فرقه سیلیکونولی؛ اسناد فاششده از باشگاه مخفی «دیالوگ» و اعضای مشهورش چه میگویند؟
همیشه در فیلمهای مهیج و تئوریهای توطئه، جمع کوچکی از ثروتمندان را میبینیم که دور از چشم مردم عادی، برای آیندهی جهان تصمیم میگیرند. شاید فکر کنید این تصویر فقط یک کلیشهی هالیوودی است؛ اما واقعیت گاهی عجیبتر از فیلمها از آب درمیآید.
خلاصه صوتی
خلاصهی صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی
انجمن فوق سری دیالوگ از بیست سال پیش برخی از قدرتمندترین مدیران فناوری و چهرههای پرنفوذ جهان را در مکانهایی امن مثل حومهی سرسبز دوبلین دور هم جمع میکند، درهای سالن را میبندد و به هیچکسی خارج از حلقهی خود اجازهی ورود نمیدهد.
افرادی که بیرون از اتاق با پلتفرمها و نرمافزارهایشان اقتصاد جهانی را مدیریت میکنند، در خلوت خودشان دربارهی آخرالزمان، زمستان هوش مصنوعی، جنگ جهانی سوم و پناهگاههای روز مبادا حرف میزنند!
چرا کسانی که شرکتهایشان روزانه میلیاردها بایت از دادههای شخصی مردم عادی را جمعآوری میکنند، نشستهای خود را به سایهها میبرند و برای مخفی نگهداشتن نام مهمانان و حتی فهرست حساسیتهای غذاییشان، تدابیر امنیتی پارانوئیدگونهای تدارک میبینند؟ مگر در این انجمن چه میگذرد؟
درواقع قرار نبود کسی از وجود چنین جامعهای خبر داشته باشد؛ تااینکه یک دایرکتوری رهاشده در میان کدهای یک صفحهی وب تقریبا خالی، سوابق بیستسالهی مخفیترین کلوب نخبگان آمریکا را فاش کرد. این اتفاق زمانی دنیای فناوری را تکان داد که نشریهی WIRED برای اولینبار به اطلاعات نشت شده دسترسی پیدا کرد و از راز آنها پرده برداشت تا به همه نشان دهد معماری قدرت در عصر دیجیتال، تا چه حد میتواند شکننده و حتی کمدی باشد.
انجمنی سری برای یافتن پناهگاههای آینده
طبق اطلاعات فاششده، تاریخ اولین نشستهای انجمن دیالوگ به سال ۲۰۰۶ برمیگردد؛ زمانیکه شبکههای اجتماعی نبض اینترنت را در دست نداشتند و مردم عادی لذتهای وبگردی و وبلاگنویسی را تجربه میکردند.
پیتر تیل، سرمایهگذار میلیاردر و یکی از خالقان پیپال، بههمراه اورن هافمن که در پسکوچههای اینترنت بهعنوان یکی از بزرگترین دلالان دادههای مکانی و هویتی شناخته میشود، تصمیم گرفتند محفلی بسازند که شبیه هیچ ایونت یا کنفرانس دیگری در سیلیکونولی نباشد.
کلاب جدید، دیالوگ (Dialog) نام گرفت؛ باشگاهی خصوصی و بهشدت انحصاری که میخواست ذهنهای برتر، غولهای سرمایهگذاری و مقامات امنیتی را دور از چشمهای کنجکاو رسانهها و قوانین دستوپاگیر سوابق عمومی گرد هم آورد و جهان را پیشاز دیگران حلاجی کند.
دیالوگ خیلی زود به نسخه سیلیکونولی گروه بیلدربرگ تبدیل شد؛ جایی برای حلاجیکردن جهان دور از چشم دیگران
دیالوگ خیلی زود به نسخهی سیلیکونولی گروه بیلدربرگ تبدیل شد؛ هرچند خبرنگاران میگویند چنین لقبی حق مطلب را بیان نمیکند. نشستهای سالانه در مجللترین اقامتگاههای جهان، از کاخهای ونیز تا ریزورتهای دورافتاده در آریزونا برگزار میشد. انتخاب برخی مکانها مانند حومهی ایرلند یا نیوزلند اصلا رنگ توریستی نداشت؛ بلکه به پناهگاههایی برمیگشت که برای فردای جنگ جهانی سوم یا فروپاشی ناشی از طغیان هوش مصنوعی ساخته شدهاند.
دیالوگ جایی بود که مردان قدرتمند، میتوانستند پنهانیترین اسرار را با صدای بلند به دیگران بگویند و مطمئن باشند حرفشان از آن اتاق خارج نمیشود.
پارادوکس میدان شهر: چه شخصیتهایی در انجمن دیالوگ حضور داشتهاند؟
قانون شماره یک دیالوگ میگوید هیچکس حق ندارد هیچ حرفی را به بیرون درز دهد یا نقلقولی را به شخص خاصی منتسب کند. همهچیز کاملا غیرقابلاستناد است. اطلاعات فاششده حاکی از آن هستند که هیچ آدرس ایمیل رسمی و شرکتی در ثبتنامها وجود ندارد و همه با اکانتهای شخصیشان قرار ورودشان را خبر میدهند.
طبق اسناد داخلی، دیالوگ حتی به مجریان رویدادهایش آموزش میدهد تا به غولهای تجاری و چهرههای سرشناس یادآور شوند که در زمان معرفی خود، از سیگنالدهی وضعیت و مقامشان پرهیز کنند؛ ولی اگر بخواهیم درک بهتری از این گردهمایی سری پیدا کنیم، کافی است نگاهی به لیست مهمانان ویژه (VIP) بیندازیم.
همهی ما ایلان ماسک را بهعنوان ثروتمندترین مرد جهان میشناسیم؛ کسی که با پرداخت ۴۴ میلیارد دلار توییتر را خرید تا به گفتهی خودش میدان شهر دیجیتال را نجات دهد؛ اما همین پرچمدار آزادی بیان، یکی از مهمانان همیشگی کلوب دیالوگ محسوب میشود؛ جایی که حتی بردن گوشی موبایل به داخل جلساتش اکیدا ممنوع است.
قانون شماره یک دیالوگ میگوید هیچکس حق ندارد هیچ حرفی را به بیرون درز دهد
ماسک یکی از اعضای ثابت انجمن بهشمار میرود که در طول سالها در بیشتر جلسهها حضور داشته است؛ البته سایر اسامی فاششده نیز تصویر محفلی گرم و صمیمی و دوستانه را تداعی نمیکنند.
گرگ براکمن همبنیانگذار OpenAI، پالمر لاکی که با توسعهی هدستهای آکیولس شهرت یافت؛ غولهای سرمایهگذاری خطرپذیر نظیر مارک اندریسن و بن هوروویتز؛ بالاجی سرینیواسان نظریهپرداز جنجالی حوزهی کریپتو، لکس فریدمن پادکستر، اریک اشمیت، مدیر سابق گوگل، بری وایس بنیانگذار The Free Press، دو مدیر هوش مصنوعی گوگل و حتی برخی چهرههای سیاسی آمریکا، اروپا و آسیا.
فضای مخفیکارانه و وهمآلود دیالوگ، گاهی به کمدیهای ناخواسته هم ختم شده است؛ برای مثال زمانی که لیست دعوتشدگان سال ۲۰۱۴ به بیرون درز پیدا کرد، نام جف اپستین در میان مهمانان ویژه بهچشم میخورد. ظاهرا این نام برخی اعضای دیالوگ را شدیدا به وحشت انداخت؛ ولی خیلی زود مشخص شد که فقط پای تشابه اسمی در میان است و این جف اپستین کسی نیست جز مدیر مالی سابق شرکت اوراکل.
بااینحال تمامی افرادی که نامشان در لیست ۲۰۰ نفرهی انجمن دیده میشود، خطاکار نیستند؛ برخی از آنها فقط یکبار در جلسات شرکت کردهاند و بعد قیدش را زدهاند.
چگونه یک فرقه بسازیم؟
در میان اسناد درز کرده، سرفصلهای برخی پنلهای آموزشی دیالوگ نیز بهچشم میخورد، عناوینی مانند فرقهسازی (Cult-Building) که انگار ماهیت انجمن را روشن میکند.
در دنیای عادی کسبوکار واژههایی مثل تیمسازی، فرهنگسازمانی یا همافزایی را زیاد میشنویم؛ اما در اتاقهای دربستهی دیالوگ، تعارفات خستهکنندهی شرکتی را کنار گذاشتهاند. پیتر تیل و همفکرانش، شبکهسازی و توسعهی تشکیلات را رویکردی شبهمذهبی میبینند.
در اتاقهای دربسته دیالوگ، تعارفات شرکتی جای خود را به شبکهسازی و رویکردهای فرقهگونه دادهاند
آیا اعضای الیت انجمن بهدنبال افرادی میگردند که با وفاداری کورکورانه و تعصبی فرقهگونه، ایدههای آخرالزمانیشان را پیش ببرند؟ آنها در این نشستها به یکدیگر آموزش میدهند که چگونه اکوسیستمی بسازند که در آن، بنیانگذار استارتاپ پیامبر تکنولوژیک در نظر گرفته شود و الگوریتمها، نقش معجزات غیرقابلنقد را بازی کنند.
اتمسفر فرقهگونه در قوانین ورود به دیالوگ نیز دیده میشود و از برخی جهات به آیین تشرف انجمنهای مخفی قرونوسطی شباهت دارد؛ پول و شهرت برای ورود به حلقه کافی نیست. شما باید دعوتنامه داشته باشید، از فیلترهای روانی پنهان عبور کنید، حق عضویتهای چند دههزاردلاری بپردازید و از همه مهمتر، تمام هویت رسمی خود را پشت در بگذارید.
طغیان هوش مصنوعی و جنگ جهانی سوم؛ اعضای دیالوگ آینده را چگونه میبینند؟
وقتی معماران دنیای دیجیتال و سرمایهگذاران میلیاردر پشت درهای بسته مینشینند، دربارهی چه چیزی صحبت میکنند؟ برخلاف انتظار از حاشیهی سود فصلی و نوسانات سهام خبری نیست؛ دغدغهی مشترکی که این حلقهی قدرتمند را به هم پیوند میدهد، ترکیبی از شیفتگی و وحشت نسبت به آیندهای نزدیک است که با هوش مصنوعی بازنویسی خواهد شد.
با مرور برنامهها و عناوین جلسات دیالوگ، حس میکنید فهرست سرفصلهای یک رمان دیستوپیایی را خواندهاید. در کنار بحثهای معمول توسعهی کسبوکار، موضوعاتی مانند «پیمایش در جنگ جهانی سوم»، «احتمال بروز زمستان هوش مصنوعی» و «آشوب داخلی علیه دیتاسنترها» «بازگرداندن تسلیحات هستهای» تکرار میشوند و البته گاهی به خصوصیترین زوایای زندگی نیز میرسند.
فرمهای ثبتنام نیز بخش دیگری از اسناد افشا شدهاند؛ جاییکه از میهمانان و اعضای دیالوگ خواسته شده است که آینده را پیشبینی کنند. بسیاری از پاسخها، ترس عمیق پنهان در پشت نقاب اعتمادبهنفس فناورانه را بازتاب میدهند.
ثبتنامکنندگان بارها و بارها به یک تصویر مشترک رسیدهاند؛ هوش مصنوعی در عرض چند سال، مفاهیم کار، جنگ، آموزش و حتی عقاید مذهبی را زیر و رو خواهد کرد.
دغدغه مشترک این حلقه، ترکیبی از شیفتگی و ترسی عمیق نسبت به زمستان هوش مصنوعی است
یکی از سناریوهای تیرهوتار مطرحشده، از احتمال بروز تروریسمی میگوید که بهطور مستقیم زیرساختهای پردازشی را هدف قرار میدهند. دیگران به آوارگی عظیم و بیسابقهی نیروی کار اشاره میکنند یا حتی آیندهای که در آن متهمان پروندههای کیفری، دفاع یک وکیل هوش مصنوعی را به وکلای تسخیری انسانی ترجیح میدهند.
یکی از اعضا بهصراحت در فرم خود نوشته است: «انحطاط اجتماعی با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت.» بهنظر میرسد شخصیتهایی که الگوریتمهای فردا را برنامهنویسی میکنند، خودشان بیش از هر کس دیگری منتظر یک دگرگونی بنیادین و شاید مخرباند.
در بخش پروفایلهای شخصی هم رژیمهای غذایی عجیبی ثبت شده است که وحشت عمیق آنها از پیری و مرگ را نشان میدهد؛ از رژیمهای صرفا گوشتخواری برای بازگشت به خوی حیوانی و اجدادی تا درخواستهای مکرر برای سرو آب تصفیهنشده و البته لیست بلندی از مکملهای خاص ضدپیری.
وقتی انسانها با الگوریتم طبقهبندی میشوند
فکر میکنید کسانی که الگوریتمهای پلتفرمهای دیجیتال را برای رتبهبندی و تحلیل رفتار مردم جهان ساختهاند، خودشان در خفا چگونه ارزیابی میشوند؟ اسناد فاششده از یک سیستم امتیازدهی عجیب و باورنکردنی پرده برمیدارند؛ یک Black Mirror واقعی که در آن، جایگاه افراد با شهرت و ثروت سنجیده میشود.
دیالوگ پیش از ورود هر عضو، او را در سه سطح A، B و C دستهبندی میکند. برخلاف سیستمهای نمرهدهی معمول، در این کلاب مخفی نمرهی C به VIPها، تأثیرگذارترینها و مشهورترین شخصیتها اختصاص دارد و نمرهی A بیشتر به اعضای قدیمی و کمتر شناختهشده تعلق میگیرد.
الگوریتم دیالوگ بسته به شهرت و ثروت افراد به آنها اعتبار میدهد
جالب اینکه هوش مصنوعی عیار شهرت نخبگان را میسنجد. الگوریتم دیالوگ مکررا این سؤال را مطرح میکند که آیا آدمهای معمولی، شخص را میشناسند؟ طبق اسناد افشاشده، مدیران ارشد شرکتهای بسیار مهم زیرساختی بارها از لیست نهایی خط خوردهاند، صرفا بدیندلیل که جذابیت رسانهای ندارند یا تعداد فالوورشان در توییتر پایین است!
در یک مورد، هوش مصنوعی رتبهی VIP یک اقتصاددان برجسته را رد کرد، فقط بدیندلیل که سازمان تحت هدایتش برای مردم کوچه و بازار نامی آشنا نبود. در مقابل، بازیگر هالیوودی نقش تانوس در سری فیلمهای انتقامجویان بهاستناد فروش چندمیلیاردی فیلمها و فالوورهای چندمیلیونی اینستاگرامش، بهطور مستقیم در بالاترین سطح VIP قرار گرفت.
البته سیستم رتبهبندی به هر فرد یک شاخص ارزشافزوده (از ۱ تا ۴) نیز میدهد و چنانچه کسی نمرهاش افت کند یا ارزش کافی برای شبکه بههمراه نیاورد، بدون هیچ تعارفی از لیست دعوتشدگان سال بعد خط میخورد.
برخی از افراد سرشناس صرفا به دلیل فالوورهای کم در شبکههای اجتماعی از لیست دیالوگ خط خوردهاند
چنین قضاوتهای زنندهای در یادداشتهای فاششده بسیار رایجاند؛ مثلا بنیانگذار استارتاپ پیشرفتهی محاسبات کوانتومی بهدلیل «تعداد کم دنبالکنندگان در شبکههای اجتماعی» حذف میشود یا پروندهی یک سرمایهگذار با عبارت کوتاه «حجم کم داراییهای تحت مدیریت» کنار میرود.
علاوهبر غربالگری مالی و اعتباری، الگوریتمهای دیالوگ روابط انسانی را هم مدیریت میکنند و تصمیم میگیرند چه کسی در کنار چه کسی بنشیند؛ برای مثال در یکی از یادداشتها جایگاه یکی از حاضرین تغییر داده شده است تا مبادا با افراد رتبهی C همنشین شود و وقت گرانبهای آنها را بگیرد.
بخشی از سیستم بهعنوان واسطهی همسریابی عمل میکند و پروفایل افراد مجرد را برای آشناییهای هدفمند به هم پیشنهاد میدهد. در مقابل یک لیست سیاه نیز مشخص میکند چه افرادی هرگز نباید در رویدادها کنار هم قرار بگیرند؛ فهرستی که الگوریتم باتوجهبه مجموعهای از فاکتورها مانند خصومتهای حرفهای یا روابط گذشته تنظیم کرده است.
انجمن دیالوگ چگونه هک شد؟
وقتی کلمهی هکشدن به گوشمان میخورد، ناخودآگاه به یاد هکرهای کلاهسیاه میافتیم که از لایههای فایروالها رد میشوند تا کدهای امنیتی را بشکنند؛ اما در مورد محرمانهترین کلاب سیلیکونولی، اصلا هک پیچیدهای در کار نبود.
ماجرا ازاینقرار است که پایگاهدادهی اصلی اعضا روی پلتفرم آنلاین Airtable قرار داشت که تاحدی به اکسل پیشرفته شباهت دارد. برگزارکنندگان رویداد، یک صفحهی وب تقریبا خالی به آدرس dialog.org ساخته بودند که اگر بهعنوان کاربری ساده به آن سر میزدید، چیزی نمیدیدید.
اما هر فرد مبتدی در دنیای وب میداند که اگر روی صفحهی وب راستکلیک کند و گزینه View Page Source را بزند، کدهای پشتپردهی سایت را میبیند. سازندگان این سایت در اوج بیاحتیاطی، لینک دایرکتوری کامل اعضا را لابهلای همین کدهای متنی رها کرده بودند!
یک راستکلیک ساده سوابق محرمانهترین کلوب نخبگان آمریکا را فاش کرد
در صفحهی ورود به پلتفرم app.dialog.org هم نه اثری از شرایط خدمات دیده میشد نه هشداری مبنیبر اینکه اینجا یک محیط خصوصی مخصوص اعضاست. هر کسی میتوانست با اکانت جیمیل خود وارد سیستم شود، بدون اینکه ساختار سایت اصلا بررسی کند که آیا این ایمیل در لیست دعوتشدگان تأییدشده قرار دارد یا خیر.
در نهایت، یک هکتیویست سوئیسی بهنام مایا آرسون کرایم که در پیداکردن همین اشتباهات امنیتی و دیتابیسهای رهاشده تخصص دارد؛ پیام ناشناسی دریافت کرد و سورسکد صفحه را خواند. ناگهان تمام سوابق بیستساله، گرایشهای سیاسی پنهان، توکنهای ورود و حتی حساسیتهای غذایی گروهی از قدرتمندترین آدمهای دنیا روی دایره ریخت.
مایا آرسون میگوید: «عجیب است که این ماجرا ثابت میکند افرادی که جهان را اداره میکنند، آنقدر به ایمنی شخصیشان مطمئناند که به خودشان زحمتی نمیدهند نکات امنیتی اولیه را رعایت کنند، حتی برای دورهمیهای غیررسمی که در آن آیندهی جمعی ما را تعیین میکنند.»
چرا درهای اتاق باز شد؟ چون افرادی از قفل در استفاده میکنند که نمیخواهند گیر بیفتند و اعضای انجمن؛ میدانند که اتفاقی برایشان نخواهد افتاد.
باورش سخت است که معماران دنیای دیجیتال، در نهایت قربانی چنین اشتباهی در شبکه کوچک خودشان شده باشند؛ اما آیا این رسوایی، پایان کار دیالوگ است؟ بعید بهنظر میرسد پیتر تیل و اورن هافمن انجمن کلوب را منحل کنند و گمانهزنیها از کوچ احتمالی گروه به فضایی غیرقابلنفوذتر میگویند.
اغلب افرادی که نامشان در لیست افشاشدهی انجمن وجود دارد، تا این لحظه هیچ اظهارنظری نکردهاند. جوزف گوردون-لویت، بازیگر از معدود کسانی بود که حضورش را تأیید کرد و در بیانیهای گفت شخصا پیتر تیل را نمیشناسد و هیچ ارتباطی با او ندارد. او افزود شرکت در انجمن به او اجازه داد تا با دیدگاههای مخالف در مورد فناوری و هوش مصنوعی تعامل داشته باشد.