ساتوشی ناکاموتو، خالق بیت‌ کوین، شخصیت بدگمان و رئیس‌مآبی داشت

یکی از توسعه‌دهندگان اولیه بیت‌کوین با ساتوشی ناکاموتو همکاری و ارتباط ایمیلی داشته است و اظهارات عجیبی از شخصیت وی مطرح می‌کند.

اکنون ۱۰ سال از پدیدار شدن نخستین سیستم ارز رمزپایه‌ی دنیا در فضای آنلاین می‌گذرد و ما هنوز هم هیچ سرنخ یا نشانه‌ی قطعی از هویت واقعی سازنده‌ی آن نداریم. سازنده‌ای که در اینجا اشاره‌ می‌کنیم در واقع یک نام مستعار است و نه بیشتر: ساتوشی ناکاموتو.

زمانی که ناکاموتو در ماه آوریل سال ۲۰۱۱ از فضای اینترنت ناپدید شد، برخی نشانه‌های ریز از خود بر جای گذاشت. ما در واقع‌ می‌توانستیم در ایمیل‌های ردوبدل‌شده‌ی او با توسعه‌دهندگان بیت‌کوین، برخی نظرات او در تالارهای گفتگوی آنلاین و البته اوراق سفید اولیه‌ی بیت‌کوین که توسط خود ناکاموتو تهیه‌ شده‌ بودند، به‌دنبال سرنخ‌هایی از این فرد بگردیم.

البته طی این چند سال، افراد و گروه‌های مختلفی گمانه‌زنی‌ها و برداشت‌های گوناگونی در مورد هویت ناکاموتو ارائه داده‌اند. با این حال همه‌ی آن حدس‌ها با کمی اغماض در نهایت به بن‌بست‌ رسیده‌اند.

ساتوشی ناکاموتوتصویر مردی را نشان می‌دهد که زمانی تصور می‌شد ساتوشی ناکاموتور، پایه‌گذار ناشناس بیت‌کوین باشد. وی در ماه مارس سال ۲۰۱۴ خانه‌ی خود در تمپل سیتی ایالت کالیفرنیا را ترک می‌کند.

یکی از توسعه‌دهندگان شناخته‌‌شده‌ی دنیای بیت‌کوین، لازلو هانیکز (Laszlo Hanyecz) است. این فرد را بیشتر به‌ خاطر نخستین خرید دنیای واقعی با بیت‌کوین و داستان معروف خرید دو پیتزا با یک بیت‌کوین می‌شناسیم. لازلو در گفتگو با پایگاه خبری بیزنس اینستایدر اشاره کرده بود که در سال ۲۰۱۰، صدها ایمیل را با خالق بیت‌کوین ردوبدل کرده است.

ناکاموتو از جواب دادن به‌ سؤال‌ها طفره می‌رفت

 ارتباط متقابل آن‌ها از جایی شروع شد که لازلو هاینکز در آن دوره به استخراج بیت‌کوین روی لپ‌تاپ خود می‌پرداخت و در این میان تمایل خود را برای کمک به توسعه‌ی آنلاین بیت‌کوین و ارزهای رمزپایه با ساتوشی ناکاموتو مطرح می‌کند. به‌گفته‌ی لازلو، ناکاموتو هم موافقت کرد و در طول یک سال همکاری، وظایف و راهکارهایی را برای لازلو از طریق ایمیل ارسال می‌کرد. هانیکز اشاره می‌کند که رابطه‌‌ی اون با ناکاموتو همواره به‌نوعی عجیب بوده است. او اشاره می‌کند:

 من بر این باور بودم که بیت‌کوین فوق‌العاده مهیج است و از همین رو خواستم در کار مرتبط با آن درگیر شوم؛ اما من [در طی همکاری با ناکاموتو] یک کار معمولی مرتبط با برنامه‌نویسی داشتم. ناکاموتو ایمیل‌هایی برای من ارسال می‌کرد با موضوعات یا درخواست‌هایی از این دست: سلام، آیا می‌توانی این باگ را رفع کنی؟ آیا می‌توانی این کار را انجام دهی؟

 لازلو می‌گوید همکاری او در پروژه‌ی بیت‌کوین برایش به‌منزله‌ی یک پروژه‌ی جانبی بود و وی آن را به‌طور رایگان انجام می‌داد؛ اما ناکاموتو همواره با اون همانند یک کارمند استخدام‌شده‌ی تمام وقت رفتار می‌کرد:

 او گاهی می‌گفت فلان بخش از کار دچار مشکل شده است. یا اینکه ما این باگ‌ها را داریم و باید رفعش کنیم. من گاهی دوست داشتم بگویم: «ما؟» ما یک تیم نیستیم. من بر این باورم که چنین لحنی شاید به‌منزله‌ی تأیید یا تشکر از جانب وی بود؛ و اینکه شاید من را واقعا به‌عنوان یک عضو تیم خود می‌دانست. اما چنین مسئولیتی را نمی‌خواستم. واقعا دلیل آن میزان از اجبار یا بازخواست را در آن بازه‌ی زمانی درک نکردم.

 لازلو اشاره می‌کند که درخواست‌های ناکاموتو گاهی نیز او را دچار دردسر می‌کرد: «دوست داشتم به او بگویم که تو رئیس من نیستی و من واقعا این کار را به‌ آن اندازه جدی نمی‌گیرم.»

 نکته‌ی جالب دیگر این است که ناکاموتو حتی درباره‌ی تلاش‌ها و برنامه‌های روبه‌رشد استخراج بیت‌کوین توسط خود لازلو هانیکز هم چندان خوشحال‌ به‌ نظر نمی‌رسید. لازلو اظهار کرده است:

 وی می‌گفت: «من ترجیح می‌دهم که کار ماینینگ را بیش از حد انجام ندهی.» ناکاموتو درواقع سعی داشت جامعه‌ی بیت‌کوین را گسترش دهد و موارد استفاده‌ی تجاری و عملی بیشتری وارد چرخه شوند. او به‌خوبی فهمیده بود که ماینینگ درصورتی که تنها چند فرد ثروتمند در سیستم وجود داشته باشد، تبدیل به یک مسئله خواهد شد.

 به‌گفته‌ی لازلو، ناکاموتو معمولا در طول هفته با وی تماس داشت و محور اصلی تماس‌ها هم درخواست‌های فنی مرتبط با کدهای بیت‌کوین بود. چنین به‌ نظر می‌رسد که ناکاموتو وقتی تصمیم به‌ ساخت بیت‌کوین گرفت، باید تمام آن‌ها را یک‌جا انجام می‌داد. نکته‌ی دیگر این است که بیشتر کارها گویی در اواخر هفته انجام می‌شد. برداشت لازلو از چنین رویکردی توسط خالق بیت‌کوین این است که او احتمالا روی کار یا پروژه‌های دیگری مشغول بوده.

هانیکز و ناکاموتو روی یک پروژه‌ی بسیار تخصصی و دشوار همکاری می‌کردند؛ اما ناکاموتو همواره سعی داشت ناشناس باقی بماند و این کار را هم کرده است:

 او (مرد یا زن) هر کسی که بود، هیچ نکته‌ی مرتبط با شخص خود را به من نگفت. من چند سؤال از او پرسیدم؛ ولی او همیشه از پاسخ به آن‌ها طفره می‌رفت. سؤال‌های من هیچگاه به‌ جوابی نرسیدند.

 البته به‌ خاطر نام ناکاموتو، لازلو هم مثل بسیاری از ما فرض را بر این می‌گذارد که او احتمالا دارای تبار آسیایی بوده است؛ احتمالا یک مرد با خلقیات کمی عجیب و نامعمول. در میان آن پیام‌های ردوبدل‌شده، چند ایمیل بود که باعث شد ناکاموتو در ذهن هاینکز، فردی دچار پارانویا قلمداد شود. او در این مورد توضیح می‌دهد:

 چند بار پیام‌هایی دریافت کردم که به‌نظر می‌رسید اشتباه باشند. آن‌ها را پاک می‌کردم؛ چون واقعا هیچکس به خواسته‌های (گاه گنگ یا نامربوط) این فرد اهمیتی نمی‌داد. در کل چنین کاری شغل من نبود؛ صرفا یک سرگرمی بود. سعی داشتم که با او دوستانه برخورد کنم. او همواره نسبت به نفوذ برخی افراد به نرم‌افزار، پارانویا داشت. وی همواره بر پیش‌از‌انتشار بودن آن نسخه تأکید می‌کرد و من در حال کمک به او بودم تا به مرحله‌ی انتشار برسد.

 البته لازلو به این نکته هم اشاره می‌کند که پارانویای ناکاموتو قابل درک بوده است. اگر هر اتفاق ناخواسته‌ای برای کد در مراحل اولیه‌ی توسعه می‌افتاد، احتمالا ما اکنون درمورد بیت‌کوین چنین گفتگوهایی نداشتیم. لازلو اظهار می‌کند که در طول عمر خود با افراد عجیب‌وغریبی در دنیای اینترنت سروکار داشته است. اما این رابطه‌ی خاص با ناکاموتو از مواردی است که واقعا حسی عجیب به وی می‌داد.

 با همه‌ی ایرادات و توصیف‌های هانیکز، در نهایت تأکید می‌کند که هم برای پروژه‌ی ناکاموتو و هم برای شخص یا گروه کاری واقع در پس این نام احترام زیادی قائل بوده است. وی باور دارد که اگر تصمیم‌ سازندگان اولیه‌ی بیت‌کوین برای دور ماندن از چشم جامعه و مخفی نگه داشتن هویتشان نبود، شاید هم‌اکنون پدیده‌ای به اسم بیت‌کوین با این مختصات و گستره وجود نداشت. هانیکر در نهایت توضیح می‌دهد:

 موضوع ذاتا هیجان‌انگیز است؛ چون مردم معمولا افراد و ماجراهای مرموز را دوست دارند. اما من سعی می‌کنم آن‌ها را به سمت این واقعیت سوق دهم که واقعا مهم نیست چه کسی بیت‌کوین را ساخته است. او می‌تواند یک قاتل یا بیمار روانی بوده باشد. مردم دوست دارند چنین حالتی را در قالب قهرمان یا ضد قهرمان شناسایی کنند؛ اما در دنیای ارزهای رمزپایه، این کدها هستند که خود را نشان می‌دهد. کاریزما یا داشتن شخصیت جالب شاید برای یک توسعه‌دهنده خصیصه‌های خوب و متعالی محسوب شوند؛ اما در نهایت شما را برپایه‌ی کیفیت کدها و ایده‌های کاریتان ارزیابی خواهند کرد.

منبع businessinsider

از سراسر وب

  دیدگاه
کاراکتر باقی مانده