پروژه ۹۲۰۰ کیلومتری دلتای جدید؛ آیا مصر نیل دوم را خواهد ساخت؟

شنبه 6 تیر 1405 - 13:58
مطالعه 15 دقیقه
پروژه‌ی دلتای جدید مصر
مصر با اجرای عظیم‌ترین پروژه انتقال آب و تصفیه فاضلاب جهان، قصد دارد الگوهای کشاورزی را تغییر دهد و بقای ۱۲۰ میلیون نفر را تضمین کند.
تبلیغات

اگر همین حالا به تصاویر ماهواره‌ای شمال آفریقا نگاه کنید، منظره‌ی عجیبی توجهتان را جلب می‌کند. صدها دایره‌ی کاملا سبزرنگ که انگار از هیچ سبز شده‌اند؛ درست در دل صحرایی که تا همین چند سال پیش، هیچ نشانی از حیات در آن نبود. از ارتفاع چندصد کیلومتری، به‌نظر می‌رسد زمین خشک و تشنه‌ی بیابان ناگهان شروع به جوانه‌زدن کرده است.

خلاصه صوتی

خلاصه‌ی صوتی، ساخته‌شده با هوش مصنوعی

دایره‌های زیبای ظاهرشده در شمال آفریقا، در واقع مزارع عظیمی هستند که با تکنولوژی آبیاری عقربه‌ای جان گرفته‌اند؛ بازوهای متحرک آب‌پاشی که حول یک مرکز می‌چرخند و الگوهای هندسی خیره‌کننده‌ای روی زمین خلق می‌کنند. در نگاه اول انگار با هنر مهندسی و مدیریت پروژه‌ی سطح بالا مواجهیم و همه‌چیز بوی موفقیتی بزرگ می‌دهد.

اما اجازه ندهید منظره‌ی سرسبز آفریقا فریبتان دهد، پشت این قاب هندسی یکی از سهمگین‌ترین بحران‌های آبی قرن بیست‌ویکم پنهان شده است؛ بحرانی عظیم که شاید آینده و سرنوشت ۱۲۰ میلیون انسان را تعیین کند. دایره‌های سبز، بیش از اینکه پروژه‌ی کشاورزی بلندپروازانه‌ای باشند، آخرین تلاش و تقلای یک کشور برای بازنویسی جغرافیای خودش را به‌تصویر می‌کشند.

مصر می‌خواهد دلتای جدیدی بسازد، چون رودخانه‌ای که تمدن چندهزارساله‌اش را ساخته دیگر به‌تنهایی توان نجات‌دادنش را ندارد؛ ولی برای اینکه بفهمیم چرا این کشور مجبور شد چنین پروژه‌ی بزرگی را در صحرا کلید بزند، باید کمی به عقب برگردیم و ببینیم اصلا چه بلایی بر سر خود رود نیل آمده است.

رودخانه‌ای که مصر را ساخت

روی نقشه منطقه‌ی شمال آفریقا و شبه‌جزیره‌ی عربستان، کیلومترها صحرای خشن به چشم می‌خورد؛ اما درست در میان همین برهوت، یک نوار باریک سبزرنگ راهش را تا دریای مدیترانه باز می‌کند. تأثیر این باریکه‌ی آب، فراتر از چیزی است که بتوان در چند کلمه توصیف کرد.

هردوت مورخ یونانی، به‌درستی مصر را «هدیه‌ی نیل» نامیده بود. حدود ۹۵درصد از جمعیت این کشور در امتداد سواحل همین رودخانه و دلتای باشکوهی که به مدیترانه می‌ریزد، زندگی می‌کنند. در واقع، نزدیک به نیمی‌از تمام ساکنان شمال آفریقا در همین نوار باریک و حاصلخیز که فقط و فقط به لطف یک رودخانه شکل‌ گرفته است، تمرکز یافته‌اند.

تمدن مصر بر مدار چرخه طبیعی سیلاب‌های نیل و رسوبات غنی آن شکل گرفت

هزاران سال، بقای تمدن شمال آفریقا به چرخه‌ای طبیعی و بی‌نقص وابسته بود. هر سال با شروع فصل بارندگی در ارتفاعات اتیوپی، نیل طغیان می‌کرد و سیلاب‌های سالانه، علاوه‌بر آب؛ حجم عظیمی از رسوبات و گل‌ولای بسیار غنی و مغذی را روی زمین‌های پایین‌دست پهن می‌کردند.

کود طبیعی و رایگان، حاصلخیزی خاک را مدام تجدید می‌کرد و به مصری‌ها اجازه می‌داد تا یکی از باشکوه‌ترین تمدن‌های اولیه‌ی بشری را بنا کنند. حتی شکل اهرام مصر هم الهام‌گرفته از تپه‌های خاکی کوچکی است که پس از فروکش‌کردن همین سیلاب‌ها از زیر آب بیرون می‌آمدند؛ چرخه‌ای که قرن‌ها مانند ساعتی دقیق کار می‌کرد.

سد اسوان؛ مگاپروژه‌ای که مشکلات جدیدی خلق کرد

نیاز به پیشرفت و مدرنیته، در نهایت ساعت باستانی مصر را از کار انداخت و اولین تغییر بزرگ هم در دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی و با افتتاح سد عالی اسوان رقم خورد.

در آن زمان، ساخت سازه‌ی غول‌پیکر اسوان شاهکار مهندسی تمام‌عیاری برای مصر به‌حساب می‌آمد. سد اسوان حجم عظیمی از نیروی برق‌آبی تولید می‌کرد و درعین‌حال برای اولین‌بار به مصری‌ها اجازه داد تا سیلاب‌های ویرانگر را مهار کنند و یک سیستم آبیاری پایدار و همیشگی برای زمین‌های کشاورزی خود داشته باشند.

سد اسوان با مهار سیلاب‌ها، کشاورزی را مدرن کرد اما خاک را از مواد مغذی محروم ساخت

اما دست‌کاری طبیعت همیشه بهایی دارد. سد اسوان هم پیامد ناخواسته‌ای داشت که به‌آرامی تعادل کشاورزی مصر را برهم زد. با ساخته‌شدن سد، سیلاب‌های سالانه متوقف شدند و تمام رسوبات غنی و ارزشمند، پشت دیواره‌های سد گیر افتادند. زمین‌های پایین‌دست که هزاران سال به‌طور طبیعی تغذیه می‌شدند، ناگهان از این منبع حیاتی محروم ماندند و حاصلخیزی خاک به‌تدریج افت کرد.

امروز مصر برای جبران چنین کمبود چالش‌برانگیزی مجبور است سالانه حدود یک میلیون تُن کود شیمیایی مصرف کند. پروژه‌ای که قرار بود سرزمین اهرام را به دنیای مدرن پرتاب کند، بخشی از پایه‌های کشاورزی کشور را سست کرد و این تازه شروع ماجرا بود.

تهدیدی که از خارج مرزها می‌آید: سد عظیم اتیوپی و کابوس کاهش آب نیل

تنش ماجرا وقتی بالا می‌رود که بدانیم بحران آب مصر، دیگر فقط مسئله‌ی مدیریت داخلی نیست. سرچشمه‌ی رودخانه در اختیار کشوری دیگر قرار دارد و پروژه‌های همسایگان در بالادست نیل، کم‌کم حیات مصری‌ها را تهدید می‌کنند.

سد رنسانس بزرگ اتیوپی (GERD) که در سال ۲۰۲۵ افتتاح شد، بزرگ‌ترین سد آفریقاست. این سازه‌ی عظیم برای اتیوپی، کشوری که دهه‌ها از کمبود شدید برق رنج می‌برد، نماد افتخار و توسعه به‌شمار می‌رود و قرار است ۵٫۱۵ گیگاوات برق تولید کند؛ بیش‌از ۲٫۵برابر ظرفیت سد مشهور هوور در آمریکا.

سد رنسانس اتیوپی، امنیت آبی مصر را با کاهش چشمگیر جریان نیل به مخاطره انداخته است

اما مصر تصویر غرورآفرین اتیوپی را از افق دیگری می‌بیند. کشوری که برای تأمین ۹۷درصد از آب خود کاملا به نیل تکیه دارد، حالا با کابوسی ممتد روبه‌روست. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که مصر تا سال ۲۰۵۵ میلادی، سالانه حدود سه میلیارد مترمکعب از آب ورودی خود، یعنی حدود ۵درصد از کل منابع فعلی‌اش را از دست خواهد داد.

در طول یک قرن آینده، ممکن است تا ۸۵درصد از آب نیل توسط سد اتیوپی مهار و قطع شود و بی‌دلیل نیست که رئیس‌جمهور مصر این سد را یک تهدید موجودیتی می‌خواند.

 بحران سه‌گانه مصر: آب کمتر، جمعیت بیشتر، زمین کمتر

درحالی‌که آب ورودی به مصر کاهش می‌یابد، فشار داخل مرزها روزبه‌روز بیشتر می‌شود. جمعیت مصر از حدود ۶۰میلیون نفر در سال ۱۹۹۰ به ۱۲۰میلیون نفر در زمان حال رسیده است و مسلما این جمعیت به مسکن نیاز دارد. ازآنجاکه در بیابان انتخاب‌های زیادی وجود ندارد، شهرها به‌ناچار روی همان معدود زمین‌های کشاورزی اطراف نیل گسترش پیدا کرده‌اند.

مصر حالا با بحران سه‌گانه‌ی کاهش سرانه‌ی آب، ازدست‌رفتن زمین‌های زراعی و افزایش شدید نیاز غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ ترکیبی ویرانگر که باعث شد کشوری که در دوران باستان سبد نان جهان لقب داشت، امروز به بزرگ‌ترین واردکننده‌ی گندم در دنیا تبدیل شود و سالانه بین ۱۲ تا ۱۳ میلیون تن گندم بخرد.

افزایش جمعیت و شهرنشینی، اراضی محدود حاصلخیز را به‌سرعت از دسترس کشاورزی خارج می‌کند

شکنندگی امنیت غذایی مصر در فوریه‌ی ۲۰۲۲، زمانی که روسیه به اوکراین حمله کرد، آشکار شد. تا پیش از آن، مصر ۸۲درصد از گندم وارداتی خود را از این دو کشور تأمین می‌کرد و با شروع جنگ، قیمت نان در مصر سر به فلک کشید.

البته بحران خاموش دیگری هم در خود دلتای قدیمی نیل حس می‌شود؛ بحرانی از جنس تغییرات اقلیمی. با گرمایش زمین و بالا آمدن سطح آب دریای مدیترانه، آب شور دریا خیلی زود به سفره‌های آب زیرزمینی منطقه نفوذ می‌کند. این پدیده، شوری خاک را در پی دارد و زمین‌های حاصلخیز فعلی را یکی پس از دیگری غیرقابل‌کشت می‌کند.

مقامات قاهره به‌روشنی می‌دیدند که دیگر نمی‌توانند امور را فقط با تکیه به نیل پیش ببرند. زمان به‌سرعت از دست می‌رفت و این کشور به راهکاری رادیکال نیاز داشت؛ راهکاری به وسعت ساختن یک دلتای جدید!

طرحی برای ساخت یک دلتا جدید

وقتی راه‌حل‌های طبیعی پاسخگو نباشند، پای بلندپروازی مهندسان به‌میان می‌آید. در سال ۲۰۱۸، پاسخی که دولت مصر برای این بحران‌های درهم‌تنیده روی میز گذاشت، عجیب، ساده و در عمل جسورانه به‌نظر می‌رسید؛ اگر دلتای باستانی نیل دیگر جوابگو نیست، باید یک دلتای جدید بسازیم.

پروژه‌ی دلتای جدید (New Delta) دقیقا با همین رویکرد آغاز شد. اینجا صحبت از احداث یک گلخانه‌ی بزرگ یا توسعه‌ی چند مزرعه در حاشیه‌ی شهرها نیست؛ ما با طرحی به مساحت ۹۲۰۰ کیلومترمربع روبه‌رو هستیم؛ تقریبا معادل وسعت جزیره‌ی هاوایی.

مصر با هدف افزایش ۳۰درصدی اراضی کشاورزی، بیابان‌های وسیع را هدف مهندسی خود قرار داده است

هدف نهایی پروژه این است که پهنه‌ای خشک و بی‌آب‌وعلف را به زمین‌های زراعی پرمحصول تبدیل کند و در نهایت مساحت کل اراضی کشاورزی مصر را بیش از یک‌سوم افزایش دهد؛ اما سبزکردن بیابانی که هیچ ردی از حیات در آن نیست، تنها با اراده و سخنرانی اتفاق نمی‌افتد؛ پای مهندسی در مقیاسی غول‌آسا نیز به‌میان می‌آید.

مهندسی انتقال آب به دل صحرا: چگونه آب صدها کیلومتر جابه‌جا می‌شود؟

برای خلق چنین منظره‌ای در مانیتور ماهواره‌ها، دو مانع عظیم بر سر راه مهندسان قرار داشت. نخست اینکه چطور باید روی زمینی که هیچ منبع آبی ندارد، رودخانه‌ای جدید جاری کرد؟

مشکل جاری‌کردن رودخانه‌ای جدید با شبکه‌ای مهندسی‌شده و متشکل از دو سیستم کانال‌کشی مجزا کنار می‌رود. سیستم اول که بخش اصلی انتقال را به دوش می‌کشد، مسیر الحمام (Al-Hamam) نام دارد؛ یک کانال ۱۷۰ کیلومتری که وظیفه‌اش جمع‌آوری پساب‌های کشاورزی و زه‌آب‌هایی است که تا پیش‌ازاین بی‌دلیل به دریای مدیترانه سرازیر می‌شدند.

انتقال آب به ارتفاعات بیابانی، به پمپاژهای عظیم و انرژی بسیار بالا نیاز دارد

مسیر الحمام آب را به سمت جنوب و عمق صحرا هدایت می‌کند تا به شبکه‌ی گسترده‌ای از لوله‌های آبیاری متصل شود. سیستم دوم، کانال کوچک‌تری به‌طول ۴۲ کیلومتر است که به‌طور مستقیم از خود نیل آب می‌گیرد و وظیفه‌ی تغذیه‌ی حدود ۶۰۰هزار هکتار از اراضی جدید را بر عهده دارد.

اما به جریان انداختن آب در کانال‌ها، اصلا شبیه بازکردن مسیر آب در دشت‌های هموار نیست. آبی که از سیستم الحمام جمع‌آوری می‌شود، هم سطح دریا است؛ درحالی‌که فلات بیابانی مقصد حدود ۱۰۰متر بالاتر قرار دارد.

برای غلبه‌بر گرانش، ۱۳ ایستگاه پمپاژ قدرتمند در طول مسیر مستقر شده‌اند که میلیون‌ها مترمکعب آب را به‌معنای واقعی کلمه در سربالایی هل می‌دهند تا به ارتفاع ۱۰۰ متری برسد. کالبدشکافی این تأسیسات، ماشینی عظیم را نشان می‌دهد که در حال جنگ با توپوگرافی زمین است.

غلبه بر جاذبه و به حرکت درآوردن بی‌وقفه‌ی حجم عظیم از آب در مسیر سربالایی، برق بسیار زیادی مصرف می‌کند. اینجا با پارادوکسی جدی روبه‌رو می‌شویم؛ چون مصر در سال‌های اخیر با چالش تأمین انرژی مواجه بوده و قطعی‌های برنامه‌ریزی‌شده‌ی برق در ماه‌های گرم سال برای شهروندانش کاملا آشناست.

اختصاص‌دادن توان بخش قابل‌توجهی از شبکه‌ی برق ملی برای روشن نگه‌داشتن ۱۳ ایستگاه پمپاژ، فشار مضاعفی بر زیرساخت‌های کشور وارد می‌کند. به‌بیان ساده، دولت مصر برای حل بحران آب و امنیت غذایی، مجبور شده است روی منبع محدود و ارزشمند دیگری یعنی انرژی، حساب کند و این موضوع، پایداری بلندمدت پروژه را در هاله‌ای از ابهام فرومی‌برد.

مهندسان برای مقابله با تبخیر شدید، سیستمی ترکیبی از کانال‌های روباز و لوله‌های زیرزمینی را طراحی کردند

دومین چالش یعنی آفتاب را مردم خاورمیانه بهتر درک می‌کنند. وقتی بخواهید حجم عظیمی از آب را از میان صحرا عبور دهید، دو راه پیش رو دارید: یا کانال‌های روباز بسازید که هزینه‌ی کمتری دارند؛ اما آب در آن‌ها به‌سرعت تبخیر می‌شود یا تونل حفر کنید که تبخیر را کاهش می‌دهد؛ اما هزینه‌های احداثش بالا است.

مهندسان مصری که از شکست پروژه‌های توسعه‌ای گذشته مانند «توشکا» درس گرفته بودند، به‌خوبی می‌دانستند که استفاده‌ی صرف از کانال‌های روباز، به‌دلیل تبخیر شدید و جنس خاک، اشتباهی مهلک خواهد بود؛ بنابراین سیستمی ترکیبی و هوشمندانه طراحی کردند.

پخش از رسانه

در بخش اعظم مسیر الحمام، از کانال‌های روباز با پوشش بتنی استفاده شده است تا هزینه‌ها کنترل شود؛ اما درست در بخش‌هایی که شدت تابش آفتاب و خطر نشت آب به بالاترین حد خود می‌رسد، آب مسیر خود را در زیر زمین پیدا می‌کند.

در بخش‌های بحرانی، شبکه‌ای متشکل از ۱۰ لوله‌ی غول‌پیکر که هر کدام ۳ متر قطر دارند، آب را در یک مسیر ۲۲کیلومتری، کاملا تاریک و محافظت‌شده در دل زمین انتقال می‌دهند تا قطره‌ای از آن هدر نرود؛ سپس دوباره در نقطه‌ی امنی به سطح زمین بازگردد.

بزرگ‌ترین کارخانه تصفیه آب جهان

البته نمی‌توان آب جمع‌آوری‌شده از فاضلاب و پساب‌های کشاورزی را به‌طور مستقیم پای گیاه ریخت. پیش از آنکه آب وارد شبکه‌ی گسترده‌ی آبیاری مزارع شود، باید آن را تصفیه کنند و اینجا به هسته‌ی مرکزی تأسیسات پروژه‌ی عظیم مصر می‌رسیم؛ جایی که یک رکورد جهانی دیگر برای مصر ثبت شده است.

تصفیه‌خانه‌ی آب آبیاری دلتای جدید، با مساحتی خیره‌کننده که از ۳۲۰هزار مترمربع فراتر می‌رود، قادر است روزانه ۷٫۵ میلیون مترمکعب آب تصفیه‌شده تولید کند؛ ظرفیتی که این مجتمع را با اختلاف به بزرگ‌ترین کارخانه‌ی تصفیه‌ی آب در سراسر جهان تبدیل می‌کند.

برای محقق‌شدن چنین ظرفیتی یکی از بزرگ‌ترین کنسرسیوم‌های مهندسی منطقه شکل گرفت. غول‌های پیمانکاری خاورمیانه نظیر متیتو (Metito)، اوراسکوم (Orascom)، حسن علام و المقاولون العرب با بودجه‌ای ۵٫۲ میلیارددلاری گرد هم آمدند تا این ناممکن را ممکن کنند.

تصفیه‌خانه الحمام با بازیافت پساب‌های کشاورزی، رکورد جهانی ظرفیت تصفیه آب را شکسته است

ساخت مخازن بتنی عظیم در دل صحرا، چالشی فراتر از یک ساخت‌وساز معمولی بود. طراحان پروژه برای غلبه بر پیچیدگی‌هایی مانند محاسبه‌ی دقیق فشارهای سهمگین هیدرواستاتیک آب و تحلیل رفتار متقابل خاک سست و نمکی بیابان با این سازه‌های فوق‌سنگین، به‌طور کامل به فناوری‌های دیجیتال متوسل شدند.

آن‌ها با بهره‌گیری از مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) و نرم‌افزارهای پیشرفته‌ی تحلیل سازه مانند RFEM شرکت Dlubal، تمام سناریوهای مهندسی را پیشاپیش، در دنیای مجازی شبیه‌سازی و بررسی کردند. ترکیبی از همین دقت نرم‌افزاری و اجرای بی‌نقص باعث شد تا تأسیسات بتواند بدون هیچ خطایی، چهار رکورد جهانی گینس را به‌طور هم‌زمان به نام خود ثبت کند.

این تلاش گروهی نکته‌ی مهمی را به جهان مخابره می‌کند؛ پروژه‌ی دلتای جدید، صرفا با شبکه‌ی انتقال آب از نقطه‌ای به نقطه دیگر تعریف نمی‌شود. مصر با تغییر نگرش و الگوهای سابق خود می‌خواهد از مصرف یک‌طرفه‌ی منابع آبی، به سمت بازیافت در مقیاس ملی و چرخش هر قطره‌ی آب حرکت کند.

سایه سنگین پروژه‌های شکست‌خورده: چرا بسیاری از مصری‌ها هنوز محتاط هستند؟

باوجود دستاوردهای حیرت‌انگیز مهندسی در پروژه‌ی دلتای جدید، اگر پای صحبت مردم عادی مصر یا کارشناسان مستقل بنشینید، متوجه می‌شوید که بسیاری از آن‌ها همچنان با شک‌وتردید به این مزارع سرسبز نگاه می‌کنند. دلیل بدبینی هم ارتباطی به مراحل اجرای دلتای جدید ندارد و به تاریخچه‌ی پروژه‌های عظیمی برمی‌گردد که سایه‌ی سنگینشان هنوز بر سر کشور حس می‌شود.

دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی را به یاد بیاورید؛ زمانی که دولت مصر با سروصدای فراوان از طرح توشکا (Toshka) رونمایی کرد. قرار بود بخش عظیمی از آب نیل به صحرای غربی هدایت شود و منطقه‌ای به نام دره‌ی جدید را آباد کند. آن زمان از توشکا به‌عنوان یک معجزه‌ی ملی یاد می‌شد.

میلیاردها دلار هزینه شد و دهه‌ها گذشت؛ اما امروز کانال‌های توشکا تنها بخش ناچیزی از ظرفیت برنامه‌ریزی‌شده‌ی خود را حمل می‌کنند و آن انقلاب کشاورزی موعود، هرگز رنگ واقعیت به خود نگرفت.

سابقه تلخ پروژه‌هایی مانند توشکا، مردم را نسبت به وعده‌های دولتی بی‌اعتماد می‌کند

ماجرای ساخت شهرهای جدید مصر هم دست‌کمی از توشکا ندارد. از پایتخت اداری جدید گرفته تا قاهره‌ی جدید و شهرهای اقماری دیگر؛ روی کاغذ تمامی این پروژه‌ها، می‌خواستند جمعیت سرریز و متراکم حاشیه‌ی نیل را به دل صحرا بکشانند.

اما در عمل به‌جای ساخت مسکن مقرون‌به‌صرفه با تراکم مناسب برای مردم عادی، این شهرها پر از مجتمع‌های لوکس و املاک سرمایه‌ای شدند که بیشتر به کار جذب ثروت و سرمایه‌گذاری می‌آیند تا حل بحران مسکن.

در واقع مصری‌ها به‌خوبی می‌دانند که دولتشان در ساختن پروژه‌های مگاسایز و به‌رخ‌کشیدن توان مهندسی، سابقه‌ی درخشانی دارد؛ اما وقتی نوبت به ایجاد یک تحول واقعی و بهبود شرایط می‌رسد، معمولا فاصله‌ی معناداری میان وعده‌های اولیه و نتایج نهایی دیده می‌شود.

همین بی‌اعتمادی تاریخی باعث می‌شود تا خیلی‌ها از خود بپرسند آیا دلتای جدید هم نوعی ویترین نمایشی است یا واقعا مصر را نجات خواهد داد؟

واقعیت پشت تصاویر سبز ماهواره‌ای

تصاویر ثبت‌شده از دلتای جدید، کاملا واقعی‌اند و دروغ نمی‌گویند. تا سال ۲۰۲۴، هزاران هکتار از این بیابان خشک احیا شده و صدها مزرعه جدید با سیستم آبیاری عقربه‌ای شکل‌گرفته‌اند. پس آیا می‌توانیم با قطعیت از موفقیت کامل پروژه حرف بزنیم؟

واقعیت این است بخش عمده‌ای از آبی که در حال حاضر مزارع تازه‌تأسیس مصر را در دل صحرا سیراب می‌کند، نه از تصفیه‌خانه‌ی غول‌پیکر الحمام؛ بلکه از اعماق زمین پمپاژ می‌شود؛ موضوعی که خطر استفاده‌ی گسترده از سفره‌های آب زیرزمینی تجدیدناپذیر را پررنگ‌تر می‌کند.

استخراج از آبخوان‌های زیرزمینی تجدیدناپذیر، در واقع استقراض منابع از نسل‌های آینده مصر است

تحقیقات مبتنی‌بر تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که نرخ برداشت و تخلیه‌ی آبخوان‌های زیرزمینی صحرای غربی مصر، در ۱۲ سال گذشته دقیقا دوبرابر شده است. این آب‌ها، منابع ارزشمندی هستند که طی هزاران سال در اعماق زمین ذخیره شده‌اند؛ اما برخلاف آب سدها یا رودخانه‌ها، وقتی تمام شوند؛ دیگر با باران پر نمی‌شوند.

آنچه امروز در تصاویر ماهواره‌ای به‌شکل یک موفقیت باشکوه دیده می‌شود، در واقع استقراض از آینده است؛ بدهی آبی بزرگی که دیر یا زود باید پرداخت شود.

 امنیت غذایی یا درآمد ارزی؟

آنچه در دلتای جدید مصر می‌گذرد؛ از منظر دیگری هم پیش‌فرض‌ها را به هم می‌ریزد. کشوری که با بحران شدید تأمین گندم دست‌وپنجه نرم می‌کند و برای تأمین مواد غذایی مردمش به واردات وابسته است، چرا در این مزارع تازه‌تأسیس گوجه‌فرنگی، انواع میوه‌ها و مغزها را می‌کارد؟

مزارع مصر با تمرکز بر محصولات صادراتی
مزارع مصر با تمرکز بر محصولات صادراتی

در اصل مزارع تازه‌تأسیس مصر روی تولید محصولات صادراتی باارزش متمرکز شده‌اند، نه گندمی که مصر برای پخت نان به آن نیاز حیاتی دارد. دلیل این امر نیز به اقتصاد کلان مصر برمی‌گردد که زیر بار بحران شدید بدهی‌های خارجی و نیاز مبرم به ورود ارز کمر خم کرده است.

محصولات صادرات‌محور، با هدف تأمین ارز برای واردات گندم و جبران بحران بدهی‌ها تولید می‌شوند

دولت می‌خواهد با کاشت محصولات لوکس و صادرات آن‌ها به بازارهای جهانی، حاشیه‌ی سود بالایی به‌دست بیاورد؛ سپس با استفاده از این درآمد ارزی، گندم ارزان‌تری وارد کند و مانع از فروپاشی اقتصاد ملی شود. پس باتوجه‌به اصل مزیت نسبی؛ شاید منطقی باشد که مزارع جدید نقش ماشین تولید ارز را ایفا کنند.

 بیایید دوباره به همان تصویر ابتدایی بازگردیم؛ به دایره‌های سبز درخشان در دل صحرای آفریقا. مزارع سبز شده‌اند، آب جریان یافته است و کانال‌ها یکی پس‌از دیگری تکمیل می‌شوند. دستاوردهای مهندسی دلتای جدید در نوع خود حیرت‌انگیزند.

اما موفقیت واقعی چنین پروژه‌هایی نه در سال‌های نخست؛ بلکه در دهه‌های آینده محک زده می‌شود. تا اینجا توان مصر برای سبزکردن صحرا قابل‌تحسین به‌نظر می‌رسد؛ ولی رکوردهای امروز زمانی برای مردم ارزش‌آفرین‌اند که سرسبزی در کشوری که هر سال تشنه‌تر و آب آن کمیاب‌تر می‌شود، تا سالیان سال باقی بماند.

مصر باستان با رود نیل بزرگ شد و طی هزاران سال درس‌های سختی درباره‌ی دوستی با آب یاد گرفت؛ شاید هیچ تمدنی به‌اندازه‌ی مصری‌ها فوت‌وفن مهار رودخانه‌ها را نشناخته باشد. قاهره با این طرح، راهکاری برای مدیریت هم‌زمان تشنگی، فشار جمعیت و تغییرات ژئوپلیتیک حوزه‌ی نیل را توسعه می‌دهد؛ تلاشی برای عقب‌راندن آینده‌ای که می‌تواند غافلگیرکننده باشد.

نظرات