بخشی از نیروی کار امروز دیگر کارفرمای ثابت، واحد منابع انسانی یا قراردادی که تکلیف بیمهاش را مشخص کند ندارد. یک نظرسنجی که پلتفرم سنجاق از حدود هزار متخصص فعال در بازار خدمات انجام داده، نشان میدهد ۸۳.۴ درصد پاسخدهندگان در گذشته سابقه بیمه تأمین اجتماعی داشته، اما زمان انجام نظرسنجی ۵۴.۲ درصد آنها بیمه نداشتهاند.


۸۳.۴ درصد پاسخدهندگان اعلام کردهاند که در گذشته سابقه بیمه تأمین اجتماعی داشتهاند، اما در زمان انجام نظرسنجی ۵۴.۲ درصد آنها بیمه نداشتهاند
به عبارت دیگر، بخش بزرگی از این افراد اساساً با مفهوم بیمه بیگانه نیستند؛ بسیاری از آنها قبلاً وارد سیستم بیمه شدهاند، اما در ادامه مسیر پوشش خود را از دست دادهاند.
در میان ۶۳۳ نفری که سابقه بیمه داشتهاند نیز تنها ۳۴۸ نفر، معادل ۵۴.۹ درصد، اعلام کردهاند که در زمان نظرسنجی همچنان حق بیمه پرداخت میکنند.
این اعداد یک نکته مهم را نشان میدهد: مسئله متخصصان مستقل لزوماً «ورود به بیمه» نیست؛ تداوم بیمه شدن هم به همان اندازه مسئله است.
هزینه مهم است، اما همه مسئله نیست
از میان ۴۱۱ متخصصی که در زمان نظرسنجی بیمه نداشتهاند، ۶۴.۲ درصد هزینه را مهمترین دلیل نداشتن بیمه عنوان کردهاند. اما پاسخ دوم، تصویر متفاوتی ارائه میکند: ۲۳ درصد گفتهاند قبلاً بیمه داشتهاند اما بیمه آنها قطع شده است.
حدود ۱۰ درصد نیز اعلام کردهاند که شرایط و مسیر ثبتنام را نمیدانند.
۶۴.۲ درصد هزینه را مهمترین دلیل نداشتن بیمه عنوان کردهاند


اگرچه هزینه مهمترین مانع است، اما تمام مسئله را توضیح نمیدهد. بخشی از متخصصان با مسئله دیگری مواجهاند: چطور باید وارد فرآیندی شوند که برای یک نیروی مستقل، کارفرمای مشخصی آن را انجام نمیدهد؟
وقتی تقریباً همه بیمه میخواهند
شاید مهمترین یافته این نظرسنجی در پاسخ به یک سؤال ساده مشخص شود: آیا متخصصان فاقد بیمه تمایل دارند تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار بگیرند؟
از میان این افراد، ۳۵۰ نفر گفتهاند حتماً مایل به بیمه شدن هستند و ۵۵ نفر نیز گفتهاند احتمالاً بیمه میشوند. یعنی ۹۹.۸ درصد پاسخدهندگان فاقد بیمه، تمایل قطعی یا احتمالی به داشتن بیمه داشتهاند.
این عدد، در کنار ۵۴.۲ درصدی که در حال حاضر بیمه ندارند، شکاف مشخصی را نشان میدهد: تقاضا برای بیمه وجود دارد، اما این تقاضا الزاماً به اقدام منجر نمیشود.
حتی وقتی هزینه ماهانه حدود ۵ میلیون تومان بهعنوان فرض مطرح شده، ۵۹.۶ درصد متخصصان گفتهاند احتمال ثبتنام آنها زیاد یا بسیار زیاد است.
این پاسخ البته به معنای آن نیست که ۶۰ درصد متخصصان الزاماً توان پرداخت چنین مبلغی را دارند. اما نشان میدهد هزینه، با وجود اهمیت بالا، بهتنهایی توضیحدهنده نبود پوشش بیمهای نیست.


در بخش دیگری از نظرسنجی، از متخصصان پرسیده شد اگر فرآیند ثبتنام و پیگیری بیمه سادهتر شود، آیا از چنین امکانی استفاده خواهند کرد؟ ۹۵.۶ درصد پاسخدهندگان پاسخ مثبت دادهاند و ۴.۱ درصد نیز گفتهاند شاید از آن استفاده کنند.
این پاسخ اهمیت زیادی دارد؛ چون نشان میدهد در کنار مسئله توان پرداخت، سادگی و دسترسی به فرآیند نیز میتواند در تصمیم متخصصان برای بیمه شدن نقش داشته باشد.
برای یک نیروی استخدامشده، بخشی از این فرآیند در ساختار سازمان و کارفرما حل میشود. اما برای متخصص مستقلی که از پروژهای به پروژه دیگر میرود، چنین زیرساختی وجود ندارد.
پلتفرمها با یک مسئله جدید مواجهاند
این مسئله برای پلتفرمهای خدماتی اهمیت بیشتری پیدا میکند. پلتفرمها از یک سو به متخصصان امکان میدهند بدون داشتن کارفرمای ثابت، مشتری پیدا کنند و کسبوکار مستقل خود را توسعه دهند؛ اما از سوی دیگر، همین استقلال باعث میشود بخشی از مسئولیتهایی که در مدل سنتی اشتغال توسط کارفرما مدیریت میشد، مستقیماً بر عهده فرد قرار بگیرد.
به همین دلیل، یکی از پرسشهای مهم پیش روی اقتصاد پلتفرمی فقط این نیست که پلتفرم چگونه میتواند مشتری بیشتری برای متخصص ایجاد کند؛ بلکه این است که وقتی شکل رابطه کار تغییر میکند، دسترسی به حمایتهای اجتماعی چگونه باید تغییر کند؟
سنجاق در حال بررسی این مسئله است که چگونه میتواند فرآیند بیمه تأمین اجتماعی را برای متخصصان خود تسهیل کند. این تصمیم پس از بررسی وضعیت بیمه متخصصان و انجام همین نظرسنجی شکل گرفته است؛ به این معنا که پیش از طراحی راهحل، تلاش شده مشخص شود مسئله از نگاه خود متخصصان چیست.
فاصله میان «خواستن» و «توانستن»
سنجاق تاکید کرده که دادههای این نظرسنجی را نمیتوان نماینده کل متخصصان یا نیروی کار مستقل کشور دانست و نتایج باید در چارچوب جامعه پاسخدهندگان سنجاق خوانده شود. با این حال، الگوی بهدستآمده قابل توجه است.
۵۴.۲ درصد متخصصان بیمه ندارند. ۶۴.۲ درصد هزینه را مانع اصلی میدانند، اما حتی با فرض حق بیمه ماهانه ۵ میلیون تومان، ۵۹ درصد شرکتکننده در نظرسنجی بیمه ندارند، اما ۹۹.۸ درصد آنها تمایل قطعی یا احتمالی به بیمه شدن دارند. ۶ درصد احتمال ثبتنام خود را زیاد یا بسیار زیاد اعلام کردهاند. از سوی دیگر، ۹۵.۶ درصد گفتهاند اگر فرآیند ثبتنام و پیگیری سادهتر شود، از آن استفاده خواهند کرد.
این اعداد بیش از آنکه از نبود تقاضا خبر بدهند، از یک شکاف میان خواستن و توانستن حکایت میکنند؛ شکافی که با بزرگتر شدن اقتصاد پلتفرمی، احتمالاً بیش از گذشته نیازمند راهحلهای متناسب با شکل جدید کار خواهد بود.