انسان‌ها معمولاً خوشبختی را با مواردی مثل پول، لذت، روابط خوب یا موفقیت می‌سنجند. اما پژوهش تازه‌ای نشان می‌دهد شاید عامل مهم‌تری هم وجود داشته باشد: این احساس که انتخاب‌های زندگی واقعاً دست خودمان است.

بحث درباره زندگی خوب سابقه‌ای چند هزار ساله دارد. فیلسوفان یونان باستان هم درباره این موضوع نوشته و عواملی مانند دوستی، لذت و دوری از رنج را مهم دانسته‌اند.

در روان‌شناسی مدرن نیز دو دیدگاه اصلی درباره خوشبختی وجود دارد. طبق دیدگاه لذت‌گرایانه، هرچه فرد احساسات مثبت بیشتری تجربه کند و کمتر با احساسات ناخوشایند روبه‌رو شود، زندگی بهتری دارد. اما دیدگاه دیگری می‌گوید ارزش زندگی را نمی‌توان فقط با میزان لذت سنجید.

بعضی تجربه‌ها ممکن است سخت، خسته‌کننده یا حتی ناخوشایند باشند، اما همچنان برای فرد معنا و ارزش داشته باشند. برای مثال، مراقبت از یکی از اعضای بیمار خانواده می‌تواند پراسترس و طاقت‌فرسا باشد، اما بسیاری از افراد این تجربه را صرفاً به دلیل سختی آن، بی‌ارزش نمی‌دانند.

سه نیاز روانی مهم

به گزارش ساینس‌آلرت، جیسون دبلیو. پین و اولریش شیمک، پژوهشگران مطالعه، روی سه نیاز روان‌شناختی مطرح‌شده در نظریه «خودتعیین‌گری» تمرکز کردند.

یکی از این نیازها داشتن روابط معنادار با دیگران است. مورد دوم به احساس توانمندی مربوط می‌شود؛ اینکه فرد تصور کند می‌تواند از پس کارها برآید و در زندگی مؤثر باشد. نیاز سوم خودمختاری است؛ یعنی فرد احساس کند تصمیم‌ها و کارهایش را با انتخاب خودش انجام می‌دهد و مجبور نیست مطابق خواسته دیگران زندگی کند.

پژوهش جدید نشان می‌دهد رضایت از زندگی فقط به احساسات مثبت و لذت‌های روزمره وابسته نیست

پژوهشگران می‌خواستند بدانند این سه عامل تا چه اندازه جدا از احساس خوب یا بد افراد، بر رضایت آن‌ها از زندگی اثر می‌گذارند. آن‌ها برای بررسی این موضوع، در سال ۲۰۲۲ بیش از ۱۲۰۰ فرد ۱۸ تا ۸۰ ساله را در کانادا و بریتانیا مورد مطالعه قرار دادند.

شرکت‌کنندگان به پرسش‌هایی درباره رضایت از زندگی، احساسات مثبت و منفی، ویژگی‌های شخصیتی و میزان برآورده‌شدن نیازهای روان‌شناختی خود پاسخ دادند. نتایج نشان داد هر سه نیاز با رضایت از زندگی ارتباط دارند، اما ارتباط با دیگران و احساس توانمندی بیشتر به این دلیل اهمیت داشتند که باعث می‌شدند افراد احساس بهتری داشته باشند.

خودمختاری الگوی متفاوتی داشت. افرادی که احساس می‌کردند آزادی انتخاب بیشتری دارند، حتی پس از در نظر گرفتن احساسات مثبت و منفی، همچنان رضایت بیشتری از زندگی گزارش می‌کردند. به گفته پین، خودمختاری تنها عاملی بود که بخشی از رضایت از زندگی را توضیح می‌داد که صرفاً با احساس خوب یا بد افراد قابل توضیح نبود.

نتایج پژوهش نشان می‌دهد انسان‌ها هنگام ارزیابی زندگی خود فقط به این فکر نمی‌کنند که «الان چه احساسی دارم؟» به نظر می‌رسد پرسش دیگری هم اهمیت دارد: «آیا این زندگی را خودم انتخاب کرده‌ام؟»

این موضوع می‌تواند توضیح دهد چرا بعضی افراد تصمیم‌هایی می‌گیرند که لزوماً راحت‌ترین یا لذت‌بخش‌ترین گزینه نیستند. ممکن است فردی شغلی سخت‌تر را انتخاب کند چون استقلال بیشتری به او می‌دهد. فرد دیگری شاید به شهری ناآشنا مهاجرت کند تا بتواند تصمیم‌هایش را بدون فشار اطرافیان بگیرد.

افرادی که احساس می‌کنند انتخاب‌های زندگی بیشتر در اختیار خودشان است، معمولاً رضایت بیشتری از زندگی گزارش می‌کنند

چنین انتخاب‌هایی الزاماً باعث شادی همیشگی نمی‌شوند، اما می‌توانند احساس رضایت بیشتری ایجاد کنند، چون فرد می‌داند مسیر را خودش انتخاب کرده است.

پژوهشگران تأکید می‌کنند نتایج به این معنا نیست که احساس خوب یا لذت اهمیتی ندارد. در مطالعه آن‌ها، احساسات مثبت و منفی همچنان بخش قابل‌توجهی از تفاوت در رضایت افراد از زندگی را توضیح می‌دادند. اما یافته‌ها نشان می‌دهند خوشبختی احتمالاً فقط به احساس خوب محدود نمی‌شود. انسان‌ها هنگام قضاوت درباره کیفیت زندگی، هم احساسات خود و هم میزان اختیار و آزادی در انتخاب‌هایشان را در نظر می‌گیرند.

محدودیت‌ها

پژوهش محدودیت‌هایی هم دارد. شرکت‌کنندگان فقط از کانادا و بریتانیا بودند و همه در جوامع غربی و انگلیسی‌زبان زندگی می‌کردند. بنابراین هنوز مشخص نیست همین الگو در فرهنگ‌های دیگر نیز دیده می‌شود یا نه. بااین‌حال، نتایج می‌تواند برای برنامه‌هایی که با هدف افزایش رضایت و بهزیستی افراد طراحی می‌شوند، اهمیت داشته باشد.

پژوهشگران می‌گویند حتی اگر چنین برنامه‌هایی باعث شوند افراد احساس بهتری داشته باشند، محدود کردن آزادی انتخاب آن‌ها ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. به بیان ساده، رضایت از زندگی همیشه به این بستگی ندارد که بهترین تصمیم برای فرد گرفته شود. گاهی مهم‌تر این است که خودش فرصت تصمیم‌گرفتن داشته باشد.

پژوهش در ژورنال The Journal of Positive Psychology منتشر شده است.