حسام اسدی، عضو هیأتمدیره سازمان نظام صنفی رایانهای، با اشاره به آثار ساختاری هوش مصنوعی بر صنعت ICT گفت: اثر اصلی AI را باید در جابهجایی محل خلق ارزش دید؛ چراکه بخشی از فعالیتهایی که تا امروز به زمان و نیروی انسانی قابلتوجهی نیاز داشتند، از کدنویسی و تست گرفته تا مستندسازی، تحلیل و پشتیبانی، با کمک هوش مصنوعی سریعتر و ارزانتر میشوند و در نتیجه، صرف «توان تولید» نمیتواند مزیت رقابتی پایداری باشد.
وی افزود: «ارزش به سمت حوزههایی حرکت میکند که به سادگی قابل تکثیر نیستند؛ از جمله فهم درست مسئله، دانش دامنه، داده و کانتکست سازمان، شناخت مشتری، یکپارچگی با فرایند واقعی و توان تبدیل خروجی AI به تصمیم و اقدام قابل اتکا.»
اسدی با تاکید بر تفاوت میان کارایی و اثربخشی اظهار کرد: «AI میتواند کاری را سریعتر و با منابع کمتر انجام دهد، اما اگر همان کار مسئله اشتباهی را حل کند، الزاما اثربخشی افزایش پیدا نکرده است. بهرهوری واقعی زمانی شکل میگیرد که هم کارآمدتر شویم و هم نتیجه بهتری بگیریم.»
عضو هیأتمدیره سازمان نظام صنفی رایانهای ادامه داد: «به همین دلیل، هوش مصنوعی را نباید صرفا یک قابلیت تازه در نرمافزار دانست؛ این فناوری میتواند طراحی محصول، ساختار تیمها، مدل قیمتگذاری و حتی تعریف ارزش شرکتهای فناوری را تغییر دهد.»
هوش مصنوعی نقش متخصصان را کمرنگ نمیکند
وی درباره تاثیر هوش مصنوعی بر مدلهای سنتی کسبوکار شرکتهای نرمافزاری و خدمات فناوری گفت: «بیشترین فشار متوجه فعالیتهای استاندارد، تکرارشونده و کمتمایز خواهد بود؛ هرجا ارزش اصلی صرفا از انجام یک کار قابل تکرار به دست میآید، AI میتواند اقتصاد آن فعالیت را تغییر دهد.»
این روند به معنای کمرنگ شدن نقش متخصصان نیست. هرچه ابزار قدرتمندتر میشود، کیفیت تعریف مساله، تشخیص خطا و قضاوت متخصص اهمیت بیشتری پیدا میکند. AI میتواند سرعت یک متخصص خوب را چند برابر کند، همانطور که میتواند یک فرض اشتباه را با سرعت و ظاهری قانعکننده بسط دهد.- حسام اسدی، عضو هیأتمدیره سازمان نظام صنفی رایانهای
وی با اشاره به هزینههای استفاده از این فناوری نیز گفت: «هوش مصنوعی الزاما به معنای کاهش هزینه نیست و هزینه مدل، زیرساخت، بازبینی خروجی، اصلاح خطا و پیچیدگی پیادهسازی میتواند بخشی از منفعت اولیه را خنثی کند. بنابراین بهتر است سازمانها از پروژههای کوچک و قابلاندازهگیری شروع کنند و اقتصاد واقعی هر کاربرد را بسنجند.»
اسدی خاطرنشان کرد: «شرکتهای ICT باید یک پله در زنجیره ارزش بالاتر بروند. مزیت آینده فقط در توان ساختن نیست؛ در فهمیدن این است که چه چیزی باید ساخته شود، چرا باید ساخته شود و چگونه باید در کسبوکار مشتری نتیجه ایجاد کند.»
فرصت ایران در زنجیره ارزش AI
عضو هیأتمدیره سازمان نظام صنفی رایانهای با اشاره به چالشهای ایران گفت: «دوگانه تولیدکننده یا مصرفکننده هوش مصنوعی بیش از حد ساده است. صنعت هوش مصنوعی فقط ساخت مدل پایه نیست و از زیرساخت و مدل تا پلتفرم، نرمافزار کاربردی و راهکارهای تخصصی، یک زنجیره ارزش وسیع وجود دارد.»
ایران لزوما قرار نیست در همه این لایهها مزیت داشته باشد. مسئله فقط دسترسی به مدل نیست؛ دسترسی پایدار، اقتصاد استفاده، امنیت و حریم خصوصی، کیفیت داده، زیرساخت و وابستگی به سرویسهای خارجی نیز تعیینکننده هستند.- حسام اسدی، عضو هیأتمدیره سازمان نظام صنفی رایانهای
اسدی تأکید کرد: «انتخاب میان مدل خارجی، داخلی، ابری یا محلی باید براساس مسئله واقعی و اقتصاد کاربرد انجام شود و نمیتوان برای همه سازمانها یک نسخه ثابت تجویز کرد.»
نهادهای صنفی باید تجربه را به حوزه سیاستگذاری ببرند
وی درباره نقش نهادهای صنفی نیز گفت: »نهادهای صنفی میتوانند تجربه واقعی بازار را وارد سیاستگذاری کنند و برای موضوعاتی مانند امنیت، حریم خصوصی، مسئولیت حرفهای و قراردادها چارچوب ایجاد کنند. سیاستگذاری در این حوزه نباید نه از سر ترس باشد و نه از سر هیجان.»
اسدی معتقد است که فرصت اصلی ایران الزاما رقابت در ساخت بزرگترین مدلها نیست؛ بلکه میتواند در تبدیل AI به راهحلهای واقعی برای مسائل کسبوکار و صنایع مختلف شکل بگیرد.
وی در ادامه با اشاره به تغییر رابطه سازمانها با مشتریان گفت: «تحول مهمتر از شخصیسازی پیام یا پیشبینی رفتار، حفظ کانتکست رابطه با مشتری است.»
عضو نصر تهران معتقد است که امروز در بسیاری از سازمانها بخشی از دانش مشتری در حافظه افراد قرار دارد؛ یک کارشناس باتجربه میداند مشتری چه خواسته، چه مشکلی داشته و چه تصمیمهایی درباره او گرفته شده است. با جابهجایی افراد، بخشی از این حافظه نیز از سازمان خارج میشود.
وی افزود: «اگر تعاملات، جلسات، درخواستها، شکایتها، تعهدات و تصمیمها بهدرستی ثبت شوند، AI میتواند اطلاعات پراکنده را به یک حافظه قابل استفاده از رابطه با مشتری تبدیل کند؛ بهگونهای که هر تعامل فقط یک رکورد جدید نباشد و به دانشی تبدیل شود که تعامل بعدی را بهتر کند.»
اسدی در بخش دیگری از اظهاراتش تاکید کرد: «هدف این نیست که هوش مصنوعی همهچیز را بداند؛ بلکه باید به اندازهای که برای انجام درست کار لازم است، کانتکست داشته باشد و دسترسی آن نیز کنترلشده و متناسب با نقش و مساله باشد.»
چشمانداز هوش مصنوعی در پنج سال آینده
عضو هیأتمدیره سازمان نظام صنفی رایانهای درباره چشمانداز سه تا پنج سال آینده گفت: «مهمترین تغییر ناشی از AI، تغییر مدل کار کردن خواهد بود، نه صرفا اضافه شدن ابزارهای هوش مصنوعی. امروز بیشتر میپرسیم چگونه فرایند موجود را با AI سریعتر کنیم، اما ممکن است چند سال دیگر سوال اصلی این باشد که آیا اصلا آن فرایند باید به همان شکل باقی بماند؟»
وی با اشاره به آثار این تحول بر صنعت فناوری ایران گفت: این روند هم فرصت است و هم تهدید. فعالیتهای کمتمایز تحت فشار قرار میگیرند، اما شرکتهایی که دانش عمیق دامنه و توان حل مساله واقعی دارند، میتوانند ارزش بیشتری ایجاد کنند.
اسدی در پایان گفت: «شاید مهمترین خطای ما این باشد که سرعت را با بهرهوری اشتباه بگیریم. سریعتر کردن یک فرایند کمارزش الزاما ارزش بیشتری برای کسبوکار ایجاد نمیکند؛ بهرهوری واقعی زمانی اتفاق میافتد که فناوری نه فقط هزینه و زمان انجام کار را کاهش دهد، بلکه کیفیت تصمیم و نتیجه نهایی را نیز بهتر کند.»