روایت ۱۵۰۰ کامنت از خاموشی دیجیتال: آزمون سخت بقا زیر آوار انزوا، بیکاری، بدهی و فشار روانی
«مشکلات قطعی اینترنت انقدر زیاد که تو ۱۰تا کامنت هم جا نمیشه.» راست میگفت. مشکلات آنقدر زیاد بود که نظرات مطلب «روایت کنید؛ قطعی اینترنت چه چالشهایی برایتان ایجاد کرده است؟» نه تمام میشود و نه تکراری. در بررسی تکتک کامنتهایی که برای نوشتن این گزارش باید خوانده میشد، مدام مشکل جدیدی مطرح شد، نیازی که شاید به فکر کمتر کسی میرسد اما برای بعضی آدمها وجود داشت و چالش ایجاد کرده بود.
بعضی کاربران نوشته بودند «باید میگفتید چه چالشی ایجاد نکرده؟»... حق با آنهاست. واقعا کدام بخش از زندگی روزمره انسان امروزی است که از اینترنت بینیاز باشد؟ حالا شمار ساعتهای قطعی اینترنت از ۱۲۰۰ گذشته و یک کرور نیاز بیپاسخ روی زمین مانده و یک خروار بار سنگین روی دوش. از مشکل برای یک خرید اینترنتی ساده برای کاربران نابینا تا نیاز به منابع علمی و آموزشی برای دانشآموز، دانشجو، کنکوریها و... . از بار بدهی و قرض تا جیب خالی پیش خانواده و فرزند. در میان ۱۵۰۰ کامنت مشکلات افراد در دوران خاموشی اینترنت بارها این معضلات مطرح شده و متنی که خیلی از آنها نوشتهاند با این سوال تمام شده: «حالا باید چی کار کنم؟»
افرادی که زندگیشان از جهات مختلفی به اینترنت گره خورده بعد از ۵۲ روز قطعی دسترسی همچنان مستاصلاند و خواستهای جز این که اینترنت دوباره وصل شود ندارند. درخواستی که پرتکرارترین کامنت این ۵۲ روز خاموشی است اما انگار شنیده نمیشود.
اینترنت یک حق است، نه نیاز است، نه امتیاز
شاید بهتر است اینترنت را نه یک «نیاز» که یک «حق» تعریف کنیم. حقی برای همه شهروندان به یک اندازه؛ فارغ از شغلی که دارند، هدفی که دنبال میکنند و نیازی که رفع میکنند. یکی از کاربران درباره همین حق نوشته است:
من نه تریدرم نه برنامه نویسم نه دانشجوام یه شهروند عادی یکی از بنده های خدا روی کره زمین. اقا این اینترنت حقمه شما اینو فیلتر کردین چیزی نگفتن، قطع کردین چیزی نگفتن. اختلال انداختین چیزی نگفتن. واقعا دیگه ذهنم نمیکشه ۵۰ روز نتونم ازادانه تو اینترنت بچرخم روح و روانمون پریشان شده زندگیمون بی روح شده تمام حال و حوصلمون گرفتس. به خدا اعصاب برامون نمونده وصل کنید این اینترنت رو. بس کنید.- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
افراد از حسی که از این انزوای دیجیتال دارند تشبیههای مهمی میسازند: «احساس میکنم تمام ستونهای زندگیام یکجا فرو ریخته» یا کاربری که نوشته است: «حس زنده به گور شدن دارم». کاربری نوشته است: «انسان به ارتباط زنده ست چرا زندانی شدیم؟»
روایت یکی از کاربران زومیت: «بیمار سرطانی هستم یه اماسی بدون حرکت هم تو خونه داریم. تمام زندگیش تو تخت ارتباط با اقوام خارج و حال و احوال با اونا بود. تمامش از بین رفت. منم یه انلاین شاپ داشتم که کمک خرج بود واقعا اون هم کامل از بین رفته و واقعا نمیدونم چند ماه دیگه اصلا کوچکترین درامدی دارم یا نه. هیچ روزی نبوده که به مردن فکر نکنم.»
من یک معلول جسمی حرکتی هستم که اگر کسی دستم و نگیرن تنهایی تا توالت فرنگی هم نمی تونم برم اینترنت جهانی برای من حکم کنترل داشتن رو زندگی رو داشت... به مرز فروپاشی روانی رسیدم.- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
اینترنت نه فقط راه امرار معاش که یک جهان موازی برای زندگی است که آدمها زندگیشان را در آن میسازند؛ نبودنش فرصت زندگی را از آنها میگیرد. آٰرزوی مرگ، رسیدن به فروپاشی، بیانگیزگی مطلق مهمترین مصداقهای رنج روانی است که افراد روایت میکنند.
اینترنت برای جمعی از کاربرانش حکم چشم و گوش را دارد. زندگی با اینترنت برای بعضی کاربران خلأهایی را پر کرده که هیچ ابزاری نمیتواند جایش را بگیرد. یکی از کاربران زومیت مینویسد که از ۱۲ سالگی فهمیده گوشی و کامپیوتر با کمک اینترنت میتواند نبود چشمهایش را تا حدی جبران کند: «از اون موقع به بعد کتاب خوندن من به صورت صوتی بود. درس خوندنم. آموزشها و ارتباطاتم بیشترشون با استفاده از همین تکنولوژی بود.»
هوش مصنوعی هم ابزار دیگری بود که محدودیتهای زیادی را برایش رفع کرده بود تا به قول خودش کمتر به افراد بینا وابسته باشد اما: «افسوس و صد افسوس که توی این وضعیت من حتی نمیتونم یه خرید آنلاین انجام بدم چون کدهای امنیتی دیگه قابل حل شدن با هوش مصنوعی نیستن».
کاربر دیگری که دو سال است به سرطان مبتلا شده مینویسد در این آفلاین اجباری هم «پیدا کردن یک سری از داروها برای من سخت تر شده و دسترسی به بعضی از اطلاعات پزشکی حیاتی رو از دست دادم» و هم «نبودن سرگرمی هایی که داشتم رنج و دردهای این بیماری رو بیشتر از همیشه احساس میکنم و کم کم دارم امیدم نسبت به آینده رو هم از دست میدم.»
نبود اینترنت به مثابه یک بحران جمعی
آسیبهای روانی قطعی اینترنت هزینه گزافی است که در این دوران قطعی تحمل میکنیم. شاید روزهای اول قطعی دسترسی حسی شبیه به گم کردن وسایلمان را داشتیم اما حالا این حس تبدیل به یک فشار روحی جدی شده و در خشم و غم خودش را نشان میدهد:
افسرده شدم.. عصبی و پرخاشگر شدم... هرازگاهی منتظر میمونم پدر و مادرم برن بیرون و وقتی میرن کلی با صدای بلند و گوشخراش فریاد میزنم و خودمو خالی میکنم. مشت تو دیوار میزنم که دردش یکم آرومم کنه ( یه بار سر همین خیلی محکم زدم و استخون انگشت اشاره م ترک برداشت).- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
گاهی هم فشار روحی قطعی اینترنت تصاویر تلخی میسازد؛ مثل «انگار تو انفرادی نشستم، تاریکه و اکسیژن کمه...» در کامنت کاربری که نوشته: «بعد از ۲ سال رابطه لانگ دیستنس (پارتنرم ایران نیست و ایرانی هم نیست) قرار بود خونواده هامون آشنا بشن که جنگ شد و الان ۵۰ روزه رابطه مون قطع شده و گاهی چند دقیقه من زنگ میزنم... در مقایسه با مشکلات بقیه چیزی نیست اما از لحاظ روحی به مرز فروپاشی رسیدم...»
به نظر بعضی کاربرها فشار روانی این وضعیت حتی از این که شغل و درآمدشان را از دست دادهاند هم بیشتر است. کاربری که مدرس زبان فرانسه است و برای آموزش دادن و آموزش دیدن به اینترنت نیاز دارد، بعد از ذکر مشکلاتش نوشته:
اما مهمترین آسیبی که دیدم قطعا روانی بوده. این حس تحقیر، خاموش شدن صدای من و تقدیم کردنش به یک درصد برتر!، گرفتن یکی از اساسیترین حقوقم که الان تبدیل شده به یه روتین و با هر مسئلهای ممکنه چندین روز قطع شه، اینا کم نیست. آسیبش اصلا کم نیست.- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
کاربر رواندرمانگری که برای زومیت کامنت نوشته از قطع شدن دسترسیاش به مراجعانی که داشته مینویسد و میگوید حالا آنها بهجز بحرانهای شخصیشان درگیر یک بحران جمعی هم شدهاند:
«من روان درمانگر هستم... تمام مراجعین من آنلاین بودن، حالا جلساتمون کنسل شده، مسیر درمانی که قرار بود طی بشه با وقفه همراه شده. مراجعین در کنار بحران شخصی حالا در یک بحران جمعی قرار گرفتند...»
این بحران جمعی گاهی در معضلات پیچیدهتری مثل محرومیت و تبعیض خودش را نشان میدهد: «دسترسی به اینترنت ساده ترین چیزی بود که میتونستم توی جهان سرشار از محدودیت وطن، باهاش احساس بسته بودن رو از خودم بگیرم، با دنیا ارتباط داشته باشم و خودم رو جزئی ازش بدونم ولی حالا .... و میدونی چی از همه بیشتر عذابم میده؟ تبعیض و نابرابری. تبدیل حقوق اولیه به امتیاز.»
آموزش؛ یک نیاز ساده و بدیهی
از زبان و مهارتهای جدید تا نیاز به سایتهای علمی و دانشگاهی و منابع کنکور نیازهایی است که برطرف نشدنشان آموزش را مختل کرده است:
تمامی فایلهای آموزش زبان تخصصیای که طول ۱.۵ سال اخیر دیده بودم روی درایوم بود و دسترسیم قطع شده، ادامهی کلاسهام به خاطر ضعف پلتفرمهای داخلی و کندی اینترانت کنسل شده، عملا تمام فرصتهای آپدیت و آموزش و حتی تفریح و سرگرمیای که یوتیوب داشت از دست رفته و محتوا و پلتفرم داخلی اصلا در اون سطح مورد انتظار و بهدرد بخوری که باید باشه نیست.- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
کاربر دیگری نوشته: «درحال یادگیری آموزش زبان انگلیسی در اپ ها و پیج های اینستاگرامی و منابع مختلف خارجی بودم که اینترنت قطع شد.»
و یک کاربر دیگر که روند آموزشش مختل شده است: «انگلیسیم قوی بود و داشتم ژاپنی یاد میگرفتم با کمک یه اپ فوقالعاده به اسم lingo deer و گوگل ترنسلیت و چندتا ژاپنی سایت مورد نظرم یادش بگیرم. شغلی که میخوام توی آینده داشتم باشم باید براش چندتا زبان بلد باشم و واسه یادگیری مهارت مورد نیازش یوتوب بهترین جا هستش.»
افراد زیادی هستند که در مسیر آموزش، نداشتن دسترسی به اینترنت فرایند اپلای و پذیرششان را سد کرده است:
بعد از قطعی نت در دی ماه... به محض وصل شدن، تصمیم گرفتم هرجور شده مقطع دکتری رو برم خارج از کشور. شروع کردم به رزومه فرستادن و مکاتبه کردن با اساتید خارجی. بعد از چند روز ایمیل بازی، یه استاد توی اسکاتلند از پروپزالم خوشش اومد و موافقت کرد که سوپروایزرم بشه و بهم گفت که اپلای کنم. مصادف شد با جنگ رمضان و قطعی اینترنت دوم و به همین راحتی فول فاند اون موقعیت رو از دست دادم. بگذریم که آیلتس توی ایران بن شده و مجبور شدم ۶۵ میلیون (!) پول آزمون توی قطر رو بدم (جدا از هزینه ایاب و ذهاب)...- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
مرگ تدریجی فرصتها
موقعیتهای ازدسترفته یکی از پرتکرارترین روایتهاست. نه فقط فرصت شغلی و تحصیلی در یک کشور دیگر، نه فقط موقعیتهای آینده؛ آدمهای زیادی همین موقعیتهایی که تا قبل از یخ زدن اینترنت در حوالی ظهر نهم اسفندماه را از دست دادهاند. از کسبوکارهایی که در جهان آنلاین ساخته بودند تا شغلهایی که در شرکتها و بیزینسها داشتند:
سیل تعدیل هم خیلیها را با خود برده و به خیلیهای دیگر هم نزدیک است: «همسرم توی یه شرکت خصوصی کار میکنه و از شروع سال به اینور سایهی تعدیل بالای سرشونه و گفتن فعلا نمیتونیم حقوقی بهتون بدیم.» و یک روایت دیگر: «سالها نظافتچی بودم، رشتم کامپیوتر هست، همیشه دلم میخاس برم شرکت برنامه نویسی که تو شهرمون خیلی کمیابه، حالا که بهش رسیدم دیگه کم مونده تعدیل کنن.»
روزهای سخت بسیاری از شاغلان پیش از اینها، از زمان جنگ قبلی شروع شده: «از جنگ ۱۲ روزه و قطعی اینترنت کارم رو از دست دادم. درامدم از بین رفت. بیمه بیکاریم فعال نشده. بدهی هام و وام ها جریمه شدن. مجبور شدم پول قرض کنم. هزینه رو هزینه و جریمه اومد. خونم رو مفت از دست دادم. بچم برای شیر خشک و غذا گریه میکرد.از ذهنم پاک نمیشه. ناراحتی شدید روانی گرفتم. حتی پول ویزیت دکتر ندارم. چه برسه دارو. فشار روانی باعث درگیری با همسرم شد. بچم دچار استرس و آسیب روحی شده.»
من دیجیتال کریتور و تدوینگر بودم و این ۵۰ روز عملا میتونیم بگیم بدبخت شدیم از از ماهی ۴۰ ۵۰ میلیون شدم کسی که برای درآوردن نونش مجبوره بره کارگری کنه ۱۰ ساعت برای ماهی ده ملیون. مجبور شدم موتورم رو هرچی که جمع کردم بفروشم برای قسط هام و دیگه واقعا نمیدونم چی بگم!- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
تولیدکنندههای محتوا در شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای مختلف هم از دور ماندن از مخاطبانشان آسیب دیدهاند: «من نوشته هامو در قالب فایل های صوتی تصویری تو اپهایی مثل اینستا، فیسبوک، یوتیوپ، آپارات و... منتشر میکنم. چون ترک هستم نوشته های ترکیم هم مخاطبین بیشتری تو کشورهای ترک زبان داره و نوشته های فارسیم هم مخاطیین بیشتری تو کشورهای فارس زبان داره. پس استفاده از فقط اپ ایرانی مثل آپارات باعث ریزش میلیونی مخاطبین من در کشورهای خارج از ایران می شه. و خوب این فقط ضرر فرهنگی نداره برام، ضررهای مادی هم داره.»
حتی شغلهایی که معمولا امن به نظر میرسند حالا آن حاشیه امن همیشگیشان کمتر شده: «من یک وکیل دادگستری و دانش آموخته حقوق بین الملل هستم. بجز این که چندتا از موکلین من ساکن خارج از کشور هستن و هیچ ارتباطی تا الان نتونستم باهاشون برقرار کنم اینترنت بخش جدایی ناپذیر کار من بود. یک سری مدارک مهم من تو تلگرام هستش که نتونستم دانلود کنم.»
روایت جیبهای خالی
حدود دو ماه از توقف کسبوکارها گذشته، حالا پساندازها تمام شده و فشار بدهی، قسط و قرض به اوج رسیده:
دوماهه بیکارم،قسطام عقب افتاده،بدهکارم،ماهی ۱۵ ۱۶ میلیون قسط دارم،۵تا کارگر داشتم و دوتا از کارگرام رو بیکار کردم و عملا خرج سه تا خونواده به فنا رفته اونم بخاطر قطعی اینترنت و کلی مشکل دیگه. زندگیم، روانم، ازدواجم، همه چیزم داره از هم میپاشه.- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
یکی دیگر از کاربران نوشته است: «بیشتر از دوماه میشه که ما با ماهی ۲۱ میلیون قسط ۵۰ تومان هزینه سه نفر نیرو به علاوه ۲۰ تومان هزینه بیمه اون ها جمعا مبلغی بیشتر از ۱۸۰ میلیون بدهکاری برای من موند. اولش گوشیم رو فروختم که نصف این مبلغ رو دادم. امروز که کامنت میزارم دارم ماشینم رو یه کم تعمیر میکنم تا چند روز اینده بفروشم.»
عدد بدهی بعضی صاحبان کسبوکار به چند میلیارد میرسد، در حالی که فروش سقوط کرده است: «حداقل دو میلیارد تومن ضرر خالص تو این مدت وارد شد به مجموعه ما و درآمدمون ۹۰ درصد کاهش داشت یعنی بجای ۱۰۰ هزار تومن شد ۱۰ هزار تومن.»
این خاموشی اینترنت محدودیتهای شغلی دیگری را هم باعث شده: «سئو سایتم ۱ گوگل بود، پنجشنبه که گوگل رو مثلا باز کردن دیدم پرت شده صفحه چهار و اصلا مثل قبل نیست.» مشکلات امنیتی هم برای سایت کسبوکارها ایجاد شده است: «الان ۵۰ روزه که سایت من از دسترس خارج هست بدلیل اینکه SSL سایت من برای cloudflare است و هاست من هم خارجه. نمیدونم واقعا چکار کنم.»
تریدرهایی که همه مارکتشان مجازی است، از آسیبدیدهترین گروهها هستند که هم فعالیتشان متوقف شده، هم ضرر کردهاند و هم به سرمایهشان دسترسی ندارند.
این کشور نتونسته ایجاد اشتغال و درامدزایی برای جوانان کشور داشته باشه و من به لطف تلگرام تونستم از صفر شروع به درآمدزایی با nft و ایردراپها و گیم های تلگرام داشته باشم و الان ۵۰ روزه به اموالم در تلگرام دسترسی ندارم.- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
دلایل نیاز افراد به اینترنت یکی دو مورد نیست اما اینترنت بهعنوان جزو جدانشدنی زندگی امروز، وجودش نیاز به دلیل ویژهای هم ندارد. یکی از کاربران زومیت به همین موضوع اشاره کرده و نوشته:
«من یه خانم خانهدار هستم. شاید کار من وابسته به اینترنت نباشه و یا از اینترنت پول در نمیارم ولی به اندازه خودم نیاز داشتم به اینترنت. مثلا خیلی وقتا دستورهای آشپزی رو سرچ میکردم. یا فیلم و سریال و موزیک سرچ میکردم و میدیدم. تو خونه تلویزیون هم نداریم. سرگرمی من همین چیزا بود. تو مدتی که اینترنت قطع بود همینم نمیتونستم انجام بدم.»
این مسیر پر از بنبست هیچ منتهایی بهجز بیانگیزگی ندارد. و همین بیانگیزگی افراد را از این سرزمین دور میکند. بسیاری از آنها بعد از سالها تلاش حالا راهی جز خروج از این بنبست پیدا نمیکنند. کاربران بسیاری از این که بیش از همیشه به مهاجرت فکر میکنند نوشتهاند:
من یکی از افرادی بودم که در تمام سالهای گذشته گفتم اگر میخوایم کشور بهتری داشته باشیم باید بمونیم و بسازیم. باهم. شرایط سخت رو تحمل کنیم. همیشه گفتم منافع جمعی رو به منافع فردی ترجیح بدیم. اما الان خودم به فکر رفتن افتادم. این وضعیت خسته کننده و فرسایشی شده.- دیدگاه یکی از کاربران زومیت
آنها خستهاند و فرسوده و نادیده گرفته شدن خواستههایشان، نابودی رویاهایشان و بینتیجه ماندن تلاشهایشان ناچارشان میکند فرصت زندگی را جای دیگری جستوجو کنند.