خداحافظ رولکس و فراری! میلیونرهای هوش مصنوعی چگونه پولشان را خرج میکنند؟
سهشنبه 23 تیر 1405 - 21:41مطالعه 11 دقیقهاحتمالاً فکر میکنید وقتی یک جوان بیستواندی ساله در سیلیکونولی یکشبه میلیونر میشود، مستقیماً راهش را میگیرد و سراغ نزدیکترین نمایندگی لامبورگینی میرود یا گرانترین ساعتی را میخرد که با عکسهایش چشم همه را خیره کند! پس بیایید با چیپ آشنا شوید.
چیپ، دانشمند دادهی سابق اسپیسایکس، وقتی به نقدینگی هنگفتی رسید، بهجای خرید خودروی سوپراسپرت، ۱۰هزار دلار داد تا یک قطعه شهابسنگ واقعی بخرد، سپس ۵هزار دلار برای یک ماشین آتشنشانی دکوری پرداخت تا در اوقات فراغتش با آن سرگرم شود!
خلاصه صوتی
خلاصهی صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی
یا مثلاً زک کاس، استراتژیست سابق OpenAI را در نظر بگیرید که بهمحض نقدشدن سهامش، تمام پولش را برداشت و یک تیم حرفهای والیبال خرید. چنین انتخابهایی تصادفی نیست و سبک زندگی طبقهی جدیدی از ثروتمندان را بهتصویر میکشد که از دل کدهای کامپیوتری، یادگیری ماشین و انقلاب هوش مصنوعی مولد متولد شدهاند.
با رشد نجومی ارزش استارتاپهای هوش مصنوعی، میلیونرهای تازهنفس دارند قواعد بازار ۳۵۸ میلیارد یورویی کالاهای لوکس را کاملاً تغییر میدهند، نسلی که پوشیدن لباسهای برند یا فخرفروشی با نمادهای سنتی ثروت را نشانهای از بیکلاسی و تعلق به گذشته میدانند نه بازتاب قدرت.
طبقهی الیت هوش مصنوعی بهجای مصرف نمایشی که در نسلهای قبل رواج داشت، به آغوش تجمل خاموش و نامرئیبودن دیجیتال پناه میبرد. برای این گروه، پرستیژ اجتماعی در خریدن زمان و به تعویقانداختن مرگ، سرمایهگذاری روی همجوشی هستهای و البته تجربههای نامتعارف خلاصه میشود، نه در خرید کیف و کفشهای چرمی گرانقیمت.
اما میلیونرهای هوش مصنوعی دقیقاً چه کسانی هستند؟ چطور یکشبه به این ثروتهای افسانهای رسیدند و چرا پولهایشان را اینقدر عجیب خرج میکنند؟
نسل سرعت؛ جوانان ۲۸سالهای که جهان را مینویسند
تا همین چند سال پیش، قاعدهی بازی در اکوسیستم فناوری درستمثل سریال سیلکونولی پیش میرفت. جوانان مستعد به یک استارتاپ میپیوستند، بخشی از حقوقشان را بهصورت سهام میگرفتند و سالها دعا میکردند که شرکت روزی به عرضهی اولیهی سهام برسد یا یک غول فناوری آن را بخرد تا بالأخره رنگ پول نقد را ببینند.
اما بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶، تکامل بازارهای مالی خصوصی، معادلهی رایج بین فعالان سیلیکونولی را کاملاً بههم ریخت. شرکتهای پیشگام هوش مصنوعی، برای اینکه مهندسان نابغهشان را در جنگ وحشتناک جذب استعدادها از دست ندهند، رویدادهایی بهنام فروش ثانویه راه انداختند.
رویدادهای فروش ثانویه استارتاپها، مهندسان جوان را یکشبه به ثروتهای نجومی و نقد میرساند
برای مثال بیایید به یک رویداد تاریخساز نگاه کنیم. اکتبر ۲۰۲۵، شرکت OpenAI معاملهی ثانویهای بهارزش ۶٫۶میلیارد دلار برگزار کرد و بیشاز ۶۰۰ کارمند فعلی و سابق این شرکت، یکشبه از روی کاغذ به میلیونرهای نقد تبدیل شدند.
حدود ۷۵نفر از مهندسان OpenAI توانستند تا سقف ۳۰میلیون دلار پول نقد به جیب بزنند و میانگین درآمد هر شرکتکننده نیز حدود ۱۱میلیون دلار ارزیابی شد؛ مبلغی که دیگر به پاداش سالانه شباهتی ندارد و سونامی نقدینگی را به خیابانهای سانفرانسیسکو میآورد.
وقتی اسپیسایکس پیشنهاد ۶۰ میلیارددلاری میدهد!
طبقهی جدید میلیونرهای فناوری فقط در انحصار کارمندان شرکتهای بزرگ نیست و اتفاقاً بنیانگذاران جوان استارتاپها در رأس هرم، پادشاهی میکنند؛ گروهی که در اکوسیستم فناوری به نسل سرعت مشهورند.
آمارها میانگین سنی بنیانگذاران استارتاپهای یونیکورن هوش مصنوعی در اروپا را ۲۸سال عنوان میکنند؛ جوانانی که اغلبشان سابقهی فعالیت در بالاترین سطح گیمینگ یا ورزشهای رقابتی را دارند و با شتابی دیوانهوار ارزشگذاریها را بهچالش میکشند.
میانگین سنی بنیانگذاران استارتاپهای یونیکورن هوش مصنوعی در اروپا به ۲۸سال میرسد
داستان مایکل تروئل و استارتاپ نامآشنای Cursor را بشنوید تا متوجه ابعاد ماجرا شوید. تروئل و سه نفر از دوستانش که همگی در اواسط دههی بیست زندگیشان هستند، استارتاپی برای توسعهی ابزارهای برنامهنویسی مبتنیبر هوش مصنوعی راه انداختند.
در کمتر از دو سال، ارزش شرکت کرسر به ۲۹٫۳میلیارد دلار رسید؛ سپس شرکت فضایی اسپیسایکس برای خرید استارتاپ آنها یک پیشنهاد ۶۰میلیارددلاری روی میز گذاشت و چهار جوان را یکشبه به مولتیمیلیاردرهای افسانهای تبدیل کرد.
و احتمالاً با نامهایی مانند الکساندر وانگ از استارتاپ Scale AI که به متا پیوست، یا ادوین چن با دارایی خالص ۱۸میلیارددلاری از استارتاپ Surge AI آشنایید؛ چهرههایی که در اوج جوانی به خدایان جدید ثروت تبدیل شدهاند.
وقتی سهام استارتاپ جای پول نقد را میگیرد
حالا تصور کنید حجم عظیمی از پول نقد به دست جوانانی میرسد که میخواهند در هابهای فناوری مثل سیلیکونولی بمانند. طبیعتاً بازار املاک آشوب تمامعیاری را تجربه میکند.
درحالیکه بازار مسکن در بیشتر شهرهای آمریکا به ثبات نزدیک میشود، انفجار قیمتها در سیلیکونولی حتی با واژههایی مثل حیرتانگیز هم توصیف نمیشود. میانگین قیمت خانهها در این منطقه با ۱۸درصد رشد به رکورد ۲٫۱۵میلیون دلار رسیده است و اجارهی آپارتمان دوخوابه در سانفرانسیسکو از مرز ۵۷۰۰دلار فراتر میرود.
بازار املاک سیلیکونولی بهخاطر هجوم نقدینگی این جوانان، آشوب تمامعیاری را تجربه میکند
مهندسان ثروتمند هوش مصنوعی، خانههای چندمیلیوندلاری را خیلی راحت با پول نقد میخرند و مدیران میانرده مجبور میشوند به حاشیههای شهر پناه ببرند؛ اما عجیبترین اتفاقی که نشان میدهد پول نقد چگونه جایگاهش را در برابر سهام استارتاپها از دست میدهد، در منطقهی Mill Valley کالیفرنیا رخ داد.
یک بانکدار سرمایهگذاری، عمارت ۸میلیوندلاریاش را در منطقهی Mill Valley کالیفرنیا برای فروش گذاشت و بهصراحت در آگهی اعلام کرد که بهجای دلار، فقط سهام خصوصی استارتاپ آنتروپیک را بهعنوان مبلغ معامله قبول میکند!
بله، در دنیای نخبگان جدید، سهام شرکتهای هوش مصنوعی، معتبرتر از اسکناسهای سبزرنگ دیده میشود.
خداحافظ رولکس، سلام اپلواچ!
اگر فکر میکنید بچههای ثروتمند صنعت پرتبوتاب هوش مصنوعی در صف خرید جدیدترین کالکشنهای گوچی یا لویی ویتون میایستند، کاملاً در اشتباهید. برندهای مطرح مد و بازار ۳۵۸میلیارد یورویی کالاهای لوکس شخصی، با بحران جدی روبهرو شدهاند؛ چون نخبگان جدید فناوری حدود یکسوم کمتر از خانوادههای دارای ثروت موروثی، برای پوشاک و کالاهای چرمی هزینه میکنند.
نسل مشهور هوش مصنوعی رولکسهای طلایی را از مچشان باز کردهاند و بهجایش اپلواچ یا حلقهی هوشمند دستشان میکنند تا دائماً وضعیت خواب، ضربان قلب و دادههای زیستیشان را تحتنظر داشته باشند.
میلیونرهای هوش مصنوعی بهجای رولکسهای طلایی، اپلواچ و حلقهی هوشمند دستشان میکنند
برای مثال رابرت، مهندس پیشین اسپیسایکس که سهامش حدود ۴میلیون دلار ارزش دارد، میگوید او و همسرش اخیراً اپلواچهای جدیدی خریدهاند تا عزمشان را برای تناسباندام جزم کنند. بهعلاوه سفر دریایی تفریحی به دور آلاسکا را هم در برنامهشان گنجاندهاند.
البته گاهی دست ثروتمندان جوان حوزهی AI بهسمت خرید ساعت مکانیکی فوقپیچیدهای مثل مدلهای خاص اودمار پیگه یا رولکسهای وینتیج میرود؛ اما نه برای فخرفروشی، بلکه صرفاً چون این محصولات را نوعی شاهکار مهندسی و دارایی باارزش ماندگار میدانند.
در فرهنگ سیلیکونولی، فخرفروشی با لوگوهای درشت برندها، تصویر خوبی از افراد منعکس نمیکند؛ بههمین دلیل پای مفهوم تجمل خاموش بهمیان میآید. مثلاً شاید فکر کنید مارک زاکربرگ با تیشرتهای خاکستری و سادهاش چقدر آدم راحت و بیتکلفی بهنظر میرسد؛ درحالیکه مدیرعامل متا، تیشرتهای سفارشی ۳۰۰دلاریاش را از برند لوکس Brunello Cucinelli میخرد.
سبک لباس پوشیدن ثروتمندان سیلیکونولی را فقط کسانی که چشمانی آموزشدیده دارند، یعنی همان همطبقهایهای خودشان تشخیص میدهند، گزینههایی که اتفاقاً مانع از جلبتوجه نامطلوب عموم مردم میشود.
سبک لباس پوشیدن این افراد را فقط همطبقهایهای خودشان تشخیص میدهند
از نگاه جامعهشناسی و اقتصاد هویت، لباس در سیلیکونولی نوعی ابزار قدرت بهشمار میرود. در اتاق جلسات هیئتمدیره، افرادی که کتوشلوار میپوشند، معمولاً وکیل یا بانکدارهایی هستند که برای ارائهی خدمات، آنجا حضور دارند.
اما خالق و مغز متفکر ماجرا را غالباً با یک هودی یا تیشرت ساده در صدر مجلس میبینیم؛ کسی که با انتخابهایش بهطور ضمنی میگوید: «ارزش فکری من آنقدر بالاست که نیازی ندارم با رعایت قواعد ظاهری شما، خودم را ثابت کنم.»
برای مثال چیپ، کارمند سابق اسپیسایکس میگوید پوشاک لوکس نمیخرد؛ مگر اینکه روزی بخواهد مجموعهی لباسهای طبیعتگردیاش را ارتقا دهد. او در پاسخ سؤال خبرنگار رویترز اعتراف میکند: «سالهاست که تیشرت و شلوارک میپوشم. در این لباس احساس راحتی میکنم و فکر نمیکنم تغییرش بدهم.»
بچههای کریپتو در دبی، نوابغ هوش مصنوعی در سانفرانسیسکو
برای اینکه بفهمیم میلیونرهای هوش مصنوعی چقدر با نسلهای قبلی متفاوتاند، میتوانیم با میلیونرهای رمزارز مقایسهشان کنیم که همین چند سال پیش شبکههای اجتماعی را تسخیر کرده بودند.
یادتان میآید بچههای کریپتو چطور پولهایشان را خرج میکردند؟ ثروتی که از نوسانات شدید بازار، سفتهبازی و پروژههای غیرمتمرکز بهدست میآمد، مستقیماً صرف خریدهای نمایشی میشد.
چهرههای پرسروصدای رمزارز لامبورگینی میخریدند، NFT-های چند میلیوندلاریشان را در توییتر به رخ میکشیدند و برای فرار از مالیات و سیستم بانکی سنتی، چمدانهایشان را میبستند و به مناطقی مثل دبی، میامی، تگزاس یا پورتوریکو مهاجرت میکردند. دغدغهی اصلی این گروه، هیجان و رسیدن به آزادی مالی شخصی بود.
نخبگان هوش مصنوعی بهجای مهاجرت به جزایر معاف از مالیات، در هابهای استراتژیک میمانند
اما نخبگان هوش مصنوعی انگار در سیارهی دیگری سیر میکنند، شاید چون ثروتشان در مهندسی عمیق، زیرساختهای عظیم پردازشی و ارزشگذاریهای منطقی شرکتها ریشه دارد. همچنین بهجای فرار به جزایر معاف از مالیات، با سماجت به هابهای استراتژیکی مثل سانفرانسیسکو چسبیدهاند تا در مرکز بازی بمانند.
پولی هم که چهرههای سرشناس AI بهدست میآورند، خرج خرید توکنهای پرریسک نمیشود. طبقهی جدید سود هنگفتش را در استارتاپهای بیوتکنولوژی، زیرساختهای کلانداده و پروژههایی سرمایهگذاری میکند که شاید تمدن را یک پله ارتقا دهد.
اسکورتهای گیک؛ ساعتی ۲۳هزار دلار فقط برای حرفزدن از کارت گرافیک!
بیایید به یکی از عجیبترین، پنهانترین و درعینحال قابلتأملترین بازارهای سیلیکونولی نگاهی بیندازیم. وقتی تمام نیازهای مادی یک مهندس نابغه برآورده میشود، در مرحلهای بعد بهدنبال چه چیزی میگردد؟ ظاهراً به دنبال همصحبتی که او را بفهمد.
در عصر انزوای دیجیتال، ارتباط انسانی اصیل و همسطح، کالای لوکس و نایابی محسوب میشود؛ بههمین دلیل، بازار عجیبی برای خدمات همراهی و اسکورت در منطقهی خلیج سانفرانسیسکو شکلگرفته است که با تمام کلیشههای ذهنی ما فرق دارد.
برخی از میلیونرهای جوان هزاران دلار در ساعت برای همصحبتی با افراد خوره تکنولوژی میپردازند
نخبگان هوش مصنوعی مبالغی بین ۳,۵۰۰ تا ۶,۰۰۰ دلار در ساعت و گاه تا ۲۳,۰۰۰ دلار برای یک روز کامل پرداخت میکنند تا با معاشرینی همنشین شوند که خودشان را بهعنوان افراد روشنفکر و خورهی تکنولوژی معرفی میکنند.
برخی از ستارگان این حوزه اینفلوئنسرهایی هستند که در شبکههای اجتماعی دربارهی معماری پردازندههای گرافیکی انویدیا، ایمنی هوش مصنوعی، آیندهی رمزارزها و روشهای بیوهکینگ تولید محتوا میکنند و دقیقاً با همین تخصصها مخاطبان زیادی بهدست آوردهاند.
مصاحبهها نشان میدهد که بسیاری از میلیونرهای جوان، اصلاً برای برقراری ارتباط فیزیکی چنین مبالغ هنگفتی را نمیپردازند؛ بلکه فقط کسی را میخواهند که روبهرویشان بنشیند، قهوه بنوشد و بتوانند با او دربارهی پیچیدهترین الگوریتمهای یادگیری ماشین بحث کنند، بدون اینکه طرف مقابل حوصلهاش سر برود!
تلاش برای جوان ماندن و غلبه بر مرگ
از خرید ارتباطات انسانی که بگذریم، به بزرگترین دغدغهی ذهنی نسل جدید ثروتمندان، یعنی شکستدادن بزرگترین باگ سیستم حیات و به تعویقانداختن مرگ میرسیم. گروهی از نخبگان فناوری حاضر نیستند پیری را بهعنوان قانونی طبیعی بپذیرند و فکر میکنند علایمِ بالارفتن سن، به سایر بیماریهای قابلدرمان شباهت دارد که باید کُدی برای برطرفکردنش نوشته شود.
در سطح فردی، ترند عجیبی بهنام بیوهکینگ (Biohacking) هواداران زیادی دارد و برایان جانسون هم بهعنوان یکیاز نمونههای افراطی این نظریه شناخته میشود؛ میلیونری که سالانه حدود ۲میلیون دلار هزینه میدهد تا روند پیریاش را معکوس کند.
گروهی از ثروتمندان حوزه فناوری بهدنبال کلید جاودانگی هستند
جانسون با تزریق پلاسمای خون، خوابیدن در اتاقهای اکسیژن پرفشار و استفاده از کلینیکهای طول عمر در سنگاپور که با هوش مصنوعی دوزهای داروییاش را شخصیسازی میکنند، سعی دارد بدن جوانی ۱۸ساله را داشته باشد.
سم آلتمن را هم میتوانید به گروه طرفداران بیوهکینگ اضافه کنید؛ زیرا مدیرعامل OpenAI، بیشاز ۱۸۰میلیون دلار از ثروت شخصیاش را به استارتاپی بهنام Retro Biosciences تزریق کرد؛ مجموعهای که میخواهد با ادغام مهندسی سلولی و یادگیری ماشین ۱۰سال به طولعمر سالم انسان اضافه کند.
نامهای بزرگ دیگری مثل جف بزوس هم میلیاردها دلار روی پروژههای بازنویسی سلولی سرمایهگذاری کردهاند تا شاید روزی کلید جاودانگی را در آزمایشگاههای سیلیکونولی بیابند.
خورشیدهای مصنوعی؛ هوش مصنوعی برای خودش برق تولید میکند
داستان طبقهی جدید ثروتمندان هوش مصنوعی فقط به طول عمر و فرار از مرگ ختم نمیشود. آنها در حال ساختن زیرساختهای تمدن آیندهاند.
مغز متفکرهایی که مدلهای زبانی بزرگ را توسعه دادهاند، بهتر از هر کسی میدانند که این غولهای تشنهی داده، بهزودی تمام برق جهان را مصرف میکنند؛ پس بهجای اینکه منتظر دولتها بمانند، خودشان دستبهکار شدهاند.
نوابغ فناوری برای تأمین برق مدلهای هوش مصنوعی به سراغ همجوشی هستهای رفتهاند
سم آلتمن در کنار سرمایهگذاری روی طول عمر، ۳۷۵میلیون دلار از پولش را به استارتاپ Helion Energy اختصاص داد؛ شرکتی که روی انرژی همجوشی هستهای (Nuclear Fusion) کار میکند تا عملاً روی زمین خورشیدهای مصنوعی بسازد.
پیشرفتهای هلیون انرژی که حالا ۱۵٫۵میلیارد دلار ارزشگذاری میشود، باعث شد مایکروسافت در قراردادی تاریخی برای پیشخرید برق با آنها به توافق برسد، تا طبق برنامه تا سال ۲۰۲۸ انرژی دیتاسنترهایش را از طریق همجوشی هستهای تأمین کند.
از نمای بالا انگار هوش مصنوعی خودش را تأمین مالی میکند و برای ادامهی راهش منبع انرژی بینهایت میسازد!
میلیونرهای هوش مصنوعی تصویر کلیشهای ما را از واژههای لوکس و ثروت تغییر میدهند. نوابغ ۲۸سالهای که با لباسهای ساده، در حال خریدن تیمهای ورزشی، هککردن کدهای ژنتیکی انسان و ساختن خورشیدهای مصنوعیاند، دیگر به لوگوی برند روی کیفدستیشان اهمیتی نمیدهند.
بهنظر شما طبقهای که امروز با ثروتهای افسانهای به خریدن زمان، دورزدن مرگ و خلق منابع انرژی نامحدود میاندیشد، فردا با دنیای ما چه خواهد کرد؟ آیا سالهای بعد به آرمانشهری تکنولوژیک وارد میشویم یا نابرابریهای آینده از جنس بیولوژیک و طول عمر خواهد بود؟