کوالکام در مقابل مایکروسافت: ارتقا شغلی در کوالکام یا مهاجرت به مایکروسافت؟

کوالکام در مقابل مایکروسافت: ارتقا شغلی در کوالکام یا مهاجرت به مایکروسافت؟

اخیرا شایعاتی در مورد تلاش مایکروسافت برای جذب استیو مولانکوف به گوش می‌رسید. مایکروسافت قصد داشت تا وی را جایگزین استیو بالمر، مدیر عامل قبلی این شرکت کند. اما انتخاب استیو‌مولانکوف به عنوان مدیرعامل کوالکام، خط بطلانی روی تمامی شایعات مطرح شده بود. سوال اینجا است که چرا مولانکوف کوالکام را برای ادامه‌ی کار خود برگزید؟!

مولانکوف دارای 12 سال سابقه‌ی کار در کوالکام است. وی قبل از تکیه زدن بر صندلی مدیریت عاملی در این کمپانی، سمت مدیر عملیاتی کوالکام را در اختیار داشت. بسیار محتمل است تا مولانکوف قادر به ادامه‌ی موفقیت‌های پل‌جاکوبز در کوالکام باشد. کوالکام نیز با انتصاب وی به عنوان مدیرعامل، علاوه بر حفظ یکی از مهره‌های خود، مولانکوف را از میان کاندیداهای موجود برای انتساب به مدیریت عاملی مایکروسافت حذف کرد. این کمپانی قبلا نیز در چنین موقعیتی قرار گرفته بود و در آن زمان سانجای ژا که به عنوان مدیرعملیاتی در کوالکام مشغول بود، با ترک کوالکام راه موتورولا را در پیش گرفت، همچنین لن لُر، یکی دیگر از مدیران عملیاتی کوالکام نیز با ترک این کمپانی به Memjet پیوست. از‌این‌رو مدیران کوالکام با کسب تجارب پیشین، این اشتباه را درمورد مولانکوف تکرار نکردند.

شرایط برای مایکروسافت با از دست دادن زمان بدتر از گذشته می شود. کمپانی‌هایی همچون کوالکام با تصمیم‌گیری به موقع نشان می‌دهند که قادر به کنترل شرایط و اوضاع هستند، اما مایکروسافت با عدم معرفی مدیرعامل خود، رفته رفته کنترل خود بر شرایط پیش‌رو از دست می‌دهد. غول ردموندی با گذر زمان گزینه‌های خود برای انتصاب به سمت مدیریت عاملی را از دست داده، همچنین رفته رفته سهام‌داران، کاربران و شرکای سخت‌افزاری نیز تحت تاثیر این موقعیت قرار خواهند گرفت. به مرور زمان در صورت عدم کنترل موقعیت موجود، شرایط سخت‌تر از گذشته نیز خواهد شد.

مطمئنا مولانکوف به پیشنهاد مایکروسافت فکر کرده است، اما ماندن در کوالکام که پله‌پله در آن پیشرفت کرده، از نظر وی بهترین تصمیم ممکن بوده است.

آیا سیاست در پیش‌گرفته شده توسط کوالکام برای حفظ نیروهای متخصص راهبردی و کارساز است؟ شاید! مطمئنا این روش می‌تواند بسیار کاربردی باشد، چراکه می‌توان با انتصاب نیروهای متخصص به سمت‌های بالاتر و استفاده از تخصص آن‌ها، از مهاجرت آن‌ها به کمپانی‌های دیگر جلوگیری کرد. هرچند نگرش کمپانی‌های مختلف در قبال این موضوع بسیار متفاوت است. شاید در برخی کمپانی‌ها داشتن نیم‌نگاهی به پیشنهاد کمپانی‌های دیگر، خیانت به‌شمار رود اما می‌توان با پیشنهاد سمتی کلیدی‌تر به نیروی متخصص، علاوه بر حقظ وی، اعتماد به نفس نیرو‌ها را نیز بالا برد. ضمنا این حرکات می‌تواند انگیزه‌ی سایر نیروهای شاغل در کمپانی را نیز بالا ببرد.

اگر شما در موقعیت مولانکوف قرار بگیرید، چه تصمیمی اتخاذ خواهید کرد؟ آیا به موقعیت جدید پیشنهاد شده در شرکتی که مشغول به کار هستید جواب مثبت خواهید داد یا با مهاجرت به کمپانی دیگر، محیط جدیدی را تجربه خواهید کرد؟ شاید قبول پیشنهاد دوم برای تضمین کسب موقعیتی بهتر در کمپانی کنونی بهترین سیاست ممکن باشد. شاید این راهکاری است که مولانکوف برای ترفیع در کوالکام از آن بهره برده است.

مطمئنا ایجاد موقعیت‌های جدید برای حفظ نیروهای متخصص راهکار بسیار خوبی است که کوالکام این بار از آن بهره برده است.

از سراسر وب

  دیدگاه
کاراکتر باقی مانده

بیشتر بخوانید