بررسی ردمجیک ۱۱ پرو؛ هیولای گیمینگ نوبیا با طراحی متفاوت
گوشیهای گیمینگ از فلسفهی وجودی متفاوتی پیروی میکنند و نباید آنها را با همان معیارهای مرسومِ دنیای موبایل سنجید. رسالت اصلی این محصولات، قربانیکردن هر ویژگی غیرضروری در پیشگاه «عملکرد خالص» و «راحتی گیمر» است؛ از ظرافت طراحی گرفته تا کیفیت دوربین، همهچیز فدای پایداری عملکرد و خنکماندن دستگاه میشود. ردمجیک ۱۱ پرو، تجسم بینقص همین تفکر بهشمار میآید؛ دستگاهی که بدون هیچ تعارفی، قدرت را بر همهچیز مقدم میشمارد.
اینبار ردمجیک پا را فراتر هم گذاشته و با ترکیب سیستم خنککنندهی مایع واقعی در کنار فن توربوی شناختهشدهاش، توجه زیادی را در دنیای فناوری بهسوی خود جلب کرده؛ اما پرسش اصلی این است که آیا نوآوری ردمجیک صرفا به یک نمایش تبلیغاتی محدود میشود یا واقعا میتواند کمک مؤثری برای سیستمخنککنندهی گوشی باشد تا گرما را در سناریوهای سنگین مهار کند؟ در مقالهی پیشرو تلاش کردهایم فارغ از هیاهوی رسانهای، ردمجیک ۱۱ پرو را از جنبههای مختلف به زیر ذرهبین ببریم. با بررسی ردمجیک ۱۱ پرو همراه زومیت باشید.
ویدیوی بررسی ردمجیک ۱۱ پرو
پخش از رسانه
ردمجیک ۱۱ پرو از سوی فروشگاه نیکدیجی برای بررسی در اختیار زومیت قرار گرفت.
طراحی؛ جوهره اصیل گوشیهای گیمینگ
طراحی رد مجیک ۱۱ پرو نشان میدهد که خلاقیت در دنیای موبایل نمرده است. در نمونهی مورد بررسی زومیت، زیر پنل پشتی شیشهایِ شفاف دستگاه، لایههایی از ورقهای نقرهای پیچشده بهچشم میخورد؛ درحالیکه در مرکز بدنه نیز سیالی آبیرنگ بهعنوان خنککنندهی مایع در مسیری دوار حرکت میکند و جلوهای چشمنواز و متفاوت به دستگاه میبخشد.
طراحی ردمجیک ۱۱ پرو چنین القا میکند که گویی نیرویی عظیم در لایههای زیرین کالبد یخی دستگاه به بند کشیده شده؛ از همین رو، انتخاب نام «Sub-Zero» برای این نسخه هوشمندانه بهنظر میرسد. ترکیب رنگی و نام رنگبندی دستگاه بهشکلی ملموس، شخصیت سرد و مرگبار سابزیرو در مجموعهی مورتال کامبت را تداعی میکند.
روی بدنه هیچگونه برآمدگی بهچشم نمیخورد؛ زیرا مجموعهی دوربین به زیر پنل شیشهای پشتی منتقل شده است تا یکی از چالشها و مزاحمتهای همیشگی موبایلگیمرها، یعنی تماس مداوم دست با لنزهای دوربین حین بازی، وجود نداشته باشد؛ البته همین قرارگیری لنزها زیر لایهی شیشهای، جدا از فوایدی که دارد، حین عکاسی میتواند باعث افزایش بازتاب نور و ایجاد فلر در برخی سناریوهای نوری شود. از سوی دیگر، بدنه بهشدت اثر انگشت و لکه را بهخود جذب میکند و اگر میخواهید عکسهایتان تار نشود، مجبورید بهطور مداوم آن را تمیز کنید.
در انتهای مجموعهی دوربین ردمجیک ۱۱ پرو، فن کوچکی جای گرفته است که ویترین سیستم خنککنندهی رد مجیک ۱۱ پرو را تکمیل میکند؛ در بخش سختافزار، توضیحات مفصلتری دربارهی کارکرد فن خنککنندهی گوشی ارائه خواهیم داد.
ضیافت بصری نوبیا به همینجا ختم نمیشود؛ نورپردازی RGB که امضای این برند و جزوی از ماهیت گوشی بهحساب میآید، نه تنها روی فن و لوگوی رد مجیک، بلکه قسمتهای دیگر روی پنل پشتی را روشن میکند تا اصالت و DNA یک دستگاه گیمینگ تمامعیار را به رخ بکشد.
اطراف پنل را فریمی در بر میگیرد که سازنده میگوید از آلومینیوم گرید صنایع هوافضا ساخته شده؛ متریالی که درمقایسهبا آلومینیوم رایج، در عین چگالی کمتر، مقاومتتر است. بهدلیل استفادهی شرکت از باتری حجیم و سیستم خنککنندهی پیشرفته، وزن دستگاه به ۲۳۰ گرم میرسد؛ البته بهلطف توزیع جرم و ارگونومی مناسب، وزن گوشی در دست نسبتا متعادل احساس میشود و در استفادههای طولانیمدت چندان آزاردهنده نیست.
سمت چپ فریم دستگاه، بخش فرورفتهای قرار دارد که عبارت «Game Mode» روی آن حک شده و با نورپردازی RGB همراه شده است؛ در نزدیکی آن شیاری به چشم میخورد که فن از طریق آن هوای خنک مورد نیاز خود را به داخل میکشد، در امتداد این مسیر و روی فریم سمت راست، هوای گرم درون بدنه از طریق خروجی اختصاصی به بیرون هدایت میشود.
دکمهی کشویی نارنجی Magic Key نیز با لغزاندن روبهبالا، بهصورت پیشفرض فضای Game Space را فراخوانی میکند؛ البته در تنظیمات امکان شخصیسازی این کلید وجود دارد. فرورفتگیهایی که حکم شولدر تریگر دارند نیز در همین قسمت دیده میشوند؛ دکمههایی که درستمانند کنترلرهای کنسول عمل میکنند و از نورپردازی RGB بینصیب نماندهاند. دکمههای تنظیم صدا، پاور و یک میکروفون نیز روی همین لبه جای گرفتهاند.
از ویژگیهای جالب گوشی میتوان به جک ۳٫۵ میلیمتری صدا روی لبهی بالایی اشاره کرد؛ قابلیتی که این روزها، بهویژه برای گیمرها، حکم یک غنیمت واقعی را دارد. لبهی پایینی نیز میزبان اسپیکر، دو میکروفون و درگاه USB-C 3.2 Gen 2 است؛ درگاهی که علاوهبر شارژ، امکان خروجی تصویر 4K و اتصال انواع تجهیزات جانبی را فراهم میکند. با در نظر گرفتن میکروفونهای تعبیهشده در بالا و پایین دستگاه، مجموع میکروفونها به چهار عدد میرسد که نوید ثبت صدایی دقیقتر در مکالمه و ضبط ویدیو را میدهد.
در نهایت، پنلهای شیشهای جلو و پشت دستگاه با پوشش محافظ گوریلا گلس محافظت میشوند؛ این پوشش جدیدترین و مقاومترین نسخه بازار نیست؛ اما با در نظر گرفتن برچسب قیمتی رقابتیِ ۷۵۰ دلاری، انتخابی کاملا منطقی و قابلتوجیه به شمار میرود.
نمایشگر رد مجیک ۱۱ پرو؛ خوب نه ایدهئال
ردمجیک ۱۱ پرو با اختصاص بیشاز ۹۰ درصد از نمای جلویی به نمایشگر ۶٫۸۵ اینچی OLED و کاهش ضخامت حاشیهها، عملا بیشترین سطح ممکن را به نمایش محتوا و بازی اختصاص داده است؛ انتقال دوربین سلفی به زیر نمایشگر و حذف کامل ناچ و حفره نیز هرگونه مزاحمت بصری را به حداقل رسانده تا گیمر در پرجزئیاتترین صحنهها هم با تمرکز کامل یک پیکسل از میدان دیدش از دست نرود؛ یک تجربهی گیمینگ تمامصفحهی واقعی!
در ردمجیک ۱۱ پرو از پنل LTPO خبری نیست؛ احتمالا پنل گوشی بر پایهی بکپلین LTPS ساخته شده است که بهعلت تحرک الکترونی بالا، امکان دستیابی به نرخ نوسازی حداکثری ۱۴۴ هرتز و همینطور پاسخگویی بالاتر را فراهم میکند؛ در تنظیمات نمایشگر، گزینههایی از ۶۰ تا ۱۴۴ هرتز به همراه حالت Auto دیده میشود. در ردمجیک ۱۱ پرو، نرخ نوسازی ۱۴۴ هرتزی در انحصار بازیها نیست؛ گوشی اجازه میدهد حین جابهجایی بین اپلیکیشنها نیز، این نرمیِ فوقالعاده را لمس کنید.
البته سیستم مدیریت انرژی رفتار عجیبی دارد؛ در حالت ۱۴۴ هرتزی وقتی صفحه را رها کنید (حالت Idle)، نرخ نوسازی به ۶۰ هرتز کاهش مییابد؛ اما پس از لمس مجدد و شروع کار با اکثر برنامهها، فرکانس معمولا روی ۱۲۰ هرتز قفل میشود و سقف ۱۴۴ هرتز بیشتر برای همان لحظات جابهجایی در اپها و بازیهای سازگار باقی میماند.
سازنده بهطور رسمی اشارهای به پشتیبانی از نمایش محتوای HDR نمیکند؛ اما نمایشگر امکان نمایش یک میلیارد رنگ را دارد؛ به همین دلیل، پخش محتوای HDR را در یوتیوب و گالری آزمایش کردیم و گوشی بدون مشکل از عهدهی آن برآمد. در چنین شرایطی و هنگام قرارگیری در برابر منبع نور، نمایشگر توانست به حداکثر روشناییِ ۲۴۳۰ نیت دست پیدا کند. با تنظیم روشنایی در حالت دستی نمایشگر تا ۷۱۵ نیت و در حالت اتوماتیک تا ۱۹۷۲ نیت روشن شد که عملکرد رضایتبخشی بهحساب میآید.
اگر شما هم مثل من عادت دارید قبل از خواب یا در محیطهای تاریک با گوشی کار کنید، باید بدانید که حداقل روشنایی نمایشگر ردمجیک ۱۱ پرو چندان ایدئال نیست و این موضوع کمی توی ذوق میزند. در تستهای ما، کمترین میزان نوردهی به عدد ۳٫۵۹ نیت رسید که برای محیطهای کاملا تاریک، همچنان روشن و برای سلامت چشم بهشدت مضر محسوب میشود.
حال این موضوع را در کنار رفتار PWM نمایشگر در نظر بگیرید؛ سازنده از سوسو زدن با فرکانس تحسینبرانگیز ۲۵۹۲ هرتز برای محافظت از چشم صحبت میکند، بررسیهای دقیقتر وبسایت Notebookcheck، نشان میدهند که در سطوح پایین روشنایی پنل اغلب با فرکانس پایین ۱۲۰ هرتز سوسو میزند. ترکیب این سوسو زدن با حداقل روشنایی نسبتا بالا میتواند در استفادههای طولانیمدت شبانه باعث خستگی چشم یا سردرد در افراد حساس شود.
عملکرد نمایشگر ردمجیک ۱۱ پرو در برابر رقبا | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
محصول/آزمایش | حداقل روشنایی | حداکثر روشنایی | نسبت کنتراست | sRGB | DCI P3 | ||
دستی خودکار | موضعی | پوشش | میانگین خطا | پوشش | میانگین خطا | ||
ردمجیک ۱۱ پرو | ۳٫۵۹ | ۷۱۵ ۲۴۳۰ (HDR) | ∞ | ۱۰۰ درصد (Soft) | ۱٫۳ | ۹۷٫۹ درصد (Vivid) | ۲٫۲ |
وانپلاس ۱۵ | ۱٫۰۸ | ۱۰۸۳ ۴۰۰۰ (HDR) | ∞ | ۱۰۰ درصد (Standard) | ۱٫۸ | ۹۶٫۳ درصد (Vivid) | ۳٫۱ |
شیائومی ۱۷ پرو مکس | ۰٫۹۱ | ۱۲۱۰ ۳۹۲۰ (HDR) | ∞ | ۹۹٫۸ درصد (Original Color PRO) | ۱٫۵ | ۸۰٫۶ درصد (Vivid) | ۳٫۲ |
آیفون ۱۷ پرو مکس | ۰٫۹ | ۱۰۴۱ ۳۵۰۰ (HDR) | ∞ | ۹۹٫۹ درصد | ۱٫۰ | -- | -- |
گلکسی S25 اولترا | ۰٫۷۲ | ۸۷۸ ۲۶۵۰ (HDR) | ∞ | ۱۰۰ درصد (Natural) | ۳٫۲ | ۹۷٫۶ درصد (Vivid) | ۴٫۶ |
پیکسل ۱۰ پرو XL | ۱٫۸ | ۱۴۲۰ ۳۳۰۰ (HDR) | ∞ | ۹۷٫۱ درصد (Natural) | ۱٫۳ | ۸۳٫۲ درصد (Adaptive) | ۳٫۵ |
تمام نتایج درجشده در جدول از سوی زومیت اندازهگیری شدهاند.
نمایشگر از نظر دقت رنگی وضعیت بسیار بهتری دارد و در سطوح معمول روشنایی، تجربهای دلچسب برای تماشای محتوا ارائه میکند. در بخش تنظیمات نمایشگر چهار پروفایل رنگی در دسترس قرار دارد که حالت Vivid نمایندهی فضای رنگی DCI‑P3 است و حدود ۹۷ درصد از این فضا را با میانگین خطای رنگی ۲ بازتولید میکند. پروفایل Soft نیز با پوشش کامل فضای رنگی sRGB و دقت بسیار خوب در حدود ۱ واحد، عملکرد مناسبی برای نمایش طبیعی و کنترلشدهی رنگها ارائه میدهد؛ البته رنگها کمی به سمت تُن سرد متمایل هستند؛ اما کاربر میتواند از همان بخش تنظیمات، گرمی یا سردی تصویر را بسته به سلیقهی خود تغییر دهد.
نرمافزار؛ ملغمهای از تضادها
رد مجیک ۱۱ پرو با رابط کاربری Redmagic OS 11 بر پایهی اندروید ۱۶ عرضه میشود. نوبیا با اتخاذ سیاستی ناامیدکننده میگوید دستگاه فقط دو سال آپدیت سیستمعامل و پنج سال آپدیتهای امنیتی دریافت خواهد کرد؛ شاید استفادهی سنگین گیمرها و استهلاک بالای سختافزار، چرخهی عمر کوتاهتر گوشی گیمینگ را توجیه کند؛ اما وقتی پرچمداران تا ۷ سال پشتیبانی میشوند، محدودکردن محصولی قدرتمند به دو سال بهروزرسانی اندروید، نوعی قدرنشناسی نسبت به تواناییهای پردازشی دستگاه بهحساب میآید.
از نظر بصری، طراحی آیتمها در منوی اپلیکیشنها برای گوشی گیمینگ و سختافزارمحور قابلقبول است و اشباع رنگها چشمنواز بهنظر میرسد؛ اما این انسجام بصری در تمام بخشهای رابط کاربری ادامه پیدا نمیکند؛ بهطوریکه با ورود به بخش تنظیمات، سادگی بیشازحد آیکونها و نبود زبان طراحی منسجم بیشاز هر چیز به چشم میآید و تا حدی حس ناپختگی نرمافزاری را القا میکند؛ بهنظر میرسد سازنده در برخی قسمتها بهجای صرف زمان برای طراحی، از آیکونهای آماده یا بیش از حد ساده استفاده کرده است. حتی ناهماهنگیهایی در اجرای انیمیشنها والپیپرهای پیشفرض مشاهده میشود؛ اما بعید بهنظر میرسد که چنین کاستیهایی برای گیمرهای حرفهای که بیش از هر چیز برایشان فریمریت و پایداری عملکرد اولویت دارد، اهمیت چندانی داشته باشد.
پیشتر به فن و سیستم خنککنندهی مایع اشاره کردیم؛ خوشبختانه در بخش تنظیمات، دستتان برای شخصیسازی این المانها کاملا باز است؛ برای مثال، میتوانید تعیین کنید کدام بخشهای پنل پشتی روشن شوند، الگوی نورپردازی چگونه باشد و افکتها با چه سرعتی تغییر کنند. حتی فن خنککننده نیز از نورپردازی RGB بیبهره نمانده و امکان اعمال افکتهای ترکیبی را در اختیارتان میگذارد.
با توجه به اینکه صدای فعالیت مداوم فن ممکن است آزاردهنده باشد، میتوان سرعت چرخش آن را کاهش داد تا صدای کمتری به گوش برسد. نکتهی جالب اینکه حتی صدای آغاز به کار فن نیز قابلیت شخصیسازی دارد. علاوهبراین، در بخش تنظیمات میتوان رفتار سیستم خنککنندهی مایع، از جمله سرعت گردش مایع را نیز بهدلخواه تنظیم کرد.
دستیار مورا؛ فرسنگها فاصله با هوشمندی
یکی از ویژگیهای متمایز رابط کاربری ردمجیک، حضور دستیار تعاملی این شرکت با نام «مورا» است؛ کاراکتری با طراحی انیمهای که پیشتر تنها در نسخههای چینی دیده میشد؛ اما از RedMagic 8 Pro به نسخههای جهانی نیز راه پیدا کرد. هرچند هستهی اصلی مورا تغییر بنیادینی نداشته؛ اما برای کاربرانی که برای نخستینبار با برند ردمجیک آشنا میشوند، آگاهی از قابلیتهای آن خالی از لطف نیست.
برخلاف هیاهوی تبلیغاتی سازنده، «مورا» در عمل فاصلهی زیادی با تعریف دستیار هوش مصنوعی واقعی دارد و بیشتر باید آن را یک شخصیت فانتزیِ قابلبرنامهریزی دانست. در اینجا از درک عمیق از زبان خبری نیست و مجبورید برای اجرای سادهترین دستورات، کلیدواژهها و سناریوها را بهصورت دستی و قدمبهقدم تعریف کنید؛ فرایندی که بیشتر به برنامهریزی یک ربات ساده شباهت دارد تا تعامل با یک هوش مصنوعی پیشرفته.
در گیم اسپیس، فضای اختصاصی بازی ردمجیک، هم قابلیت مربی هوشمند (Mora AI Coach) برخلاف نام دهنپرکنش، قرار نیست جای مهارتهای شما را بگیرد؛ بلکه بیشتر شبیه یک کمکخلبان خواهد بود که بار تصمیمگیریهای ساده و محاسبات جزئی را از دوشتان برمیدارد؛ بهعنوان مثال، میان یک درگیری سنگین در لحظهی مناسب هشدار بازگشت دشمنان را میدهد. در واقع مورا تاکتیک تازهای ارائه نمیدهد؛ بلکه مدیریت بحران میکند تا شما بتوانید روی مهمترین هدف، یعنی از بین بردن حریف، تمرکز کنید.
خارج از میدان نبرد و در محیط رابط کاربری، شخصیت فانتزی مورا میتواند در قالب انیمیشنهای شارژ، ویجتهای تعاملی هوماسکرین یا سیستم نمایش اعلانها ظاهر شود و حتی با لحنی خاص برای بیدار کردن شما از خواب ایفای نقش کند؛ اما اگر از طرفداران قدیمی ردمجیک باشید، احتمالاًهیچکدام از این موارد شما را هیجانزده نخواهد کرد؛ چراکه مورا همچنان در همان جایگاه قبلی خود درجا میزند: افزونهای پرزرقوبرق و قابل شخصیسازی که لفظ «دستیار هوشمند» برایش کمی بزرگ جلوه میکند.
جعبهابزار گیماسپیس؛ دریایی از امکانات
پیشتر از فضای بازی یا همان گیماسپیس صحبت کردیم؛ جعبهابزار گیماسپیس مانند دکمهی تغییر شخصیت برای گوشی عمل میکند؛ تصور کنید گوشی در طول روز یک کارمند مؤدب و اتوکشیده است که کارهای اداری را انجام میدهد؛ اما وقتی دکمهی قرمز کنار بدنه را میزنید، کراواتش را باز میکند، آستینهایش را بالا میزند و تبدیل به یک ماشین جنگی تمامعیار میشود!
اینجا دیگر خبری از نوتیفیکیشنهای مزاحم نیست. تمام زور و توان CPU و RAM از برنامههای دیگر گرفته شده و دودستی تقدیم بازی میشود؛ اما ماجرا فقط به قدرت ختم نمیشود؛ گیم اسپیس یک جعبهابزار کامل را هم در اختیارتان میگذارد. در همین بخش میتوانید تریگرها را بهصورت جداگانه برای هر بازی شخصیسازی کنید و با قابلیتهایی مثل «Rapid Fire» یا اجرای همزمان دو فرمان، در موقعیتهای حساس برتری محسوسی نسبت به کنترل لمسی معمولی به دست آورید.
بهلطف پلتفرم «Gravity X»، میتوانید موس، کیبورد یا دستهی بازی را به گوشی وصل کنید و دکمههای آنها را روی صفحهی لمسی گوشی مپ کنید؛ یعنی حتی در بازیهایی که اصلا از موس و کیبورد پشتیبانی نمیکنند، میتوانید با این ترفند بازی کنید و برتری ناعادلانهای نسبت به بقیه داشته باشید! بهعلاوه، با «پلاگینها» ابزارهای تقلبگونهای مثل زوم دیجیتال (Scout Mode) و نشانگر کمکی (Crosshair) داشته باشید. حتی میتوانید با «RedMagic Studio» تصویر را روی مانیتور بیندازید و رسما گوشی را به یک کنسول خانگی تبدیل کنید.
مهمتر از همهی اینها در گیماسپیس میتوانید پروفایل عملکردی را روی «Eco» یا «Balance» بگذارید، یا اگر قدرت بیشتری میخواهید سراغ حالت «Rise» بروید. اگر باز هم راضی نشدید، حالت مخفی «Diablo Mode» وجود دارد که عملا ترمزهای گوشی را میبرد و تمام قدرت سختافزار را بدون هیچ محدودیتی آزاد میکند.
نکتهی جذاب دیگر، قابلیت Frame Interpolation است؛ فناوری هوشمندی که با ساخت و اضافه کردن فریمهای مصنوعی بین فریمهای واقعی، نرخ فریم خروجی را افزایش میدهد تا همهچیز نرمتر و روانتر از حالت عادی به نظر برسد؛ البته ممکن است به قیمت کمی Input Lag تمام شود.
در نهایت، گیماسپیس نشان میدهد که ردمجیک تلاش کرده است تا تمام نیازهای یک گیمر موبایل، از مدیریت منابع و خنککننده گرفته تا ابزارهای جانبی و شخصیسازی کنترلها را در یک پکیج واحد ارائه دهد؛ البته استفاده از همهی قابلیتها؛ بهویژه ابزارهای شبهتقلب یا حالتهای پرفشاری مثل دیابلو شاید برای هر کاربری ضروری نباشد؛ اما وجودشان قطعا دست کاربر حرفهای را برای تسلط بیشتر بر بازی باز میگذارد.
سخت افزار؛ جنون سرعت
ردمجیک ۱۱ پرو برای تضمین جایگاه خود بهعنوان یکی از قدرتمندترین گوشیهای گیمینگ بازار، طبق سنت همیشگی به سراغ جدیدترین شاهکار کوالکام رفته است؛ Snapdragon 8 Elite Gen 5 ترکیبی کمرقیب از قدرت پردازشی و مصرف بهینهی انرژی را ارائه میدهد. از آنجا که پیشتر در مقالهای مفصل به بررسی معماری و قابلیتهای تراشه پرداختهایم، از تکرار مکررات پرهیز کرده و پیشنهاد میکنیم برای آشنایی عمیقتر با تراشه، مقالهی خواندنی زیر را از دست ندهید.
ردمجیک برای متمایز کردن تجربهی کاربری پرچمدار گیمینگش، تنها به قدرت خام تراشهی پرچمدار کوالکام اکتفا نکرده و با بهرهگیری از تراشهی بازی اختصاصی RedCore R4، تقسیمِ کار هوشمندانهای را در سیستم پیاده کرده است. این تراشه بهعنوان واحد پردازش کمکی وارد عمل میشود و بهجای آنکه تمام بارِ پردازشهای سنگین روی دوش تراشهی اصلی باشد، وظایفی همچون پردازشهای صوتی، افکتهای لمسی و بخشیاز محاسبات تصویری را بهصورت مستقل انجام میدهد تا با کاهش فشار بر پردازندهی مرکزی پایداری عملکرد حین پردازشهای سنگین حفظ شود.
جادوی این همزیستی سختافزاری بیشتر در بخش بصری خودنمایی میکند؛ جاییکه RedCore R4 با تکیهبر الگوریتمهای Super Resolution و Frame Interpolation، بافتهای گرافیکی را بازسازی میکند و با تزریق فریمهای میانی، تجربهی بصری نرم و سیالی را تا سقف ۱۴۴ فریمبرثانیه رقم میزند؛ اما کار به اینجا ختم نمیشود؛ این تراشه در هماهنگی دقیق با موتور نرمافزاری Energy Cube 3.0 در فضای Game Space با مدیریت لحظهبهلحظهی منابع CPU و GPU، بهینهسازی سیستم خنککننده و به حداقل رساندن Input Lag، نفسگیرترین بازیها را نیز با کمترین افت فریم و نوسان دما به انجام میرساند.
یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای ردمجیک ۱۱ پرو، شاهکار مهندسی آن در بخش سیستم خنککننده با نام «AquaCore Cooling System» است؛ ردمجیک میگوید برای رسیدن به نسخهی نهایی، طرح اولیه را هزاران بار بازبینی و اصلاح کرده تا به ترکیبی بینقص از ۱۰ لایهی خنککننده برسد.
در حالیکه طرفداران اپل از اضافهشدن محفظهی بخار کوچکی به آیفون ۱۷ پرو هیجانزدهاند، ردمجیک یک سیستم خنککنندهی مایع واقعی و فن توربو را درون گوشی جای داده است؛ این سیستم ۱۰ مرحلهای که اکثر اجزای آن نسبت به نسل قبل بهینهتر شدهاند، نشان میدهد ردمجیک فرسنگها جلوتر از استانداردهای روز بازار حرکت میکند.
سیستم خنککنندهی مایع پیشرفتهی ردمجیک در بیرونیترین لایه و درست زیر پنل پشتی شیشهای قرار دارد. در شریانهای سیستم، «مایع فلوئورینه» جریان دارد؛ همان مادهی نارسانایی که دیتاسنترهای عظیم هوش مصنوعی را خنک نگه میدارد و حالا با مهندسی خیرهکننده و بهکمک پمپهای پیزوالکتریک در کالبد گوشی بهگردش در میآید. این مایع به دلیل خاصیت نارسانایی، حتی در صورت نشت احتمالی هم خطری برای مدار ایجاد نمیکند و البته با فضای ضدضربه و مهرومومشدهای که در آن قرار دارد، احتمال نشت را به نزدیک به صفر میرساند.
در بطن سیستم خنککنندهی ردمجیک ۱۱ پرو، محفظهی بخار سهبعدی با مساحت ۱۳۱۱۶ میلیمتر مربع جا خوش کرده که عنوان بزرگترین نمونه در دنیای موبایل را یدک میکشد؛ مکمل این سیستم پسیو، همان فن سانتریفیوژی معروف ردمجیک است که با دستیابی به سرعت خیرهکنندهی ۲۴۰۰۰ دور بر دقیقه، وظیفهی خارجکردن بخشی از حرارت گوشی را بر عهده دارد.
ردمجیک ۱۱ پرو در سه نسخه با حافظهی ذخیرهسازی ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایت و یک ترابایت بهترتیب با رم ۱۲، ۱۶ و ۲۴ گیگابایت عرضه میشود؛ ما نسخهی ۵۱۲ | ۱۶ گیگابایتی را برای بررسی در اختیار داشتیم که سرعت خواندن و نوشتن حافظهی ذخیرهسازی آن را در جدول زیر مشاهده میکنید.
سرعت فضای ذخیرهسازی ردمجیک ۱۱ پرو درمقایسه با نسل قبل | ||
|---|---|---|
مدل گوشی | نرخ خواندن ترتیبی | نرخ نوشتن ترتیبی |
ردمجیک ۱۱ پرو | ۳۱۴۱ مگابایتبرثانیه | ۱۷۳۶ مگابایتبرثانیه |
وانپلاس ۱۵ | ۳۲۲۰ مگابایتبرثانیه | ۱۳۶۱ مگابایتبرثانیه |
وانپلاس ۱۳ | ۲۸۶۰ مگابایتبرثانیه | ۱۱۰۳ مگابایتبرثانیه |
تمامی بنچمارکهای ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.
برای سنجش قدرت واقعی تراشهی اسنپدراگون ۸ نسل ۵ در گوشی ردمجیک، مطابق معمول از آزمون GeekBench 6 استفاده کردیم. در پردازشهای تکهستهای، ردمجیک ۱۱ پرو با اختلاف اندکی، همپای گلکسی S26 اولترا و آیفون ۱۷ پرو ظاهر میشود؛ اما در پردازش چندهستهای، برتری خود را با اختلاف ۲۰درصدی به رخ آیفون ۱۷ پرو میکشد. گوشی ردمجیک در رندر بازیها با وضوح 4K بهترین عملکرد را در میان تمام گوشیهای بررسیشده در زومیت ثبت کرد و به نرخ بیشاز ۴۷ فریمبرثانیه دست یافت.
برخلاف بخش قبل، ورق در پردازشهای وبمحور برمیگردد؛ در این تستها که سرعت اجرای کدهای جاوااسکریپت و واکنشگرایی مرورگر را میسنجند، ردمجیک ۱۱ پرو حدود ۵۰ درصد ضعیفتر از رقبای پرچمدار ظاهر میشود؛ البته این به معنای کند بودن گوشی نیست؛ دستگاه در وبگردی روزمره سریع و روان عمل میکند؛ اما وقتی پای مقایسه با پرچمداران روز به میان میآید، نمیتواند پابهپای آنها رقابت کند.
عملکرد ردمجیک ۱۱ پرو در برابر رقبا | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
محصول/بنچمارک | پردازندهی مرکزی (CPU) | پردازندهی گرافیکی (GPU) | واحد پردازش عصبی (NPU) | ||||
بنچمارکها | Speedometer 3.1 | GeekBench CPU | 3DMark | GeekBench Compute | GeekBench AI | ||
ماهیت بنچمارکها | تجربهی وبگردی | عملکرد روزمره | شبیهساز بازی 4K | شبیهساز بازی ریتریسینگ | پردازش تصویر و تولید محتوا | هوش مصنوعی | |
تکهستهای چندهستهای | Wild Life Extreme | Solar Bay Extreme | Vulkan/Metal | Quantized | |||
دستگاه/تراشه | فریمبرثانیه | فریمبرثانیه | |||||
ردمجیک ۱۱ پرو | Snapdragon 8 Elite Gen 5 | ۲۵٫۰ | ۳٬۷۰۰ ۱۱٬۷۱۰ | ۴۷٫۲ | -- | ۲۸٬۳۴۴ | -- |
گلکسی S26 اولترا | Snapdragon 8 Elite Gen 5 for Galaxy | ۴۶٫۲ | ۳٬۷۹۸ ۱۱٬۶۷۶ | ۴۰٫۱ | ۹٫۱ | ۲۸٬۲۹۳ | ۸۲٬۱۵۱ |
گلکسی S25 اولترا | Snapdragon 8 Elite for Galaxy | ۳۴٫۱ | ۳٬۱۵۸ ۹٬۹۱۹ | ۳۷٫۵ | ۷٫۲۶ | ۲۶٬۰۴۵ | ۶۰٬۵۸۲ |
آیفون ۱۷ پرو مکس | A19 Pro | ۴۳٫۹ | ۳٬۸۱۷ ۹٬۸۳۴ | ۳۲٫۸ | ۱۴٫۴ | ۴۶٬۴۱۳ | ۵۲٬۷۲۷ |
وانپلاس ۱۵ | Snapdragon 8 Elite Gen 5 | ۲۰٫۰ | ۳٬۶۳۶ ۱۰٬۷۲۷ | -- | -- | ۲۷٬۶۰۳ | -- |
شیائومی ۱۷ پرو مکس | Snapdragon 8 Elite Gen 5 | ۴۲٫۸ | ۳٬۵۹۱ ۱۰٬۴۷۶ | ۳۸٫۳ | ۸٫۶ | ۲۷٬۴۱۵ | -- |
پیکسل ۱۰ پرو XL | Tensor G5 | ۱۸٫۶ | ۲٬۲۹۹ ۵٬۵۶۶ | ۱۵٫۵ | -- | ۳٬۷۱۴ | ۴٬۰۰۳ |
تمامی بنچمارکهای ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.
نتایج بهدستآمده تا این لحظه دور از انتظار نبود؛ هرچند بارها تکرار کردهایم که فشار سنگین آزمونهای استرس در استفادههای روزمره و حتی گیمینگ کمتر رخ میدهد؛ اما برای محکزدن رفتار پردازندهها زیر بار سنگین و تحلیل استراتژی سازنده در مدیریت گرما، بهسراغ آزمون 3DMark Wild Life Extreme میرویم.
همانطور که در نمودار زیر مشاهده میکنید پایداری خیرهکنندهی ردمجیک ۱۱ پرو در آزمون استرس، دقیقا همان چیزی بود که از گوشی گیمینگ تمامعیار پیشبینی میکردیم؛ نمودار خطی و با افت عملکرد حداقلی، بهوضوح نشان میدهد که ردمجیک برخلاف سایر سازندگان که برای خنکماندن بدنه ترمز تراشه را میکشند، محدودیت حداقلی برای واحدهای پردازشی قائل شده است؛ استراتژیای که رویای هر گیمری محسوب میشود: دسترسی به حداکثر قدرت در تمام لحظات بازی.
اما آزادسازی بیقیدوشرط عملکرد، هزینهی سنگینی دارد؛ دمای بدنه و فریم حتی در همان لوپهای ابتدایی تست از مرز ۴۹ درجهی سانتیگراد میگذرد و در مراحل پایانی به عدد وحشتناک ۵۶ درجهی سانتیگراد میرسد و لمس گوشی را عملا غیر ممکن میکند.
ما برای درک بهتر، تست را با و بدون فن تکرار کردیم و نتیجه آنکه فن کوچک دستگاه در لوپهای اولیه؛ زمانی که هنوز گرما اشباع نشده، میتواند دما را حدود ۲ تا ۳ درجه پایینتر نگه دارد؛ اما در لوپهای میانی بهبعد با آزادشدن حجم عظیمی از گرما، عملا این فن کوچک کارایی خود را از دست میدهد؛ داستان خنککنندهی مایع نیز مشابه است؛ این سیستم بهدلیل حجم محدود مایع خنککننده، بیشتر نقش پخشکنندهی حرارت را ایفا میکند تا از تمرکز گرما در یک نقطه جلوگیری کند و نقش خنککنندگی فعالی ندارد.
در سناریوهای واقعی و استفادهی روزمره، سیستم خنککننده رفتاری متعادل و مؤثر دارد. برای ارزیابی این موضوع، حدود یک ساعت مجموعهای از فعالیتهای ترکیبی شامل بازی، عکاسی، وبگردی و استفاده از اینستاگرام را با گوشی انجام دادیم که نتیجه رضایتبخش بود. در اغلب مواقع دمای بدنه بهخوبی کنترل شد و از ۳۸ درجه فراتر نرفت و حتی پس از ۴۵ دقیقه بازی دلتا فورس بازی دما نیز حداکثر به حدود ۴۲ درجهی سانتیگراد رسید؛ عددی منطقی و قابلقبول برای یک گوشی با این سطح از توان پردازشی.
بازی نسبتا سنگین Wuthering Waves نیز روی گوشی اجرا کردیم؛ عنوانی که بهدلیل وسعت محیط و جزئیات گرافیکی بالا، فشار سنگینی به سختافزار وارد میکند. در این بازی، عملکرد گوشی تحسینبرانگیز بود و نرخ فریم بهصورت پایدار روی ۵۸ تا ۶۰ فریمبرثانیه قفل شد. نکتهی جالبتر، مدیریت حرارتی عالی دستگاه در این سناریو بود؛ بهطوریکه دمای بدنه حتی پساز ۳۰ دقیقه گشتوگذار در دنیای وسیع بازی، از ۳۸ درجهی سانتیگراد فراتر نرفت و مصرف باتری نیز تنها ۶ درصد ثبت شد که برای چنین عنوانی، عددی بسیار بهینه بهحساب میآید.
در ادامه به سراغ شوتر تاکتیکی Delta Force رفتیم که در آنجا نیز نرخ فریم روی ۵۹ تا ۶۰ ثابت ماند؛ اما فشار پردازشی کمی بیشتر احساس میشد و پساز ۲۰ دقیقه، دما به ۴۲ درجهی سانتیگراد رسید. تجربهی ما نشان داد که در این گوشی، رابطه مستقیمی بین دما و مصرف انرژی وجود دارد؛ زمانی که گوشی خنک است، مدیریت انرژی فوقالعادهای دارد؛ مثلا مصرف ۱۰ درصد در یک ساعت؛ اما به محض اینکه دما بالا میرود و گوشی تحت فشار مداوم قرار میگیرد، مصرف انرژی تصاعدی میشود و همان ۱۰ درصد شارژ ممکن است در ۲۰ دقیقه تخلیه شود.
عمر باتری ردمجیک ۱۱ پرو در برابر رقبا | ||||
|---|---|---|---|---|
محصول/بنچمارک | نمایشگر | باتری | پخش ویدیو | کاربری روزمره |
ابعاد، وضوح و نرخ نوسازی | میلیآمپرساعت | دقیقه:ساعت | ||
ردمجیک ۱۱ پرو | ۶٫۸۵ اینچ، ۱۴۴ هرتز ۲۶۸۶ × ۱۲۱۶ پیکسل | ۷۵۰۰ | ۳۷:۴۴ | ۱۱:۳۹ |
گلکسی S26 اولترا | ۶٫۹ اینچ، ۱۲۰ هرتز ۳۱۲۰ × ۱۴۴۰ پیکسل | ۵۰۰۰ | ۳۲:۴۹ | ۱۶:۴۷ |
گلکسی S25 اولترا | ۶٫۹ اینچ، ۱۲۰ هرتز ۳۱۲۰ × ۱۴۴۰ پیکسل | ۵۰۰۰ | ۲۷:۳۴ | ۱۴:۲۰ |
آیفون ۱۷ پرو مکس | ۶٫۹ اینچ، ۱۲۰ هرتز ۲۸۶۸ × ۱۳۲۰ پیکسل | ۵۰۸۸ | ۴۲:۱۵ | -- |
وانپلاس ۱۵ | ۶٫۷۸ اینچ، ۱۶۵ هرتز ۲۷۷۲ × ۱۲۷۲ پیکسل | ۷۳۰۰ | ۳۴:۲۸ | ۲۸:۰۵ |
شیائومی ۱۷ پرو مکس | ۶٫۹ اینچ، ۱۲۰ هرتز ۲۶۰۸ × ۱۲۰۰ پیکسل | ۷۵۰۰ | ۳۱:۵۰ | ۲۳:۴۴ |
تمامی بنچمارکهای ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.
ردمجیک ۱۱ پرو انرژی موردنیازش را باتری حجیم ۷۵۰۰ میلیآمپرساعتی تأمین میکند که روی کاغذ و در تستهای استاندارد پخش ویدیو با ثبت رکورد ۳۷ ساعت و ۴۴ دقیقه، خیرهکننده ظاهر میشود؛ اما در استفادههای ترکیبی و سنگین روزمره، آنچنان که باید نمیدرخشد؛ موضوعی که به ما یادآوری میکند در صورت استفادهی سنگین گیمینگ، احتمالا روزی دو بار به شارژ نیاز خواهید داشت.
مصرف باتری ردمجیک ۱۱ پرو در سناریوهای مدیریتشده کاملا منطقی است؛ بهطوریکه ۲۵ دقیقه بازی Call of Duty تنها ۴ درصد و یک ساعت فیلمبرداری نیز همین مقدار شارژ مصرف میکند. خوشبختانه برای جبران این مصرف، شارژر ۸۰ واتی دستگاه (سیمی و بیسیم) در دسترس قرار دارد که باتری را در حدود یک ساعت فولشارژ میکند و با فعالسازی حالت Turbo Charge، این زمان به ۵۰ دقیقه کاهش مییابد.
شاید جذابترین ویژگی برای گیمرها، قابلیت Charge Separation باشد؛ قابلیتی که اجازه میدهد هنگام بازی، برق شارژر بدون عبور از باتری، بهصورت مستقیم به قطعات سختافزاری برسد تا گیمر بتواند ساعتها بدون نگرانی از داغشدن باتری یا کاهش عمر آن، با نهایت قدرت به بازی ادامه دهد.
دوربین؛ وصلهی ناجور
وقتی با گوشی تمامعیار گیمینگ روبهرو هستیم، انتظار درخشش در عکاسی چندان منطقی نیست؛ اما ردمجیک ۱۱ پرو حتی روی کاغذ هم بهوضوح نشان میدهد که این بخش، اولویت چندم سازنده بوده؛ زیرا حتی سختافزار دوربین نسبت به نسل قبل تقریبا دستنخورده باقی مانده است و ما همچنان با همان سنسورهای قدیمی سروکار داریم.
ماژول اصلی از حسگر ۵۰ مگاپیکسلی OmniVision OV50E40 بهره میبرد که به لرزشگیر اپتیکال مجهز شده است؛ دقیقا همان سنسوری که در نسلهای پیشین هم مورد استفاده قرار گرفته بود. در کنار آن، دوربین اولتراواید با حسگر ۵۰ مگاپیکسلی OmniVision OV50D40 و لنز بسیار عریض ۱۴ میلیمتری قرار دارد که باز هم ارتقایی در آن مشاهده نمیکنیم.
همانطور که در عکسهای زیر مشاهده میکنید در سناریوهای نوری پیچیده محدودیت گسترهی دینامیکی باعث میشود دوربین در کنترل همزمان سایهها و نواحی روشن عملکرد ضعیفی داشته باشد؛ بهطوریکه در محیطهایی با تضاد نوری بالا، بخشهای پرنور تصویر بهاصطلاح میسوزند و جزئیات در عمق سایهها از دست میروند. الگوریتمهای پردازشی نوبیا در بازتولید بافتهای ریز و درهمتنیده مثل شاخوبرگ درختان، عملکرد ضعیفی دارند و با حذف نویز بیشازحد، باعث محو شدن جزئیات و ایجاد ظاهری مصنوعی در عکسها میشوند.
در سناریوهای شبانه و محیطهای کمنور، عملکرد دوربینهای ردمجیک ۱۱ پرو همچنان با فراز و نشیب همراه است. دوربین اصلی به لطف لرزشگیر اپتیکال و الگوریتمهای Night Mode، سعی در بازیابی جزئیات و کنترل نویز دارد؛ اما تصاویر ثبتشده همچنان فاقد شارپنس مطلوب هستند. دوربین اولتراواید نیز در شب، همچنان در بازتولید دقیق رنگها ناتوان جلوه میکند و جزئیات در نواحی کمنور به کلی محو میشوند. از آنجا که دوربین اصلی در زیر لایهی شیشهای پنل پشتی قرار گرفته، بازتاب و شکست نور نیز افزایش مییابد و منابع نوری در تصویر اغلب با هاله و فلر همراه میشوند.
گالری تصاویر مجموعه دوربین ردمجیک ۱۱ پرو
نوبیا در مورد دوربین سلفی همچنان بر استفاده از فناوری زیر نمایشگر پافشاری میکند که نتیجهی آن فداشدن کیفیت عکسهای خروجی است؛ بهعنوان مثال، در تصویر سلفی محمدحسین میتوان پردازش بیشازحد را مشاهده کرد؛ موضوعیکه با کاهش شارپنس، تأثیر منفی خود را بر کیفیت نهایی تصویر نشان میدهد.
در مجموع، دوربین ردمجیک ۱۱ پرو اگرچه برای ثبت سریع لحظات و اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی کار راهانداز است؛ اما در نگاهی فنی و سختگیرانه، فرسنگها با استانداردهای یک پرچمدار عکاسی فاصله دارد.
ردمجیک ۱۱پرو؛ هیولایی برای اقلیت
بحث بیپایان دربارهی فلسفهی وجودی تجهیزات گیمینگ قابلحمل، از گوشیهای موبایل گرفته تا لپتاپها، سالهاست به یکی از دوگانههای کلاسیک دنیای سختافزار بدل شده؛ در یک سو، کاربرانی قرار دارند که با اولویتدادن به قدرت پردازشی خام، سرمایهگذاری روی اکوسیستم دسکتاپ یا کنسول را منطقیتر میدانند؛ در سوی دیگر، گروهی که بهدنبال ترکیب «قابلیت حمل» و «توان پردازشی» در قالب یک دستگاه واحد برای پوشش نیازهای روزمره و سرگرمی خود هستند. بیآنکه قصد داوری در این جدال دیرینه را داشته باشیم و با احترام به هر دو دیدگاه، از این بحث عبور میکنیم.
با توجه به نوسانات شدید و غیرمنطقی بازار ارز، از ورود به بحث قیمتگذاری ریالی نیز پرهیز خواهیم کرد؛ زیرا در چنین فضای ناپایدار و واردات اندک چنین محصولاتی، تحلیلهای قیمتی در کوتاهترین زمان بیاعتبار خواهند شد و عملا ارزش افزودهی معناداری برای تصمیمگیری مخاطب بههمراه نخواهد داشت.
اگر به قیمت جهانی نگاهی بیندازیم، ردمجیک با عرضهی سری جدید پرچمدار گیمینگ خود، با برچسب قیمتی ۷۵۰دلاری برای مدل پایه، آشکارا رقیب قدرتمند و تایوانی خود، Asus ROG Phone 9 Pro را که قیمت نسخهی پایهی آن از مرز ۱۲۰۰ دلار آغاز میشود، به چالش میکشد. این شکاف قیمتی ۴۵۰دلاری، ردمجیک را به یکی از رقابتیترین گزینههای حال حاضر بازار تبدیل کرده است.
وقتی طراحی بسیار بهینه برای بازی، سختافزار قدرتمند، نرمافزار گیمینگ غنی و سیستم خنککنندهی کارآمدی را که در سنگینترین سناریوها هم پاسخگوی نیاز کاربر است، کنار هم میگذاریم، بهراحتی میتوانیم از پاشنهی آشیل همیشگی این گوشی، یعنی مجموعه دوربین با عملکرد نهچندان رضایتبخش آن چشمپوشی کنیم؛ چراکه در نهایت، برای یک گیمرِ تمامعیار، هیچچیز جای ثبات عملکرد و فریمریت بالا را نمیگیرد.
نظر شما درباره ردمجیک ۱۱ پرو چیست؟ در بخش نظرات منتظر شما هستیم.