آی‌خانم؛ شهری یونانی که دو هزار سال زیر خاک افغانستان پنهان ماند

یک‌شنبه 21 تیر 1405 - 20:50
مطالعه 3 دقیقه
کاوش‌های باستان‌شناسی سال ۱۹۷۸ در آی‌خانم
در شمال‌شرق افغانستان، بقایای شهری باستانی قرار دارد که معماری، هنر و حتی فلسفه یونان باستان را به قلب آسیا آورده بود.
تبلیغات

اگر امروز در شمال‌شرق افغانستان قدم بزنید، شاید آخرین چیزی که انتظار دیدنش را داشته باشید، بقایای شهری کاملاً یونانی با آمفی‌تئاتر، ورزشگاه، کاخ‌های باشکوه، ستون‌های کورینتی، تندیس‌های زئوس و سکه‌هایی باشد که تصویر پادشاهان یونانی روی آن‌ها نقش بسته است. اما ویرانه‌های آی‌خانم، یکی از دورافتاده‌ترین شهرهای دنیای هلنیستی که بیش از دو هزار سال پیش در قلب آسیای مرکزی شکوفا شد، دقیقاً چنین تصویری را پیش چشم می‌گذارند.

شهر باستانی آی‌خانم که در استان تخار افغانستان و در محل تلاقی رودهای آمودریا و کوکچه قرار دارد، یکی از مهم‌ترین شواهد گسترش فرهنگ یونانی تا مرزهای شرقی آسیا محسوب می‌شود؛ هرچند پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد برخلاف تصور رایج، احتمالاً خود اسکندر مقدونی آن را بنا نکرده است.

به نوشته آی‌اف‌ال ساینس، آی‌خانم در اواخر قرن چهارم یا اوایل قرن سوم پیش از میلاد ساخته شد؛ زمانی که امپراتوری عظیم اسکندر پس از مرگ او میان جانشینانش تقسیم شده بود. امروزه بیشتر باستان‌شناسان معتقدند این شهر به دستور سلوکوس یکم یا پسرش آنتیوخوس یکم، نخستین فرمانروایان امپراتوری سلوکی، پایه‌گذاری و بعدها به یکی از مهم‌ترین شهرهای پادشاهی یونانی-باختری تبدیل شد.

انتخاب مکان شهر آی‌خانم اتفاقی نبود. شهر در دشتی حاصلخیز و در کنار دو رودخانه بزرگ ساخته شده بود و هم‌زمان راه‌های منتهی به آسیای مرکزی، فلات ایران و شبه‌قاره هند را کنترل می‌کرد. همین موقعیت راهبردی، آی‌خانم را به مرکز تجارت، حکومت و استقرار نیروهای نظامی تبدیل کرده بود.

برخلاف تصور رایج، بیشتر باستان‌شناسان معتقدند آی‌خانم را اسکندر مقدونی نساخت و این شهر در دوره سلوکیان بنیان گذاشته شد

کاوش‌های باستان‌شناسی نشان داده‌اند آی‌خانم از بسیاری جهات شبیه شهرهای یونان بود. این شهر آمفی‌تئاتری بزرگ با گنجایش هزاران نفر، ژیمنازیوم (ورزشگاه و مرکز آموزش جوانان)، کاخ سلطنتی، ساختمان‌های اداری، زرادخانه، معابد و خیابان‌هایی با نقشه‌ای منظم داشت.

نکته جالب اینجاست که آی‌خانم صرفاً نسخه‌ای کپی‌شده از یونان نبود. معماری آن ترکیبی از عناصر یونانی، ایرانی و بین‌النهرینی بود. برای مثال، کاخ سلطنتی بیشتر به کاخ‌های هخامنشی شباهت داشت، درحالی‌که ستون‌ها، تندیس‌ها و فضاهای عمومی کاملاً از معماری یونانی الهام گرفته بودند. پژوهشگران معتقدند آی‌خانم نمونه‌ای کم‌نظیر از تلفیق فرهنگ‌های شرق و غرب در دوران باستان است.

یکی از شگفت‌انگیزترین کشفیات شهر، کتیبه‌ای یونانی است که روی آن مجموعه‌ای از اندرزهای مشهور معبد دلفی حک شده بود؛ جملاتی مانند «خودت را بشناس»، «در هیچ کاری افراط نکن» و «در جوانی خویشتن‌دار باش».

وجود چنین نوشته‌ای در هزاران کیلومتر دورتر از یونان نشان می‌دهد ساکنان شهر نه‌تنها زبان یونانی را حفظ کرده بودند، بلکه ارزش‌های فلسفی و فرهنگی سرزمین مادری خود را نیز با خود به شرق آورده بودند.

سال‌ها تصور می‌شد آی‌خانم همان شهری است که اسکندر مقدونی پس از فتح باختر بنا کرده بود و حتی برخی آن را همان «اسکندریه آمودریا» می‌دانستند. اما بسیاری از پژوهشگران اکنون بر این باورند که شهر چند دهه پس از مرگ اسکندر و در دوران حکومت سلوکیان شکل گرفت. حتی نام واقعی شهر نیز هنوز مشخص نیست و «آی‌خانم» تنها نام امروزی این محوطه باستانی است.

رونق آی‌خانم چندان طولانی نبود. این شهر حدود ۱۵۰ سال مرکز مهم سیاسی و اقتصادی منطقه بود، اما در میانه قرن دوم پیش از میلاد، هم‌زمان با تضعیف حکومت یونانی-باختری، قبایل کوچ‌نشین از شمال به آن حمله کردند.

شواهد باستان‌شناسی از آتش‌سوزی گسترده، تخریب ساختمان‌ها و رهاشدن ناگهانی شهر حکایت دارد. پس از آن، آی‌خانم هرگز دوباره آباد نشد و به‌تدریج زیر خاک مدفون شد.

دهه‌ها جنگ و غارت، آسیب‌های گسترده‌ای به این محوطه باستانی وارد کرده و بسیاری از آثار ارزشمند آن از بین رفته یا به سرقت رفته‌اند

وجود آثار باستانی در این منطقه نخستین‌بار در سال ۱۹۲۵ توسط باستان‌شناسان فرانسوی ثبت شد، اما اهمیت واقعی محوطه تا دهه ۱۹۶۰ آشکار نشد. از سال ۱۹۶۴ گروه باستان‌شناسی فرانسه حفاری‌های گسترده‌ای را آغاز کرد و درطول حدود ۱۵ سال، بخش بزرگی از شهر را از زیر خاک بیرون آورد.

با آغاز اشغال افغانستان توسط شوروی در سال ۱۹۷۹، کاوش‌ها متوقف شد و دهه‌های جنگ داخلی، حضور طالبان و درگیری‌های بعدی باعث شد این محوطه بارها غارت شود. امروزه بسیاری از آثار ارزشمند آن یا از بین رفته‌اند یا به دست قاچاقچیان آثار تاریخی افتاده‌اند.

آی‌خانم فقط یک شهر باستانی نیست؛ بلکه یادآور دورانی است که افغانستان در مرکز ارتباط میان تمدن‌های بزرگ جهان قرار داشت. این منطقه هزاران سال چهارراه شرق و غرب بود و کاروان‌های جاده ابریشم از آن عبور می‌کردند. در نتیجه، فرهنگ‌های ایرانی، یونانی، هندی و آسیای مرکزی در این سرزمین با یکدیگر آمیختند و تمدنی منحصربه‌فرد پدید آوردند.

نظرات