خاموشی شبکه، سقوط استقلال؛ چرا زنان بازندگان اصلی قطعی اینترنت هستند؟

چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 - 20:20
مطالعه 6 دقیقه
قطع اینترنت
قطعی مکرر و طولانی‌مدت اینترنت فقط اقتصاد دیجیتال را فلج نکرده، بلکه عاملیت اجتماعی و استقلال شکننده زنان، به‌ویژه در مناطق محروم را به محاق برده است.
تبلیغات

تصور کنید زنی در یک روستای دورافتاده، تمام ارتباطش با بازار فروش، استقلال مالی و عاملیت اجتماعی به یک صفحه نمایش چند اینچی گره خورده است. حالا، با فشردن یک دکمه، این صفحه خاموش می‌شود. آنچه در تاریکی این قطعی‌ها گم می‌شود، صرفا چند مگابایت داده یا یک ویترین مجازی نیست؛ بلکه یک شریان حیاتی است که زنان در چند سال اخیر با چنگ و دندان برای بقا و اثبات عاملیت خود ساخته بودند.

با ۸۲ روز قطعی اینترنت و اعمال محدودیت‌های گسترده، زنان ایرانی، به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار، یکی از مهم‌ترین سنگرهای توانمندسازی خود را از دست داده‌اند.

زهرا بهروزآذر، معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده، چندی پیش درباره آسیب این قطعی به زنان گفته بود: «باید این واقعیت را بپذیریم که زنان به‌عنوان گروهی که بخش عمده فعالیت‌شان در فضای مجازی اتفاق می‌افتد، تقریبا زودترین صدمه را از قطعی اینترنت می‌خوردند و بیشترین قشری هستند که از این کسب‌وکارها آسیب می‌بینند.»

فراتر از ریال؛ فروپاشی یک نهاد ارتباطی و اجتماعی

در بررسی آسیب‌های قطعی اینترنت، گفتمان غالب معمولا حول محور اعداد، ارقام، میزان ضرر و کاهش تولید می‌چرخد. اما تقلیل این بحران به اسکناس و ریال، ابعاد پنهان و زنانه این اتفاق را نادیده می‌گیرد. نفیسه آزاد، جامعه‌شناس، معتقد است که نگاه به تبعات قطعی اینترنت برای زنان نباید صرفا اقتصادی باشد.

تبعات قطعی اینترنت بر زنان را نمی‌توان صرفا کسب‌وکاری دید. زن‌ها به‌واسطه نقش‌های جنسیتی که دارند معمولا در خانواده نقش حفظ کردن ارتباطات، تبادل سرمایه عاطفی، تنظیم مناسبات داخل خانه و... را بر عهده دارند. در سال‌های اخیر به‌واسطه اینترنت بسیاری از این کارها را انجام می‌دادند. نقش‌های زنانه‌ای که در خانواده وجود داشته به‌واسطه نبود اینترنت از‌هم‌گسیخته شده است.
- نفیسه آزاد، جامعه‌شناس

قطع اینترنت زن‌ها را فقط از یک درآمد کوچک حذف نمی‌کند، بلکه نهاد ارتباطی خانواده را دچار ازهم‌گسیختگی می‌کند.

مشکل در قطعی اینترنت خلاصه نمی‌شود. این جامعه‌شناس در گفت‌وگو با زومیت با اشاره به شکاف‌های اقتصادی، اجتماعی و دیجیتال در ایران توضیح می‌دهد:

«در شرایط فعلی زنان به‌خاطر سرمایه اقتصادی کمتری که دارند کمتر می‌توانند برای دسترسی به اینترنت هزینه‌های هنگفت بپردازند و چون مشارکت‌شان در اقتصاد رسمی بسیار پایین است احتمال کمتری دارد که دسترسی‌های ویژه (اینترنت پرو) هم پیدا کنند. از سوی دیگر، شکاف جنسیتی دیجیتال در این آن‌قدر زیاد هست که به شکل معناداری از همان بازار طبقاتی که بزرگواران ایجاد کرده‌اند جا می‌مانند.»

این دغدغه در سطح کلان اجرایی نیز مطرح شده. معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده هم صراحتا از این موضوع انتقاد می‌کند. او با اشاره به این که زنان به دلیل دسترسی کمتر به منابع مالی، کمتر می‌توانند از اینترنت پرو بهره‌مند شوند، تاکید کرد که این رویه در طول زمان به افزایش شدید شکاف دیجیتال منجر خواهد شد و دولت با این نوع تبعیض در ارائه خدمات مخالف است.

بازارچه‌های اینستاگرامی؛ تمرین عاملیت برای زنان حاشیه

برای بسیاری از زنانی که سرمایه، شبکه ارتباطی قدرتمند، یا تحصیلات عالیه نداشتند و در کلان‌شهرها زندگی نمی‌کردند، پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام حکم یک پاساژ آماده را داشت. پژوهشی که نفیسه آزاد در سال ۱۴۰۴ روی فروشگاه‌های خرد اینستاگرامیِ تحت مدیریت زنان انجام داده، نشان می‌دهد که این بسترها، کارکردهای ویژه‌ای فراتر از اقتصاد برای زنان داشته‌اند.

همه‌جا وقتی حرف از فروشگاه‌های اینستاگرامی زده می‌شود بیشتر بُعد اقتصادی آن مطرح می‌شود، چون مردان در موردش حرف می‌زنند. یعنی حرف‌هایی مثل کاهش فروش، میزان ضرر، میزان کاهش تولید و... . اما این فروشگاه‌ها برای زنان فقط ریال و بحث اقتصادی نیستند. وارد شدن زنان به این کسب‌وکارها چند کارکرد ویژه برای آن‌ها دارد.
- نفیسه آزاد، جامعه‌شناس

یک کارکرد این بود که به آن‌ها فضایی آماده برای فروش کالا یا خدمات می‌داد. کارکرد دیگرش این بود که این درآمد و برداشت اقتصادی‌ زن به خانواده برمی‌گشت: «یعنی خرج کیفیت بهتر زندگی در خانواده می‌شد. بنابراین، زن احساس عاملیت بیشتر و قدرت بیشتر می‌کرد از این که پول مستقلی به‌واسطه او وارد خانواده می‌شد.» اما حالا در نبود این قضا، آزاد می‌گوید این وضعیت «رسما یک آسیب به نهاد ارتباطی خانواده است.»

این جامعه‌شناس توضیح می‌دهد که یکی از این زنانِ صاحب کسب‌وکار درباره همین قطعی اینترنت به او گفته: «احساس می‌کنم زندانی‌ام کرده‌اند» و اضافه می‌کند: «این زن نمی‌گفت نان ندارم بخورم چون تاثیر اجتماعی اینترنت برایش بزرگتر بوده. چون زنانی که در اقتصاد رسمی زیر ۱۴ درصد مشارکت دارند، با اینترنت راهی پیدا کرده‌اند که سعی می‌کنند یک فعالیت اقتصادی داشته باشند.»

حالا با قطعی اینترنت زنان احساس می‌کند عاملیت اقتصادی و اجتماعی‌شان سلب شده که به نظر آزاد «احساس درستی هم هست و در نتیجه آن، زنان احساس سرخوردگی، انزوا، افسردگی و خشم است که در زنان تشدید می‌شود.»

در نهایت، ابعاد اجتماعی قطعی اینترنت برای زنان صاحب کسب‌وکار آنلاین بسیار مهم‌تر از ابعاد اقتصادی آن است اما مردان سیاست‌گذار ما نسبت به این مسائل نابینا هستند و بعد که اثرات چنین محرومیت‌هایی را می‌بینند تازه متوجه اهمیت آن می‌شوند.
- نفیسه آزاد، جامعه‌شناس

مشکات اسدی، مدیرعامل گروه کسب‌وکارهای «آن»، نیز با تایید این روند ساختاری، به آمارهای رسمی استناد می‌کند که نشان می‌دهد سهم زنان در کسب‌وکارهای خرد و خانگی بسیار بیشتر از مردان است. به همین دلیل، قطع دسترسی به شبکه، آسیب عمیقی به آن‌ها می‌زند.

تقاطع تبعیض؛ وقتی محدودیت‌ها ضریب می‌گیرند

او در گفت‌وگو با زومیت توضیح می‌دهد که بحران‌ها و محدودیت اقتصادی، گروه‌های آسیب‌پذیر، مثل زنان را بی‌رحمانه‌تر می‌بلعد:

گروه‌های اقلیت گاهی بر اساس دهک‌های اقتصادی تعریف می‌شوند و گاهی بر مبنای دسته‌بندی‌های اجتماعی. استان‌های مرزی، گروه‌های قومیتی، زبانی، مذهبی و سایر اقلیت‌ها بیش از دیگران از بحران‌ها آسیب می‌بینند. زنان نیز اگرچه از نظر عددی اقلیت نیستند، اما به‌دلیل سهم اندک از قدرت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در موقعیت اقلیت قرار می‌گیرند. بنابراین هرگونه محدودیت این گروه آسیب‌پذیر را بیشتر تحت تاثیر قرار می‌دهد.
- مشکات اسدی، مدیرعامل گروه کسب‌وکارهای «آن»

اسدی با نگاهی تقاطعی به این بحران، تشریح می‌کند که اگر یک زن شاخص‌های اقلیتی دیگری نیز داشته باشد، اثرات این محدودیت‌ها بر او مضاعف خواهد شد. او وضعیت یک زن روستایی بلوچ یا زن کُرد سنی در استان‌های مرزی را مثال می‌زند که درآمدش به فروش آنلاین محصولات روستایی در شبکه‌های اجتماعی وابسته است. چنین زنی، در خط مقدم آسیب‌های ناشی از قطعی شبکه قرار دارد.

زن روستایی که درآمدش مبتنی بر فروش آنلاین است، در خط مقدم آسیب دیدن از بحران قطعی اینترنت است

مدیرعامل گروه کسب‌وکارهای «آن» به پیامدهای غیرمستقیم این بحران نیز اشاره می‌کند. تورم‌های افسارگسیخته و کوچک شدن سبد خانوار ناشی، حتی بر زنان غیرشاغل نیز تاثیر می‌گذارد؛ چراکه آمارها نشان می‌دهد زنان عمده درآمد خود یا خانواده را صرف آموزش، تفریح و فراغت کودکان می‌کنند و با محدود شدن منابع مالی، این حوزه‌های حیاتی نیز فدا می‌شوند.

«اینترنت پرو» و تعمیق شکاف‌های طبقاتی و جنسیتی

یکی از نگران‌کننده‌ترین پدیده‌های نوظهور در اکوسیستم ارتباطی کشور، بحث اینترنت طبقاتی است که با اجرای «اینترنت پرو» از همیشه گسترده‌تر شده است؛ موضوعی که مشکات اسدی از آن به‌عنوان «مهمان ناخوانده و خوش‌نشین» این دوران یاد می‌کند که به نظرش احتمالا ماندگار خواهد شد. او توضیح می‌دهد که سیاست‌های مبتنی بر اینترنت طبقاتی، عوارض اجتماعی به‌مراتب جدی‌تری دارد:

واقعیت این است که اینترنت طبقاتی مانند قطع اینترنت عوارض اجتماعی جدی دارد. گروه‌های آسیب‌پذیری مانند زنان با اعمال سیاست‌های طبقاتی از جمله اینترنت طبقاتی بیش از دیگران متاثر خواهند شد.
- مشکات اسدی، مدیرعامل گروه کسب‌وکارهای «آن»

بهروزآذر، معاون پزشکیان در امور زنان و خانواده نیز این موضوع به اذعان کرده و معتقد است این دسترسی‌های ویژه اینترنت را به ابزار تعمیق نابرابری تبدیل می‌کند:

«ادامه این شرایط موجب می‌شود اینترنت که ابزاری برای کاهش شکاف‌های اجتماعی و ایجاد فرصت‌های برابر محسوب می‌شود، به عاملی برای تعمیق نابرابری‌ها تبدیل شود؛ چراکه دسترسی به خدمات باکیفیت اینترنتی با این روند بیش از گذشته به توان مالی افراد وابسته می‌شود و بسیاری از زنان به دلیل وابستگی اقتصادی، امکان بهره‌مندی عادلانه از این ظرفیت را نخواهند داشت و عملا از بخشی از فرصت‌های آموزشی، شغلی و اجتماعی خود محروم می‌شوند.»

اینترنت طبقاتی مهمان ناخوانده‌ای است که عوارض اجتماعی جدی برای گروه‌های آسیب‌پذیر از جمله زنان دارد

مشکات اسدی در نهایت هشدار می‌دهد که هرگونه محدودسازی یا طبقه‌بندی اینترنت تاب‌آوری اجتماعی را از بین می‌برد: «در جامعه‌ای آبستن بحران، سیاست‌هایی مانند قطع اینترنت، اینترنت طبقاتی و فیلترینگ مبتنی بر درآمد اقتصادی می‌تواند در آینده‌ای نه‌چندان دور به کاهش تاب‌آوری نسل‌های جوان‌تر منجر شود و آسیب‌های اجتماعی عمیق‌تری داشته باشد.»

قطعی اینترنت و سیاست‌های تبعیض‌آمیزی چون «اینترنت پرو»، ضربه‌ای مهلک بر پیکره‌ اقتصاد خرد و عاملیت اجتماعی زنان ایرانی، به‌ویژه در مناطق حاشیه‌ای است. تداوم این روند، استقلال زنان را محدود کرده و شکاف‌های عمیق جنسیتی و طبقاتی را به بحرانی پایدار تبدیل می‌کند. بازگشت بی‌قیدوشرط به شرایط عادی و دسترسی آزادانه، تنها راه جلوگیری از انزوای مطلق نیمی از جامعه و حفظ تاب‌آوری روانی و اقتصادی خانواده‌هاست.

نظرات