الگوبرداری از دیوار بزرگ؛ آیا پیادهسازی مدل اینترنت چین در ایران امکانپذیر است؟
داشتن اینترنتی شبیه به مدلی که چین پیادهسازی کرده است هدفی است که برخی مدافعان محدودسازی اینترنت در سر دارند. زمزمه این که باید با الگوبرداری از چین «شبکه خودمان» را داشته باشیم، چند سالی است که شنیده میشود و در زمان تشدید محدودیتهای اینترنت، مثل آنچه این روزها به بیسابقهترین شکل ممکن تجربهاش میکنیم، صحبت درباره این ایدهها شدت میگیرد.
اما الگو برداشتن از مدل چین چقدر امکانپذیر است؟ صرفنظر از درست بودن یا نبودن این ایده، آیا کشور و شبکه ما، با همه مختصات و ویژگیهایش، میتواند چنین الگویی را پیاده کند؟ آیا پیادهسازی مدلی شبیه به فایروال بزرگ چین از نظر فنی، اقتصادی و اجتماعی در ایران امکانپذیر است؟
اینترنت چینی در ایران؛ الگوبرداری موفق یا کپیبرداری خطرناک؟
«مدل حکمرانی اینترنت چین» که ایده اصلی در سناریوهایی است که برخی برای اینترنت مد نظر دارند، در یک نگاه همهجانبه، چندان عملیاتی به نظر نمیرسد. بررسی و مقایسه وضعیت ایران و چین و شبکهای که هر یک از این دو کشور دارند نشان میدهد تفاوتهای عمیقی در این میان وجود دارد نشان میدهد این طرح خوشباورانه یا به تعبیر احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات «ادعایی مبتنی بر عدد، داده و واقعیت» نیست.
طرح الگوبرداری از اینترنت چین مبتنی بر داده و واقعیت نیست
هرچند او هم اعلام میکند که چین تنها کشوری است که توانسته زیستبوم دیجیتال بومی خودش را بسازد اما توضیح میدهد که ساخت یک زیستبوم دیجیتال بومی پیششرطهایی دارد که چین از آن برخوردار است اما این برخورداری در ایران وجود ندارد. تفاوتها در کجاست؟
چیتساز ابتدا به جمعیت چین اشاره میکند: «جمعیت بیش از ۱.۵ میلیارد نفری؛ در حالی که بازار ایران با ۹۰ میلیون نفر جمعیت، مختصات متفاوتی دارد و در همه بخشها نمیتواند به بازار کامل تبدیل شود.»
معاون وزیر ارتباطات روی سهم اقتصاد دیجیتال چین از کل GDP این کشور هم دست میگذارد. سهمی که ۴۵ درصدی است و در مقابل، سهم اقتصاد دیجیتال از کل اقتصاد ایران حدود ۴ درصد است که کنار هم گذاشتن این عددها چنین قیاسی را نامعقول میکند.
آرین اقبال، محقق شبکه و برنامهنویس نیز در گفتوگو با زومیت با نگاهی همهجانبه، ریشههای فلسفی، فنی و اقتصادی پیاده کردن مدل حکمرانی فضای مجازی چین در ایران را بررسی میکند.
این متخصص هم با اشاره به تفاوتهایی که از نظر فنی، اقتصادی، جمعیتی و... بین ایران و چین وجود دارد توضیح میدهد که به نظرش ایده اینترنتی مشابه مدل چین بیشتر با این هدف مطرح میشود که «آرامآرام بستری فراهم شود که زیرساختها و سازوکارهایی برای نظارت بیشتر و پلیسیتر شدن این عرصه ایجاد شده و فضا بستهتر شود.» به همین دلیل است که صحبت از الگو گرفتن از چین خطرناک به نظر میرسد.
تضاد ذاتی اینترنت با مرزبندیهای کلاسیک حکمرانی
او باور دارد که برای درک بهتر تقابل حاکمیتها با اینترنت، ابتدا باید به ماهیت این پدیده نگاه کرد. اینترنت بهعنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر، فاصلهها را از بین برده و امکان شکلگیری یک «ذهن جمعی» را بدون محدودیتهای جغرافیایی فراهم کرده است. به باور اقبال، همین ماهیت، اینترنت را در تضادی ذاتی با مفاهیم سنتی حکمرانی و مرزبندی قرار میدهد.
دور شبکه اینترنت نمیتوان سیمخاردار کشید
اقبال با اشاره به رویکردهای انقباضی در سطح جهان، حتی در اتحادیه اروپا، این کشمکش را یک چالش فلسفی میداند و هشدار میدهد که این مسیر به تضعیف رشد تکنولوژی ختم میشود.
چرا ایران، چین نمیشود؟ توهم مقیاس و اقتصاد
یکی از پرتکرارترین توجیههای موافقان محدودسازی اینترنت این است که چین با وجود بستن راههای دسترسی به اینترنت جهانی به موفقیت اقتصادی و فناوری رسیده است. اما آیا این الگو برای ایران قابل شبیهسازی است؟ اقبال معتقد است که طرفداران این ایده دچار یک خطای شناختی شدهاند؛ آنها میخواهند بدون داشتن زیرساختهای اقتصادی چین، صرفا بخش «محدودسازی» اینترنت چین را کپی کنند:
چین بهخاطر فضای بسته اینترنتش پیشرفت نکرده، بلکه دلایل دیگری برای پیشرفت داشته و اتفاقا این بستن فضای اینترنت، بر پیشرفت چین اثر منفی گذاشته است. ابعاد کشور چین با ما متفاوت است؛ بیش از یک میلیارد جمعیت، منابع زیاد و ارتباط خوبی با بقیه جهان دارد. این مزایا به چین اجازه میدهد گردش مالی بالایی، که در مقیاسهای کوچک غیرقابل اجرا هستند، را تامین کند.- آرین اقبال، محقق شبکه و برنامهنویس
نتیجه الگوبرداری از اینترنت چین ایجاد سرویسهای ضعیف استی که فقط با رانت دوام میآورند
کارشناسان معتقدند در سایز اقتصاد و ابعاد سرزمینی ایران، امکان شکلدهی به یک رقابت و گردش مالی معنادار در یک سیستم کاملا داخلی وجود ندارد. نتیجهی چنین تلاشی، متولد شدن سرویسهایی عقبافتاده و ضعیف است که تنها با رانت و سوبسید زنده میمانند.
احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات نیز به تفاوت ایران و چین در توان داخلیسازی که ضرورت داشتن یک زیستبوم دیجیتال بومی است اشاره کرده و میگوید: «در بازار ما نیز برخی حوزهها قابل بومیسازی و توسعه داخلی هستند، اما در بعضی موارد، اقتصاد تولید داخلی پایدار نمیشود و تصمیمگیریها باید متناسب با واقعیت اقتصادی و امنیتی هر بخش باشد.»
اگر بخواهیم بهصورت کامل داخلیسازی انجام دهیم، برآورد منابع مورد نیاز حدود ۷۰۰ همت است. در برخی حوزهها مثلا برای تولید اقتصادی یک قطعه، حداقل به تولید ۵۰۰ هزار عدد نیاز است تا بهصرفه باشد؛ چنین ظرفیتی در چین هست اما در کشور ما در بسیاری از بخشها فعلا وجود ندارد.- احسان چیتساز، معاون سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزیر ارتباطات
افسانه «شبکه ملی» و خطر بازگشت به دوران ساسانیان!
بحث شبکه ملی اطلاعات و اینترنت طبقاتی، بخش دیگری از این کلاف سردرگم است. از منظر معماری شبکه، ارتباطات در تمام دنیا بهصورت ذاتی در نزدیکترین و بهینهترین مسیر (لوکال) انجام میشود. اما برداشتی که از «شبکه ملی» در سیاستگذاریهای اخیر میشود، ماهیتی کاملا متفاوت و سلبی دارد.
آرین اقبال در گفتوگو با زومیت این رویکرد را به لحاظ تاریخی شبیه به محدودیتهای آموزشی در دوران باستان میداند:
«آن چیزی که در موردش صحبت میشود این است که شبکه بستهای درست شود که اینترنت فقط یک 'سرویس' در آن باشد؛ سرویسی که میتوان آن را فروخت، بست یا قطعش کرد... این به لحاظ تاریخی شبیه دورانی است که ساسانیان اجازه نمیدادند عوام جامعه درس بخوانند و سواد فقط برای طبقهای خاص بود. ثمرهاش هم در تاریخ مشخص است و همان ثمرهها اینجا هم اتفاق میافتد. ما در کوتاهمدت به لحاظ فنی و تکنولوژی تضعیف میشویم.»
زیست زیرزمینی و مرگ امنیت و اعتماد
این پژوهشگر شبکه نیز میگوید حتی اگر این فرض بعید را در نظر بگیریم که به لحاظ فنی و اقتصادی داشتن چنین شبکهای امکانپذیر است، عامل «کاربر» و «اعتماد» همهچیز را برهم میزند. وقتی حد حکمرانی رعایت نشود، کاربر ایرانی از پلتفرمهای داخلی فرار کرده و به سمت ابزارهای دور زدن محدودیتها کشیده میشود. او این پدیده را «زندگی مجازی زیرزمینی» مینامد که هم ضد امنیت است، هم ضد تکنولوژی و هم ضد پیشرفت.
او در پایان یادآوری میکند که «بحثهایی مثل اینترنت طبقاتی و فضای بسته مدل چین که فقط افراد در داخل کشور باهم ارتباط داشته باشند و از بیرون همه چیز بسته باشد، نتیجهای جز عقبماندگی کشور و فروپاشی بنیانهای علمی کشور را به دنبال ندارد.»
در نهایت، توسعه فناوری را نمیتوان یک معادله دستوری در نظر گرفت. الگوبرداری ناقص از چین، با چشم بستن روی تفاوتهای بنیادین و بدون در نظر گرفتن مقیاس اقتصادی و ارتباطات جهانی این کشور، فقط به توزیع رانت، نابودی زیرساختها، خروج نخبگان و فروپاشی بنیانهای علمی ایران منجر خواهد شد. آزادی تبادل اطلاعات، نه یک خدمت لوکس دولتی، بلکه پیششرط قطعی بقا در قرن هوش مصنوعیها و زمانه اقتصاد پلتفرمی است.