چرا مایکروسافت نمی‌ تواند ویندوزفون را رها کند؟

چرا مایکروسافت نمی‌ تواند ویندوزفون را رها کند؟

وقتی آمار مربوط به سهم بازار هر کدام از سیستم عامل‌ها منتشر می‌شود و نسبت به سال گذشته روند نزولی را نشان می‌دهد، بسیاری از منتقدان و کارشناسان دست به قلم می‌شوند که مایکروسافت باید ویندوزفون را به عنوان یک فعالیت کاملا زیان‌زده رها کند. اما تا کنون این اتفاق نیفتاده است و اگر به دنبال دلیل آن هستید با زومیت همراه شوید.

شاید شما هم از این موضوع آگاه باشید که ساتیا نادلا به عنوان مدیرعامل مایکروسافت، خیلی طرفدار ویندوزفون نیست و یکی از شواهد را می‌توان مخالفت وی برای خرید بخش موبایل نوکیا دانست. همچنین باید اشاره کنیم که برخلاف سرمایه‌گذاری هنگفت روی این سیستم عامل اثرات و بازخورد آن در آمریکا به عنوان منبع رسانه‌های انگلیسی زبان آنلاین بسیار کم یا حتی منفی بوده است.

اما آیا واقعا ردموندی‌ها باید به این سر و صداها توجه کرده و به سادگی تجارت موبایل را رها کند؟ برای پاسخ این سوال شرایط را به گونه‌ای فرض می‌کنیم که مایکروسافت به این کار تن دهد.

در اینجا سه گزینه پیش روی مایکروسافت قرار می‌گیرد:

1- به طور کامل تولید گوشی را کنار بگذارد

2- به سراغ تولید مدل‌های اندرویدی با سیستم عامل سفارشی از این پلتفرم برود

3- گوشی‌های اندرویدی گوگل را بفروشد

اگر مایکروسافت بخش Microsoft Mobile را فروخته بود، بخش ویندوز موبایل نیز تعطیل می‌شد و باید روی عرضه سیستم عامل مناسب دسکتاپ و تبلت برای OEMها متمرکز می‌شد. به نظر شما اگر این اتفاق می‌افتاد چه چیزی تغییر می‌کرد؟ سود و منافع مایکروسافت در کوتاه مدت رشد می‌کرد و می‌توانست با جبران زیان‌های قبلی تمام توان خود را صرف ارائه اپلیکیشن‌های iOS و اندروید کند.

در این صورت با توجه به اینکه اکثر مشتریان مایکروسافت از آی‌او‌اس و اندروید استفاده می‌کنند، می‌توانستند با توجه به تمرکز بیشتر ردموندی‌ها روی این دو پلتفرم از خدمات و پشتیبانی بهتری برخوردار شوند که می‌توانست برای موفقیت این کمپانی در بازار تکنولوژی آمریکا خیلی موثر باشد. از طرفی مایکروسافت در آینده تبدیل به یک شرکت بی‌نقص در زمینه نرم‌افزار و ارائه سرویس‌های مختلف می‌شود و نگرانی از بازگشت به حوزه سخت‌افزار نخواهد داشت.

از طرف دیگر، همچنان نیاز است تا کارهای زیادی که آنها برای ویندوزفون انجام داد‌ه‌اند روی تبلت‌های ویندوزی پیاده کنند و در قسمت موبایل باید برای تغییر سیاست‌ها و تغییر پلتفرم خود به اپل یا گوگل ریسک بزرگی را بپذیرند که این موضوع می‌تواند قابلیت‌های آنها را در بخش نرم‌افزاری و ارائه خدمات مختلف به ورطه نابودی بکشد. هم چنین کمپانی‌های دیگر می‌توانند مثلا با عرضه دستگاه‌هایی چون کروم‌بوک‌ها یا خانواده مک‌بوک، آزادانه به حملات خود علیه ردموندی‌ها ادامه دهند، ولی دیگر این غول دنیای فناوری نمی‌تواند از خود دفاع کند. از طرفی هیچ دستگاه جایگزنی چون گوشی یا تبلت که طی چند سال اخیر موفقیت‌هایی را برای آنها در پی داشته است را هم دیگر ندارند.

android-vs-ios-windows-mobi

به هر حال حقیقت این است که این راهکار می‌تواند در کوتاه مدت جوابگو باشد ولی در بلند مدت بسیار خطرناک است. مایکروسافت باید سخت کار کند تا بتواند نشان دهد که سرویس‌های آنها از نمونه‌های موجود در سیستم عامل‌های گوگل و اپل بهتر هستند که خودشان دارای پلتفرم، اپلیکیشن و سرویس و حتی گاهی اوقات سخت‌افزار اختصاصی هستند. مایکروسافت در نهایت به سرنوشت تجزیه‌پذیری آی‌بی‌ام دچار می‌شود.

استفاده از نسخه‌ای از اندروید مانند پلتفرم آمازون باعث می‌شود ردموندی‌های پلتفرم خودشان را داشته باشند و بتوانند اپلیکیشن‌هایی سازگار با اندروید ارائه دهند. از طرف دیگر این روند به معنی دسترسی مایکروسافت به تمامی اپلیکیشن‌های موجود در فروشگاه نخواهد بود و باز هم مانند آمازون باید زیر مجموعه‌ای از فروشگاه داشته باشند، یعنی مایکروسافت ناچار می‌شود به رقابت با پلتفرم اندروید گوگل بپردازد که آن وقت قابلیت‌هایی از سیستم عامل مانند نیاز به یکپارچه‌سازی اپلیکیشن‌ها با سرویس‌های آنلاین گوگل شاید انحصاری شود.

در نتیجه خریداران بین اندروید واقعی و نسخه اندروید دستگاه‌های مایکروسافت مجبور به انتخاب می‌شوند و از عملکرد فایرفون آمازون می‌توان آینده و بازنده واقعی را تشخیص داد.

اما آخرین راه‌حل، فروش گوشی‌های اندرویدی است که باعث می‌شود اپلیکیشن‌ها و سرویس‌های از پیش نصب شده مایکروسافت روی این دستگاه وجود داشته باشد ولی مایکروسافت زیر پرچم گوگل قرار می‌گیرد و باید باز هم با آنها رقابت کند، چون معمولا سرویس‌های پیش‌فرض اندروید متعلق به گوگل هستند. در نهایت اینکه مایکروسافت با انتخاب این راه مجبور می‌شود با رقبای سرسختی چون سامسونگ به شکل مستقیم رقابت کند.

با وجود اینکه ویندوزفون در بازار جایگاه نخست را ندارد، اما این پلتفرم منافع قابل توجهی برای مایکروسافت دارد که به ضعف‌های آن برتری دارد.

1- پلتفرم‌ها خیلی راحت می‌توانند هزینه‌ها را جبران کنند.

2- از نظر راهبردی داشتن پلتفرم اختصاصی موبایل به شرکت‌ها کمک می‌کند که سرویس‌های خودشان را ارائه کنند.

3- می‌توانند بسته‌ای کامل را در اختیار مشتریان تجاری قرار دهند.

4- با یکپارچه‌سازی میان گوشی‌ها و تبلت‌ها، هر تلاشی که صورت می‌گیرد بین آنها مشترک خواهد بود.

5- مایکروسافت برای آینده‌ای آماده می‌شود که دسکتاپ‌ها خیلی در آن جایی ندارند و در صورت تقاضای کم برای دستگاه‌های دسکتاپ و لپ‌تاپ، آنگاه مایکروسافت همچنان می‌تواند به حیات خود ادامه دهد.

شاید به نظر شما ویندزفون معایب زیادی دارد که ادامه دادن به پشتیبانی و حمایت کردن از آن اصلا عاقلانه نباشد و با توجه به میزان سهم آن در بازار آمریکا سرمایه‌گذاری روی این اکو سیستم احمقانه باشد، ولی یادتان باشد با داشتن ویندوزفون، ردموندی‌ها سپری مستحکم دارند که آنها را زیر پرچم رقبا قرار نمی‌دهد.


از سراسر وب

  دیدگاه
کاراکتر باقی مانده

بیشتر بخوانید