سخنرانان این رویداد از تجربه‌های واقعی شرکت‌های ایرانی در زمینه هوش مصنوعی گفتند و تلاش کردند به این سوال که هوش مصنوعی دقیقا از چه نقطه‌ای در سازمان‌ها شروع می‌شود و تا کجا پیش می‌رود، پاسخ دهند. آنچه در این رویداد مطرح شد یک تصویر دوگانه بود؛ از یک سو شوق و سرعتِ آزمون‌وخطا، و از سوی دیگر این که بخش بزرگی از شرکت‌ها هنوز در پله‌های اول ایستاده‌اند.

پنل «وقتی هوش مصنوعی وارد قلب کسب‌وکار می‌شود»

پنل تخصصی این رویداد با حضور وحید خسروی (مدیرعامل SMS.ir)، کیوان علی‌محمدی (مدیر مهندسی اسنپ‌فود)، مسعود کاویانی (دانشمند داده صبا ایده؛ آپارات و فیلیمو)، سپیده عابدینی (مدیرکل ارتباطات بازار و توسعه برند مبین‌نت) و علیرضا ایرانفر (مدیر ژاکت سرویس) برگزار شد؛ پنج روایت متفاوت از یک مسیر مشترک.

وحید خسروی، مدیرعامل SMS.ir، پذیرش هوش مصنوعی در شرکت‌ها و افراد را در چهار مرحله تعریف کرد: اول چت و گرفتن پاسخ‌های ساده؛ بعد استفاده به‌عنوان ابزار برای سریع‌تر کردن کارها؛ سپس ساخت فلو و خودکارسازی کارهای تکراری؛ و در نهایت ایجنت‌ها که خودشان تصمیم می‌گیرند و کار را پیش می‌برند.

او با اشاره به فاصله میان حرف و عمل گفت در رویدادها همه از مرحله چهارم می‌گویند، اما واقعیت این است که بیشتر شرکت‌ها هنوز در مرحله یک و دو گیر کرده‌اند و هوش مصنوعی را صرفا یک ابزار می‌بینند؛ ابزاری که لایه‌های جدایی از محصول دارد و بخشی از آن به مارکتینگ، تیم‌سازی، مجوز و کل ابعاد سازمان گره خورده است. به باور او، هوش مصنوعی را نمی‌توان فقط از دریچه محصول نگاه کرد؛ باید کل سازمان را دید.

خسروی این روزهای پر تب و تاب درباره هوش مصنوعی را به سال‌های ۹۲ و ۹۳ تشبیه کرد؛ زمانی که همه می‌خواستند استارتاپ خودشان را راه بیندازند. اما هشدار او این بود که شبیه‌سازی آن فضا کافی نیست: «سیستم‌ها عوض شده‌اند، اما هم‌چنان به تیم‌سازی، مارکتینگ و انسان‌ها نیاز داریم.» از نگاه او هوش مصنوعی نیروهای کارآمد را حذف نمی‌کند، بلکه به آن‌ها اهرم می‌دهد؛ کارهای تکراری و نیروهای ناکارآمد جای خود را به ورک‌فلو می‌دهند، اما آدم‌های درجه‌یک باقی می‌مانند.

او از تجربه خودش هم گفت: نزدیک به یک‌ونیم تا دو سال است که فرهنگ‌سازی برای استفاده از هوش مصنوعی را شروع کرده، اما هنوز بخش‌هایی مثل تیم مالی مقاومت می‌کنند؛ حتی وقتی مشکل واقعی پیش آمد و راه‌حل عملی با کمک هوش مصنوعی پیدا شد، آن تیم چندان از این ابزار استفاده نکرد.

تحولی که یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد

کیوان علی‌محمدی، مدیر مهندسی اسنپ‌فود، تصویر واقعی‌تری از درون یک سازمان بزرگ ارائه داد: «ما هنوز واحد رسمی هوش مصنوعی نداریم.» داستان از جایی شروع شد که مهندسان، زودتر از بقیه، برای کارهای روزمره‌شان از هوش مصنوعی کمک گرفتند؛ از این که کد را چطور بنویسند تا انتخاب معماری و الگو. حدود یک تا دو سال در همین مرحله ماندند و هر مهندس برای بالا بردن سرعت و کیفیت کار خودش از آن استفاده می‌کرد.

به گفته او، کسب‌وکارهای بزرگ به دلیل ریسک و حساسیت بالا نمی‌توانند یک‌شبه همه چیز را عوض کنند، تحول واقعی سازمانی چند سال طول می‌کشد: «مساله هوش مصنوعی از جنس مسائل پیچیده است و با راه‌های قطعی و یک‌باره پیش نمی‌رود؛ باید با آزمایش، کاوش و بهینه‌سازی مداوم جلو رفت.»

سه نسلی که فراموش شده‌اند

مسعود کاویانی، دانشمند داده صبا ایده، بخش مهمی از گفت‌وگو را به یک سوءتفاهم رایج اختصاص داد: «وقتی از هوش مصنوعی حرف می‌زنیم، بیشتر مردم فقط نسل سوم، یعنی مدل‌های مولد را می‌بینند.» در حالی که نسل اول، الگوریتم‌های کلاسیک بودند که مثلا زمان‌بندی قطارهای رجا را از چند هفته کار دستی به دو روز رساندند؛ و نسل دوم، یادگیری ماشین بود که برای دسته‌بندی اخبار و پیدا کردن اخبار مهم به کار می‌آمد. نسل سوم فقط به دلیل دسترسی آسان و حتی استفاده با صدا، عمومی شد و حالا همه هوش مصنوعی را با آن می‌شناسند.

او با مثال آپارات، عمق مساله اقتصادی را نشان داد: بررسی روزانه حدود ۴۵۰ هزار کامنت در اکوسیستم آپارات. اگر برای هر کامنت ۷ سنت هزینه شود، ماهانه رقمی در حدود ۸۰۰ میلیون تومان لازم است؛ عددی که با منطق «کاهش هزینه» در بخش خصوصی جور در نمی‌آید. راه‌حل کاویانی، ساخت لایه‌لایه سیستم است: اول فیلترهای ساده مبتنی بر قاعده، بعد الگوریتم‌های یادگیری ماشین، و تنها در موارد ضروری، استفاده از مدل‌های مولد.

به گفته گاویانی، ساخت مدل‌های بزرگ زبانی اختصاصی در ایران به دلیل کمبود برق و پردازنده گرافیکی برای بخش خصوصی عملا ممکن نیست و کار حاکمیت و دانشگاه‌هاست؛ شرکت‌ها بهتر است مدل‌های کوچک را روی داده‌های خودشان تنظیم دقیق کنند تا هم هزینه پایین بیاید و هم روی سخت‌افزار داخلی اجرا شود.

برند به دست ماشین می‌افتد

سپیده عابدینی، مدیرکل ارتباطات بازار و توسعه برند مبین‌نت، موضوع را از زاویه‌ای تازه دید: «موضوع اصلی دیگر فقط تجربه کاربری نیست، تجربه برند است.» در مبین‌نت حدود ۸۰ درصد پاسخ‌گویی به دستیار هوش مصنوعی سپرده شده و همین موضوع، حفظ لحن، ماهیت و هویت برند را حیاتی کرده است.

به باور او، هوش مصنوعی باید حس تعامل انسانی بدهد، اما هم‌زمان شفافیت اخلاقی رعایت شود و کاربر بداند با ماشین صحبت می‌کند. رسیدن به این نقطه نیازمند بلوغ فنی، نظارت انسانی و پیاده‌سازی درست در لایه‌های تجاری و عملیاتی است تا همه برندها شبیه هم نشوند.

عابدینی درباره آینده نیروی انسانی هم گفت: «سرعت انجام کارها تغییر می‌کند، اما انسان حذف نمی‌شود. آینده متعلق به کسانی است که خود را با ابزار هوش مصنوعی توانمند کرده‌اند؛ و به جای نگرانی از آینده‌ای مبهم، منطقی‌ترین کار این است که همین حالا ابزارها را یاد بگیریم و همگام با رشد تکنولوژی پیش برویم.»

اول پیدا کردن صورت مساله، بعد ابزار راه‌حل

علیرضا ایرانفر، مدیر ژاکت سرویس نیز در این پنل اعلام کرد: «در مواجهه با هوش مصنوعی دو رویکرد مدیریتی داریم:‌ مدیرانی که کامل مخالفند و مدیرانی که می‌خواهند همه چیز را با هوش مصنوعی حل کنند. به گفته او مسیر درست، حد وسط هوشمندانه است.»

ایرانفر توصیه‌ای هم برای افراد فعال در کسب‌وکارها داشت: هر کس باید «کارگردان پوزیشن» خودش باشد؛ دولوپر فقط کدنویسی نکند، بلکه مارکتینگ، پروداکت و حتی مباحث مالی را هم بفهمد. به گفته او، وردپرس با آماده کردن زیرساخت برای هوش مصنوعی الگوی درستی نشان داده و کسانی که امروز افزونه‌ها و ابزارهای سازگار با هوش مصنوعی می‌سازند، از این موج بیشترین بهره را خواهند برد.

در بخش سخنرانی رویداد، وحید بهرامیان، مدیرعامل ژاکت، با تمرکز بر مفهوم «بازآفرینی کسب‌وکار» هشدار داد که ورود هوش مصنوعی صرفا استفاده از یک ابزار جدید نیست؛ کسب‌وکارها باید مدل تصمیم‌گیری، فرایندها و حتی مزیت رقابتی خود را بازتعریف کنند.

او معتقد است اینترنت زمانی به تحول اقتصادی منجر شد که از ابزاری برای ارسال نامه، به بستری برای بازار، توزیع و کسب‌وکار تبدیل شد و هوش مصنوعی نیز همین مسیر را طی می‌کند و پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا از آن استفاده می‌کنیم؟»، بلکه این است که «چه نقشی در ساختار سازمان دارد؟»

بهرامیان با استناد به تحقیقی از شرکت مک‌کنزی گفت بیش از ۹۰ درصد افراد حاضر در جامعه آماری از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، اما تنها ۴۴ درصد توانسته‌اند آن را در سازمان خود اجرا کنند، ۳۷ درصد خروجی قابل‌توجهی برای سودآوری گرفته‌اند و فقط ۶ درصد در دسته شرکت‌هایی قرار گرفته‌اند که توانسته‌اند عملکرد سازمان خود را به شکل چشمگیری جهش دهند.

به گفته او، تفاوت این ۶ درصد، در میزان بازطراحی فرایندها بود: شرکت‌های موفق حدود سه‌چهارم فرایندهای خود را با توجه به قابلیت‌های هوش مصنوعی بازنویسی کرده‌اند، در حالی که این میزان در شرکت‌های دیگر حدود یک‌چهارم بوده است.

مدیرعامل ژاکت در ادامه به پرسش‌نامه این شرکت اشاره کرد که از ۱۴۳ مدیر و فعال کسب‌وکار ایرانی گرفته شده و تصویری از بازار داخلی ترسیم می‌کند:

۹۶ درصد گفته‌اند از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، ۸۰ درصد اعلام کرده‌اند این استفاده بخشی منظم از فعالیت روزانه‌شان است و ۸۰ درصد در نیاز به اطلاعات، هوش مصنوعی را از نخستین گزینه‌های خود انتخاب می‌کنند. در همین جامعه، ۶۹ درصد مدیران انتظار کاهش هزینه داشته‌اند و ۵۰ درصد نگران بوده‌اند که رقبای کوچک‌تر با هوش مصنوعی جای آن‌ها را بگیرند.
- وحید بهرامیان، مدیرعامل ژاکت

بهرامیان در پایان هشدار داد که کاهش هزینه نباید هدف اصلی استفاده از AI شود، چراکه ممکن است کسب‌وکارها تغییر زمین بازی را نادیده بگیرند. از نگاه او بازآفرینی به معنای خرید ابزار جدید یا تاسیس یک واحد هوش مصنوعی نیست؛ بازطراحی فرایندها و تغییر نحوه تصمیم‌گیری در سراسر سازمان است که باید به شکل مستمر تکرار شود. او هم‌چنین تاکید کرد استفاده بدون نظارت انسانی می‌تواند به اعتبار کسب‌وکار آسیب بزند؛ مسئولیت خروجی، حتی اگر صفر تا صد کار توسط هوش مصنوعی انجام شده باشد، با سازمان و مدیران آن است.