بازگشت «ظرفیت دولت» به لایه شبکه؛ واکاوی خروج وزارت ارتباطات از تله محدودیت اینترنت

دوشنبه 4 خرداد 1405 - 22:33
مطالعه 4 دقیقه
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
محسن محمودی، پژوهشگر علوم سیاسی در یادداشتی برای زومیت نوشت: مصوبه بازگشایی اینترنت یک جراحی ضروری برای توقف خون‌ریزی در اقتصاد دیجیتال بود.
تبلیغات

در اقتصاد سیاسی بین‌الملل معاصر، زیرساخت‌های ارتباطی و شبکه جهانی داده، دیگر صرفاً یک ابزار تسهیل‌گر نیستند؛ بلکه خود، اصلی‌ترین شریان‌های خلق ارزش و کریدورهای حیاتی توسعه محسوب می‌شوند. در چنین مختصاتی، هرگونه تصمیم‌گیری در سطح کلانِ حکمرانی دیجیتال، مستقیماً بر متغیرهای اقتصاد کلان، امنیت ملی و جایگاه ژئوپلیتیک یک کشور اثرگذار است.

مصوبه اخیر مبنی بر بازنگری و گشایش در سیاست‌های دسترسی به اینترنت که به امضای رئیس‌جمهور، مسعود پزشکیان رسید، از این منظر قابل خوانش است. این یادداشت تلاش می‌کند با عبور از هیجانات رسانه‌ای و پرهیز از تقلیل مسئله به یک دستاورد صرفاً سیاسی، ابعاد ساختاری، پیامدهای انتقادی و الزامات این چرخش سیاستی را در چارچوب حکمرانی حرفه‌ای واکاوی کند.

از اصطکاک ساختاری تا کالبدشکافی یک «گورستان دیجیتال»

نخستین گام در تحلیل این مصوبه، مواجهه واقع‌بینانه با وضع موجود است. سیاست‌های محدودکننده سالیان اخیر، فراتر از ایجاد نارضایتی عمومی، یک «اصطکاک ساختاری» عظیم در ماشین اقتصاد کشور ایجاد کرد. بخش قابل‌توجهی از دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپا در ایران را نباید در ضعف مدل‌های تجاری (Business Models) جست‌وجو کرد؛ بلکه ریشه در همین اصطکاک‌هاست.

ما در سال‌های گذشته با پدیده شکل‌گیری یک «گورستان دیجیتال» از استارتاپ‌ها و پروژه‌های نوآورانه مواجه بودیم که نه به دلیل رقابت بازار، بلکه به واسطه ناپایداری شبکه، اختلال در دسترسی به ابزارهای بین‌المللی و هزینه‌های تحمیلیِ دور زدن فیلترینگ، از چرخه حیات خارج شدند.

مصوبه اخیر، پیش از آن که یک لطف حاکمیتی تلقی شود، یک الزام گریزناپذیر برای توقف این روند فرسایشی و جلوگیری از فروپاشی کامل زیست‌بوم اقتصاد دیجیتال کشور است.

تغییر پارادایم: بازتعریف «ظرفیت دولت» در عصر شبکه‌ای

در ادبیات توسعه نهادی، «ظرفیت دولت» (State Capacity) به توانایی حاکمیت در اجرای سیاست‌ها و ارائه کالاهای عمومی بدون اختلال در پویایی‌های جامعه تعریف می‌شود. تجربه نشان داد که تقلیل امنیت سایبری به «انسداد درگاه‌ها»، نه‌تنها ظرفیت دولت را ارتقا نداد، بلکه با ایجاد اقتصاد زیرزمینی و غیرشفافِ فروش فیلترشکن‌ها، بخش مهمی از ترافیک داده و امنیت اطلاعات کاربران را از دایره نظارت حاکمیتی خارج کرد.

اهمیت راهبردی تصمیم اخیر در این است که نشان‌دهنده یک شیفت پارادایم در هسته تصمیم‌ساز است؛ گذار از این توهم که «کنترل مساوی با محدودیت است» به این واقعیت که قدرت و تاب‌آوری ملی در فضای سایبر، در گرو حضور فعالانه، پلتفرم‌های پویا و ارتباط ارگانیک با زنجیره ارزش جهانی است.

نقش وزارت ارتباطات؛ هنر «ترجمه نهادی» و مدیریت تعارض

تصمیم‌گیری در ساختار حکمرانی ایران، به‌ویژه در حوزه‌های متقاطع با امنیت ملی، همواره با پیچیدگی‌های بوروکراتیک و تعارض منافع نهادی همراه است. در اینجا نمی‌توان از نقش کلیدی و متمایز وزارت ارتباطات و وزیر چشم‌پوشی کرد. با این حال، این نقش‌آفرینی از جنس قهرمان‌سازی‌های رسانه‌ای نبود؛ بلکه یک نمونه موفق از «ترجمه نهادی» (Institutional Translation) بود.

وزارت ارتباطات در ماه‌های اخیر موفق شد زبان و دغدغه‌های اکوسیستم فناوری و اقتصاد دیجیتال را به زبانی قابل‌فهم برای نهادهای امنیتی و سیاست‌گذار ترجمه کند. ارائه گزارش‌های دقیق از استهلاک زیرساخت‌ها، هدررفت منابع ارزی در بازار سیاه VPN، و تحلیل هزینه-فایده تداوم وضعیت پیشین، توانست مقاومت‌های ساختاری را تعدیل کند.

در واقع، هنر وزیر ارتباطات در این مقطع، ایجاد یک مفاهمه میان‌بخشی و تبدیل یک پرونده به شدت امنیتی‌شده، به یک مسئله قابل حل با منطق اقتصادِ سیاسی بود که در نهایت مسیر را برای امضای نهایی رئیس‌جمهور هموار کرد.

پیوند اینترنت و کریدورهای ترانزیتی؛ یک نگاه بدیل

یکی از زوایای مغفول در تحلیل سیاست‌های اینترنتی، ارتباط آن با دیپلماسی اقتصادی و لجستیک بین‌المللی است. ایران در تلاش است تا نقش خود را در کریدورهای ترانزیتی منطقه (مانند کریدور شمال-جنوب یا ابتکار پهنه-راه) تثبیت کند. اما واقعیت این است که در قرن بیست‌ویکم، ترانزیت کالا بدون «ترانزیت روان داده‌ها» بی‌معناست.

لجستیک مدرن، گمرکات هوشمند و ره‌گیری بین‌المللی محموله‌ها، کاملاً وابسته به اینترنت آزاد و یکپارچه است. محدودیت‌های شبکه‌ای، عملاً قابلیت اطمینان (Reliability) شرکای تجاری خارجی به زیرساخت‌های ترانزیتی ایران را مخدوش کرده بود. رفع این محدودیت‌ها، پیش‌شرطی حیاتی برای بازیابی نقش ایران در اقتصاد سیاسی ارتباطات منطقه‌ای و جذب سرمایه‌گذاری در حوزه‌های لجستیک و تجارت است.

افق انتقادی: امضایی که تازه آغاز راه است

با وجود تمام پیامدهای مثبت، برخورد تقلیل‌گرایانه با این مصوبه خطایی راهبردی است. خواننده و تحلیل‌گر حرفه‌ای می‌داند که روی کاغذ آمدن یک مصوبه تا پیاده‌سازی آن در لایه شبکه (Network Layer)، فاصله‌ای معنادار دارد. برای آن که این گشایش به یک دستاورد پایدار تبدیل شود، چند چالش اساسی باید مورد توجه قرار گیرد:

  • کیفیت فدای کمیت نشود: رفع فیلتر ظاهری در کنار افت شدید پهنای باند یا افزایش پینگ (Ping) و تاخیر (Latency)، عملاً دردی از کسب‌وکارها دوا نمی‌کند. شاخص موفقیت این مصوبه، ارتقای ملموس کیفیت خدمات (QoS) است.
  • مقاومت اقتصاد زیرزمینی: گردش مالی چندهزار میلیاردی مافیای فیلترشکن، به‌سادگی تسلیم این مصوبه نخواهد شد. خنثی‌سازی مقاومت‌های پنهانی که منافع اقتصادی‌شان با اینترنت آزاد در تضاد است، آزمون سخت دولت در ماه‌های آینده خواهد بود.
  • ترمیم سرمایه اجتماعی زمان‌بر است: اعتماد ازدست‌رفته کاربران و نخبگانی که به دلیل ناامیدی از زیرساخت‌ها، مسیر مهاجرت را در پیش گرفتند، صرفاً با یک دستورالعمل بازنمی‌گردد. حاکمیت باید با تثبیت این سیاست و تضمین عدم بازگشت‌پذیری آن، به‌تدریج این زخم را التیام بخشد.

کلام آخر

مصوبه بازگشایی اینترنت، نه یک پایان خوش در یک درام سیاسی، بلکه یک جراحی ضروری برای توقف خون‌ریزی در اقتصاد دیجیتال و احیای ظرفیت‌های نهادی حاکمیت بود. این تصمیم، نشانه‌ای از پیروزی عقلانیت و محاسبات هزینه-فایده بر نگاه‌های امنیتیِ صرف است.

اکنون که این سد شکسته شده، رسالت اصلی بر دوش نهادهای اجرایی، به‌ویژه وزارت ارتباطات است تا با پایش دقیق کیفیت شبکه و مدیریت هوشمندانه دوران گذار، این اراده سیاسی را به یک زیرساخت پایدار و رقابت‌پذیر برای توسعه ملی تبدیل کنند. این آزمونی است که نتیجه آن، جایگاه ایران را در نظم نوین اقتصاد دیجیتال تعیین خواهد کرد.

نظرات