وب، اعتبار و ارتباط را جایگزین فهرست‌کردن صرف کرد.

گوگل بعدها از یک موتور جست‌وجو فراتر رفت و سرویس‌هایی مانند اندروید، جیمیل و یوتیوب را در زندگی روزانه‌ی میلیاردها نفر جا داد. رقابت کنونی بر سر دستیارها و جست‌وجوی مبتنی بر هوش مصنوعی نشان می‌دهد پرسش آغازین پیج و برین هنوز زنده مانده؛ چگونه می‌توان میان حجم فزاینده‌ی اطلاعات، پاسخ مفیدتر را پیدا کرد؟

چکی که پیش از تولد حقوقی گوگل نوشته شد

اندی بکتولشایم، هم‌بنیان‌گذار سان مایکروسیستمز، پس از دیدن نمونه‌ی جست‌وجوگر جوانان استنفورد چکی ۱۰۰ هزار دلاری به نام Google Inc. نوشت. دردسر کوچک اما مهمی وجود داشت؛ نام گیرنده هنوز به یک شخصیت حقوقی تعلق نداشت. پیج و برین برای نقدکردن سرمایه، گوگل را در کالیفرنیا ثبت کردند.

نخستین سرمایه‌ی گوگل به نام کسب‌وکاری نوشته شد که هنوز ثبت نشده بود

نخستین دفتر در گاراژ خانه‌ی سوزان ووجیتسکی در منلو پارک شکل گرفت. ووجیتسکی بعدتر کارمند شماره‌ی ۱۶ گوگل و مدیرعامل یوتیوب شد. پشت میزهای ساده‌ی همان گاراژ، الگوریتم PageRank راهی برای رتبه‌بندی صفحه‌ها بر پایه‌ی ارزش پیوندهایشان پیش گذاشت و کیفیت جست‌وجوی وب را دگرگون کرد.

فاصله‌ی میان چک نقدنشدنی و مجموعه‌ای جهانی از جست‌وجو، ویدیو، موبایل و هوش مصنوعی فقط داستان رشد یک کسب‌وکار نیست. ماجرا یادآوری می‌کند که زیرساخت دسترسی به دانش می‌تواند از تصمیم چند پژوهشگر و اعتماد زودهنگام یک سرمایه‌گذار آغاز شود؛ تصمیمی که شیوه‌ی یافتن اطلاعات را برای یک نسل بازتعریف کرد.

کداک و دکمه‌ای که عکاسی را از آزمایشگاه بیرون آورد

پیش از دوربین کداک، ثبت تصویر با صفحه‌های شیشه‌ای، مواد شیمیایی و مهارتی تخصصی همراه بود. جرج ایستمن با دریافت حق‌اختراع شماره‌ی ۳۸۸٬۸۵۰ برای سازوکار دوربین و ثبت علامت تجاری شماره‌ی ۱۵٬۸۲۵، عکاسی را به محصولی نزدیک کرد که مردم عادی هم می‌توانستند در سفر یا جمع خانوادگی به کار بگیرند.

دوربین جعبه‌ای با فیلم رول ازپیش‌بارگذاری‌شده برای ۱۰۰ عکس فروخته می‌شد. صاحب دوربین پس از پایان رول، تمام دستگاه را برای ظهور عکس‌ها و بارگذاری دوباره پس می‌فرستاد. شعار «شما دکمه را فشار دهید، بقیه‌اش با ما» پیچیدگی فنی را پشت یک خدمت منظم پنهان کرد و لحظه‌های روزمره را به موضوع عکاسی بدل ساخت.

ایستمن نام بی‌معنای Kodak را به‌خاطر کوتاهی، تلفظ آسان و علاقه‌اش به حرف K ساخت. تلفن هوشمند امروز همان وعده را با سرعتی بسیار بیشتر ادامه می‌دهد؛ کاربر دکمه را لمس می‌کند و پردازش، ذخیره‌سازی و اشتراک‌گذاری در پس‌زمینه انجام می‌شوند. فرهنگ ثبت بی‌وقفه‌ی زندگی، ریشه‌ای روشن در همان جعبه‌ی ساده دارد.

ابوریحان بیرونی و اندازه‌گیری زمین از فراز یک کوه

ابوریحان بیرونی در حوالی کاث، مرکز خوارزم، چشم به جهان گشود؛ دانشمندی که مرز میان اخترشناسی، ریاضیات، جغرافیا، داروشناسی و شناخت فرهنگ‌ها را جدی نمی‌گرفت. حدود ۱۴۶ اثر به او نسبت داده شده، هرچند نزدیک به ۲۲ عنوان باقی مانده‌اند. گستره‌ی آثارش تصویری از ذهنی می‌دهد که مشاهده را به محاسبه پیوند می‌زد.

قرن‌ها پیش از ماهواره‌ها، بیرونی زمین را با هندسه سنجید

روش سنجش شعاع زمین نمونه‌ی درخشانی از نبوغ هندسی او بود. بیرونی ابتدا ارتفاع کوه را تعیین کرد، سپس زاویه‌ی فرورفتگی افق را از قله سنجید و با رابطه‌ای هندسی به شعاع سیاره رسید. نه ماهواره‌ای در کار بود و نه سامانه‌ی موقعیت‌یابی؛ ابزار اصلی، زاویه، فاصله و توان تبدیل یک منظره به مسئله‌ای قابل‌اندازه‌گیری بود.

کتاب تحقیق ماللهند نیز وجه دیگری از روش او را آشکار می‌کند. بیرونی زبان، علوم و آیین‌های هند را با رویکردی مقایسه‌ای بررسی کرد و کوشید گزارش را از داوری شخصی جدا نگه دارد. میراث ماندگارش تنها چند محاسبه‌ی دقیق نیست؛ ارزش اصلی در روشی نهفته که اندازه‌گیری، شناخت زبان و احترام به موضوع پژوهش را کنار هم می‌نشاند.

مکس دلبروک و جهش از فیزیک به ژنتیک

مکس دلبروک کار علمی را با فیزیک نظری و علاقه به اخترشناسی آغاز کرد، اما پرسش بنیادین زندگی چیست مسیرش را تغییر داد. او به‌جای ستاره‌ها، سراغ باکتریوفاژها رفت؛ ویروس‌هایی که باکتری‌ها را آلوده می‌کنند و به‌دلیل ساختار نسبتا ساده‌شان، آزمایشگاهی مناسب برای کاوش سازوکار وراثت فراهم می‌آورند.

آزمایش لوریا-دلبروک در سال ۱۹۴۳ یک تصور رایج را کنار زد. نتایج آماری نشان دادند مقاومت باکتری‌ها پس از تماس با ویروس و در پاسخ مستقیم به آن ساخته نمی‌شود؛ جهش‌های تصادفی از قبل در جمعیت رخ داده‌اند و محیط فقط باکتری‌های مقاوم را برمی‌گزیند. تفاوت ظریف میان ایجاد تغییر و انتخاب تغییر، برداشت پژوهشگران از تکامل میکروبی را عوض کرد.

دلبروک، سالوادور لوریا (Salvador Luria) و آلفرد هرشی (Alfred Hershey) برای پژوهش درباره‌ی سازوکار تکثیر و ساختار ژنتیکی ویروس‌ها جایزه‌ی نوبل پزشکی ۱۹۶۹ را به سهم برابر دریافت کردند. میراث دلبروک هنوز در ژنتیک، تکامل و مطالعه‌ی مقاومت میکروبی حضور دارد؛ جایی که آمار می‌تواند تاریخ پنهان یک جهش را بازسازی کند.

از محاسبه‌ی شعاع زمین تا رتبه‌بندی وب، رشته‌ای مشترک میان همه‌ی روایت‌ها دیده می‌شود؛ تبدیل پرسشی دشوار به روشی که دیگران بتوانند آن را به کار بگیرند و گسترش دهند.