پنل «اعتبار؛ موتور رشد فروش یا منشأ ریسک؟» با حضور مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره باروک، مشاور مدیرعامل و مدیر امور سازمان، برنامه‌ریزی و راهبری بانک تجارت و جمعی از خبرنگاران برگزار شد. حاضران در این نشست درباره ناکارآمدی شیوه‌های سنتی پرداخت تسهیلات، ضرورت اتصال اعتبار به معاملات واقعی و نقش پلتفرم‌های دیجیتال در تامین سرمایه در گردش کسب‌وکارها گفت‌وگو کردند.

تامین مالی زنجیره‌ای بدون داده شکست می‌خورد

رضا جمیلی، مدیر توسعه زیست‌بوم نخل من، در ابتدای این پنل گفت دغدغه‌ها و اولویت‌های حوزه مالی مدت‌ها در مرحله‌ای ابتدایی باقی مانده بود، اما اکنون نیاز به سرویس‌های نوین مالی که بتوانند تمام اجزای یک زنجیره را به‌صورت یکپارچه ببینند، بیش از گذشته احساس می‌شود.

به گفته او، پلتفرم‌هایی مانند باروک تلاش می‌کنند اعتبار را در زنجیره تامین به‌گونه‌ای مدیریت و توزیع کنند که منافع همه بازیگران، از کسب‌وکارهای خرد و فروشندگان گرفته تا تامین‌کنندگان و شرکت‌های توزیع، در نظر گرفته شود.

جمیلی تاکید کرد تامین مالی زنجیره تامین مفهوم تازه‌ای نیست و بخش‌های دولتی و خصوصی سال‌ها برای تحقق آن تلاش کرده‌اند؛ بااین‌حال، بسیاری از این تلاش‌ها به‌دلیل نبود نگاه یکپارچه شکست خورده یا به نتایجی ناقص رسیده است. او گفت: «ذات این مدل بر یکپارچگی استوار است. بدون دسترسی به داده‌های دقیق کسب‌وکار، هیچ‌گونه تامین مالی موفقی ممکن نیست.»

او توضیح داد اگر داده‌های فروش، لجستیک و عملکرد کسب‌وکارهای پایین‌دست زنجیره شفاف نباشد، امکان ارزیابی درست نیازها و ریسک‌ها نیز وجود نخواهد داشت.

اتصال اعتبار به معامله واقعی

مدیر توسعه زیست‌بوم نخل من، قدرت داده را مهم‌ترین مزیت پلتفرم‌های مالی جدید دانست. به گفته او، هنگامی که یک پلتفرم به داده‌های واقعی پذیرندگان و کسب‌وکارها دسترسی داشته باشد، می‌تواند خدمات دقیق‌تری به تامین‌کنندگان ارائه کند و به بازیگری کلیدی در کل زنجیره تبدیل شود.

جمیلی درباره رویکرد باروک گفت: «باروک اعتبار را مستقیماً به معامله واقعی متصل می‌کند.» در این مدل، منابع مالی متناسب با داده‌ها و نیاز واقعی کسب‌وکارها تخصیص می‌یابد و مصرف اعتبار نیز در امتداد جریان کالا قابل ردیابی است.

او با اشاره به عملکرد سنتی بانک‌ها گفت تسهیلاتی که بدون هدف‌گذاری مشخص در اختیار کسب‌وکارها قرار می‌گیرند، ممکن است در محل اصلی و تاثیرگذار خود مصرف نشوند. ایجاد زنجیره‌ای کامل از خدمات اعتباری و هماهنگ‌کردن منافع شرکت‌های پخش، تامین‌کنندگان و خریداران می‌تواند این مشکل را کاهش دهد؛ هرچند چنین مسیری بدون ریسک نیست و به مدیریت دقیق داده و اعتبار نیاز دارد.

دو نقش پلتفرم‌ها در زنجیره ارزش

آرش لرستانی، مدیرعامل باروک، نیز زنجیره تامین را مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته از تامین‌کنندگان، شرکت‌های پخش و خریداران توصیف کرد و گفت هیچ‌یک از این اجزا بدون دیگری معنای کاملی ندارد. در این میان، مؤسسات مالی با تزریق اعتبار، تقاضا ایجاد می‌کنند و چرخ زنجیره را به حرکت درمی‌آورند.

به گفته لرستانی، حوزه تامین مالی در دو دهه گذشته چندان فناوری‌محور نبوده است، اما حضور پلتفرم‌های جدید می‌تواند ارتباط میان اجزای زنجیره را متحول کند. این پلتفرم‌ها دو وظیفه اصلی بر عهده دارند؛ نخست، تسهیل جریان فیزیکی کالا و افزایش فراگیری مالی و دوم، مدیریت هوشمند جریان اعتبار و سرمایه در گردش.

او توضیح داد فناوری امکان مدیریت دقیق‌تر گردش کالا و نقدینگی را در سراسر زنجیره فراهم می‌کند. در مدل‌های قدیمی، نحوه ارائه تسهیلات و اعتبار محدود و از پیش تعیین‌شده بود، اما پلتفرم‌های داده‌محور می‌توانند بازیگران مختلف را در یک مسیر هماهنگ کنند.

لرستانی تاکید کرد: «ما دنبال ایجاد بدهی برای کشور و مقروض‌کردن کسب‌وکارها نیستیم؛ ما به دنبال ارتقا هستیم.» به گفته او، باروک پلتفرمی است که می‌خواهد جریان مالی و حرکت کالا را در زنجیره تامین به‌صورت هوشمند مدیریت کند.

تامین مالی تعهدی چه تفاوتی با تسهیلات سنتی دارد؟

کاوه صبایی، مشاور مدیرعامل و مدیر امور سازمان، برنامه‌ریزی و راهبری بانک تجارت، با مرور مدل سنتی تامین مالی گفت در این روش، بانک‌ها منابع آزاد جامعه را جمع‌آوری و در قالب تسهیلات در اختیار بخش‌های دیگر اقتصاد قرار می‌دهند.

او افزود در مدل کلاسیک، اعطای تسهیلات الزاماً به جریان کالا یا یک فعالیت تجاری مشخص متصل نیست و تصمیم بانک بیشتر براساس اعتبارسنجی شخص حقیقی یا حقوقی دریافت‌کننده تسهیلات گرفته می‌شود.

صبایی مدل مبتنی بر پلتفرم را «تامین مالی تعهدی» نامید و توضیح داد: «این مدل بیش از آنکه بر ارائه مستقیم تسهیلات متکی باشد، بر پایه تعهدات استوار است.» البته در این روش نیز ممکن است تسهیلات پرداخت شود، اما پرداخت منابع در مراحل بعدی و پس از شکل‌گیری یک معامله واقعی میان خریدار و فروشنده انجام می‌شود.

در این فرایند، بانک ابتدا تعهدات طرفین معامله را تضمین می‌کند و سپس در صورت نیاز، تسهیلات را در قالب پرداخت مستقیم یا مدل‌های متداول پلتفرمی ارائه می‌دهد.

سه عامل کاهش ریسک در مدل جدید

مشاور مدیرعامل بانک تجارت گفت تامین مالی تعهدی برخلاف تسهیلات سنتی در فضایی مبهم انجام نمی‌شود و منابع به معامله‌ای اختصاص می‌یابد که مابه‌ازای واقعی دارد. به گفته او، این مدل به سه دلیل شانس موفقیت بیشتری دارد: اعتبار مستقیماً به جریان تجاری متصل است؛ تسهیلات پس از تضمین تعهدات ارائه می‌شود و سه رکن اصلی معامله، یعنی «کالا، داده و پول»، در فرایند تامین مالی حضور دارند.

صبایی افزود اتصال منابع مالی به این سه رکن، اصالت معامله را افزایش می‌دهد و خطر انحراف منابع یا بازپرداخت‌نشدن تسهیلات را به‌شدت کاهش می‌دهد.

او ناکارآمدی مدل کلاسیک را یکی از دلایل حرکت بانک‌ها به سمت تامین مالی تعهدی دانست و گفت تقریباً تمام ذی‌نفعان شیوه سنتی، از سپرده‌گذار و دریافت‌کننده تسهیلات گرفته تا بانک و نهاد تنظیم‌گر، با چالش‌هایی مواجه‌اند. رگولاتور نیز برای کنترل ریسک‌های این مدل ناچار است محدودیت‌های ترازنامه‌ای متعددی بر بانک‌ها اعمال کند.

اعتبارسنجی براساس عملکرد، نه وثیقه

محمد مظاهری، رئیس هیئت‌مدیره باروک، گفت رویکرد سنتی دیگر پاسخ‌گوی نیاز زنجیره تامین نیست. از نظر او، هوشمندسازی تجارت به معنای شناخت بازیگران براساس رفتار مالی و عملکرد واقعی آن‌هاست، نه صرفاً وثیقه‌هایی که ارائه می‌کنند.

او توضیح داد وقتی تمام بازیگران روی یک پلتفرم یکپارچه فعالیت کنند، تصویر کامل‌تری از عملکردشان به دست می‌آید. داده‌های تجمیع‌شده می‌توانند جایگزین دقیق‌تری برای مدل‌های جزیره‌ای باشند و امکان ایجاد نظام رتبه‌بندی اعتباری پویا را فراهم کنند.

به گفته مظاهری، اعتبارسنجی مبتنی بر داده‌های ثبت‌شده در طول زمان، علاوه‌بر کاهش ریسک کل شبکه، باعث می‌شود اعتبار متناسب با عملکرد واقعی هر کسب‌وکار تخصیص یابد.

سرمایه باید هنگام معامله در دسترس باشد

رئیس هیئت‌مدیره باروک تورم را یکی از مهم‌ترین چالش‌های تولیدکنندگان و توزیع‌کنندگان دانست و گفت مسئله اصلی در چنین اقتصادی، ایجاد جریان روان سرمایه است. او تاکید کرد: «این سرمایه باید در لحظه وقوع معامله در دسترس باشد.»

مظاهری گفت تسهیلات منابع‌محور بانک‌ها در بسیاری از مواقع گره‌ای از کار تولیدکننده باز نمی‌کنند؛ زیرا بانک همچنان بر معدل حساب و شاخص‌های سنتی تمرکز دارد، درحالی‌که نیاز واقعی تولیدکننده ممکن است در زمان دیگری شکل بگیرد.

به گفته او، مدل تجارت‌محور از نقطه وقوع معامله آغاز می‌شود؛ یعنی همان جایی که میزان نیاز به سرمایه در گردش مشخص است و می‌توان آن را با دقت بیشتری پیش‌بینی کرد. مظاهری همچنین از مشاهده نشانه‌هایی برای فاصله‌گرفتن بانک‌های ایرانی از رویکرد صرفاً منابع‌محور خبر داد.

او در پایان با اشاره به شکاف بزرگ امین مالی در جهان گفت فرایندهای طولانی دریافت اعتبار یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری این شکاف هستند. راهکار پیشنهادی برای کاهش آن نیز دیجیتالی‌کردن تجارت و توسعه مدل‌هایی مانند «تامین مالی لنگری» است؛ مدلی که می‌تواند دسترسی فوری و هدفمند اجزای زنجیره تامین به سرمایه در گردش را تسهیل کند.