آیا ممکن است مایکروسافت بتواند ویندوز فون را رها کرده و به اندروید روی آورد؟

آیا مایکروسافت می‌تواند یک دستگاه اندرویدی تولید کند؟ این سوالی است که رسانه‌ها و نشریات حوزه آی‌تی پس از گزینش ساتیا نادلا بعنوان مدیرعامل جدید و نیز هر بار فاش شدن جزئیات بیشتر در خصوص گوشی هوشمند مبتنی بر اندروید نوکیا بارها آن را مطرح نموده و به تحلیل آن پرداخته‌اند. در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که آیا چنین اقدامی از منظر فنی امکان‌پذیر خواهد بود یا خیر...

گرفتن اندروید به شکل موجود و منشعب کردن آن دقیقا همان گزینه‌ای است که می‌توان به آن به چشم یک انتخاب برای مایکروسافت نگاه کرد. دلایل متعدد بسیاری در خصوص چرایی منشعب شدن اندروید توسط مایکروسافت و ایجاد یک نسخه کیندل-مانند برای مصارف نوکیا/مایکروسافت وجود دارد که دقیقا در نقطه مقابل اندروید قرار گیرد اما می‌توان این مبحث را به این شکل مجتمع نمود: ویندوز فون از جذب مشتریان کافی برای شکستن انحصار اندروید و ایجاد یک مسابقه سه‌جانبه در دنیای سیستم‌عامل‌های موبایل ناکام بوده است بنابراین یک گوشی هوشمند مبتنی بر اندروید از سوی نوکیا (یا مایکروسافت) می‌تواند مزیت بسیار بزرگتری از نظر اپلیکیشن‌ها و تعداد توسعه‌دهندگان اکوسیستم به همراه داشته باشد. در نهایت نیز از آنجا که اندروید ماهیتی متن‌باز دارد مبادرت به این عمل ریسک بالایی در بر نخواهد داشت.

جدا از مساله فروش، این اقدام به نحوی تاییدی بر شکست پلتفرم ویندوز فون خواهد بود که انجام آن تا حدودی از سوی مایکروسافت بعید به نظر می‌رسد؛ همچنین اجرای این انشعاب، به نیرو و سرمایه‌گذاری و نیز شالوده‌ای از پس‌زمینه سرویس‌های ابری نیاز دارد. اجازه دهید برای دقایقی بصورت تئوی مساله را تحلیل کرده و با گذاشتن خود در جایگاه مایکروسافت و گوگل به بررسی مسائل پیرامون به واقعیت پیوستن یک تلفن مایکروسافتی بپردازیم.

استدلال اول: سهم بازار

سال 2013 به پایان رسیده است و اکنون با اطمینان خاطر می‌توانیم بگوییم که فضای بازار گوشی‌های هوشمند بطور مطلق تحت تاثیر دو سیستم‌عامل اندروید و iOS بوده است. با توجه به تحقیقات بازار صورت گرفته در خصوص سال 2013، ویندوز فون مایکروسافت در این سال سهم بسیار حاشیه‌ای 3.2 درصد از بازار را به خود اختصاص داد. سهم ویندوز فون در ایالات متحده از این میزان هم پایین‌تر بوده و به 3.1 درصد از بازار اکتفا کرده است و برخی تحلیلگران مایکروسافت نظیر شبکه تبلیغاتی AdDuplex کل پایگاه کاربری این پلتفرم را حدود 50 میلیون تخمین می‌زنند. در تضادی فاحش، اندروید بصورت تقریبی پایگاه کاربری در حدود 1.9 میلیارد دستگاه فعال دارد در حالی که iOS و مک اپل نیز بر روی هم 680 میلیون کاربر دارند. بنابراین با وجود اینکه بدون شک ویندوز فون مایکروسافت سومین پلتفرم از این نظر محسوب می‌گردد اما آنچنان از دو پلتفرم دیگر عقب است که نمی‌توان این رقابت را همچنان سه‌جانبه تلقی کرد.

6a00e0097e337c883301a73d70f908970d

مشکل بزرگ بعدی این است که بر اساس آمارهای بدست آمده، رشد پلتفرم ویندوز فون روز به روز بیشتر به یک تولیدکننده‌ی تنها یعنی نوکیا وابسته می‌شود. دستگاه‌های ویندوز فون کمپانی فنلاندی بر اساس اطلاعات بدست آمده به تنهایی 90 درصد از کل بازار این پلتفرم را در اختیار دارند. همگی ما امیدواریم که مایکروسافت هرچه زودتر شرکای سخت‌افزاری جدیدی را در این خصوص معرفی نماید، اما واقعیت امر در حال حاضر، این سیستم‌عامل و اکوسیستم از سوی هیچ سازنده دیگری جز نوکیا جدی گرفته نشده است و فروش بیشتر به هیچ عنوان باعث نخواهد شد که افراد بیشتری قانع به ورود به این سیستم شوند.

علاوه بر موارد مذکور، همچنین بر اساس آمارها و تحلیل‌های انجام گرفته به نظر می‌رسد که اشتیاق افراد به خرید گوشی‌های ویندوز فون رو به افول است و دستگاه‌های پرچمدار نظیر نوکیا 1020 سهم چندانی از فروش این پلتفرم نداشته و بیشتر سهم این سیستم مدیون دستگاه‌های ارزان قیمتی نظیر لومیا 520 است که حاشیه سود بسیار پایینی را برای تولیدکنندگان به دنبال دارند؛ آمار مربوط به فروش اینگونه دستگاه‌های رده پایین مبتنی بر پلتفرم ویندوز فون رو به فزونی است. این موضوع به هیچ عنوان یک رخداد خوب برای برگه‌های حسابداری سود و زیان تولیدکنندگان نخواهد بود.

اولین بخش استدلال به این شکل به نتیجه می‌رسد که پایگاه اپلیکیشن و توسعه‌دهنده برای یک سیستم‌عامل منشعب شده از اندروید می‌تواند بسیار گسترده باشد، اما شاید همین مساله در خصوص ویندوز فون "بسیار کوچک، بسیار دیر" محسوب شود.

چرا اندروید: بخاطر متن‌باز بودن و پس از آن توسعه‌دهدنگان، توسعه‌دهندگان و باز هم توسعه‌دهندگان

 اگر مایکروسافت تصمیم داشته باشد که از ویندوز فون روی برگرداند، اندروید تنها گزینه متن‌باز خواهد بود که ارزش جایگزینی اکوسیستم مایکروسافت را خواهد داشت. پلتفرم‌های کوچک‌تر نظیر اوبونتو هنوز بصورت نهایی عرضه هم نشده‌اند و انتخاب عاقلانه‌ای محسوب نخواهند شد و iOS نیز که سیستم‌عاملی انحصاری محسوب می‌شود. اندروید با بیش از یک میلیارد اپلیکیشن و یک اکوسیستم توسعه‌ی قدرتمند بطور قطع می‌تواند پایگاهی که مایکروسافت با ویندوز فون نتوانسته به آن دست یابد را به این شرکت هدیه دهد. فراتر از آن، اندروید هم‌اکنون نیز برای فراهم نمودن ساختار مناسب برای تولیدکنندگان طرف سوم ابزارها و APIهای بسیاری را تدارک دیده است که به خوبی می‌توانند برای هماهنگ نمودن سرویس‌های مایکروسافت از آن‌ها بهره برد. یک نگاه سریع به خلاصه سود و زیان‌های مایکروسافت این موضوع را روشن خواهد کرد که سرویس‌هایی نظیر آفیس دقیقا همان دلیلی هستند که مایکروسافت می‌خواهد وارد فضای موبایل شود.

ذکر این مساله ضروری است که باز بودن پلتفرم اندروید است که اجازه باز نمودن این بحث تلفن مایکروسافت را فراهم می‌کند. گوگل پایگاه عظیم کدهای اندروید را تحت عنوان Android Open Source Project یا به اختصار AOSP در همان روزهای آغازین ارائه اندروید در اکتبر سال 2008 ارائه کرد واز آن زمان تا کنون بطور مرتب AOSP را بروز رسانی نموده است. AOSP در حقیقت منبع تغذیه و توسعه اندروید است و یک تولیدکننده می‌تواند به سادگی آن را دریافت کرده و پس از کمی تغییر و تطبیق آن را بر روی دستگاه خود نصب نماید و یک اسمارت فون کامل را به بازار عرضه کند. این پایه در حقیقت تمام آن چیزی است که بعنوان اندروید می‌شناسیم، از برنامه‌های کانتکت و فون و گالری گرفته تا لانچر و هسته و دیگر اجزاء فنی و تخصصی.

همچنین ذکر این مساله هم بسیار ضروری است که اگرچه AOSP استخوان بندی اندروید را ارائه می‌کند، اما این مجموعه شامل برنامه‌های اختصاصی فوق‌العاده گوگل نظیر Google Play Store، مپز، درایو، جیمیل، کروم و... نمی‌شود. این مجموعه اغلب در قالب یک پکیج کلی و با نام (Google Mobile Service (GMS یا Google Play services ارائه می‌شوند. GMS برخلاف AOSP متن‌باز نبوده و انحصاری محسوب می‌گردد و از ابتدای امر نیز اینچینین بوده است. این مجموعه به منظور فراهم نمودن دسترسی به سرویس‌های ابری گوگل بر بستر اندروید طراحی و تولید شده است. استفاده از این مجموعه هزینه‌ای را برای تولیدکنندگان خواهد داشت که بر اساس اطلاعات مختلف، این هزینه مقدار مشخص و ثابتی نیست، اما چیزی حدود 0.75 دلار در ازای هر دستگاه درآمد برای گوگل خواهد داشت. بر همین اساس نکته اصلی در خصوص GMS این است که این مجموعه قابل منشعب شدن نیست و نمی‌توان تنها بخشی از آن را استفاده کرد و تنها بصورت یک پکیج مجتمع و در ازای پرداخت حق لیسانس ارائه می‌شود. به همین دلیل است که اغلب گوشی‌های اندرویدی طرف قرارداد مجموعه‌ی GMS علاوه بر فروشگاه گوگل پلی کل مجموعه برنامه‌های گوگل را نیز به همراه خود ارائه می‌کنند.

اینجا است که سوال بزرگ مایکروسافت نمایان می‌شود. اگر (کاملا در عالم تئوری) این کمپانی تصمیم بگیرد که یک انشعاب از اندروید ایجاد کند آیا باید تنها به AOSP بسنده کند یا به GSM نیز نیاز خواهد داشت؟

درست مانند آمازون...

Kindle-Fire-HDX-89-Homescreen-Carousel

انتخاب اول در حقیقت چیزی است که پیش‌تر توسط آمازون و برای استفاده در تبلت‌های کیندل فایر با موفقیت آزمایش شده و این مدل انشعاب پاسخ مناسبی نیز از سوی خریداران در پی داشته است. بر همین اساس ایجاد یک انشعاب اندروید بر پایه‌ی AOSP به تنهایی به معنای عدم امکان بهره بردن از مجموعه عظیم فروشگاه گوگل پلی خواهد بود و مایکروسافت مجبور خواهد بود که همانند آمازون سرویس مجموعه ارائه و فروش اپلیکیشن اختصاصی خود را راه‌اندازی نماید. ممکن است این اقدام عاقلانه به نظر برسد چون سرویس جدید نیز بر بستر اندروید راه‌اندازی شده و توسعه‌دهندگان مشکل چندانی برای وارد نمودن اپلیکیشن‌های خود که کاملا با بستر جدید نیز سازگار است به آن نخواهند داشت. اما پیاده‌سازی این روش نیز در این دوران که مخازن اپلیکیشن‌ موجود بسیار به بلوغ رسیده‌اند دیر به نظر می‌رسد و ممکن است نتیجه مناسبی از آن حاصل نشود. شاید اجرای این روش نیز در نهایت منجر به سرزنشی دیگر برای تعلل در تصمیم‌گیری برای مایکروسافت در پی داشته باشد.

و شاید هم مانند سامسونگ...

انتخاب دوم یعنی ایجاد بستر بر پایه‌ی AOSP و همراه نمودن GSM با آن به نظر قابل دوام‌تر بوده و برای رشد مستعدتر است. این روش به تلاش بسیاری نیاز دارد اما بزرگترین بخش یعنی استخوان‌بندی سرویس‌های ابری مورد نیاز در این انشعاب فرضی به سادگی حل می‌شود. در این حالت برای ارائه دیگر انواع سرویس‌های مایکروسافت در این بستر، APIها کار را ساده خواهند کرد. آیا می‌توان گفت که اندروید پلتفرمی است که زمینه‌ی کاملا یکسانی را برای برنامه‌ها و سرویس‌های طرف سوم در مقایسه با سرویس‌های طرف اول خود گوگل فراهم می‌نماید؟ ما توسعه‌دهنده حرفه‌ای نیستیم و نمی‌توانیم کاملا در خصوص این برابری اظهار نظر کنیم، اما این مساله را می‌دانیم که گوگل تلاش نموده سرویس‌های اختصاصی خود را نیز با استفاده از همان APIهای عمومی که در سایر سرویس‌ها و برنامه‌ها نظیر دراپ‌باکس (که به خوبی با اندروید یکپارچه شده است) بر روی این بستر راه‌اندازی کند.

galaxy-note-3-samsung-apps-640x426

بنابراین تولید برنامه‌های اختصاصی، کوچک‌ترین زحمتی خصوصا برای شرکتی با عظمت و تجربه مایکروسافت نخواهد داشت. باید این مساله را نیز در ذهن داشت که هم‌اکنون بسیاری از برنامه‌های پایه‌ای بعنوان بخشی از AOSP توسعه داده می‌شوند. کروم مرورگر متن‌بازی است که هر کسی می‌تواند سرویس مرورگر خود را بر پایه‌ی آن بنا نهد و در خصوص برنامه‌هایی که شاید به اندازه کافی رضایت‌بخش نباشند (نظیر موزیک پلیر) نیز برنامه‌های اختصاصی فراوانی توسط توسعه‌دهندگان ایجاد شده است که می‌توان لیسانس آن‌ها را دریافت کرد. با این شیوه، تلفن مایکروسافت خواهد توانست به خوبی از تمامی برتری‌های اندروید بهره گرفته و در عین حال تجربه منحصر به فرد مد نظر خود را به کاربر ارائه نماید و از همه مهم‌تر بعنوان پنجره‌ای به سرویس‌های ابری قدرتمند مایکروسافت معرفی شود. این شیوه نیز تا به حال با موفقیت انجام شده و بازخورد مناسبی نیز داشته است؛ این همان کاری است که سامسونگ به آن مبادرت می‌ورزد. این کمپانی در عین حال که برنامه‌های پایه‌ای و مرکزی گوگل و اندروید را حفظ نموده، رابط کاربری، فروشگاه نرم‌افزاری و برنامه‌های رقابتی خود را نیز بر این بستر ارائه می‌نماید که حتی می‌تواند در صورت تصمیم سران غول تکنولوژی کره‌ای، این اکوسیستم را در مقابل گوگل قرار دهد. رشد انفجاری سامسونگ وام‌دار چنین رویکردی بوده است اما باید پذیرفت که مدل تجاری فعالیت سامسونگ و مایکروسافت شباهت چندانی با یکدیگر ندارند.

آیا چنین اتفاقی رخ خواهد داد؟

ما تا به حال کمپانی‌هایی نظیر آمازون و سامسونگ را دیده‌ایم که با موفقیت اندروید را با شیوه‌ای کاملا متفاوت از یکدیگر منشعب کرده‌اند. سوال اساسی همچنان باقی می‌ماند که آیا مایکروسافت حاضر به اعمال چنین تغییر پایه‌ای و بزرگی خواهد شد و خود را از ویندوز فون جدا می‌کند یا خیر... واضح است که ارائه یک دستگاه مبتنی بر اندروید توسط مایکروسافت یک تصمیم تجاری مهم خواهد بود و البته تلاش و سرمایه بزرگی را طلب خواهد کرد. ما به هیچ عنوان نمی‌گوییم که این اقدام تصمیم عاقلانه‌تری نسبت به رویکرد فعلی است؛ آنچه ما در این مقاله تلاش نمودیم مشخص کنیم این بود که آیا در مجموع چنین اقدامی امکان پذیر است و آیا چنین تصمیمی دوام و آینده روشنی خواهد داشت یا خیر. از منظر ما پاسخ به این پرسش مثبت است... شما چه تحلیلی از این جریان در ذهن دارید؟

از سراسر وب

  دیدگاه
کاراکتر باقی مانده

بیشتر بخوانید