وقتی نویسندگان MIT Technology Review تصمیم گرفتند پای صحبت بچهها در زمینه هوش مصنوعی بنشینند، فکر میکردند از قبل میدانند چه چیزهایی میشنوند. انتظار داشتند عدهای با ذوق از روشهای الهامبخش و خلاقانهشان بگویند و عدهای دیگر اعتراف کنند که برای تقلبهای ریز در تکالیف مدرسه از آن کمک میگیرند؛ درست مثل نسلهای قبل که دنبال جواب آمادهی تمرینها بودند یا فرمولها را در ماشینحسابهای مهندسیشان ذخیره میکردند.
محققان همچنین منتظر شنیدن نگرانیهای کلیشهایتری مثل دیپفیک یا نابودی شغلها بودند. اما وقتی از بچههای ۱۰ تا ۱۸ ساله درباره هوش مصنوعی پرسیدند، جوابهای دیگری شنیدند.
همان بچههایی که ساعتها با هیجان درباره موسیقی، صخرهنوردی یا فوتبال حرف میزنند، در برابر سؤالات مربوط به هوش مصنوعی واکنشهایی مثل «بیخیال» یا «مهم نیست» نشان میدادند. بعضیها هم آنقدر با هوش مصنوعی مخالف یا نسبت به آن بیتفاوت بودند که اصلاً دلشان نمیخواست دربارهاش حرف بزنند.
خلاصه صوتی
خلاصه صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی
یکی از نوجوانان گفت که همسنوسالهایش از هوش مصنوعی برای کارهایی مثل نوشتن تحقیق مدرسه استفاده میکنند که خودشان هم میدانند اشتباه است. دختر دیگری گفت بهخاطر آسیبهای محیطزیستی، اصلاً سمت هوش مصنوعی نمیرود! چندنفری هم کلاً از این فضا ناامید بودند.
وینتر ۱۷ساله میگفت: «هوش مصنوعی راهحل مشکلات ما نیست. میترسم این فناوری، پایان خلاقیت و تفکر انتقادی باشد.» بااینحال، بیشتر بچههایی که در مصاحبه حرف زدند، اعتراف کردند که کمی از هوش مصنوعی استفاده میکنند.
به نظر نمیرسد هوش مصنوعی برای بسیاری از بچههای دبستانی یا راهنمایی دغدغه بزرگی باشد؛ چون برخلاف آیفون یا اسنپچت که برای داشتنش التماس میکنند، هیچ اصراری برای دسترسی به هوش مصنوعی ندارند.
خیلیها گفتند که اولینبار از طریق والدینشان با این فناوری برخورد کردهاند. یا اینکه هوش مصنوعی بهسادگی در برنامهها و دستگاههایی که هر روز استفاده میکنند، مثل جستجوی گوگل، جا خوش کرده و فقط آنجاست!
آنچه محققان شنیدند با دادههای آماری هم همخوانی دارد. در نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو (Pew) در فوریه ۲۰۲۶، مشخص شد که ۵۷ درصد از نوجوانان آمریکایی برای جستجوی اطلاعات از چتباتها استفاده کردهاند، ۵۴ درصد برای انجام تکالیف مدرسه از آنها کمک گرفتهاند و ۴۷ درصد هم برای سرگرمی سراغشان رفتهاند. در این میان، تنها ۱۲ درصد برای حمایت عاطفی یا مشورت به هوش مصنوعی پناه برده بودند.
نوجوانان عمدتاً (به نسبت چهار برابر) از هوش مصنوعی برای کارهای بیخطر استفاده میکنند تا اهداف آسیبزا. حتی بعضیها از هوش مصنوعی برای ساختن چیزهای جدید کمک میگیرند؛ از طراحی یک کاراکتر و پلتفرم فناوری گرفته تا ساخت معلم خصوصی برای کمک به درسخواندن بقیه بچهها.
رباتهای هوشمند برای بسیاری از نوجوانان دغدغه بزرگی نیستند
بااینحال تمامی تحقیقات تأکید میکنند باید در خصوص برخورد کودکان و نوجوانان با هوش مصنوعی محتاط باشیم. احتمالش کم نیست که بچهها با محتوای فیلترنشده روبهرو شوند، بهجای تکیه بر قضاوت خودشان به یک چتبات وابسته شوند یا به جوابی اشتباه اعتماد کنند.
قطعاً کودکان باید در برابر خطرات احتمالی محافظت شوند و پیش از هرچیز باید استفاده درست از فناوری را به آنها یاد داد، همانطور که به نوجوانان نمیگوییم که هرگز رانندگی نکنند، بلکه به آنها یاد میدهیم که چطور نقاط کور ماشین را چک کنند.
اما چیزی که محققهای MIT Technology Review را بیش از همه شگفتزده کرد، این بود که جوانان چقدر میتوانند درباره هوش مصنوعی به بزرگترها درس بدهند. بچههایی که از این ابزارها استفاده میکنند، خیلی شفاف میدانستند که چه وظایفی را به هوش مصنوعی میسپارند و چه کارهایی را خودشان انجام میدهند.
نوجوانان برخلاف بزرگسالان، کمتر نگران ازدستدادن شغلهایشان هستند و بیشتر میترسند هوش مصنوعی به جامعه آسیب برساند. با اینکه کودکان روزبهروز بیشتر به ابزارهایی دسترسی پیدا میکنند که میتوانند در تئوری بهجای آنها فکر کنند، حرف بزنند یا حتی برایشان دوست پیدا کنند، ولی اغلب آنها میخواهند خودشان کنترل اوضاع را در دست داشته باشند.
رمی، ۱۶ساله، برنامهنویس
وقتی اسم هوش مصنوعی میآید، حسم را میتوانم با واژهی «بیتفاوت» توصیف کنم. کاربردهای فعلیاش برای شخص من آنقدرها هیجانانگیز نیست. من مدرسه میروم، تکواندو آموزش میدهم، کتاب میخوانم و با دوستانم بازی میکنم. هیچکدام از این کارها نیازی به هوش مصنوعی ندارند.
البته منظورم این نیست که اصلاً از هوش مصنوعی استفاده نمیکنم؛ بیشتر برای برنامهنویسیهای خارج از مدرسه سراغ نسخه رایگان Claude میروم. مثلاً یکبار از کلاد خواستم کمکم کند برنامهای بنویسم تا ببینم میتوانم اوورکلاک کامپیوترم را دستکاری کنم یا نه. پس بله، جذابیتش را درک میکنم.
هوش مصنوعی انجام تکالیفمان را بدتر کرده نه بهتر!
اما در مدرسه، راستش فکر میکنم هوش مصنوعی بیشتر باعث میشود تکالیفم بدتر شوند، نه بهتر. مثلاً در کلاس ادبیات انگلیسی، حالا باید همهچیز را سر کلاس بنویسیم چون معلمان میترسند بچهها تقلب کنند. ما فقط ۷۰ دقیقه وقت داریم تا یک انشای کامل بنویسیم و خب، این محدودیت زمانی حسابی روی کیفیت نوشتن من تأثیر منفی میگذارد.
(میدانستید دانشگاه پرینستون بعد از بیش از یک قرن، دوباره رأی داده که اساتید مراقب امتحانات باشند؟ این دانشگاه از سال ۱۸۹۳ بر صداقت و خودنظارتی دانشجویان تکیه میکرد؛ اما هوش مصنوعی سنت شرافتمندانهی آنها را به هم زد.)
در مورد کدنویسی هم ترجیح میدهم خودم همهچیز را بسازم. این روزها با یکی از دوستانم داریم روی یک مدل یادگیری تقویتی در یک موتور بازیسازی کار میکنیم؛ مدلی که اولش کاملاً تصادفی حرکت میکند، اما وقتی به سمت یک سکه میرود پاداش میگیرد و بعد از تکرارهای متوالی، خودش کارآمدترین مسیر را یاد میگیرد.
برای توسعه بازی هوش مصنوعی را هم تست کردهام، اما هنوز به آن سطح نرسیده و کدهای نامرتب و شلختهای مینویسد و اصلاً نمیتواند مکانیکهای بازی را به شکلی منسجم با هم ترکیب کند. اگر بخواهم از هوش مصنوعی استفاده کنم، باید بیشتر از زمانی که خودم کد مینویسم، وقت بگذارم تا اشتباهاتش را اصلاح کنم.
چتباتها نامرتب کد میزنند و برای اصلاح اشتباهاتشان باید خیلی زمان بگذارم
هوش مصنوعی مثل اولین ماشین یا اولین هواپیما، جذابیتهایی دارد، اما هنوز آنقدرها که باید خوب کار نمیکند. البته مطمئنم بالاخره بهتر میشود. مثلاً جایی خواندم که هوش مصنوعی میتواند سرطان سینه را با دقت بیشتری تشخیص دهد و طوری آموزشدیده که خطاهای خودش را هم بیابد تا در نهایت یک انسان تأییدش کند. من به این نسخه از هوش مصنوعی اهمیت میدهم.
هوش مصنوعی کی تو را غافلگیر کرد؟ گروهی از هکرها با سوءاستفاده از چتبات اینستاگرام توانستند به حسابهای افراد مشهور دسترسی پیدا کنند. آنها چتبات را فریب دادند تا رمز عبور حسابهایی مثل اکانت اوباما را بازنشانی کند و ایمیل تغییر رمز را به آدرس خودشان بفرستد. بعد وارد حسابها شدند و همزمان از چند اکانت معروف پست گذاشتند؛ حملهای که از یک آسیبپذیری خاص سیستم هوش مصنوعی استفاده میکرد!


هیزل، ۱۷ساله، طبیعتگرا
وقتی ChatGPT تازه آمده بود، پدرم آن را به من نشان داد و به نظرم چیز بامزهای رسید. اما هر چه بیشتر سر زبانها افتاد و انگار همهجا پیدایش شد، کمکم حس ناخوشایندی به من دست داد. تا اینکه درباره تأثیرات مخربش روی محیطزیست چیزهایی یاد گرفتم.
من صخرهنوردم و زیاد به طبیعتگردی میروم. وقتی روی یک دیواره سنگی هستم، تمام تمرکزم فقط روی این است که همانجا بمانم و سقوط نکنم. دیگر نه به گوشی موبایلم فکر میکنم و نه هیچچیز دیگر. دقیقاً به همین خاطر عاشق صخرهنوردیام. عاشق تماشای مناظر و وقت گذراندن با حیواناتم؛ حتی حشرات!
دلم میخواهد در آینده بومشناس شوم و هر چه بیشتر در دل طبیعت وقت میگذرانم، بیشتر دلم میخواهد از این فضاهای بکر محافظت کنم.
دیتاسنترها محیطزیست و فضاهای بکر را نابود میکنند!
چیزی که بیشتر از همه در مورد هوش مصنوعی آزارم میدهد، دیتاسنترهایی است که شرکتها برای راهاندازی و سرپا نگهداشتنش میسازند. این مراکز، بلوکهای عظیمی از سرورها را در خود جایدادهاند که مقادیر زیادی آب مصرف میکنند، آب را از شهرهای اطراف میمکند و برای ساکنین منطقه، آب کافی باقی نمیگذارند.
وقتی دیتاسنترها بیش از حد بزرگ میشوند، آنقدر گرما تولید میکنند که میتوانند دمای منطقه را یک یا دو درجه بالا ببرند. برای همین، سعی میکنم با انتخابهای کوچکم قدمی بردارم. هر وقت سروکله هوش مصنوعی جایی پیدا میشود، نادیدهاش میگیرم و با آن درگیر نمیشوم.
گاهی همهی اطرافیانم از هوش مصنوعی استفاده میکنند و احساس انزوا و تنهایی میکنم، اما اصلاً دلم نمیخواهد هوش مصنوعی مکانهای موردعلاقهام را به کام مرگ بکشاند.
- اگر بخواهی حست به هوش مصنوعی را در یک کلمه توصیف کنی، چه میگویی؟ عصبانی.
- توصیهای برای بقیه بچهها داری؟ فقط استفاده از آن را متوقف کنید.
وسلی، ۱۴ ساله، داستاننویس
من و دوستانم همگی درباره هوش مصنوعی شنیدهایم و ویدیوهایی را که با آن ساخته شده دیدهایم، اما من بیشتر برای کارهای مدرسه از آن استفاده میکنم. یکبار داستان کوتاهی نوشتم و آن را به ChatGPT دادم تا غلطهای املایی و نگارشیام را بگیرد؛ یا برای دیباگکردن یک بازی کوچک که برای پروژهام کدنویسی کرده بودم، از آن کمک گرفتم.
ولی چیزی که نگرانم میکند این است که هوش مصنوعی توانایی خلاقانه فکرکردن، یا اصلاً توانایی «برای خودمان فکرکردن» را از ما بدزدد.
البته برای سرگرمی هم سراغش رفتهام. یکی دو بار که حوصلهام سر رفته بود، سعی کردم با ChatGPT گپ بزنم، اما خیلی خوشم نیامد. در عوض Character.AI خیلی جذابتر بود. شما کلی اطلاعات وارد میکنید، چند پرامپت و یک عکس پروفایل به آن میدهید و بعد میتوانید کاراکتر هوش مصنوعیتان را منتشر کنید تا بقیه هم از آن استفاده کنند.
فقط باید چیزی را که ساختهاید در دسترس بقیه بگذارید و بعد با آن حرف بزنید. من به سریال One Piece نتفلیکس علاقه دارم؛ برای همین با استفاده از کاراکتری که آنجا پیدا کردم، خودم را وسط خدمه دزدان دریایی این سریال انداختم! بعضیها حتی با Character.AI بازیهای کاملی ساختهاند.
واگذاری پروژههای هنری به هوش مصنوعی میتواند قدرت تخیل انسان را فلج کند
مثلاً یک شبیهساز ستارهی رپ وجود دارد که در آن درجه سختی و محل زندگیتان را انتخاب میکنید و هوش مصنوعی بر همان اساس برایتان یک بازی میسازد. شبیهسازهای جنگ جهانی دوم هم پیدا میشود، یا چتهایی که در آنها با آدمکشهای یک سریال تلویزیونی همکاری میکنید. تقریباً هر چیزی بخواهید آنجا پیدا میشود.
شاید استفاده از کاراکتر ایآی را به دیگران پیشنهاد کنم، اما بااحتیاط. محتوایش فیلتر نیست و باید مراقب باشید که روی چه چیزی کلیک میکنید. خیلی زود متوجه محدودیتهایش هم میشوید. در نسخه رایگان، حافظه چتبات پر میشود؛ اگر چت را خیلی طولانی کنید، کند میشود و اتفاقات قبلی را کلاً فراموش میکند.
پلتفرم Character.AI هم مشکلات بقیه ابزارهای هوش مصنوعی را دارد. اگر رهایش کنید تا خودش بهتنهایی جلو برود، از هم میپاشد. باید مدام فرمان را دست بگیرید و آن را به مسیری که میخواهید هدایت کنید.
- چه کاری را بیشتر از همه دوست داری خودت انجام دهی؟ دلم میخواهد خلاقیتم مال خودم باشد و هوش مصنوعی روی آن تأثیری نگذارد؛ برای همین نمیخواهم هوش مصنوعی در هیچ پروژه خلاقانهای کمکم کند.
- چطور میتوان از هوش مصنوعی استفاده کرد و خلاق و رؤیاپرداز باقی ماند؟ میتوانید برای کمکهای فنی مثل چککردن گرامر از آن استفاده کنید، نه اینکه بخواهید بخشهایی از پروژهتان را تولید کند یا بهجای شما مقاله بنویسد.
سیلویا، ۱۰ ساله، هنرمند
من خودم تا حالا از ابزارهایی مثل ChatGPT یا Claude استفاده نکردهام، اما مادرم استفاده میکند. من واقعاً نقاشی کشیدن و ترانهنویسی را دوست دارم، اما برای این کارها اصلاً سراغ هوش مصنوعی نمیروم. راستش احساس خاص و بزرگی هم نسبت به هوش مصنوعی ندارم؛ نه خیلی ذوقزدهام و نه بدم میآید. یک چیزی شبیه ماشینحساب است دیگر!
ماشینحساب برایتان ریاضی حل میکند و هوش مصنوعی هم کارهای دیگری انجام میدهد. ولی دوست ندارم هوش مصنوعی فریبم دهد، مثلاً یکبار مادرم چند آهنگ در اسپاتیفای پیدا کرد که خیلی دوستشان داشت. بعد اسم خواننده را جستوجو کرد و تازه فهمیدیم کل آهنگ را هوش مصنوعی ساخته است! خیلی تعجب کردم، هرچند هنوز آهنگ را دوست دارم.
دوست ندارم هوش مصنوعی فریبم دهد
در مدرسه از طریق برنامهای به اسم SchoolAI از هوش مصنوعی استفاده میکنم؛ بیشتر وقتها نوشتههایم را وارد میکنم و او به من ایده میدهد یا در ویرایش کمکم میکند. نمیتوانید از برنامه بخواهید که متن را برایتان بنویسد، اما میتوانید از آن کمک بگیرید.
وقتی بزرگ شدم دلم میخواهد هنرمند بشوم، یا شاید کتابدار. احتمالاً باید از یکسری تکنولوژیها استفاده کنم. اما نقاشی کشیدن و ترانه نوشتن چی؟ دلم میخواهد این کارها را خودم انجام بدهم.
- به نظرت هوش مصنوعی چطور ممکن است روی آیندهات تأثیر بگذارد؟ شاید دیگر مجبور نباشم بهتنهایی امتحان ریاضی بدهم. هوش مصنوعی جواب را به من نمیگوید، اما کمکم میکند.


اِوِلین، ۱۳ ساله، دانشجوی آیندهی پزشکی
در ماه ژانویه متوجه شدم که به دیابت نوع ۱ مبتلا هستم، و درست از همان زمان هوش مصنوعی نقش خیلی پررنگتری در زندگیام پیدا کرد. حالا وقتی میخواهیم آشپزی کنیم، دستور غذا و اندازه هر وعده را به ChatGPT میدهیم و او حساب میکند که غذا چقدر کربوهیدرات دارد. کارهایی ازایندست را زیاد با هوش مصنوعی انجام میدهیم.
دستگاه پایش قند خون و پمپ انسولین من هم با استفاده از نوع خاصی از هوش مصنوعی با هم حرف میزنند تا دوز داروی مرا پیشبینی کنند. دستگاه پایش، قند خون واقعیام را زیر نظر میگیرد و پمپ هم محاسبات ریاضی را انجام میدهد.
اگر دستگاه پیشبینی کند که قند خونم تا ۳۰ دقیقه دیگر بالا میرود، یک دوز اصلاحی به من تزریق میکند و اگر پیشبینی کند که در حال افت قند هستم، قبل از اینکه اتفاقی بیفتد جلوی ترشح انسولین را میگیرد.
وقتی تازه بیماریم را تشخیص داده بودند، باید آمپول میزدم و تقریباً هر شب افت قند داشتم. واقعاً شرایط پراسترسی بود. اما حالا پمپ میتواند افت قند را بهموقع تشخیص دهد؛ شبها زنگ گوشیام به صدا درمیآید تا بیدار شوم و کمی آبمیوه بخورم. حالا به لطف این سیستم میتوانم بیشتر و راحتتر بخوابم.
باوجود تمام مزایای درمانی، نمیخواهم هوش مصنوعی پزشکم باشد
سختترین بخش دیابت داشتن، چیزی نیست که بتوانم برایش از هوش مصنوعی کمک بگیرم. باید همیشه یادم باشد تمام وسایل و داروهایم را همهجا با خودم ببرم؛ به مدرسه، یا هر جای دیگری که باید زمانی طولانی بمانم.
گاهی برای کارهای مدرسه هم از هوش مصنوعی استفاده میکنم. مثلاً برای ترفندهای حفظکردن درس در دوران امتحانات، یا ایده گرفتن برای شروع یک پروژه. برای این کارها ابزار خوبی است. اما هنوز نمیدانم در آینده چطور از هوش مصنوعی استفاده خواهم کرد.
دلم میخواهد روزی متخصص غدد شوم و حدس میزنم آن موقع هم راهی برای استفاده از این تکنولوژی پیدا کنم، مخصوصاً که الان هم در مدیریت دیابت کمکم میکند. میدانم بقیه نگراناند که هوش مصنوعی دنیا را تسخیر کند، اما من واقعاً اینطور فکر نمیکنم. به نظرم ما هنوز کنترلش را در دست داریم و فایدههایش بیشتر از خطراتش هستند.
- چه چیزی درباره هوش مصنوعی بیشتر نگران یا هیجانزدهات میکند؟ فکر میکنم که نباید اینقدر به هوش مصنوعی وابسته باشیم. اگر بیش از حد از آن استفاده کنیم، بچهها دیگر در مدرسه تلاشی نمیکنند. با خودشان فکر میکنند باوجود هوش مصنوعی چه نیازی به تلاش دارند؟
- دوست داری هوش مصنوعی چه کاری را هرگز برایت انجام ندهد؟ هیچوقت نمیخواهم پزشکم باشد.
دنیل، ۱۸ ساله، سازماندهنده
من مهندسی میخوانم و میخواهم فناوریهایی خلق کنم که به افراد زیادی کمک کند. به نظرم هوش مصنوعی ذاتاً خوب یا بد نیست؛ آدمها با نحوه استفادهشان خوب یا بد بودنش را تعیین میکنند. همینالان هم کارهای مثبت زیادی با هوش مصنوعی انجام میشود، مثلاً به آموزش شخصیسازیشده یا دسترسی بیشتر تشخیصهای پزشکی فکر کنید.
بزرگترین پروژهای که با محوریت هوش مصنوعی پیش بردهام، رأیدهندگان بعدی (Next Voters) نام دارد. همتیمیهایم بیشتر روی بخشهای فنی متمرکزند و من روی گسترش و توسعهی پروژه کار میکنم. در حال حاضر، تمرکز اصلی ما روی شوراهای شهر و ایالتهاست.
نباید اجازه دهیم ماشینها بهجای ما فکر کنند
سیستم ما اسناد پیچیده و صدصفحهای را میگیرد و آنها را به یک تیتر و چند خط توضیح ساده و قابلفهم تبدیل میکند و مستقیم به ایمیلتان میفرستد. همهی منابع هم ذکر میشوند، بنابراین میتوانید روی قانون یا سیاست موردنظر کلیک کنید و بیشتر دربارهاش بخوانید. دیگر نیازی نیست چیزی را جستجو کنید؛ اطلاعات خودشان به سراغتان میآیند.
ما چند ایجنت هوش مصنوعی داریم که مثل یک تیم کار میکنند. یکی از آنها منابع رسمی دولتی شهر یا ایالتی خاص (مثل وبسایت شورا، لوایح پیشنهادی و متن جلسات) را پیدا میکند و ایجنت دوم اعتبار اطلاعات را میسنجد. یکی دیگر هر هفته جدیدترین آپدیتها را میگیرد؛ بعدی آنها را در دستهبندیهایی مثل حقوق مدنی، مهاجرت و اقتصاد مرتب میکند و در نهایت، آخرین هوش مصنوعی خبرنامه هفتگیمان را مینویسد.
هدف پروژه کاهش موانع مشارکت دموکراتیک است؛ یعنی هر کسی، فارغ از نژاد، جنسیت، درآمد یا سطح تحصیلات، بتواند بهسادگی به اطلاعات موردنیازش دسترسی پیدا کند و سپس با تفکر انتقادی تصمیم بگیرد که چطور از اطلاعات استفاده کند. این پلتفرم را ساختیم چون حس میکنیم این روزها بیشتر نوجوانها چندان درگیر مسائل جامعه نیستند.
بزرگترین خطر پیشرو، از بین رفتن تفکر انتقادی است
یکبار سر کلاس ادبیات انگلیسی بحث جنگ اوکراین پیش آمد و یکی از بچهها با تعجب پرسید: «مگه جنگ شده؟» این بیخبری، در کنار تمام اطلاعات غلط و احساسی شبکههای اجتماعی که فقط برای کلیک خوردن بیشتر پروموت میشوند، مرا نسبت به نسل بعدی رأیدهندگان نگران میکند.
ما نمیخواهیم هوش مصنوعی بهجای آدمها فکر کند؛ میخواهیم از آن برای توزیع آگاهی استفاده کنیم. سادهتر بگویم، میخواهیم کارتهای بازی را بین مردم پخش کنیم و اجازه دهیم خودشان تصمیم بگیرند چطور بازی کنند، اما خب اولازهمه باید مطمئن شویم که اصلاً کارتی در دستشان هست!
- چه چیزی در مورد هوش مصنوعی تو را بیشتر از همه نگران یا هیجانزده میکند؟ بزرگترین نگرانیام درباره توانایی تفکر انتقادی خودمان است. میترسم اعتماد بیش از حد به هوش مصنوعی باعث شود اطلاعات غلط، اخبار جعلی و سوگیریهای مختلف بهراحتی در جامعه پخش شوند.
کریشیو، ۱۸ ساله، مخترع
بچهتر که بودم، همیشه عاشق ساختن چیزهای مختلف بودم؛ از سازههای لگو گرفته تا دنیاهای ماینکرفت و بعدتر هم ساخت بازیهای ویدیویی در اسکرچ. یک بازی کوچک میساختم، آن را منتشر میکردم تا بقیه بچهها بازی کنند، نظراتشان را میخواندم و بازی را بهتر میکردم.
اما وقتی وارد دبیرستان شدم، مجبور بودم خیلی بیشتر از قبل درس بخوانم؛ درحالیکه راستش را بخواهید، فقط دلم میخواست چیزهای جدید بسازم. برای همین دنبال راههایی گشتم که هم بتوانم نمرههای خوبی بگیرم و هم کمتر درس بخوانم.
آکادمی خان (Khan Academy) داشت روی یک معلم خصوصی هوش مصنوعی کار میکرد، ولی برای دسترسی به آن باید در لیست انتظاری طولانی میماندید. فکر کردم چرا معلم خصوصی خودم را نسازم؟
معلم خصوصی دیجیتال میتواند آموزش اختصاصی و باکیفیت را بهطور برابر در اختیار تمام دانشآموزان قرار دهد
چند ماه هر چیز رندومی را که به ذهنم میرسید میساختم. تا اینکه بالاخره یک مربی هوش مصنوعی به نام Aceflow توسعه دادم. میشد هر چیزی را که معلم برایمان تعیین کرده بود به آن داد؛ از یک ویدیوی آموزشی ۳۰ دقیقهای در یوتیوب و مطالب وبلاگی گرفته تا PDF کتابدرسی یا اسلایدهای ارائه.
برنامه از همان محتوا بینهایت سؤال تمرینی میساخت و یک معلم خصوصی هم کنارش بود که مطالب را به همان روش معلم خودم توضیح میداد. من این ابزار را فقط برای خودم ساختم، اما بعد به دوستانم نشانش دادم و ویدیویی از آن در تیکتاک گذاشتم. ویدیو در تیکتاک حسابی دیده شد و برنامه هزاران کاربر پیدا کرد!
آیا نگران بودم که بقیه اسم این کار را تقلب بگذارند؟ نه واقعاً. میدانستم چطور باید از Aceflow دفاع کنم. چنین ابزاری تفاوت چندانی با معلمهای خصوصی گرانقیمتی که خانوادههای پولدار استخدام میکنند ندارد، با این تفاوت که در دسترس همه قرار دارد. این بخش ماجرا برایم خیلی مهم بود.
در کلاس هشتم، یکی از معلمها از من خواست تا یک کلاس کوچک علوم کامپیوتر را برای حدود ۳۰ بچه با نیازهای خاص اداره کنم. وقتی به بچهها توجه اختصاصی شد، بازیهایی ساختند که هیچکس انتظارش را نداشت.
تجربهی خوبی بود و متقاعدم کرد که بچهها خیلی بیشتر از آنچه معمولاً تصور میشود توانایی دارند و هوش مصنوعی میتواند توجه شخصیسازیشده را برای همه فراهم کند. این موضوع پتانسیلهای فوقالعادهای را آزاد میکند.
پروژه اول معلم خصوصی هوش مصنوعی، در نهایت باعث شد بتوانم موقعیتهای شغلی پارهوقتی در دو شرکت کانادایی BenchSci و سیمپل ونچرز به دست بیاورم.
اخیرا هم به یکی از آزمایشگاههای هوش مصنوعی MIT پیوستم، در تدریس دورهای آموزشی درباره ایجنتهای هوش مصنوعی با یکی از اساتید همکاری کردم و پلتفرم CheetahPrep.com را راه انداختم؛ برنامهای مخصوص آمادگی آزمون SAT که باتکیهبر هوش مصنوعی خودش را با نیازهای هر دانشآموز تطبیق میدهد.
من درمجموع نسبت به تأثیر هوش مصنوعی بر آینده بشریت خوشبینم، اما وقتی اولین واکنش بچهها در مواجهه با هوش مصنوعی را در قالب ترس میبینیم، با نشانهی مهمی طرفیم. یعنی درعینحال که برای آینده هیجانزدهایم، باید خطرات را هم جدی بگیریم و با هم همکاری کنیم تا هوش مصنوعی واقعاً در خدمت بشریت باشد.
- توصیهای برای بقیه بچهها داری؟ وقتی میلیاردها دلار سرمایه به سمت هوش مصنوعی عاملمحور سرازیر میشوند، مشخصا ابتکار عمل، قدرت قضاوت و خودراهبری به مهمترین مهارتهایی تبدیل میشوند که میتوانید در خودتان پرورش دهید.