نیممیلیارد تومان یک «آیفون» شده است
ناقابل نیممیلیارد تومان قیمت یک آیفون۱۷ پرو مکس با ظرفیت یک ترابایت است. بعد از افزایش شدید نرخ ارز در ماههای اخیر، قیمت آیفون در بازار ایران مدام بیشتر و بیشتر شد تا اینکه به مبالغ نزدیک به ۵۰۰ میلیون تومان رسید؛ عددی نجومی که تا همین چند سال پیش، هزینهی خرید یک واحد آپارتمان در تهران بود!
آیفون ۱۷ پرو مکس یک ترابایتی با پارتنامبر ZAA در شرایطی با قیمت نیممیلیارد تومان بهفروش میرسد که در امارات با قیمت ۷٬۲۴۹ درهم، معادل ۳۲۲ میلیون تومان خرید و فروش میشود؛ اما محاسبات پیچیدهی نرخ ارز وارداتی، حقوق و عوارض گمرکی و سودهایی که به بازرگان و فروشنده تعلق میگیرد قیمت این گوشی در بازار ایران را به بیشاز ۱۱٬۲۰۰ درهم یا ۳٬۰۰۰ دلار رسانده است.
۳٬۰۰۰ دلار نه فقط در ایران؛ بلکه در هر کشوری، مبلغ قابلتوجهی است. یک شهروند اروپایی و آمریکایی در کشورش میتواند با این مبلغ یک ماه زندگیاش را بگذراند؛ مثلا با ۱۵۰۰ دلار اجاره آپارتمانش را بپردازد، ۵۰۰ دلار خوار و بار و خوراکی بخرد، ۵۰۰ دلار هزینهی رفتوآمد و اینترنت و چند تفریح ساده کند و مبلغی را هم بهعنوان پسانداز بگذارد برای روز مبادا.
تورهای چندروزه اروپا در خارج از ایران هم برای خارجیها حدود همین ۳ هزار دلار تمام میشود. بهجای یک گوشی آيفون ۱۷ پرو مکس یک ترابایتی با همین ۳ هزار دلار میشود بخشی از اکوسیستم سامسونگ، یعنی گلکسی اس ۲۵ اولترا، گلکسیبوک، گلکسیبادز و گلکسیواچ خرید.
در همین ایران هم با احتساب هر گرم طلا معادل ۲۰ میلیون تومان، میشود ۲۵ گرم طلا یا دو تمامسکه و یک نیمسکه خرید؛ البته داشتن همین مقدار پول هم برای اکثریت شهروندان ایرانی دور از دسترس است؛ چراکه با حداقل دستمزد یک کارگر ایرانی در سال ۱۴۰۴، یعنی حدود ۱۰ میلیون تومان، باید ۵۰ ماه حقوق او دستنخورده کنار گذاشته شود.
حتی با افزایش حقوق سال آینده که حداقل حقوق ماهانه را به ۱۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان میرساند هم یک آیفون ۱۷ پرو مکس یک ترابایتی معادل ۲۶ ماه حقوق کامل است. در سال ۱۴۰۴ اگر میانگین مبلغ اجارهی یک خانهی معمولی در تهران را ۲۵ میلیون تومان در نظر بگیریم، با پول یک آیفون ۱۷ پرو مکس یک ترابایتی میشود اجاره یک سال را داد و ۲۰۰ میلیون تومان هم اضافه آورد.
فلشبک به ۱۰ سال قبل
حالا اگر همین ۵۰۰ میلیون تومان را به ۱۰ سال قبل ببریم، سرمایهی قابل توجهی خواهیم داشت که سطح زندگی را از یک زندگی معمولی یک سر و گردن بالاتر میبَرد. در سال ۱۳۹۴، با ۵۰۰ میلیون تومان میشد صاحب خانه شد یا یک دستگاه لکسوس CG 250 خرید و ۱۵۰ میلیون تومان هم پول اضافه آورد! ۱۰ سال پیش میشد آیفون ۶ را که جدیدترین نسل گوشیهای اپل بود، با کمتر از ۳ میلیون تومان خرید.
نگاهی به قیمتهای یکدهه قبل نشان میدهد چگونه ۵۰۰ میلیون تومان پول که زمانی میتوانست زیربنای هزینههای زندگی باشد، اکنون معادل بهای یک کالای دیجیتال شده و از سوی دیگر گوشی را به کالایی لوکس و بسیار ارزشمند تبدیل کرده است؛ همانطور که معمولیترین خودروها تبدیل به وسایل نقلیه میلیارد تومانی شدهاند.
هدف از مقایسهی قیمتهای حال و گذشته، غلط یا نابخشودنی دانستن خرید آیفون نیست. موضوع اصلا این نیست که خرید چه چیزی درست است یا کدام احساس نیاز نابهجاست. هدف ترسیم شمایی کلی از کاهش شدید ارزش پول ملی است که در نتیجهی آن، قدرت خرید حقوق و دستمزد افراد نسبت به طلا و دلار بهطور پیوسته کاهش یافته تا حدی که مدتهاست یک ماه حداقل حقوق کارگران حتی معادل یک گرم طلا هم نیست.
سقوط پول و دگرگون شدن مفاهیم اقتصادی
مهمتر از اینکه یک گوشی موبایل امروز نیممیلیارد تومان قیمت دارد، این است که امروز نیممیلیارد تومان ما بهاندازهی یک گوشی میارزد؛ یعنی به اندازه یک «کالای مصرفی». نیممیلیارد تومان نه سرمایهی قابل توجهی است، نه میشود با آن خریدی در سطح خودرو یا مسکن انجام داد. سقوط ارزش ریال باعث شده تا دلار، طلا یا حتی گوشیهای لوکس به شاخصهای غیررسمی مقیاس ارزش تبدیل شوند.
آیفون ۱۷ پرومکس که در بازار جهانی کالایی تکنولوژیک است، در ایران به نمادی از کاهش قدرت خرید و تغییر نسبت ارزش پول با کالاهای روزمره بدل شده؛ این وضعیت، چالشی عمیق در اقتصاد روزمره را بهتصویر میکشد و بهطور ضمنی نشان میدهد که از یک سو، قدرت پول ملی تضعیف شده و از سوی دیگر ترجیحات مصرف، سرمایهگذاری و نگاه جامعه ایرانی به ارزش اقتصادی بازتعریف شده است.