آیا مردم دیگر به علم اعتماد ندارند؟ دادهها پاسخ غافلگیرکنندهای میدهند
چکیده:
- بررسی بینالمللی روی نزدیک به ۷۲هزار نفر در ۶۸ کشور نشان میدهد اعتماد عمومی به علم در سطح جهانی همچنان نسبتاً بالا است و برخلاف تصور رایج، نشانهای از فروپاشی گسترده آن دیده نمیشود.
- دانشمندان همچنان از مطمئنترین گروههای حرفهای محسوب میشوند و میزان اعتماد به آنها از اعتماد به روزنامهنگاران، رهبران سیاسی و مدیران کسبوکار بیشتر است.
- با وجود این، در برخی کشورها و گروههای سیاسی، بهویژه در میان جمهوریخواهان آمریکا، اعتماد به علم درطول سالهای اخیر کاهش قابلتوجهی داشته و شکاف سیاسی در این زمینه عمیقتر شده است.
- پژوهشگران معتقدند گسترش اطلاعات نادرست در فضای مجازی و سیاسیشدن موضوعاتی مانند واکسنها و تغییرات اقلیمی، نقش مهمی در افزایش تردید نسبت به یافتههای علمی داشته است.
- همهگیری کووید-۱۹ این روند را تشدید کرد و مخالفت با واکسن، ماسک و سایر توصیههای بهداشتی باعث شد بیاعتمادی به علم در برخی جوامع بیش از گذشته آشکار شود.
- پژوهشگران هشدار میدهند هرچند اعتماد جهانی به علم همچنان بالاست، ادامه کاهش اعتماد در برخی گروهها میتواند اجرای سیاستهای مبتنی بر شواهد و تصمیمهای مرتبط با سلامت عمومی را با چالش جدی روبهرو کند.
در سالهای اخیر این تصور در بسیاری از کشورها شکل گرفته است که اعتماد عمومی به علم بهشدت کاهش یافته است. از آمریکا و اروپا گرفته تا برزیل، بسیاری معتقدند گسترش اطلاعات نادرست، مخالفت با واکسنها و افزایش تردید نسبت به توصیههای علمی نشانههای بحران جهانی اعتماد هستند. اما بررسیهای گسترده بینالمللی نشان میدهد این تصویر، دستکم در مقیاس جهانی، چندان دقیق نیست.
یکی از بزرگترین پژوهشهای انجامشده در این زمینه که نزدیک به ۷۲هزار نفر را در ۶۸ کشور درطول سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ بررسی کرده، نشان میدهد میانگین اعتماد مردم به علم و دانشمندان ۳٫۶ از ۵ است. این یافته با نتایج نظرسنجیهای بینالمللی دیگر نیز همخوانی دارد و نشان میدهد برخلاف تصور رایج، علم همچنان از معتبرترین نهادهای اجتماعی بهشمار میرود.
بااینحال، یافتهها به معنای نبود مشکل نیست. پژوهشها نشان میدهد کاهش اعتماد در برخی گروههای اجتماعی و سیاسی کاملاً محسوس است. در آمریکا، میزان اعتماد به علم در میان افراد دارای گرایش جمهوریخواه درطول چند سال گذشته افت قابلتوجهی داشته، درحالیکه این اعتماد در میان دموکراتها تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.
بررسیهای انجامشده در بریتانیا نیز نشان میدهد افرادی که گرایش سیاسی راست دارند، معمولاً نسبت به افراد متمایل به چپ، اعتماد کمتری به علم ابراز میکنند. این موضوع نشان میدهد اعتماد به علم بیش از گذشته تحت تأثیر گرایشهای سیاسی قرار گرفته است.
کاهش اعتماد به علم عمدتاً در برخی گروههای سیاسی و کشورها دیده میشود و نمیتوان آن را به کل جهان تعمیم داد
همزمان، در بسیاری از کشورها مردم بیش از گذشته شواهد علمی مربوط به موضوعات بحثبرانگیزی مانند واکسنها را زیر سؤال میبرند. یکی از دلایل این وضعیت، انتشار گسترده اطلاعات نادرست در فضای مجازی است؛ بهگونهای که پیامهای علمی در میان حجم انبوه محتوای گمراهکننده کمتر دیده میشوند. نتایج نظرسنجی جهانی نیز نشان داد حدود ۷۰ درصد افراد دستکم یکی از ادعاهای نادرست یا اثباتنشده، از جمله خطرناکتر بودن واکسنهای کودکان نسبت به فواید آنها، را باور دارند.
به گفته پژوهشگران، کاهش اعتماد مردم به علم میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد. کاهش اعتماد به علم، حمایت عمومی از سیاستهای مهمی مانند مقابله با تغییرات اقلیمی را تضعیف میکند و در سطح فردی نیز ممکن است افراد را به تصمیمهایی نظیر خودداری از واکسیناسیون یا نپذیرفتن درمانهای پزشکی مبتنی بر شواهد، سوق دهد که سلامتشان را به خطر میاندازد.
دنیاگیری کووید-۱۹ نقطه عطف مهمی در این روند بود. همانطور که نیچر روایت میکند، در دوران شیوع ویروس، اطلاعات نادرست با سرعت زیادی منتشر شد و توصیههایی مانند استفاده از ماسک، واکسیناسیون و محدودیتهای اجتماعی که بر پایه شواهد علمی ارائه شده بود، به موضوعی سیاسی و مناقشهبرانگیز تبدیل شد. همین موضوع نگرانیها درباره کاهش اعتماد به علم را بیش از گذشته افزایش داد.
در همین دوره، گروهی متشکل از حدود ۲۴۰ پژوهشگر از سراسر جهان پروژهای بینالمللی را برای سنجش اعتماد عمومی به علم آغاز کردند. در این مطالعه، شرکتکنندگان به ۱۲ پرسش درباره شایستگی، صداقت، شفافیت و خیرخواهی دانشمندان پاسخ دادند تا مفهوم اعتماد با دقت بیشتری اندازهگیری شود. نتایج نشان داد میانگین اعتماد جهانی همچنان در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد.
البته این اعتماد در همه مناطق جهان یکسان نیست. بررسیها نشان میدهد در برخی کشورهای آفریقایی مانند نیجریه و کنیا، اعتماد به علم بالاتر از میانگین جهانی است، درحالیکه در روسیه و برخی کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق، ازجمله قزاقستان، میزان اعتماد پایینتر گزارش شده است. پژوهشگران معتقدند در برخی کشورها، مردم دانشمندان را بسیار مطمئنتر از دولتهایی میدانند که آنها را فاسد تلقی میکنند.
نتایج مطالعات دیگر نیز نشان میدهد دانشمندان همچنان در میان مطمئنترین گروههای شغلی قرار دارند. در یک نظرسنجی که سال ۲۰۲۵ در ۲۸ کشور انجام شد، ۷۶ درصد شرکتکنندگان اعلام کردند به دانشمندان اعتماد دارند. این رقم تقریباً همسطح اعتماد به معلمان و بهمراتب بیشتر از اعتماد به روزنامهنگاران و مقامهای دولتی است.
با وجود این، دادههای برخی کشورها از ایجاد شکافهایی در اعتماد عمومی خبر میدهد. برای مثال، در بریتانیا اگرچه ۸۴ درصد مردم گفتهاند که دستکم تا حدی به علم اعتماد دارند، سهم افرادی که «اعتماد بسیار زیاد» به علم دارند از ۶۳ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۳۴ درصد کاهش یافته است.
پژوهشگران معتقدند آنچه امروز مشاهده میشود، بیش از آنکه بحران اعتماد به علم باشد، بخشی از بحران گستردهتر اعتماد به نهادهای اجتماعی است
وضعیت آمریکا نیز تصویر پیچیدهای را نشان میدهد. دادههای پنج دهه گذشته نشان میدهد بیش از ۸۰ درصد مردم همواره اعلام کردهاند که تا حدی یا بسیار زیاد به جامعه علمی اعتماد دارند، اما میزان «اعتماد بسیار زیاد» از سال ۲۰۲۲ کاهش محسوسی پیدا کرده است.
بااینحال، این افت فقط به علم محدود نیست و همزمان اعتماد مردم به پلیس، رهبران کسبوکار و مقامهای منتخب سیاسی نیز کاهش یافته است. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند آنچه مشاهده میشود، بخشی از بحران گستردهتر اعتماد به نهادهای اجتماعی است، نه بحرانی که صرفاً علم را هدف گرفته باشد.
شکاف سیاسی در آمریکا درطول دو دهه گذشته عمیقتر شده است. اعتماد جمهوریخواهان به دانشمندان از ۸۵ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۶۵ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته، اما اعتماد دموکراتها تقریباً ثابت مانده است. بررسیها نشان میدهد این دوگانگی از حدود سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ آغاز شده است.
پژوهشگران معتقدند بخشی از این روند به تغییر ترکیب اجتماعی دو حزب بازمیگردد. گروههایی که از گذشته اعتماد کمتری به علم داشتند، مانند برخی افراد مذهبی، بیشتر به حزب جمهوریخواه گرایش پیدا کردند و درمقابل، افراد دارای تحصیلات دانشگاهی که معمولاً اعتماد بیشتری به علم دارند، بیشتر به حزب دموکرات نزدیک شدند.
در کنار این تغییرات، سیاستمداران نیز در افزایش بیاعتمادی نقش داشتهاند. از اواسط دهه ۱۹۹۰، برخی جریانهای سیاسی تلاش کردند دانشگاهها و نهادهای علمی را بخشی از نوعی «نخبهگرایی» معرفی کنند که از مردم عادی فاصله گرفته است. این روایت بهتدریج باعث شد بخشی از جامعه دانشمندان و دانشگاهیان را نه بهعنوان متخصص، بلکه بهعنوان گروهی دور از واقعیتهای زندگی مردم تلقی کند.
دنیاگیری کرونا این شکاف را تشدید کرد. مخالفت با واکسنها، ماسک، قرنطینه و سایر سیاستهای بهداشتی در بسیاری از موارد رنگوبوی سیاسی به خود گرفت و بیاعتمادی به توصیههای علمی بیش از گذشته افزایش یافت. به اعتقاد پژوهشگران، بسیاری از افراد در واقع با سیاستهایی که بر پایه یافتههای علمی تدوین میشوند مخالفت میکنند، نه با خود علم.
به گفته پژوهشگران، بسیاری از مردم با سیاستهای مبتنی بر علم مخالفت میکنند، نه لزوماً با خود علم
نگرانی اصلی اکنون این است که تردید نسبت به علم به ابزاری برای تصمیمگیریهای سیاسی تبدیل شود. در آمریکا، دولت دونالد ترامپ از بیاعتمادی به علم بهعنوان یکی از دلایل کاهش بودجههای پژوهشی، رد برخی توصیههای پزشکی مبتنی بر شواهد و تضعیف برنامههایی مانند واکسیناسیون استفاده کرده است.
در مجموع، دادهها نشان میدهد برخلاف تصور رایج، اعتماد عمومی به علم در سطح جهانی همچنان بالاست و دانشمندان از معتبرترین گروههای حرفهای محسوب میشوند. بااینحال، کاهش اعتماد در برخی جوامع، بهویژه در میان گروههای سیاسی خاص و در موضوعات حساس مانند واکسنها، به چالشی جدی تبدیل شده است که اگر ادامه یابد، میتواند هم بر سیاستگذاریهای عمومی و هم بر سلامت جامعه تأثیر بگذارد.