هوش مصنوعی به نقطه‌ای رسیده که حتی هشدارهای آخرالزمانی هم شاید نتوانند سرعتش را کم کنند. وقتی فناوری به رقابت امنیت ملی گره می‌خورد، ترس از خطرهایش می‌تواند خودش به محرکی برای شتاب بیشتر، کنترل دولتی گسترده‌تر و سرمایه‌گذاری سنگین‌تر بدل شود.

به روایت رویترز، موج تازه‌ی هشدارها درباره‌ی تهدیدهای هوش مصنوعی در روزهای اخیر به اوج رسیده است؛ از ادعای امکان ساخت سلاح‌های زیستی و هک سامانه‌های مالی گرفته تا نگرانی از تصاحب کامل اینترنت. هم‌زمان، چهره‌هایی مانند داریو آمودی، سم آلتمن، ایلان ماسک و تیم کوک درباره‌ی نیاز به کندتر شدن توسعه، افزایش نظارت انسانی و محدود کردن خودمختاری عامل‌های هوش مصنوعی سخن گفته‌اند.

در همین فضای پرتنش، آلتمن گفت عرضه‌ی اولیه‌ی سهام اوپن‌ای‌آی احتمالا تا سال آینده عقب می‌افتد و خبر همین تأخیر، سهام سافت‌بنک را در روز دوشنبه حدود ۱۳ درصد پایین کشید. آنتروپیک هم همچنان به‌نظر می‌رسد برای عرضه‌ی عمومی آماده نیست.

تقاضا برای توان پردازشی مورد نیاز هوش مصنوعی همچنان از عرضه جلوتر است

گزارش جدید رویترز فقط درباره‌ی ترس از فناوری نیست. مسئله‌ی اصلی این است که آیا موج هشدارها می‌تواند بر سرمایه‌گذاری واقعی در زیرساخت‌های هوش مصنوعی اثر بگذارد یا نه. مؤسسه‌ی گلدمن ساکس برآورد کرده است که هزینه‌کرد انباشته‌ی جهانی در هوش مصنوعی تا پایان دهه می‌تواند معادل ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان شود. بخشی از این پول با بدهی و بخشی با سهام تأمین می‌شود و همین، زمان بازگشت سرمایه را به نقطه‌ای حساس تبدیل کرده؛ به‌ویژه در حالی که برآوردها درباره‌ی میزان پذیرش تجاری و اثر آن بر سود شرکت‌ها هنوز نسبتا محدود مانده‌اند.

نگرانی بازار فقط از سخنرانی‌ها و بیانیه‌ها نیست. مؤسسه‌ی مورگان استنلی در برآوردی جداگانه از فضای آمریکا گفته است که نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار پروژه در سال گذشته و تا سه‌ماهه‌ی اول ۲۰۲۶ لغو یا با تأخیر روبه‌رو شده‌اند. همان سناریو نشان می‌دهد که اگر هزینه‌های سرمایه‌ای مرتبط با هوش مصنوعی ناگهان کند شود، اثر آن بر رشد اقتصاد آمریکا می‌تواند چشمگیر باشد. طبق محاسبه‌ی این بانک، هزینه‌های سرمایه‌ای در سال جاری و سال آینده حدود یک‌سوم رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا را تشکیل می‌دهد و این اثر می‌تواند با افزایش ثروت خانوارها از مسیر رشد دارایی‌های بورسی تقویت شود.

مورگان استنلی همچنین تأکید کرده است که تقاضا برای توان پردازشی هنوز از عرضه جلوتر است. در چنین وضعی، هرگونه کندی در ساخت‌وسازهای مرتبط با هوش مصنوعی ممکن است جایگاه دیتاسنترهای فعلی را تقویت کند، چون کمیاب‌تر شدن ظرفیت‌های موجود، ارزش دارایی نصب‌شده و قدرت قیمت‌گذاری آنها را بالا می‌برد.

واشنگتن و پکن، هر دو در یک مسیر

از نگاه سیاسی، اصل ماجرا از جایی پیچیده‌تر می‌شود که دولت‌ها هم، مستقل از خواست بخش خصوصی، به‌دنبال پیشروی هستند. دولت دونالد ترامپ در واشنگتن و مقام‌های پکن هر دو روز دوشنبه سیگنال‌هایی روشن فرستادند که نشان می‌دهد رقابت بر سر توانمندی هوش مصنوعی نه‌فقط متوقف نمی‌شود، بلکه احتمالا به سطوح بالاتر هم خواهد رفت. منطق این رقابت ساده است. هر کشوری که عقب بماند، برای جبران فاصله مجبور می‌شود سریع‌تر بدود.

در چنین شرایطی، هر نوع چارچوب نظارتی مؤثر فقط وقتی معنا پیدا می‌کند که بین‌المللی باشد. مسئله همین‌جا است که توافق چندجانبه دشوار به‌نظر می‌رسد. ترامپ پس از بازگشت به قدرت، عملا چندجانبه‌گرایی را تضعیف کرده و به‌جایش منطق رقابت و معامله‌های دوجانبه را نشانده است. خود او در شبکه‌ی اجتماعی‌اش نوشت که «توطئه‌ای بیمارگونه علیه هوش مصنوعی و دیتاسنترها» در جریان است و تنها کشوری که از آن خوشحال می‌شود چین است. در مقابل، روزنامه‌ی دولتی گلوبال تایمز چین هشدارهای اخیر را بخشی از «کتابچه‌ی جنگ سرد» علیه پکن توصیف کرد.

ترامپ قرار است هفته‌ی آینده در واشنگتن با شی جین‌پینگ دیدار کند. رویترز پیش‌تر گزارش داده بود که دو کشور برای میانه‌ی شهریور، نشستی جداگانه درباره‌ی ریسک‌های هوش مصنوعی نیز در نظر داشتند؛ نشستی که قرار بود مقام‌های پایین‌تر دولتی آن را پیش ببرند. با این حال، حتی اگر واشنگتن و پکن روی چند اصل مشترک هم به توافق برسند، دیگر بازیگران جهانی الزاما از آن تبعیت نخواهند کرد.

درس قدیمی از سلاح هسته‌ای

تجربه‌ی سلاح هسته‌ای، برای تحلیل‌گران یادآور یک واقعیت قدیمی است. ۲۳ سال طول کشید تا پس از ساخت نخستین بمب اتم، معاهده‌ی منع گسترش در سال ۱۹۶۸ امضا شود. از آن زمان تاکنون، شمار دولت‌های دارای سلاح هسته‌ای از پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل که در آن معاهده به‌رسمیت شناخته شدند، به ۹ کشور رسیده است. قیاس مستقیم میان سلاح هسته‌ای و هوش مصنوعی همیشه دقیق نیست، اما منطق مسابقه‌ی قدرت در هر دو دیده می‌شود؛ مخصوصا وقتی هر طرف می‌ترسد عقب‌ماندن، هزینه‌ای اقتصادی، مالی یا امنیتی داشته باشد.

هوش مصنوعی البته فقط ابزار تهدید نیست. از شتاب دادن به کشف درمان بیماری‌ها تا حتی کمک به انرژی هسته‌ای پاک، کاربردهای مثبت آن هم واقعی‌اند. با این حال، اگر دولت‌ها احساس کنند عقب‌ماندن از این فناوری به نوعی «تخریب متقابل» اقتصادی و مالی می‌انجامد، مقاومت در برابر شتاب گرفتن توسعه بسیار سخت‌تر خواهد شد. نتیجه‌ی چنین وضعی می‌تواند دقیقا برعکسِ خواست کسانی باشد که هشدارها را برای کند کردن مسیر مطرح می‌کنند.

در حال حاضر، بازارها بیش از آنکه به توقف فکر کنند، مشغول سنجش هزینه‌ی تأخیر و میزان نفوذ دولت‌ها هستند. سرمایه‌گذاری در دیتاسنترها، توان پردازشی و زیرساخت محاسباتی، وارد مرحله‌ای شده که هم به اقتصاد کلان گره خورده و هم به رقابت ژئوپلیتیک و همین پیوند، ترمز گرفتن را دشوارتر می‌کند.

شما فکر می‌کنید رقابت آمریکا و چین، توسعه‌ی هوش مصنوعی را کند می‌کند یا سریع‌تر؟