فردگرایی و افول روابط عاطفی؛ افراد خودمحورتر کمتر عاشق می‌شوند

یک‌شنبه 10 خرداد 1405 - 21:40
مطالعه 3 دقیقه
تصویرسازی از انسان و هوش مصنوعی انسان‌نما که نشانه قلب را با دستشان نشان می‌دهند
پژوهشی با ۶۱هزار شرکت‌کننده از ۸۱ کشور نشان داده افراد خودمحور عشق را با شدت کمتری تجربه می‌کنند؛ اما محققان می‌گویند این اتفاق لزوماً بد نیست.
تبلیغات

فردگرایی، به معنای اولویت دادن به اهداف شخصی در برابر منافع جمعی، در سطح جهانی رو به افزایش است. اکنون، یکی از بزرگ‌ترین مطالعاتی که تاکنون درباره‌ی عشق انجام شده، نشان می‌دهد این گرایش بر احساس افراد نسبت به شریک زندگی‌شان هم تأثیر گذاشته؛ هرچند الزاماً به معنای پیامدی منفی نیست.

به‌گزارش نیوساینتیست، یاروسلاوا وارلا والنتووا از دانشگاه سائوپائولوی برزیل، توضیح می‌دهد: «وقتی کاملاً عاشق کسی هستید و مدام به او فکر می‌کنید، توانایی‌تان برای کار یا تحصیل ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد. در عوض، کاهش تمرکز بر شریک عاطفی می‌تواند فرصتی باشد تا انرژی و وقت بیشتری صرف روابط دیگر یا علایق شخصی شود.»

پژوهش‌های پیشین نیز به‌وفور نشان داده‌اند فردگرایی در مقیاس جهانی در حال افزایش است. جولی ایتکن شرمر از دانشگاه وسترن در انتاریوی کانادا، می‌گوید: «نسل‌های جوان‌تر امروز در مقایسه با هم‌سالان نسل‌های پیشین، احتمالاً خودمحورتر و فردگراترند.» ارتباط با جهان و فناوری‌های مدرن، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، اغلب به‌عنوان عوامل اصلی این تحول مطرح می‌شوند.

ارتباط با جهان و فناوری‌های مدرن اغلب به‌عنوان عوامل اصلی مطرح می‌شوند

با‌این‌حال، پیامدهای فردگرایی بر عشق تاکنون در پژوهش‌ها نتایج متناقضی به بار آورده است. مارتا کووال از دانشگاه وروتسواف لهستان که یافته‌های خود در قالب مطالعه‌ای جدید را در کنفرانس «عشق، در عمل و در نظریه» در ادینبرا ارائه داد، دلیل تناقض‌ها را در محدودیت‌های مطالعات پیشین می‌داند: نمونه‌های اندک و تمرکز صرف بر یک یا دو کشور.

کووال و همکارانش برای رفع کمبودها، بیش از ۶۱هزار بزرگسال بین ۱۸ تا ۹۰ سال از ۸۱ کشور جهان را مورد مطالعه قرار دادند؛ افرادی که از چند هفته تا چند سال در یک رابطه‌ی عاطفی بودند. شرکت‌کنندگان در پرسشنامه‌های آنلاین میزان عشقشان به شریک زندگی خود را ارزیابی کردند و میزان موافقتشان را با جملاتی مانند «پیوند عاطفی عمیقی با این شخص احساس می‌کنم» یا «متعهد به ادامه‌ی این رابطه هستم»، در طیفی از یک تا پنج علامت زدند.

در پرسشنامه‌ای جداگانه نیز میزان فردگرایی شرکت‌کنندگان سنجیده شد؛ برای مثال، به جملاتی مانند «موفقیت گروه مهم‌تر از موفقیت فرد است» یا «افراد باید اهدافشان را تنها پس از در نظر گرفتن رفاه جمع دنبال کنند»، در طیفی از یک تا هفت امتیاز دادند.

نتایج نشان داد کسانی که ذهنیت فردگراتری دارند، عشق را با شدت کمتری تجربه می‌کنند؛ یافته‌ای که پس از کنترل متغیرهایی مانند جنسیت، سن و پس‌زمینه‌ی اقتصادی هم پابرجا ماند. پژوهشگران این نتیجه را در گروه جداگانه‌ای متشکل از بیش از ۶هزار نفر از ۵۰ کشور نیز تکرار کردند و به نتایج مشابهی رسیدند.

توماس کوران از کالج اقتصاد لندن، توضیحی احتمالی ارائه می‌دهد: فردگرایی ممکن است توانایی پیوند با دیگری را تضعیف کند. او می‌افزاید: «اگر مدام نگران خودتان و تصویری باشید که دیگران از شما دارند، احساس رقابت بیشتری می‌کنید؛ چون فکر می‌کنید همه دارند برای منابع محدود با هم رقابت می‌کنند.» در نتیجه، در هر تعامل اجتماعی به جای گشودگی، این پرسش در ذهن شکل می‌گیرد که چطور بهترین تصویر ممکن از خود را ارائه دهید.

کوران معتقد است همین الگو می‌تواند آسیب‌پذیر بودن را دشوار کند؛ عنصری که در عمق هر عشق شدیدی نهفته است: «در این وضعیت، نشان دادن تمام وجودتان به کسی دیگر دشوار می‌شود.»

البته، راه‌هایی برای غلبه بر این تأثیرات وجود دارد. شرمر پیشنهاد می‌کند رویکردهایی مانند گفتگودرمانی می‌توانند به افراد کمک کنند خود را بخشی از یک جامعه‌ی بزرگ‌تر ببینند، نه موجودیت‌هایی مجزا.

در ادامه، تیم کووال قصد دارند بررسی کنند که شدت عشق چه تأثیری بر سلامت روان و کیفیت زندگی دارد. برای این منظور، حدود دو هزار نفر از افراد دارای رابطه‌ی عاطفی در لهستان به مدت یک سال پیگیری خواهند شد.

نظرات