نامههایی که به مقصد نرسید/ روایتی از مرگ دو پستچی در میان ویرانی ادارات پست
آقای سعیدی، پستچی اهل دیواندره، شانزدهم اسفند ۵ دقیقه قبل از حمله موشکی، اطلاعات یک بسته را در سایت بهروز کرده بود. از همین بهروزرسانیها که میتوان با کد رهگیری مرسولهها را چک کرد که از کدام نقطه به کجا رسیده. ۵ دقیقه بعد در ساعت ۱۰:۲۳، سه موشک به دیواندره شلیک شد که یکی از آنها مثل یک نامه به اداره پست میرسد و اداره را از یک ساختمان، تبدیل به تپهای ناهموار میکند.
ثنا، دختر آقای سعیدی ساعتی را نشان میدهد که عقربههای آن روی زمان حمله متوقف شده است. او میگوید: «پلاک شهادت پدرم، ساعت سیکو پنجی بود که با نبض مچ دستش کار میکرد؛ ساعتی که روی ۱۰:۲۳ دقیقه، در شانزدهم اسفند، برای همیشه ایستاد.»
سه روز قبل از این، برای اولین بار دیواندرهایها صدای پای جنگ را شنیده بودند. آن روز هم به همان ساختمان نظامی مجاور اداره پست حمله شد اما در حمله دومی که آقای سعیدی جان خود را از دست داد، موشک به خود اداره پست برخورد کرده بود. این برخورد مستقیم با خود اداره را منابع مختلف در گفتوگو با زومیت تایید میکنند.
حالا از چهار پستچی این شهر با ۸۰ هزار نفر جمعیت، یک نفر جان خود را از دست داده و اداره سابق، به اتاق سرایداری یک مدرسه منتقل شده است.
روز حمله «حامد سعیدی»، پستچی ۴۸ ساله اهل کردستان، در دفتر منتظر تیمهای دیگر بود که از روستا و شهرهای اطراف برسند و او مرسولات را ثبت و آنها را به سمت بیجار و سنندج ارسال کند.
این مرد متولد سال ۱۳۵۶ تا سال ۱۳۹۰ نامهرسان بود و حالا ۱۴ سالی میشد که در باجه مینشست و کارهای اداری مبادلات پستی را انجام میداد. اینها را همکار قدیمی او تعریف میکند؛ آقای کرمویسی که ۲۶ سال پیش باهم کار در اداره پست را شروع کرده بودند.
او هم در این حادثه خودروی خود را از دست داده است. کرمویسی، رئیس اداره پست، ماشین خودش را همانجا پارک کرده و برای دقایقی از محل خارج شده بود که این اتفاق افتاد. از خودروی ۴۰۵ او فقط دو صندلی جلوی سرنشین راننده مانده است. بهجز آقای پستچی آن روز سه نفر دیگر که در خیابان حضور داشتند هم جان خود را از دست دادهاند.
شلیک به پستچی معروف آذربایجان شرقی
نوزدهم اسفند دو اداره پست در آذربایجان شرقی بر اثر حملات تخریب میشوند. موشک اول مستقیما به ساختمان پست آذرشهر شلیک میشود. موشک دوم کلانتری عجبشیر را مورد هدف قرار میدهد و نیمی از اداره پست این شهر را هم از بین میبرد. به دنبال این اتفاق در اداره پست آذرشهر یک کارمند جان خود را از دست میدهد. همچنین در همان روز، اداره پست تبریز به دلیل نزدیکی به یک محدوده نظامی، در پی حملات دچار خساراتی محدود شد.
مهدی موسیپور ۲۰ سال نامهرسان اداره پست آذرشهر، در جنوب غربی تبریز بود. از همان پستچیها که مردم نهتنها او را میشناسند که شمارهاش را هم در گوشی خود ذخیره کردهاند. ساعت ۱۴ روز نوزدهم اسفند در اداره را بسته بودند. چند دقیقه بعد، تماس یکی از اهالی او را دوباره به دفتر برمیگرداند. بسته مراجعهکننده را برمیدارد، سیستم را آپدیت میکند و ساعت ۱۴:۳۰ ساختمان هدف اصابت موشک قرار میگیرد. فقط دیوارها فرو نمیریزند بلکه هر پنج موتور زرد رنگ اداره، همه بستهها و نامهها و حتی گاوصندوق هم از بین میرود.
از ساختمان پست دیگر چیزی باقی نمیماند. اداره برق مجاور و همچنین کتابخانه عمومی مجاور آن هم شدیدا تخریب میشود. آن روز به غیر از موسیپور، سه شهروند غیرنظامی دیگر هم از ساختمانهای اطراف جان خود را از دست میدهند.
تشییع پستچی آذرشهری از آن مراسمهای حزنانگیزی بود که مردم زیادی را به خیابان کشاند. اول صف، علیاکبر ایستاده بود. پسر دهسالهاش. دو دختر سه و چهار سالهاش، هلیا و هلما هم در میان جمعیت بودند. پیکر او را با خودروی نامهرسان به سمت گلزار شهدای آذرشهر حمل میکرد. مردم شهر، همانهایی که روزی نامههایشان را از دستان او گرفته بودند، در کنار همکارانش که با لباس فرم در مراسم حضور داشتند در مسیر حرکت میکردند و ردیفی از نیسانها و پرایدهای زرد پیکر او را بدرقه میکرد.
آذرشهر با ۴۴ هزار نفر جمعیت حالا اداره پست ندارد و دفترشان را به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتقل کردهاند تا دوباره در ساختمان جدیدی مستقر شوند. مثل اداره پست عجبشیر که درست همان روز، همان دقیقه با همین سرنوشت روبهرو شد. جنگنده از بالای سر کلانتری آنها میگذرد و موشک شلیک شده، اداره پست را هم از بین میبرد. کارمندان پست این شهر در ۸۵ کیلومتری تبریز، خوششانس بودند که با تمام شدن ساعت کاری از دفتر بیرون زده بوند اما بسیاری از بستههای پستی و نامههای مردم از بین رفته و دیگر قرار نیست هیچوقت به مقصد برسند.
نهتنها این دو نفر، بلکه شرکت ملی پست ایران یکی دیگر از کارکنانش را هم در جنگ از دست داد. حمید میرزایی میانرود، کارمند خدماتی اداره پست منطقه شمالشرق تهران، هجدهم اسفند در جریان حمله موشکی به یک منطقه مسکونی در محله رسالت، در خانهاش جان باخت.
او در ساختمانی ۲۰ واحدی همراه با اعضای خانواده و بستگانش زندگی میکرد؛ ساختمانی که پس از اصابت موشک، فقط چند کامیون نخاله از آن باقی ماند. پیکر این پستچی میدان رسالت با ۲۰ سال سابقه کار را بیش از یک هفته بعد، از زیر آوار بیرون کشیدند.
دفتر پستی محل کارش تنها دو خیابان با خانه فاصله داشت؛ آنقدر نزدیک که موج حمله، به ساختمان اداره هم آسیبهای زیادی زد.
سیر بمباران این جنگ ۳۹ روزه نه فقط این اداره و چهار ادارهای که پیشتر به آنها اشاره شد، بلکه در مجموع ۵۶ اداره پست را تخریب کرد؛ دو ساختمان بهطور مستقیم هدف قرار گرفتند و سایر مراکز در اثر موج انفجار، دچار درجات مختلفی از آسیب شدند.
۶۸ کارمند حین انجام وظیفه جان خود را از دست دادند
رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور اخیرا اعلام کرده بود که در جنگ اخیر ۶۸ کارمند حین انجام وظیفه جان خود را از دست دادند. مثل همین دو کارمند پُست که با وجود تعطیلی اغلب دستگاهها، روزهای جنگ کتهای سرمهای با نوارهای زرد خود را میپوشیدند، در خانهها را میزدند و بستههای مردم را تحویل میدادند.