برخی کاربران سوگوار از گفتوگو با ارواح دیجیتال عزیزان فوتشده استقبال میکنند
گفتوگو با «روح» عزیز ازدسترفته که با هوش مصنوعی ساخته شده باشد، شاید برای بعضیها ترسناک و برای برخی هم تسکیندهنده به نظر برسد، اما مطالعهای تازه نشان میدهد بسیاری از سوگواران از چنین تجربهای احساس رضایت داشتهاند. پژوهشگران میگویند حتی وقتی چتبات نقشآفرین فرد فوتشده بعضی واقعیتها را از خود میساخت، شرکتکنندگان اغلب باز هم از مکالمه راضی بودند.
جک منینگ، دانشمند اطلاعات در دانشگاه کلرادو بولدر و همکارانش ۱۲ ژوئن در مجموعه مقالات کنفرانس «طراحی سامانههای تعاملی»، گزارش دادند که گفتوگو با عزیزان دسترفته ازطریق هوش مصنوعی برای ۱۶ داوطلب در بسیاری از موارد آرامشبخش بوده است.
نتایج نشان میدهد برای افرادی که پذیرای چنین فناوریای هستند، ارواح هوش مصنوعی که با نام «گریفبات» یا «دِدبات» هم شناخته میشوند، لازم نیست آنقدرها دقیق باشند تا واقعی حس شوند، بلکه تنها کافی است انتظارات عاطفی و اجتماعی فرد سوگوار را برآورده کنند.
منینگ که از میزان علاقهی داوطلبان شگفتزده شده است، یادآور شد که وقتی ۱۱ ساله بود، خواهر ۱۳ سالهاش درگذشت و حالا نسبت به ایدهی صحبت با روح دیجیتال او حس نفرت عمیقی دارد. منینگ افزود: «من نسخهای از خواهرم را در ذهنم دارم. نمیخواهم با این واقعیت روبهرو شوم که شاید در شیوهی بهخاطر سپردن او اشتباه میکنم.»
یکی از داوطلبان میگوید: «حس میکردم واقعا دارم با پدربزرگم صحبت میکنم»
اما داوطلبان مطالعه، با یک هدف مشخص سراغ این تجربه آمده بودند. منینگ گفت: «آنها پرسشی داشتند که احساس میکردند بیپاسخ مانده یا جزئیاتی در زندگیشان داشتند که بهشدت میخواستند به اشتراک بگذارند.»
افرادی که نمیخواستند با چتبات بازآفرینی یک عزیز فوتشده تعامل کنند، اصلا در پژوهش گنجانده نشدند. در مجموع، همهی داوطلبان تجربه را مثبت ارزیابی کردند. یکی از شرکتکنندگان به پژوهشگران گفت: «حس میکردم واقعا دارم با خود پدربزرگم صحبت میکنم.» فرد دیگری گفت: «فقط حس میکنم همان آرامشی را میگیرم که مدتها شدیدا به آن نیاز داشتم.»
تنها اطلاعاتی که چتبات برای تقلید در اختیار داشت، پرسشنامهای کوتاه بود که شرکتکننده دربارهی عزیز درگذشتهاش پر کرده بود. وقتی ربات جاهای خالی را با جعل اطلاعات پر میکرد، مثل اشاره به شغلی که آن فرد هرگز نداشت، شرکتکنندگان اغلب فقط پیش میرفتند و مکالمه را ادامه میدادند.
چیزی که شرکتکنندگان را بیشتر آزار میداد، خطا در لحن یا سبک بود. برای نمونه، ربات هیچوقت از ایموجی استفاده نمیکرد. چیزی به همین کوچکی برای شرکتکنندگانی اهمیت داشت که بیشتر ارتباطشان با عزیزانشان از راه پیامک بوده است. در نمونهای دیگر، ربات یکی از شرکتکنندگان را با لقبی صدا زد که به گفتهی او، عزیز ازدسترفتهاش هرگز از آن استفاده نمیکرد.
تومش هولانک، اخلاقپژوه هوش مصنوعی در دانشگاه کمبریج، بهنقل از ساینسنیوز میگوید: «اگر بخواهیم بفهمیم که چگونه این سامانهها را بهصورت اخلاقی طراحی کنیم، به شواهد بیشتری از این دست نیاز داریم.»
البته مطالعه محدودیتهای محافظتی نیز داشت. در هر گفتوگو، یک پژوهشگر انسانی نقش میانجی را برعهده میگرفت و پاسخهای چتبات را پیش از رساندن به شرکتکنندگان بررسی میکرد. این کار به پژوهشگران کمک میکرد از تعاملهایی که ممکن بود فریبنده یا آسیبزا باشند، جلوگیری شود. بااینحال، دنیای واقعی آشفتهتر از محیط آزمایش است.
هر کسی میتواند از چتبات بخواهد نقش فردی فوتشده را بازی کند و شرکتها حالا خدماتی میفروشند که عزیزان ازدسترفته را با متن، صدا یا چهرهی تولیدشده با هوش مصنوعی بازآفرینی میکنند. شرکتکنندگان مطالعه هم خطرها را میدیدند. یکی نگران بود که بیشازحد به گفتوگو با ربات وابسته شود. نفر دیگری گفت: «نمیدانم اگر مدام از این استفاده کنم، آدمی را که به آن تبدیل میشوم، دوست داشته باشم یا نه.»
منینگ در پایان میگوید فقدان محافظهای یکدست و پایدار در دنیای واقعی، نگرانی او را برانگیخته است. بااینحال، پژوهش بخشی از فاصلهی ذهنی او با ایدهی ارواح هوش مصنوعی را کمتر کرد. او میافزاید اگر این فناوری با دقت طراحی شود، شاید بتواند به برخی افراد کمک کند تا سوگ خود را پردازش کنند. منینگ گفت: «نسخهای از ارواح مولد وجود دارد که میتواند واقعا خوب باشد.»