چرا سپر دفاع ضد‌ موشکی ایالات متحده کارایی ادعا شده برای آن را ندارد؟

در سال‌های اخیر همیشه در لابه‌لای اخبار روزانه، نامی از سپر دفاع ضد موشکی ایالات متحده شنیده‌ایم که همیشه از آن به‌عنوان یکی از دستاوردهای صنعت نظامی این کشور یاد شده است. آمریکا در بیست سال اخیر سرمایه‌گذاری کلانی را برای توسعه‌ی این سیستم انجام داده است؛ بطوریکه براساس اهداف تعیین شده، سپر دفاع ضد‌ موشکی قادر است تا موشک‌های قاره‌پیمای بالستیک و همچنین موشک‌های مافوق صوت را پیش از انهدام هدف از بین ببرد. علی‌رغم تمامی تلاش‌های انجام شده، این سیستم هیچ‌گاه بصورت جدی محک نخورده است. دیوان محاسبات ایالات متحده‌ی آمریکا با انتشار گزارشی در خصوص سیستم دفاع ضد‌ موشکی، بسیاری از قابلیت‌های این سیستم از طراحی تا مدیریت و تست‌های انجام شده را زیر سؤال برده است.

علی‌رغم مشکلات و مسائل موجود در راه توسعه‌ی هرچه بیشتر این سیستم و همچنین نحوه‌‌ی کارکرد آن، کاخ سفید با تخصیص یک بودجه‌ی ۲۰ میلیون دلاری دیگر برای توسعه‌ی هرچه بیشتر آن موافقیت کرد که برای تجهیز پایگاه‌های موجود در ساحل شرقی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. باید به این نکته نیز اشاره کرد که ارتش تعداد متنابهی از سکوهای خود را در آلاسکا پیاده‌سازی کرده و درصدد اضافه‌کردن بر تعداد این سکوها است. براساس گمانه‌زنی‌های انجام شده بودجه‌ی صرف‌شده برای این پروژه تا سال 2017 میلادی به ۴۰ میلیارد دلار خواهد رسید.

یکی از اصلی‌ترین مشکلات موجود عدم تست واقعی و محک‌خوردن این سیستم در برابر موشک‌های بالستیک و قاره‌پیما است؛ یکی از اصلی‌ترین اهداف برای توسعه‌ی این سیستم دفاعی مقابله با تهدیداتی است که از این طریق منافع این کشور را تهدید می‌کنند. شاید گزارش مربوط به تست عملیاتی این سیستم که دال بر قابلیت‌های محدود آن در برابر تهدیدات ساده باشد، گویای این واقعیت است که سیستم دفاع ضد موشکی آمریکا به اندازه‌ی بودجه‌ی صرف‌شده و همچنین توجهات جلب‌شده به آن، کاربردی نیست.

به زبان ساده، این پروژه یک برنامه‌ی بسیار گران‌قیمت و پرهزینه است که هدف آن انجام غیرممکن‌ها است؛ بطوریکه با شرایط موجود انجام این کار تا حدودی غیرممکن به نظر می‌رسد. اما مشکل کار کجا است؟

چرا رهگیری و انهدام موشک بالستیک تاحدودی غیرممکن است؟

همانطور که گفتیم یکی از اصلی‌ترین اهداف از توسعه‌ی سامانه‌ی دفاع ضد موشکی آمریکا مقابله با موشک‌های بالستیک قاره پیما است. دلیل سخت‌بودن مقابله با این موشک‌ها سرعت بالای آن‌ها است؛ بطوریکه یک موشک بالستیک در زمان پرتاب و صعود، سرعتی برابر 14,500 کیلومتر در ساعت دارد. نکته‌ی جالب توجه در مورد سرعت این نوع موشک‌ها در مراحل آخر است که به 25,000 کیلومتر در ساعت می‌رسد.

دلیل سخت‌بودن مقابله با این موشک‌ها سرعت بالای آن‌ها است؛ بطوریکه یک موشک بالستیک در زمان پرتاب و صعود سرعتی برابر 14,500 کیلومتر در ساعت دارد

به‌بیان ساده‌تر تلاش برای مقابله با یک موشک بالستیک از طریق انهدام آن با شلیک یک موشک دیگر، همچون سعی در انهدام یک گلوله‌ی شلیک شده با شلیک گلوله‌ی دیگر است. سرعت سریع‌ترین گلوله‌ها در زمان پرتاب 4,500 کیلومتر بر ساعت است که تلاش برای هدف قرار‌دادن آن با اسلحه‌ای دیگر، به‌واقع کاری غیرممکن است. حال سیستم دفاع ضدموشکی را در نظر بگیرید که درصدد مقابله با موشک‌های بالستیک با سرعت سرسام آور است.

 GMDInt1

یک موشک بالستیک قاره‌پیما دارای سه مرحله‌ی پروازی است که شامل مرحله‌ی صعود، پرواز بر فراز اتمسفر و در آخر سقوط برای انهدام هدف است. ایده‌آل‌ترین زمان برای مقابله با یک موشک بالستیک، مرحله‌ی صعود است که مستلزم نزدیکی به محل پرتاب و بهره‌مندی از شتاب بالا برای انهدام موشک در مرحله‌ی صعود است. یک موشک بالستیک برای صعود به بالای اتمسفر نیازمند زمانی بین ۶۰ تا ۳۰۰ ثانیه است که انهدام آن در این مرحله کاری بس دشوار است. مرحله‌ی آخر یا مرحله‌ی سقوط نیز گزینه‌ی خوبی برای انهدام موشک نیست؛ چراکه موشک در این مرحله دارای سرعت بالایی است و علاوه‌بر این، انهدام آن نیز تأثیر چندانی ندارد. برای مثال یک موشک بالستیک با کلاهک هسته‌ای را در نظر بگیرید که در مرحله‌ی سقوط منهدم شود؛ این اقدام تأثیر چندانی نداشته و منجر به کاهش جزئی تاثیرات مخرب آن خواهد شد. در نتیجه بهترین زمان برای هدف‌گرفتن موشک بالستیک، مرحله‌ی میانی است که موشک در بالای جو زمین در حال طی طریق است.

یک موشک بالستیک برای صعود به بالای اتمسفر نیازمند زمانی بین ۶۰ تا ۳۰۰ ثانیه است که انهدام آن در این مرحله کاری بس دشوار است

اما چالش‌های پیش‌روی سیستم دفاع ضد موشکی در این مرحله نیز کم نیست؛ چراکه موشک‌های بالستیک قادرند با در پیش گرفتن اقداماتی، شانس قفل‌شدن رادارهای سیستم دفاع ضد موشکی را به شدت کاهش دهند.

چرا سیستم دفاع ضد موشکی قادر به مقابله با موشک‌های بالستیک قاره‌پیما نیست؟

سیستم‌های دفاع ضدموشکی برای کارایی بهتر و مقابله‌ی هرچه کاراتر در مقابل موشک‌های بالستیک، نیازمند منابع مالی بیشتری است تا یارای مقاومت در برابر تعداد بالای موشک‌های بالستیک پرتاب شده را داشته باشند. این سیستم در برابر پرتاب یک یا دو موشک بالستیک قادر به واکنش تأثیرگذاری نیست؛ حال تصور کنید تعداد موشک‌های پرتاب شده افزایش یابد؛ در این‌صورت این سیستم عملاً کارایی خاصی نخواهد داشت.

بسیاری از آژانس‌های دولتی با انتشار گزارش‌های متعددی، از سوءمدیریت در توسعه‌ی این سیستم گزارش داده‌اند که نبود یک استراتژی کارا یا برنامه‌ی جایگزین را در صورت شکست برنامه‌ی اصلی زیر سؤال برده است.

با توجه به موارد بالا می‌توان به این نتیجه رسید که علی‌رغم تبلیغات بسیار در مورد سپر دفاع ضد موشکی آمریکا، این سیستم کارایی چندان بالایی ندارد. در این بین باید به سپر دفاعی رژیم غاصب اسرائیل نیز اشاره کرد که با نام گنید آهنین شناخته می‌شود. این سیستم برای مقابله با موشک‌های کوچک‌تر و ضعیف‌تری توسعه داده شده و در مقایسه با سپر دفاع موشکی آمریکا کارایی بسیار محدودتری دارد. از این‌رو گنبد آهنین نیز برخلاف تبلیغات صورت گرفته، هیچ مقاومتی در برابر موشک‌های بالستیک ندارد.

از سراسر وب

  دیدگاه
کاراکتر باقی مانده

بیشتر بخوانید