مجسمه دهان جهنم در باغ ساکرو بوسکو ایتالیا

باغ هیولاهای ساکرو بوسکو؛‌ مخوف‌ترین باغ ایتالیا که سالوادور دالی عاشقش بود!

دوشنبه 15 دی 1404 - 13:30مطالعه 13 دقیقه
از خانه‌ای که عمدا کج ساخته شده تا نهنگی که از دل زمین بیرون آمده؛ با عجیب‌ترین شاهکار معماری تاریخ که برای گیج کردن ذهن شما طراحی شده آشنا شوید.
تبلیغات

اژدهایی غول‌پیکر با چشمانی ازحدقه‌درآمده، حمله‌ی دو شیر درنده را دفع می‌کند. کمی آن‌طرف‌تر دهان پر از دندان یک نهنگ قاتل از دل زمین بیرون زده، درست روبروی لاک‌پشت عظیمی که به‌کندی پیش می‌رود و پیکری زنانه، شاید الهه‌ی شهرت را بر پشت خود حمل می‌کند. سیرنی موجودی افسانه‌ای تنومند با دو دُم، در مقابل موجود بالدار بزرگی نشسته که دمی مارمانند و پنجه‌هایی شیرگونه دارد.

این تندیس‌های خیالی، تنها بخشی از ده‌ها اثر شگفت‌انگیزی هستند که در مسیرهای پیچ‌درپیچ دره‌ای جنگلی در پایین‌دست بومارتزو، شهرکی قرون‌وسطایی در منطقه‌ی لاتزیوی ایتالیا، صف کشیده‌اند. این مکان که به ساکرو بوسکو (Sacro Bosco) یا بیشه‌ی مقدس شهرت دارد، یکی از عجیب‌ترین مناظر طراحی‌شده در دوران رنسانس ایتالیاست.

جان گارتون، مورخ هنر در دانشگاه کلارک، می‌گوید: «در اولین بازدیدم از ساکرو بوسکو، ابهت مجسمه‌ها و شیوه‌ی جالبِ تنیده شدنشان در منظره، مرا مبهوت کرد. شما عملاً از میان انبوه گیاهان بیرون می‌آیید و ناگهان با بنایی سنگی و بومی روبرو می‌شوید که بیش از دوطبقه ارتفاع دارد. بعدها فهمیدم که این تکان‌دهنده بودن، عمدی است. اینجا قرار بوده مکانی برای مکاشفات تماشایی باشد؛ جایی که هیولاها جان می‌گیرند و موجوداتی که تنها در کتاب‌ها و ادبیات می‌شناختیم، ناگهان در برابرتان سبز می‌شوند.»

خلاصه صوتی

خالق باغ و رازهای ناگفته

ساکرو بوسکو زاییده‌ی ذهن پیر فرانچسکو اورسینی بود که دوک‌نشین بومارتزو را در سال ۱۵۴۲ به ارث برد و حدود یک دهه بعد، کار روی این پارک مجسمه‌سازی را آغاز کرد. اورسینی و دیگرانی که در قرن شانزدهم از این زمین‌ها دیدن کردند، نوشته‌های اندکی درباره‌ی این بیشه از خود به جا گذاشته‌اند.

پژوهشگران به شیوه‌های متفاوتی مفهوم این پارک را تفسیر می‌کنند؛ اما روی پیامی که اورسینی قصد انتقالش را داشته، توافق چندانی ندارند. لوک مورگان مورخ هنر دانشگاه موناش می‌گوید: «ما اطلاعات بسیار کمی درباره‌ی طراحی و تجربه‌ی این مکان در زمان احداثش داریم. اسناد بسیار کمی از آن دوره باقی‌مانده؛ مثلاً هیچ سوابق ساخت‌وسازی وجود ندارد.»

حتی ابتدایی‌ترین عنصر این تجربه، اینکه آیا مهمانان قرار بوده مسیر خاصی را در پیاده‌روهای پارک دنبال کنند و آن مسیر چه بوده، نامشخص است.

حالا محققانی نظیر گارتون، مورگان و همکارانشان در دانشگاه‌های پادووا و برشیا، پروژه‌ی دیجیتال بومارتزو را راه‌اندازی کرده‌اند و با استفاده از فناوری‌های نوینِ تصویربرداری، سایت را به‌طور دقیق مستندسازی می‌کنند تا دریابند بازدیدکنندگان این پارک سال‌های سال قبل، با چه چیزی روبرو می‌شدند.

تا به اینجا یافته‌های محققین درباره‌ی فواره‌های پارک که درحال‌حاضر خاموش‌اند؛ نشان می‌دهد این آب‌نماها چگونه بُعد حسیِ دیگری به سفر در این پارک بی‌همتا می‌افزودند.

باغی بر خلاف جریان آب

اغلب باغ‌های رنسانس ایتالیا مستقیماً کنار ویلاها قرار داشتند و با نظمی هندسی طراحی می‌شدند. محققان بر این باورند که این باغ‌ها، تصوری آرمانی از طبیعت را مجسم می‌کردند، همان مفهوم مکان دلپذیر locus amoenus که در آثار نویسندگان کلاسیک مانند هومر و ویرژیل و متفکران رنسانس دیده می‌شود. در برخی موارد بیشه‌های کوچکی نیز برای همراهی با باغ‌ها طراحی می‌شدند.

اما ساکرو بوسکو حکایت کاملاً متفاوتی داشت. این پارک حدود سیصد متر با اقامتگاه باشکوه خالقش، یعنی پالاتزو اورسینی فاصله داشت. پهنه‌ای از مزارع، قصر را از بیشه جدا می‌کرد؛ بیشه‌ای که با تعریف هیچ‌کس از یک مکان دلپذیر جور در نمی‌آمد.

در فاصله‌ای نه‌چندان دور از مجسمه‌ی لاک‌پشت، دو غول بی‌رحمانه با هم کشتی می‌گیرند؛ یکی در حال پاره‌کردن اعضای بدن دیگری است و فریادی دردناک را برمی‌انگیزد.

مورگان به نکته‌ی قابل تأملی اشاره می‌کند: «اگر باغ‌های رنسانس مکان‌هایی آرمانی و جداگانه هستند، چرا این پیکره‌های هیولایی ظاهر می‌شوند؟ چرا تصاویری از خشونت به چشم می‌خورد؟ راهی جز این نداریم که نبرد غول‌ها را به‌عنوان تصویری از خشونت فیزیکی مفرط در یک منظره‌ی طراحی‌شده تفسیر کنیم.»

دنیای گروتسک و عجیب‌الخلقه‌ها

از نظر مورگان، یکی از راه‌های درک ساکرو بوسکو، این است که آن را نسخه‌ی تندیس‌وار هنر گروتسک بدانیم. این سبک پس از کشف خانه‌ی طلایی دوموس اوریا در اواخر قرن پانزدهم که اقامتگاه اشرافی امپراتور نرون در رم بود؛ در ایتالیا محبوبیتی دیوانه‌وار پیدا کرد.

دیوارهای این عمارت وسیع با نقاشی‌هایی پوشیده شده بود که برخی از آن‌ها موجوداتی عجیب یا افسانه‌ای را در ترکیب‌هایی غریب به تصویر می‌کشیدند. این آثار الهام‌بخش هنرمندان رنسانس شد که مشتاقانه به دنبال الگوهایی از گذشته‌ی دور برای تغذیه‌ی خلاقیت خود بودند.

در کاوش‌های اولیه تصور می‌شد که ویرانه‌های خانه‌ی طلایی گروته یا غار هستند و همین واژه منشأ نام‌گذاری این سبک هنری شد. مورگان می‌گوید: «اگر به تقریباً هر کاخ، ویلا یا حتی کلیسایی از آن دوره بروید، تصاویر گروتسک را خواهید یافت؛ پیکره‌های خیالی و ترکیبی که در آن‌ها زنان به ماهی بدل می‌شوند، مردان به گیاه تغییر شکل می‌دهند و ساختمان‌ها بر ساقه‌هایی باریک استوارند.»

ساکرو بوسکو لبریز از چنین تصاویری است؛ از سیرن و هارپی عظیم‌الجثه گرفته تا اسب بالدار پگاسوس و سگ سه سری به نام سربروس که نگهبان دروازه‌های جهان زیرین است. جای تعجب نیست که سالوادور دالی، نقاش سوررئالیست اسپانیایی که به تصاویر وهم‌آلودش شهرت دارد، هنگام بازدید از این مکان در سال ۱۹۴۸ مسحور آن شد.

ریشه‌های باستانی و غول‌های سنگی

نکته‌ی جالب دیگر اینکه اغلب مجسمه‌ها با سنگ‌های آتشفشانی موجود در منطقه ساخته شده‌اند و حتی چیدمان آن‌ها هم نه بر اساس نقشه‌ای از پیش تعیین شده، بله به‌خاطر موقعیت سنگ‌های مناسب بود.

به گفته‌ی محققان، به نظر می‌رسد اورسینی به سایت می‌آمده، صخره‌ای بسیار بزرگ می‌دیده و تصمیم می‌گرفته یک گروه پیکره‌ی عظیم از دل آن بیرون بکشد. جای دیگری صخره‌ای کوچک‌تر می‌دیده و دستور می‌داده مجسمه‌سازانش چیز دیگری از آن بتراشند.

این روش، هنر قوم باستانی اتروسک را تداعی می‌کند که قبل از رومی‌ها در این منطقه زندگی می‌کردند و مقبره‌هایشان را در دل صخره‌ها می‌تراشیدند. یکی از مجسمه‌های پارک، نمایِ یک مقبره‌ی اتروسکی مصنوعی است که عمداً طوری طراحی شده که انگار فروریخته تا شبیه این بقایای باستانی باشد.

اورسینی با این کار می‌خواست بگوید که باغش، ریشه و اصلتی همتای دوران یونان و روم قدیم دارد. او حتی در ابعاد مجسمه‌ها هم می‌خواست با باستان رقابت کند:

برای مثال، هنرمندان رنسانس از طریق نوشته‌های نویسنده‌ی رومی قرن اول میلادی، با غول رودس آشنا شده بودند، تندیسی برنزی به ارتفاع حدود ۳۰ متر از هلیوس و خدای خورشید یونان که زمانی در ورودی بندرِ جزیره‌ی یونانی رودس ایستاده بود.

اینجا کتیبه‌ای در نزدیکی غول‌های کشتی‌گیر در ساکرو بوسکو وجود دارد که ادعای خویشاوندی با این تندیس مشهور را دارد و روی آن نوشته شده: «همان‌طور که رودس به غول خود می‌بالید، بیشه‌ی من نیز به همان دلیل پرآوازه است؛ و چون قادر به انجامِ کاری بیش از این نیستم، آنچه در توان دارم انجام می‌دهم.»

الهام از ادبیات و دوزخ

اورسینی مردی دانشمند بود که شناختی عمیق و پیچیده از جریان‌های ادبیِ زمانه‌ی خود داشت. به همین دلیل، پژوهشگران برای پیداکردن منابع الهامِ احتمالیِ مجسمه‌های مرموز ساکرو بوسکو، به ادبیات ایتالیا روی آورده‌اند.

در یکی از رمان‌های عاشقانه‌ی فرانچسکو کولونا مربوط به سال ۱۴۹۹، شخصیت اصلی در جنگل گم می‌شود و سر از یک عالم رؤیایی باستانی درمی‌آورد، داستانی که به عقیده‌ی برخی محققین بر طراحی کلی پارک اثر داشته است. همچنین منبع احتمالی غول‌های کشتی‌گیر را هم کتاب اورلاندو فوریوسو، سروده‌ی لودویکو آریوستو در سال ۱۵۳۲ می‌دانند که در آن قهرمان داستان، که از عشق بی‌پاسخ دیوانه شده، هیزم‌شکنی را دو نیم می‌کند.

مورگان می‌گوید: «جنگل‌ها مکانی هراس‌انگیز هستند. آن‌ها تاریک‌اند و وحشت‌های ناشناخته‌ای را پنهان می‌کنند و تمام این حس‌ها در ساکرو بوسکو حضور دارد

آشکارترین و درعین‌حال رمزآلودترین اشاره‌ی ادبی پارک در کتیبه‌ای روی ترسناک‌ترین مجسمه یعنی دهانِ دوزخ به چشم می‌خورد. امروزه بر لب بالای این ماسک غرش‌کنان، عبارت «هر اندیشه‌ای پر می‌کشد» نقش بسته است. بااین‌حال، برخی از حروف نقاشی شده‌اند و نه کنده‌کاری؛ تغییری که اواسط قرن بیستم برمی‌گردد.

روی این کتیبه در اصل نوشته شده بود: «ای کسانی که وارد می‌شوید، هر اندیشه‌ای را رها کنید»، بازی با عبارت مشهور کمدی الهی دانته، بخش دوزخ: «ای کسانی که وارد می‌شوید، هر امیدی را رها کنید.»

مجسمه‌ی دهان دوزخ که نمادی از جهان‌بینی غریب اورسینی است، طوری طراحی شده بود که به‌عنوان اتاق ناهارخوری در فضای باز عمل کند و زبانش نقش میز را داشت. طبق توصیفات و نقاشی‌های اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، عیاش‌ها آنجا جمع می‌شدند و ضیافت برپا می‌کردند، درحالی‌که نوازندگان می‌نواختند و نورِ مشعل از دهان و چشمانش زبانه می‌کشید.

این مکان جشن و پایکوبی عجیب می‌تواند معنای کتیبه را روشن کند. به گفته‌ی مورگان شاید پیامش این باشد که افراد را به لذت‌بردن تشویق کند: «انگار می‌خواهد بگوید خیلی به این فکر نکنید که دارید وارد دوزخ می‌شوید، شما فقط قرار است وعده‌غذایی دلپذیری در فضای باز باغ بخورید. این عبارت می‌تواند دعوتی به رهاکردن خود در لذت‌های جسمانی باشد.»

سوگواری و معما

از مدت‌ها پیش پژوهشگران حدس می‌زدند احتمالاً ساکرو بوسکو بازتابی از فلسفه‌ی شخصی یا زندگی‌نامه‌ی اورسینی است. این دوک در سال ۱۵۴۲، بلافاصله پس از به‌ارث‌بردن بومارتزو، با جولیا فارنزه خویشاوند پاپ پل سوم ازدواج کرد.

اورسینی که فرمانده‌ای نظامی بود، اوایل دهه‌ی ۱۵۵۰ هنگام جنگ در فرانسه اسیر شد. جولیا سال ۱۵۶۰ اندکی پس از آزادی و بازگشت اورسینی به بومارتزو، درگذشت. بخش عمده‌ای از ساکرو بوسکو پس از مرگ او تکمیل شد و محققان فکر می‌کنند که این پارک، که چندین مجسمه‌اش یادآور جهان مردگان است، اندوه اورسینی را هم منعکس می‌کند.

برای مثال معبدی کوچک در بالاترین نقطه‌ی بیشه وجود دارد که سقفش با گل‌های رز (نماد خاندان اورسینی) و سوسن (نماد خاندان فارنزه) تزیین شده و به گفته‌ی مورگان احتمالاً یادبودی برای همسر درگذشته‌ی اورسینی است. وقتی وارد فضای بازی می‌شوید که این معبد کلاسیک در آن قرار دارد؛ حس می‌کنید که هیولاها را پشت سر گذاشته‌اید.

فناوری در خدمت تاریخ

برای اینکه جزئیات خیال‌انگیز مجسمه‌های باغ برای پژوهشگران حفظ شود و مردم در آینده هم بتوانند از پارک لذت ببرند، پروژه‌ی دیجیتال بومارتزو از تکنیک‌های پیشرفته‌ای مثل لیدار، فتوگرامتری و اسکن دیجیتال تک‌تک مجسمه‌ها استفاده می‌کند تا یک مدل سه‌بعدی دقیق از کل سایت بسازد.

این منطقه به زلزله‌خیز بودن شهرت دارد و یکی از آثار ساکرو بوسکو هم خانه‌ای است که با زاویه‌ای تند و خطرناک کج شده، انگار که از پیِ خود کنده شده باشد؛ که اشاره‌ای زیرکانه به فعالیت‌های لرزه‌ایِ منطقه دارد. گارتون می‌گوید:

«در آینده ممکن است زلزله‌ای رخ دهد که چهره‌ی زمین را به‌طور کلی تغییر دهد. ما خیلی مصمم هستیم که اسکن‌هایمان تاحدامکان دقیق باشند. ما آرشیوی از تمام بناها تا آخرین سانتی‌متر خواهیم داشت که اگر روزی آسیب دیدند، بتوانیم بازسازی‌شان کنیم.»

صدای گم‌شده‌ی آب

یکی از ویژگی‌هایی که درحال‌حاضر از نظر پنهان شده، فواره‌هایی بودند که در طراحی اصلی ساکرو بوسکو به چشم می‌خوردند. تیم پژوهشی با نگاه به زیر زمین، اطلاعات زیادی درباره‌ی نقشی که تأسیسات آبی در ابتدا در پارک ایفا می‌کردند؛ به دست آوردند:

برخی عناصر مثل مجسمه‌ی پگاسوس به‌وضوح زمانی فواره بوده‌اند. پژوهشگران با رادارهای نفوذکننده در زمین، فضاهای خالی‌ای را پیدا کرده‌اند که به نظر می‌رسد جای لوله‌های آب در نزدیکی تعدادی از مجسمه‌های دیگر بوده؛ از جمله یک حوض قایق‌شکل که با دلفین‌ها تزیین شده است.

گارتون می‌گوید: «ما از یک منبع قرن شانزدهمی می‌دانیم که سیستم‌های آبی ساکرو بوسکو بسیار قابل‌تحسین بوده‌اند. اما وقتی امروز بازدید می‌کنید، هیچ خبری نیست و حتی حدس هم نمی‌زنید که زمانی فواره‌های جوشانی در اینجا بوده‌اند که علاوه بر زیبایی بصری، شکوهِ شنیداری هم پدید می‌آوردند.»

معماران ناشناس و مسیرهای بی‌پایان

هویت معمار و مجسمه‌سازانی که اورسینی برای اجرای رؤیای خود به کار گرفت، همچنان یکی از رازهای ماندگار ساکرو بوسکو است؛ اطلاعاتی که در اندک اسناد باقی‌مانده، هیچ سرنخی از آن‌ها پیدا نمی‌شود.

به گفته‌ی گارتون اصولاً شواهد مکتوبِ تاریخیِ بسیار کمی درباره‌ی ساکرو بوسکو وجود دارد و محققین باید خیلی چیزها را با نگاه دقیق به آنچه روی زمین است بازسازی کنند.

پژوهشگران امیدوارند با مقایسه‌ی اسکن‌های دیجیتال ویژگی‌های پارک با سایر مجسمه‌ها و سازه‌های رنسانس، همکاران هنری اورسینی را شناسایی کنند.

سؤال دیگری که پژوهشگران امیدی به پیداکردن پاسخش ندارند، این است که بازدیدکنندگان اولیه چه مسیری را در ساکرو بوسکو طی می‌کردند. راه‌های زیادی برای کاوش و گشت‌وگذار در بیشه وجود دارد و احتمال دارد در گذشته ورودی‌های متعددی برای پارک طراحی شده باشد.

مورگان می‌گوید: «به نظر من هیچ مسیر از پیش تعیین‌شده‌ای وجود نداشته است. پیکره‌های عجیب از میانِ بوته‌زار و تاریکی سر برمی‌آورند. شما مانند دانته در کمدی الهی، احساس می‌کنید در جنگلی تاریک گم شده‌اید. اما بعد راه خود را پیدا می‌کنید و خودتان تصمیم می‌گیرید که از کدام مسیر بروید.»

به همین ترتیب هیچ راه واحدی هم برای تفسیر و شرح باغ هیولاها وجود ندارد، هیچ متن منسجمی که کلید تمامی اسرار آن باشد. «تجربه‌ی ساکرو بوسکو بیشتر شبیه این است که صفحات کتاب‌های مختلفی را ورق بزنید که لزوماً داستان خطی یکسانی را نمی‌سازند. به همین دلیل مردم را در طول سال‌ها، همچنان مجذوب این مکان باقی‌مانده‌اند.»

تبلیغات
تبلیغات

نظرات