پنل «نوآوری و زیرساخت پایدار» امروز ۱۱ شهریور، در سومین روز نمایشگاه الکامپ برگزار شد. سخنرانان این نشست تاکید کردند که تحول دیجیتال صرفا با خرید تجهیزات، تامین پردازندههای گرافیکی یا اجرای پروژههای هوش مصنوعی محقق نمیشود و به زیرساخت پایدار انرژی و ارتباطات، تنظیمگری تسهیلگر، تغییر فرهنگ سازمانی و توسعه مستمر سرمایه انسانی نیاز دارد.
شهاب جوانمردی، نایبرئیس اتاق بازرگانی تهران، در این نشست تحول را فرایندی تدریجی توصیف کرد و گفت فراهمسازی مقدمات آن برای این که بنگاه بتواند خود را برای آینده بازتولید کند، ضروری است. به گفته او، تحول سرنوشت محتوم همه بنگاهها نیست و تنها سازمانهایی میتوانند به آن دست پیدا کنند که دیدگاه همکاران، مدیران و ذینفعان خود را تغییر دهند.
او زیرساختهای نرم را جدیترین نیاز تحول دانست؛ موضوعی که مازیار نوربخش، رئیس کمیسیون تحول، نوآوری و بهرهوری اتاق بازرگانی تهران، و سعید تاجیک، رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست این اتاق، نیز از زاویه فرهنگ سازمانی و سرمایه انسانی بر آن تاکید کردند.
دیجیتالی شدن؛ مسیر ناگزیر افزایش بهرهوری
جوانمردی با اشاره به هدف رشد اقتصادی هشتدرصدی در برنامههای توسعه کشور توضیح داد که این هدف بر دو پایه «سرمایهگذاری در صنایع مختلف» و «افزایش بهرهوری» استوار شده است. با وجود این، او اعتقاد دارد در شرایطی که سرمایهگذاری خارجی در کشور انجام نمیشود و سرمایهگذار نیز امکان برنامهریزی برای دستیابی به سود در بلندمدت را ندارد، نمیتوان بخش عمده امیدها را به افزایش سرمایهگذاری معطوف کرد.
او نتیجه گرفت که در چنین وضعیتی باید بر بهرهوری تمرکز کرد: «نگاه هدفمند به دیجیتالی شدن و افزایش بهرهوری بنگاهها، تنها مسیر رشد یا جلوگیری از سقوط بهرهوری است.»
به گفته نایبرئیس اتاق بازرگانی تهران، نخست باید حوزههایی را که با بحران بهرهوری مواجهاند شناسایی کرد و سپس ظرفیت فناوری را برای اصلاح آنها به کار گرفت. انرژی یکی از مهمترین این حوزههاست؛ چراکه ایران برای اقتصادی با اندازه حدود ۴۰۰ میلیارد دلار، نزدیک به پنج برابر میزان موردنیاز انرژی مصرف میکند.
فناوری داشتن با تحول دیجیتال متفاوت است
مازیار نوربخش نیز یکی از حلقههای مغفول تحول را فرهنگ سازمانی، نگرش مدیران و درک درست آنها از مفهوم تحول دانست. او گفت حتی در میان مدیران ارشد نیز فرهنگ و ذهنیت تحولگرا در بسیاری از مواقع خارج از دایره توجه قرار دارد.
رئیس کمیسیون تحول، نوآوری و بهرهوری اتاق بازرگانی تهران تاکید کرد: «تحول فقط خرید تجهیزات، سختافزار و نرمافزار نیست.» از نگاه او، داشتن پردازنده گرافیکی یا راهاندازی سامانه هوش مصنوعی در یک سازمان نمیتواند بهخودیخود هدف باشد؛ بلکه موفقیت هر پروژه فناوری باید براساس تأثیر آن بر بهرهوری و نتایج قابلاندازهگیری ارزیابی شود.
سعید تاجیک نیز با هشدار درباره «فناوریزدگی» سازمانها گفت اگر تحول فقط در استفاده از فناوری، سختافزار و هوش مصنوعی خلاصه شود، سازمانهای بسیاری را میتوان دید که ابزارهای جدید در اختیار دارند، اما تحولگرا نشدهاند.
او سرمایه انسانی را پایه اصلی تحول معرفی کرد و افزود فناوری زمانی میتواند تغییری واقعی ایجاد کند که نیروی انسانی سازمان حول اهداف مشخص و در چارچوب ارزشهای حرفهای و اخلاقی همجهت شود.
تنظیمگری باید قاعده بازی را تعیین کند، نه مانع ایجاد کند
یکی دیگر از موضوعات مشترک سخنرانان این پنل، نقش دولت در فراهمکردن زیرساخت و تنظیمگری بود. جوانمردی گفت دیجیتالیشدن هنوز به یک استراتژی کلان در کشور تبدیل نشده است تا براساس آن، مسیر سرمایهگذاری برای افزایش بهرهوری مشخص شود.
او معتقد است پس از تدوین این استراتژی، تنظیمگری نیز باید متناسب با آن انجام شود و نهاد تنظیمگر نقش قاعدهگذار را بر عهده بگیرد، نه اینکه به مانعی در برابر فعالیت کسبوکارها تبدیل شود. دولت نیز باید کلانزیرساختها را آماده یا زمین بازی مناسبی ایجاد کند تا بخش خصوصی بتواند در مسیر دیجیتالیشدن و افزایش بهرهوری فعالیت کند.
نوربخش نیز با اشاره به برخی الزامات مطرحشده برای دریافت مجوز فعالیت در حوزه هوش مصنوعی گفت شرایطی مانند سپرده ۴۰ میلیارد تومانی و ضمانت ۱۰۰ میلیارد تومانی، دریافت چنین مجوزی را دشوار و کسبوکارهای کوچک و متوسط را دلسرد میکند.
او اصل تنظیمگری را هم برای ارائهدهنده و هم برای مصرفکننده مفید دانست، اما هشدار داد: «نباید قوانین سختگیرانهای ایجاد شود که رانت به وجود بیاورد، فعالان این حوزهها را دلسرد کند و برای آنها مانع بسازد.»
هوش مصنوعی هم برق میخواهد و هم مصرف برق را کاهش میدهد
زیرساخت انرژی یکی از محورهای اصلی این پنل بود. تاجیک با اشاره به رشد نکردن اقتصاد، منفیبودن سرمایهگذاری خالص و فرسودگی زیرساختها گفت برق و انرژی اکنون از جدیترین موانع تحول به شمار میروند؛ هرچند حتی فراهم بودن این زیرساختها نیز بدون سرمایه انسانی همجهت، برای ایجاد تحول کافی نیست.
به گفته او، انرژی پایه همه فناوریها، از جمله هوش مصنوعی است. در عربستان سعودی حدود دو درصد برق به توسعه هوش مصنوعی اختصاص دارد و این سهم در آمریکا اکنون حدود پنج درصد است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به ۱۲ درصد برسد.
این وضعیت یک رابطه دوسویه ایجاد میکند: توسعه هوش مصنوعی به برق بیشتری نیاز دارد، اما همین فناوری میتواند به بهینهسازی و کاهش مصرف کمک کند. تاجیک گفت شدت مصرف برق در ایران بالاست، اما فناوری و هوش مصنوعی هنوز نقش موثری در اصلاح الگوی مصرف و بهینهسازی آن نداشتهاند.
در حالی که مصرف برق کشور پنج درصد رشد کرده، رشد تولید حدود سه درصد بوده است. به اعتقاد تاجیک، با ادامه الگوی فعلی مصرف و قیمتگذاری، این شکاف بیشتر خواهد شد؛ مگر این که فناوری برای کاهش و بهینهسازی مصرف به کار گرفته شود.
او همچنین یادآوری کرد که حدود ۹۰ درصد برق ایران با اتکا به گاز تولید میشود؛ منبعی که نه پایدار است و نه پاک. تاجیک گفت نمیتوان توسعه هوش مصنوعی را بر منبعی بنا کرد که هم پایداری ندارد و هم آلاینده است؛ مسئلهای که ایران را به ششمین تولیدکننده بزرگ گازهای گلخانهای جهان تبدیل کرده است.
قطع ارتباط علمی، بازتولید نیروی متخصص را متوقف میکند
سخنرانان این نشست در کنار برخورداری ایران از نیروی متخصص، نسبت به تداوم این ظرفیت ابراز نگرانی کردند. نوربخش گفت استفاده درست از نخبگان داخلی میتواند هم از مهاجرت آنها جلوگیری کند و هم به افزایش بهرهوری و دیجیتالیشدن کشور کمک کند؛ هرچند شرایط جنگی کنونی، فکرکردن به آینده و برنامهریزی برای توسعه را دشوارتر کرده است.
تاجیک نیز تاکید کرد مساله فقط برخورداری از نیروهای متخصص و پرتلاش نیست، بلکه کشور باید بتواند استعدادها را بهطور مداوم بازتولید کند و به توسعه پایدار سرمایه انسانی برسد.
درست است که در کشور ما نیروی انسانی متخصص و پرتلاش بسیار زیاد است اما مهم این است که بتوانیم به بازتولید استعدد و توسعه پایدار نیروی انسانی برسیم. اما این اتفاق در کشور ما رخ نمیدهد چون ارتباط علمی ما با دنیا قطع است. اصلیترین دلایل این قطع ارتباط این است که اعزام دانشجو به کشور و فرصتهای مطالعاتی تا سالهای پیش توسط وزارت علوم انجام میشد اما اکنون انجام نمیشود.- سعید تاجیک، رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق بازرگانی تهران
شروع تحول از مسائل کوچک و نتایج ملموس
جوانمردی در پایان پیشنهاد کرد که دولت و بخش خصوصی، استفاده از فناوری و هوش مصنوعی را با حل مسائل کوچک و مشخص آغاز کنند. او گفت نباید انتظار داشت هوش مصنوعی از همان ابتدا مسائل بنیادین را بهطور کامل حل کند.
به اعتقاد او، اجرای پروژههای کوچک با نتایج ملموس برای بنگاهها و مشتریان میتواند فواید فناوری را نشان دهد. پس از اثبات این نتایج است که میتوان ابزارها و راهکارهای موفق را توسعه داد و در مقیاسی بزرگتر برای حل مسائل پیچیدهتر به کار گرفت.