در روزهای عادی، رابطه رسانه و کسبوکار اغلب به انتشار خبر، گزارش یا کمپین تبلیغاتی خلاصه میشود. اما در روزهای بحرانی، این رابطه دیگر یک همکاری معمولی نیست؛ به یک رابطه حیاتی برای بقا تبدیل میشود. بحرانی که امروز با آن مواجه هستیم، نه کوتاهمدت است و نه قابل پیشبینی؛ وضعیتی فرساینده که هم رسانهها و هم کسبوکارها را همزمان تحت فشار قرار داده است.
کسبوکارها، بهویژه در اکوسیستم استارتآپی، بدون رسانه عملاً دیده نمیشوند و رسانهها بدون کسبوکارهای فعال و زنده، بخشی از جریان اقتصادی، خبری و حتی مخاطب خود را از دست میدهند. این وابستگی متقابل در بحران، شکل تازهای از انتظارات و تکالیف دوطرفه را ایجاد میکند.
رسانه؛ صدای کسبوکار در روزهای خاموشی
در شرایط اختلال، نااطمینانی و قطع ارتباط، کسبوکارها بیش از هر زمان دیگری به رسانه نیاز دارند؛ نه برای تبلیغ، بلکه برای روایت وضعیت، شفافسازی و حفظ اعتماد عمومی. رسانه میتواند پل ارتباطی میان کسبوکاری باشد که امکان ارتباط مستقیم با مشتری را از دست داده و مخاطبی که سردرگم و بیاعتماد شده است.
نمونههای جهانی این نقش را بهخوبی نشان میدهند. در دوران همهگیری کرونا، رسانههایی مانند BBC، The Guardian و New York Times بهصورت سیستماتیک مشکلات کسبوکارهای کوچک، رستورانها و استارتآپها را پوشش دادند. این رسانهها فقط گزارشدهنده نبودند؛ مسیرهای حمایت دولتی، وامها و راهکارهای بقا را معرفی کردند و با برجستهسازی روایت کسبوکارهای در آستانه تعطیلی، افکار عمومی و سیاستگذاران را تحت تاثیر قرار دادند.
یا در زمان اختلالهای گسترده اینترنت در کشورهایی مانند هند، رسانههای اقتصادی نقش فعالی در بازتاب خسارتهای روزانه استارتآپها داشتند. گزارشهای منتشرشده درباره زیان میلیوندلاری کسبوکارهای آنلاین، به یکی از عوامل فشار اجتماعی برای بازگشت سریعتر اینترنت تبدیل شد.
انتظار رسانهها از کسبوکارها
اما این مسیر یکطرفه نیست. رسانهها نیز در روزهای بحران، انتظار دارند کسبوکارها شفاف، صادق و پاسخگو باشند. سکوت مطلق یا ارائه اطلاعات ناقص، تنها فضا را برای شایعه و روایتهای غیررسمی باز میکند.
در بحرانهای جهانی، برندهایی که فعالانه با رسانهها ارتباط برقرار کردهاند، آسیب کمتری دیدهاند. برای مثال، در زمان اختلال سراسری فیسبوک، واتساپ و اینستاگرام در سال ۲۰۲۱، شرکتهایی که از طریق رسانههای رسمی بهسرعت توضیح دادند چه اتفاقی افتاده و چه زمانی خدمات بازمیگردد، توانستند اعتماد کاربران خود را بهتر حفظ کنند. در مقابل، کسبوکارهایی که سکوت کردند، با موجی از نارضایتی و بیاعتمادی مواجه شدند.
مسئولیت اجتماعی رسانهها؛ حمایت، نه چشمپوشی
رسانهها فقط ناظر بحران نیستند؛ آنها بازیگران فعال فضای اجتماعیاند. حمایت از کسبوکارها به معنای نادیده گرفتن خطاها نیست، بلکه به معنای روایت منصفانه و مسئولانه است؛ تمایز قائل شدن میان نقد سازنده و تخریب.
در بسیاری از کشورها، رسانهها در دورههای بحران اقتصادی، به شکل عملی وارد میدان شدهاند. برخی رسانههای اروپایی و آمریکایی در دوره کرونا، تعرفههای تبلیغاتی خود را برای کسبوکارهای کوچک کاهش دادند یا بخشهایی را به معرفی رایگان آنها اختصاص دادند. این اقدامات نه از سر لطف، بلکه در چارچوب مسئولیت اجتماعی رسانهها تعریف شد؛ حمایتی برای حفظ اشتغال و چرخه اقتصاد.
یک مسیر دوطرفه برای بقا
در نهایت، رسانه و کسبوکار در یک زیستبوم مشترک زندگی میکنند. تضعیف یکی، دیگری را هم آسیبپذیر میکند. روزهای بحرانی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتوگوی مداوم، اعتماد متقابل و درک مسئولیت مشترک میان رسانهها و کسبوکارهاست. بدون این ارتباط موثر، نه روایت درستی شکل میگیرد و نه امیدی برای عبور از بحران باقی میماند.