شبکههای اجتماعی شیوهی تعامل مردم با حوزهی سلامت را بهطور کامل دگرگون کردهاند. این پلتفرمها در کنار ایجاد فضایی برای اشتراکگذاری تجربیات و یافتن گروههای حمایتی، به ابزاری برای سوءاستفادهگران تبدیل شدهاند تا محصولات خود را تبلیغ کنند، اطلاعات نادرست را رواج دهند و از ترسهای مردم بهرهبرداری کنند.
در این میان، الگوریتمها بدون نظارت کافی، محتوای سفارشیسازیشده را برای کاربران نمایش میدهند و پستهای جذابتر را در اولویت قرار میدهند.
کتاب جدیدی با نام Bad Influence: How the Internet Hijacked Our Health به قلم دبرا کوهن، پزشک و روزنامهنگار برجسته، به بررسی این موضوع پرداخته است که چگونه پلتفرمهای اجتماعی و اینفلوئنسرها دیدگاه مردم را به مراقبتهای درمانی تغییر دادهاند. این اثر که به فهرست نهایی جایزهی کتاب علمی انجمن سلطنتی تریودی راه یافته، ابعاد مختلفی از داروهای کاهش وزن تا درمانهای هورمونی را بررسی میکند.
کوهن میگوید: «نگرانی من از نوشتن این کتاب، وجود نوعی بیاعتمادی یا عدم درک درست از تواناییهای واقعی سیستمهای درمانی است. شبکههای اجتماعی به شما قطعیت و راهحلهای سریع ارائه میدهند؛ اما وقتی به خدمات بهداشت ملی مراجعه میکنید، آنها نمیتوانند چنین قطعیتی به شما بدهند؛ چون راهحلها پیچیدهاند و باید میان خطرات، مزایا و آسیبها تعادل برقرار شود.»
یکی از جنبههای نگرانکننده در این فضا، رفتار پزشکانی است که از اعتبار علمی خود برای کسب درآمد در فضای مجازی استفاده میکنند. این افراد با ایجاد رابطههای شبهاجتماعی و صمیمی با مخاطبان، اعتماد آنها را جلب میکند و سپس از این نفوذ برای تبلیغ محصولات بدون پشتوانه علمی یا جذب بیمار به کلینیکهای خود بهره میبرند.
کوهن در پاسخ به پرسشی دربارهی نحوه مواجههی با این پدیده میگوید «مردم باید بپرسند چرا یک فرد در پلتفرم اجتماعی چنین حرفی را میزند؟ آیا میخواهد چیزی به من بفروشد؟ چگونه کسب درآمد میکند؟ اگر از مزایای یک درمان میگوید، آیا به آسیبهای آن هم اشاره میکند؟ زیرا هیچ درمانی بدون عارضه نیست. اینها اصول اولیه سواد سلامت و شکگرایی است.»
با ورود مدلهای زبانی بزرگ و هوش مصنوعی به این عرصه، پیشبینی میشود که تعامل مردم با دادههای پزشکی در ۵ تا ۱۰ سال آینده پیچیدهتر شود. آمارهای اخیر نشان میدهد که همچنان ۵۰ درصد از آمریکاییهای زیر ۵۰ سال از شبکههای اجتماعی بهعنوان منبع اصلی اطلاعات سلامت خود استفاده میکنند که این امر نیاز به افزایش سواد رسانهای و سلامت را بیش از پیش آشکار میکند.