دو سانحه‌ی بویینگ ۷۳۷ مکس در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ مجموعاً جان ۳۴۶ نفر را گرفتند؛ سقوط پرواز Lion Air 610 در پاییز ۲۰۱۸ و Ethiopian Airlines 302 در زمستان ۲۰۱۹.

بررسی‌ها نشان داد یکی از عوامل کلیدی هر دو حادثه، عملکرد سامانه‌ی MCAS بود؛ نرم‌افزاری که برای کمک به کنترل وضعیت دماغه‌ی هواپیما در شرایط خاص طراحی شده بود.

مشکل اصلی در طراحی اولیه این بود که MCAS برای فعال‌شدن می‌توانست به داده‌ی تنها یک حسگر زاویه‌ی حمله (AOA) تکیه کند. اگر این حسگر داده‌ی اشتباه ارسال می‌کرد، سیستم تصور می‌کرد زاویه‌ی حمله بیش از حد زیاد شده و فرمان پایین‌آوردن دماغه‌ی هواپیما را صادر می‌کرد.

بازرسان و امدادگران در حال بررسی محل سقوط هواپیمای بویینگ ۷۳۷ مکسABC

خطر، زمانی بیشتر می‌شد که پس از اصلاح خلبان، MCAS می‌توانست دوباره فعال شود و فرمان پایین‌بردن دماغه را تکرار کند. گزارش کنگره‌ی آمریکا این طراحی را به‌دلیل اتکا به یک حسگر و قابلیت تکرار فرمان‌ها، ذاتاً شکننده توصیف کرده بود.

در کنار مشکلات فنی، تحقیقات کنگره از فشار شدید مالی و تجاری برای رقابت با ایرباس A320neo نیز سخن گفتند. بویینگ برای پاسخ سریع‌تر به رقیب اروپایی، به‌جای طراحی یک هواپیمای کاملاً جدید، نسل جدید ۷۳۷ را توسعه داد و تلاش کرد تغییراتش به اندازه‌ای باشد که هزینه و دشواری آموزش خلبانان افزایش پیدا نکند.

زومیت

گزارش نهایی کمیته‌ی حمل‌ونقل مجلس نمایندگان آمریکا می‌گوید این فشارها به کاهش هزینه، حفظ برنامه‌ی زمانی و برخی تصمیم‌های نادرست در طراحی و نظارت منجر شدند.

پس از زمین‌گیر شدن ۷۳۷ مکس، FAA اصلاحات گسترده‌ای را اجباری کرد. در نسخه‌ی اصلاح‌شده، MCAS از هر دو حسگر AOA استفاده می‌کند و در صورت اختلاف یا خرابی، از فعال‌شدن نادرست آن جلوگیری می‌شود. همچنین MCAS دیگر نمی‌تواند یک فرمان پایین‌بردن دماغه را برای یک رویداد واحد به‌طور مکرر صادر کند؛ سیستم برای هر رویداد زاویه‌ی حمله بالا، تنها یک فعال‌سازی مجاز دارد.

ماجرای ۷۳۷ مکس به یکی از مهم‌ترین درس‌های صنعت هوانوردی تبدیل شد: نرم‌افزار هرگز نباید با یک نقطه‌ی شکست واحد، کنترل حیاتی هواپیما را در اختیار بگیرد. در این پرونده، مشکل فقط یک خطای برنامه‌نویسی نبود؛ ترکیبی از تصمیم‌های طراحی، فرضیات نادرست درباره‌ی واکنش خلبانان، فرایند صدور گواهی و فشارهای تجاری در نهایت به فاجعه‌ای با ۳۴۶ قربانی منجر شد.