کشف جنایت هولناک در عصر آهن؛ وقتی زنان و کودکان هدف قتلعام باستانی شدند
کشف یکی از بزرگترین قتلعامهای پیشاتاریخی در اروپا، پرده از جنایتی هولناک برمیدارد که در آن زنان و کودکان بهطور مستقیم هدف خشونت قرار گرفتهاند. بررسی بقایای ۷۷ قربانی که بیش از ۲٬۸۰۰ سال پیش در گور دستهجمعی مدفون شده بودند، نشان میدهد که این فاجعه نه حادثهای اتفاقی یا بیماری همهگیر، بلکه اقدامی کاملاً عمدی و وحشیانه بوده است.
محوطهی باستانی گومولاوا در حوضه کارپات (صربستان امروزی)، محل کشف مدفن دستهجمعی است. این مکان در واقع تپهای باستانی یا «تل» محسوب میشود که از انباشت لایههای زیستی و ویرانههای خشتی در طول هزاران سال سکونت بشری، از اواخر هزاره ششم پیش از میلاد، شکل گرفته است.
بهگزارش نیوساینتیست، لیندا فیبیگر از دانشگاه ادینبرو و تیم همراهش با واکاوی استخوانهای موجود در موزهی وویوودینا و بهرهگیری از تحلیلهای دیانای و ایزوتوپی، در پژوهشی تازه تلاش کردهاند تا جزئیات این واقعهی تاریک را بازسازی کنند.
آمار قربانیان عمق فاجعه را بهخوبی نمایان میکند؛ از میان ۷۷ اسکلت شناساییشده، ۵۱ مورد متعلق به کودکان و نوجوانان است. از سوی دیگر، تعیین جنسیت ۷۲ فرد نشان داد که ۵۱ نفر از آنها زن بودهاند.
گور جمعی ممکن است نتیجه آیین قربانی یا حمله در غیاب مردان جنگجو باشد
در حالی که تحلیلهای اولیه در سال ۱۹۷۶ علت مرگ را به بیماری دنیاگیر نسبت میداد، بررسیهای نوین پزشکی قانونی، جراحات التیامنیافته ناشی از برخورد اشیای تیز، زخمهای تدافعی و آسیبهای ناشی از پرتابهها را بر پیکر این افراد شناسایی کرده است. فیبیگر معتقد است تمرکز ضربات بر ناحیه سر و ماهیت نزدیک درگیریها، نشان از نیرویی بیمهابا و قصدی قطعی برای کشتار دارد.
نتایج آزمایشهای ژنتیکی و بررسی مینای دندان ۲۴ نفر از قربانیان، ابعاد پیچیدهتری از پرونده را فاش کرد. تحلیل ایزوتوپهای استرانسیم، اکسیژن و کربن نشان میدهد که بیشتر افراد نسبت فامیلی نزدیکی با یکدیگر نداشته و در دوران رشد از رژیمهای غذایی متفاوتی برخوردار بودهاند. بری مالوی از دانشگاه دوبلین، توضیح میدهد که این افراد احتمالاً عضوی از جامعهای گسترده با اشتراکات فرهنگی بودهاند که لزوماً با گروههای دیگر پیوند خونی خانوادگی نداشتند.
وقوع کشتار در قرن نهم پیش از میلاد، دقیقاً با دورانی همزمان است که دامداران کوچنشین از استپهای اوراسیا به منطقه سرازیر شده بودند. تضاد میان شیوهی زندگی کوچنشینان با بومیانی که در حال بازپسگیری تپههای باستانی برای کشاورزی و ایجاد سکونتگاههای محصور بودند، تنشهای شدیدی را بر سر مالکیت زمین ایجاد کرد. مالوی بر این باور است که چنین تقابلی احتمالاً جرقهای برای درگیریهای خونین و آوارگی اجباری ساکنان منطقه بوده است.
کشتار هدفمند زنان و کودکان، فرضیه جنگهای کلاسیک در میدان نبرد را به چالش میکشد. در حالی که مهاجمان معمولاً کودکان را برای بردگی به اسارت میبردند، قتلعام آنها در این ابعاد میتواند پیامی نمادین برای سرکوب مقاومت و اثبات سلطهی مطلق بر سرزمین باشد. بااینحال، پِر خلابرت از دانشگاه وین خاطرنشان میکند که عصر آهن، دورانی مملو از بیثباتی در سراسر اروپا بوده و این گور ممکن است نتیجهی آیین قربانی یا حملهای در غیاب مردان جنگجو باشد.
اما پیچیدگی ماجرا با مشاهدهی اشیای تدفینی دوچندان شد؛ چرا که اجساد در کنار زیورآلات مفرغی، ظروف سفالی و حتی بقایای گوسالهای ذبحشده دفن شدهاند. وجود سنگهای آسیاب شکسته و دانههای سوخته در گور، نمادی از کل چرخهی تولید غذا است که در کنار مردگان قرار داده شده است.
چنین تدفین دقیق و نمادینی نشان میدهد گروهی که خاکسپاری را انجام دادهاند، احتمالاً با قاتلان متفاوت بودهاند. بازماندگان یا افرادی متفاوت از قاتلان، با احترام فراوان مراسم خاکسپاری را به جا آوردهاند تا شاید حرمت ازدسترفتهی قربانیان را در جهان دیگر بازیابند.
پژوهش در نشریهی Nature Human Behaviour منتشر شده است.