اهرام مصر برای کلئوپاترا هم باستانی بودند؛ آخرین فرعون به آرتمیس ۲ نزدیکتر بود تا به اهرام
وقتی مردم به مصر باستان فکر میکنند، معمولاً تمام شخصیتها و بناهای مشهور آن را متعلق به دوره زمانی واحدی تصور میکنند، اما واقعیت تاریخی بسیار پیچیدهتر و شگفتانگیزتر از این تصور رایج است.
در حقیقت، فاصله زمانی میان کلئوپاترا و سازندگان اهرام مصر آنقدر زیاد بود که کلئوپاترا از نظر زمانی به دنیای امروز، یعنی عصر فناوری، سفرهای فضایی و بهطور خاص، حتی پرتاب مأموریت فضایی آرتمیس ۲ نزدیکتر است تا به زمان ساخت اهرام جیزه.
کلئوپاترا هفتم، آخرین فرمانروای دودمان بطلمیوسی مصر، حدود سالهای ۷۰ تا ۳۰ پیش از میلاد زندگی میکرد. او بهعنوان آخرین فرعون مصر یکی از مشهورترین چهرههای تاریخ این کشور است، اما برخلاف تصور رایج، به دوران ابتدایی تمدن مصر تعلق نداشت. او در دورهای زندگی میکرد که جمهوری روم رو به زوال بود، ژولیوس سزار به قدرت رسیده و زمینه برای شکلگیری امپراتوری روم فراهم میشد.
کلئوپاترا فقط حدود ۳۰ سال پیش از شکلگیری رسمی امپراتوری روم در سال ۲۷ پیش از میلاد درگذشت. به همین دلیل، او از نظر زمانی به رومیان باستان نزدیکتر بود تا به مصریهایی که اهرام را ساختند. درمقابل، اهرام بزرگ جیزه هزاران سال پیش از تولد کلئوپاترا ساخته شده بودند. این بناها در دوران دودمان چهارم پادشاهی کهن مصر و حدود سالهای ۲۶۰۰ تا ۲۵۰۰ پیش از میلاد ساخته شدند. این عصر یکی از قدیمیترین دورانهای تاریخ تمدن بشری به شمار میرود.
اهرام مصر حدود ۲۵۰۰ سال پیش از تولد کلئوپاترا ساخته شده بودند و حتی برای او نیز بناهایی باستانی محسوب میشدند
برای درک بهتر فاصله زمانی، کافی است بدانیم هنگام ساخت اهرام جیزه هنوز برخی ماموتهای پشمالو در مناطق قطبی زمین زندگی میکردند. همچنین انسانها هنوز فناوری ذوب و آهنگری آهن را ابداع نکرده بودند و بنای مشهور استونهنج در بریتانیا نیز هنوز کامل نشده بود.
این موضوع برای بسیاری از مردم عجیب به نظر میرسد، زیرا ذهن انسان معمولاً تاریخ باستان را به شکل دورهای یکپارچه تصور میکند؛ درحالیکه تاریخ باستان خود شامل هزاران سال تغییر، تحول و جابهجایی تمدنها بوده است.
برای خود کلئوپاترا نیز اهرام جیزه بناهایی بسیار کهن محسوب میشدند؛ چیزی شبیه نگاه امروزی ما به آثار بسیار قدیمی مانند خطوط نازکا در پرو. او احتمالاً اهرام را نه بهعنوان سازههایی معاصر، بلکه بهعنوان یادگارهایی باستانی و باشکوه از گذشتهای دور میدید.
گرت رایان، تاریخدان و نویسنده کتابهای مربوط به تاریخ یونان و روم، پیشتر توضیح داده بود که در زمان کلئوپاترا، اهرام جیزه از مدتها قبل به جاذبههای مشهور گردشگری تبدیل شده بودند و حتی در خارج از مصر نیز شهرت زیادی داشتند.
به گفته رایان، در دوران آخرین فرعون مصر، بخش زیادی از سنگهای صاف و سفیدِ پوششی اهرام هنوز باقی مانده بود. این سنگها بعدها، پس از آسیبدیدن در زلزلههای قرون وسطی، جدا و برای ساختوسازهای دیگر استفاده شدند. بااینحال، به نظر میرسد اهرام حتی در قرن اول میلادی نیز دیگر کاملاً سالم و نو به نظر نمیرسیدند.
رایان میافزاید تقریباً با اطمینان میتوان گفت کلئوپاترا شخصاً از اهرام بازدید کرده بود؛ بهویژه در سفری که همراه ژولیوس سزار و ناوگانی متشکل از حدود ۴۰۰ قایق در رود نیل انجام داد. هرچند هیچ متن تاریخی مستقیمی وجود ندارد که بگوید او در برابر اهرام توقف کرده و آنها را تماشا کرده است، اما مورخان بعید میدانند چنین فرصتی را از دست داده باشد.
در واپسین سالهای عصر مصر باستان، نظام مذهبی و طبقه کاهنان هنوز نفوذ و قدرت قابلتوجهی داشتند و آثار باستانی مصر همچنان بخش مهمی از هویت فرهنگی کشور محسوب میشدند. بااینحال، هرچند کلئوپاترا و اهرام هر دو نماد مصر باستان هستند، فاصله زمانی میان آنها بسیار بیشتر از چیزی است که اغلب تصور میشود.
این واقعیت تاریخی نمونهای جالب از خطاهای ذهنی انسان در درک مقیاس زمان است. تاریخ، بهویژه تاریخ باستان، بازهای بسیار طولانیتر از چیزی است که معمولاً در ذهن خود تصور میکنیم.
نمونه مشهور دیگری از این موضوع نیز در دنیای دایناسورها دیده میشود. فاصله زمانی میان دایناسور تیرکس و استگوسور آنقدر زیاد بود که تیرکس از نظر زمانی به انسان امروزی نزدیکتر است تا به استگوسور. این مثالها نشان میدهند که درک انسان از زمانهای بسیار طولانی اغلب با واقعیت تاریخی و زمینشناسی تفاوت دارد.
